خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

وان‌درایو، گوگل درایو و دراپ‌باکس را کنار گذاشتم؛ حالا پرونده‌هایم سریع‌تر از همیشه همگام می‌شوند

همگام‌سازی سریع‌تر فایل‌ها پس از حذف OneDrive، Google Drive و Dropbox
انتقال مستقیم میان دستگاه‌ها از تمام سرویس‌های ابری که آزمودم سریع‌تر بود

چندین سال، گوگل درایو، وان‌درایو و دراپ‌باکس گزینه‌های دم‌دستی من برای ذخیره‌سازی بودند. اما سرانجام متوجه ناکارآمدی مشخصی شدم: حتی اگر دو دستگاه روی یک میز قرار داشتند، پرونده‌ها در سامانهٔ وان‌درایوم همچنان باید راهی فضای ابری می‌شدند تا پس از آن به دستگاه دیگر برسند.

پس از مهاجرت به سینک‌تینگ، حتی پوشهٔ حجیم پروژه‌هایم که انتقالش همیشه به‌کندی پیش می‌رفت، سریع‌تر جابه‌جا می‌شود. تفاوت از همان لحظهٔ نخست آشکار بود و هنوز هم تازگی‌اش را از دست نداده است.

پرونده‌هایم دیگر راه را دور نمی‌زنند

دو دستگاه روی یک میز، نیازی به گذر از مرکز داده نداشتند

صفحهٔ گزینه‌های برنامهٔ Syncthing Fork روی گوشی Samsung Galaxy Z Flip 6

بیش از هر چیز، بایگانی پروژه‌هایم را همگام‌سازی می‌کنم. در واقع همان پوشه را میان دستگاه‌هایی همگام‌سازی می‌کردم که اغلب فقط چند قدم با یکدیگر فاصله داشتند. با وجود کندی این روش، سال‌ها به آن پایبند مانده بودم، چون همه‌چیز خودکار انجام می‌شد. در این روند کاری، پرونده‌ها از اتاق بیرون می‌رفتند، به فضای ابری سفر می‌کردند و سپس بازمی‌گشتند؛ یعنی عملاً ابتدا بارگذاری و بعد بارگیری می‌شدند.

به‌محض آنکه سینک‌تینگ روی هر دو دستگاه اجرا شد، این رفت‌وبرگشت یک‌باره پایان یافت. دستگاه‌هایم حالا می‌توانستند یکدیگر را در شبکهٔ محلی ببینند و پرونده‌ها را مستقیم به هم بسپارند. سینک‌تینگ در انتقال‌های محلی، نیاز به سرور ابری یک شرکت را که میان دستگاه‌ها قرار بگیرد و پرونده‌ها را نگه دارد، از میان برداشت؛ در نتیجه، پرونده‌هایم روی درایوهایی ماندند که مالکشان هستم و کنترلشان را در دست دارم.

شاید این تغییر کوچک به نظر برسد، اما اهمیتش بیش از چیزی است که در نگاه نخست می‌بینیم. دیگر برای یک واسطه پول نمی‌دهم. فضای ذخیره‌سازی و پهنای باند از قبل در اختیارم بود و سرانجام نرم‌افزاری دارم که واقعاً از آن‌ها بهره می‌گیرد.

مطلب مرتبط:   چگونه ایمیل خود را در Slack تغییر دهید

تفاوت را با زمان‌سنج سنجیدم

یک پرونده، دو مسیر کاملاً متفاوت و یک برندهٔ آشکار

نمایش سرعت اینترنت در آزمون همگام‌سازی

تفاوت از همان ابتدا روشن بود، اما برای اطمینان از اینکه گرفتار پیش‌داوری نشده‌ام، باید زمان انتقال را اندازه می‌گرفتم. برای این کار، از یک بایگانی زیپ ۱۵.۲ گیگابایتی حاوی پرونده‌های پروژه‌ام استفاده کردم که پیش‌تر با هیچ‌یک از این دو کارخواه همگام‌سازی نشده بود. هنگام آزمایش، هر دو دستگاه به یک شبکهٔ وای‌فای وصل بودند. اتصال چندان خوبی هم نداشتم: بررسی پیش از آزمایش، سرعت بارگیری را ۲۷ مگابیت‌برثانیه و سرعت بارگذاری را ۱۰ مگابیت‌برثانیه نشان داد. همان‌جا دریافتم سرعت بارگذاری تا چه اندازه تعیین‌کننده است؛ به‌ویژه چون سرویس ابری من، یعنی وان‌درایو در این آزمایش، باید کل پرونده را از ساختمان خارج می‌کرد و سپس دوباره آن را بازمی‌گرداند.

پیش از زمان‌گیری می‌دانستم وان‌درایو عقب می‌ماند، اما انتظار نداشتم این فاصله تا این اندازه چشمگیر باشد.

وان‌درایو سینک‌تینگ
پرونده پروندهٔ project-files.zip پروندهٔ project-files.zip
اندازه 15.2GB 15.2GB
زمان حدود ۴ ساعت و ۴۴ دقیقه حدود ۳۰ دقیقه
مسیر انتقال ابتدا بارگذاری، سپس بارگیری ارسال مستقیم میان دستگاه‌ها

پس از آن، همین آزمایش را با گوگل درایو و دراپ‌باکس نیز انجام دادم. هر دو، مانند وان‌درایو، با تأخیر ناشی از بارگذاری و سپس بارگیری روبه‌رو بودند؛ هرچند زمان‌هایشان اندکی تفاوت داشت.

زمانی که برای وان‌درایو ثبت کردم، به‌شکل چشمگیری به برآورد انتقال یک پروندهٔ ۱۵.۲ گیگابایتی نزدیک بود: نخست بارگذاری با سرعت ۱۰ مگابیت‌برثانیه و سپس بارگیری با سرعت ۲۷ مگابیت‌برثانیه. همان پرونده در سینک‌تینگ حدود ۳۰ دقیقه‌ای منتقل شد، زیرا به‌جای پیمودن مسیر ابری، مستقیماً از راه شبکهٔ محلی من جابه‌جا می‌شد.

مطلب مرتبط:   5 بهترین برنامه افزودنی ردیابی زمان برای Google Chrome

در نخستین انتقال، تک‌تک بایت‌ها همچنان باید یک بار جابه‌جا شوند؛ اما برتری ماندگار سینک‌تینگ پس از آن آشکار می‌شود. وقتی پرونده‌ها روی هر دو دستگاه باشند، سینک‌تینگ پس از هر تغییر، بلوک‌های پرونده را با هم می‌سنجد و تنها بلوک‌های متفاوت را انتقال می‌دهد. مثل این است که به‌جای پست دوبارهٔ کل سند، فقط صفحهٔ ویرایش‌شده را از نو چاپ کنیم. همگام‌سازی نخست گسترده و زمان‌بر است، اما پس از آن، تا زمانی که دو دستگاه بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، همه‌چیز بهینه پیش می‌رود.

بیرون رفتن از خانه هم چیزی را به عقب برنگرداند

دستگاه‌هایم هنوز یکدیگر را پیدا می‌کنند، فقط کمی دیرتر

چون Syncthing را در شبکهٔ خانگی‌ام آزموده بودم، تصور می‌کردم اگر بیرون از خانه به فایلی نیاز پیدا کنم، دیگر به کارم نمی‌آید؛ اما اشتباه می‌کردم. دستگاه‌ها ابتدا می‌کوشند از راه اینترنت ارتباطی مستقیم برقرار کنند و اگر موفق شوند، Syncthing همچنان کاربردی است؛ هرچند انتقال فایل ممکن است در مقایسه با شبکهٔ محلی کندتر باشد.

بااین‌حال، اوایل کار با Syncthing به بن‌بست خوردم. در برخی ترکیب‌های روتر و NAT، دستگاه‌ها نمی‌توانستند ارتباط مستقیمی برقرار کنند. راه‌حل این بود که قابلیت‌های شناسایی سراسری و بازپخش را فعال نگه دارم. شناسایی سراسری به دستگاه‌ها کمک می‌کرد یکدیگر را بیابند و بازپخش نیز هنگامی که ارتباط مستقیم ممکن نبود، مسیری جایگزین فراهم می‌کرد. سرور بازپخش می‌تواند تشخیص دهد که دستگاه‌ها در حال ارتباط‌اند، اما توانایی خواندن داده‌های در حال همگام‌سازی را ندارد. بااین‌همه، این مسیر اضافه افت سرعت محسوسی پدید می‌آورد و دیگر خبری از کارایی شبکهٔ محلی نیست.

مطلب مرتبط:   5 بهترین وب سایت های مجازی همکاری

دیدن آمار و ارقام جذاب بود، اما دگرگونی عملی در نگاه نخست چندان آشکار به نظر نمی‌رسید؛ هرچند اهمیت زیادی داشت. دیگر لازم نبود مدام بررسی کنم که بارگذاری چیزی به پایان رسیده است یا نه؛ فقط نگاه می‌کردم تازه‌ترین نسخه روی کدام دستگاه قرار دارد.

نه‌فقط ابر شخصی، بلکه پشتیبان خودم هم شدم

همگام‌سازی با پشتیبان‌گیری یکی نیست. راهی روشن برای آموختن این درس وجود دارد: کافی است فایلی را روی یکی از دستگاه‌ها پاک یا بازنویسی کنید و ببینید همان کار چگونه در فرایند همگام‌سازی روی دستگاه‌های دیگر نیز تکرار می‌شود. اگر این اتفاق ناخواسته رخ دهد، ممکن است بخش‌های ارزشمندی از داده‌هایتان را از روی همهٔ دستگاه‌ها پاک کنید.

اگر سه نسخهٔ همگام‌شده از یک فایل داشته باشید، لزوماً سه نسخهٔ پشتیبان مستقل ندارید. همگام‌سازی شاید شما را در برابر خرابی یک درایو حفظ کند، اما جلوی حذف تصادفی فایلی را که به همهٔ دستگاه‌ها سرایت می‌کند، نمی‌گیرد.

می‌توان همگام‌سازی را طوری پیکربندی کرد که نسخه‌های قدیمی‌تر فایل‌ها را نگه دارد، اما این قابلیت به‌طور پیش‌فرض فعال نیست. اکنون آگاهانه برای داده‌هایم حاشیهٔ امنی فراهم می‌کنم؛ از جمله با تعریف قواعد نسخه‌بندی، استفاده از درایوهای اضافه و حتی نگهداری نسخه‌هایی از برخی فایل‌ها در مکانی دیگر.

با وجود این، ارزشش را دارد. دیگر هزینهٔ اشتراک ماهانه نمی‌پردازم؛ سخت‌افزار از آنِ خودم است و تنها گاهی برای نگهداری آن هزینه می‌کنم. با حذف سه اشتراکی که دیگر نیازی به آن‌ها ندارم، سالانه حدود ۱۲۰ تا ۲۴۰ دلار صرفه‌جویی می‌شود. فضای ابری همین انتقال را کند کرده بود و پس از کنار گذاشتنش، همگام‌سازی میان دستگاه‌هایم بسیار سریع‌تر شده است.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Afam Onyimadu است. مشاهده مقاله اصلی