صرف اینکه مالک یک دستگاه فناورانه هستید، به این معنا نیست که آن دستگاه تا ابد کار خواهد کرد. واقعیت این است که همهٔ محصولات فناوری عمر مفیدی دارند و این شرکتهای سازندهاند که تصمیم میگیرند هر محصول تا چه زمانی به کار خود ادامه دهد. آنها ممکن است مانند Spotify در سال ۲۰۲۲ یا Google در سال ۲۰۱۶، پشتیبانی از محصولی را ناگهان قطع کنند و دستگاههای موجود در دست کاربران را عملاً از کار بیندازند.
این موضوع دربارهٔ رسانههای دیجیتال نیز صدق میکند؛ آثاری که مالکشان نیستید و در عمل آنها را از عرضهکنندگان محتوا «اجاره» میکنید. در نتیجه، این محتوا تقریباً به هر دلیلی ممکن است از راه دور از کتابخانهٔ شما حذف شود.
شاید گمان کنید راهحل، خرید رسانههای فیزیکی است. در ادامه بررسی میکنیم که واقعاً مالک چه چیزهایی هستید و چه چیزهایی را تنها اجاره کردهاید؛ همچنین میبینیم چگونه میتوان پیش از خرید، تفاوت این دو را تشخیص داد.
سامسونگ قول داد و به آن وفا کرد
اما دارندگان گلکسی واچ ۴ و واچ ۴ کلاسیک در تنگنا ماندهاند

اگر Samsung Galaxy Watch ۴ یا Galaxy Watch ۴ Classic خریده بودید، سامسونگ وعدهٔ چهار نسل بهروزرسانی نرمافزاری را به شما داده بود. این شرکت نیز به وعدهاش عمل کرد و این ساعتها از Wear OS ۳.۵ تا Wear OS ۶ بهروزرسانی شدند.
اما حالا چه؟ دورهٔ پشتیبانی به پایان رسیده و این ساعتها آخرین بهروزرسانی نرمافزاری خود را در سپتامبر ۲۰۲۶ دریافت کردهاند.
برخلاف دیگر محصولات فناورانهای که عمرشان به پایان رسیده و در ادامه به آنها خواهیم پرداخت، پایان پشتیبانی سامسونگ از این ساعتها تنها به این معناست که بهمرور از قابلیتهای تازه و وصلههای امنیتی بیبهره میمانند؛ بااینحال همچنان کار خواهند کرد و این نکته مهم و درخور توجه است.
اما هنگامی که برخی شرکتها به عمر بعضی محصولات پایان میدهند، سختافزاری کاملاً ناکارآمد در دست مصرفکنندگان باقی میماند.
وقتی یک شرکت محصولش را از کار میاندازد
کار تینگِ اسپاتیفای را به یاد دارید؟

دردناکترین حالت زمانی است که برای محصولی سختافزاری پول میپردازید، اما شرکت سازنده بعدها تصمیم میگیرد پشتیبانی از آن را متوقف کند و دستگاه به تکهای سختافزار بیاستفاده تبدیل میشود.
Spotify در سال ۲۰۲۲ وسیلهای آزمایشی برای کنترل پخش موسیقی در خودرو با نام Car Thing عرضه کرد. این دستگاه ۹۰ دلاری امکان کنترل Spotify از طریق Bluetooth را فراهم میکرد و به نمایشگر لمسی ۳٫۹ اینچی، چرخ پیمایش و دستیار صوتی («Hey Spotify») مجهز بود. Car Thing برای افرادی ساخته شده بود که خودروهای قدیمیتری داشتند و ممکن بود خودروی آنها نمایشگر داخلی مجهز به Apple CarPlay یا Android Auto نداشته باشد؛ همان Android Auto که از نو طراحی شده و بسیار مورد پسند ماست.
تنها پنج ماه پس از عرضه، Spotify تولید Car Thing را متوقف کرد و دیگر آن را نفروخت. سپس در مه ۲۰۲۴ به مشتریان خبر داد که این دستگاه تا پایان همان سال بهطور کامل از کار خواهد افتاد. در دسامبر ۲۰۲۴، همهٔ دستگاههای Car Thing عملاً به سختافزاری بیاستفاده بدل شدند و کاملاً از کار افتادند؛ هرچند برخی از اعضای جامعهٔ کاربران کوشیدند دوباره آن را زنده کنند.
چرا Spotify به کار Car Thing پایان داد؟ افزون بر دگرگونی نیازهای مصرفکنندگان ــ زیرا بار دیگر باید یادآوری کرد که امروزه بیشتر خودروها با نمایشگر داخلی و Android Auto یا Apple CarPlay عرضه میشوند ــ Spotify تمایلی نداشت زیرساخت سرورهای لازم برای پردازش صوتی Car Thing را نگهداری کند. به بیان دیگر، Spotify هیچگاه دربارهٔ طول عمر Car Thing وعدهای نداده بود و وقتی ادامهٔ فعالیت آن بیش از حد پرهزینه شد، یکباره به عمرش پایان داد؛ به همین سادگی.
هاب هوشمند روولو، محصول گوگل و نست

پیشتر، در سال ۲۰۱۴، Nest متعلق به Google شرکت Revolv را خرید؛ شرکتی که مرکز خانهٔ هوشمندی ۳۰۰ دلاری میساخت. Google این شرکت را نه برای سختافزارش، بلکه برای جذب استعدادهای مهندسی پشت مرکز Revolv خریداری کرد.
سپس در سال ۲۰۱۶، هنگامی که Google به کار Revolv پایان داد و این مرکز هوشمند را به وزنهای بیمصرف روی میز تبدیل کرد، بار دیگر به دارندگانش یادآوری شد که در دنیای فناوری هیچ تضمینی وجود ندارد.
هنگام خرید یک محصول فناورانه باید درنگ کنید و از خود بپرسید: آیا ادامهٔ کار این محصول به اجازهٔ شرکت سازنده وابسته است؟
حالا توجه خود را به محتوا و رسانه معطوف کنیم؛ حوزهای که حتی یک گام دیگر از مفهوم مالکیت فاصله دارد.
کتابخانهٔ رسانهایتان نیز واقعاً مال شما نیست
شرکتها هر زمان بخواهند میتوانند محتوایتان را پس بگیرند؛ درست مانند آمازون در سال ۲۰۰۹

صرف اینکه محتوایی در کتابخانهٔ رسانهای خود دارید ــ مثلاً در Kindle ــ به این معنا نیست که مالک آن هستید. در واقع، شما محتوا را بر پایهٔ قواعد مدیریت حقوق دیجیتال (DRM) که هنگام نامنویسی در خدمات ارائهدهنده پذیرفتهاید، عملاً «اجاره» کردهاید.
واقعیت این موضوع در سال ۲۰۰۹ آشکار شد؛ زمانی که اقدام Amazon باعث شد جف بزوس، بنیانگذار و مدیرعامل این شرکت، از مشتریان عذرخواهی کند. ماجرا از این قرار بود که بسیاری از مشتریان نسخهای از کتاب مشهور «۱۹۸۴» نوشتهٔ جورج اورول را بارگیری کرده بودند که یک طرف ثالث عرضه میکرد. وقتی دارندهٔ قانونی حقوق «۱۹۸۴» از انتشار این محتوای غیرمجاز آگاه شد، Amazon ناچار شد به کتابخانههای Kindle کاربران راه پیدا کند و آن را از راه دور پاک کند. این اقدام یادآوری هولناکی بود که صرفاً بهدلیل مشاهدهٔ محتوای بارگیریشده در کتابخانهتان، نمیتوانید روی دسترسی همیشگی به آن حساب کنید.
Amazon ناچار شد به کتابخانههای Kindle کاربرانی که این محتوا را بارگیری کرده بودند راه پیدا کند و آن را از راه دور پاک کند.
چه کاری از دست شما برمیآید؟
تلاش برای معنادار کردن دکمهٔ «خرید»

نکتهٔ اصلی این است: هرچه کارکرد یک محصول بیشتر به همکاری پیوستهٔ یک شرکت وابسته باشد، احتمال اینکه روزی به حال خود رها شود نیز بیشتر است.
در کالیفرنیا قانونی با نام AB ۲۴۲۶ تصویب و امضا شده است که شیوههای گمراهکننده در خردهفروشی دیجیتال را هدف میگیرد. این قانون فروشندگان را ملزم میکند توضیحاتی روشن و قابلفهم ارائه دهند و هنگامی که مصرفکننده صرفاً مجوز استفاده از محتوا را دریافت میکند و دسترسی به آن ممکن است لغو یا محدود شود، از واژههای «خریدن» یا «خرید» استفاده نکنند. چنین قانونی میتواند نقش مهمی در آگاهسازی مصرفکنندگان داشته باشد تا بدانند چه چیزی واقعاً از آنِ آنان است و چه چیزی را فقط به امانت گرفتهاند. بااینحال، اکنون چندین دعوای حقوقی در ارتباط با این قانون جریان دارد و سالها طول خواهد کشید تا اثر واقعی خود را نشان دهد.
اگر واقعاً میخواهید مالک رسانه باشید، تنها راه این است که نسخهای فیزیکی از آن را در اختیار داشته باشید؛ خواه موسیقیتان را روی CD یا صفحهٔ گرامافون نگه دارید، خواه بهعنوان بازیباز نسخهٔ فیزیکی بازیها را بخرید. البته این کار بهمرور دشوارتر میشود، زیرا رسانههای فیزیکی روزبهروز کمیابتر میشوند و بسیاری از سامانههای بازی نیز به عرضهٔ کاملاً دیجیتال روی آوردهاند ــ اگر تاکنون چنین نکرده باشند ــ؛ جایی که دیگر نمیتوانید واقعاً مالک رسانه باشید.
اما همانطور که پیشتر دربارهٔ انتخاب فناوریهایی گفته شد که به «اجازهٔ» سازنده نیاز ندارند، دربارهٔ رسانه نیز همین اصل برقرار است: با وجود کمیابتر شدن رسانههای فیزیکی، داشتن نسخهٔ فیزیکی ــ در کنار خرید محتوای بدون DRM، انتخاب دستگاههای پخش مستقل بهجای نمونههای وابسته به کارساز و خرید نسخههای برونخط ــ مطمئنترین راه برای حفظ اختیار رسانه و محتوایی است که میخواهید از آن بهره ببرید.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Brandon Miniman است. مشاهده مقاله اصلی