سالها روی هر نصب تازه ویندوز مجموعهای از برنامههای کمکی میگذاشتم. این برنامهها محدودیتهای سیستمعامل را برطرف میکردند و ویژگیهای ضعیف را بهبود میبخشیدند. اما در سالهای اخیر کمکم متوجه شدم که خیلی کمتر به این مجموعه تکیه میکنم. ویندوز توانمندتر شده و توابع داخلی جای بسیاری از آن برنامههای کمکی را گرفتهاند. مایکروسافت از مدیریت ذخیرهسازی پیشرفته و مدیریت دسکتاپ داخلی گرفته تا ابزارهای بهبودیافتهٔ اسکرینشات و پشتیبانی از راه دور، شکافهایی را پر کرده که روزگاری ما را به دنبال جایگزین میگشتاند.
حس ذخیرهسازی
دیسکم دیگر پر نمیشد و مدتها نمیدانستم چرا

برنامههایی مانند CCleaner بخشی از بسیاری از نصبهای ویندوز شدند، چون نیاز بود به پاکسازی زبالههای سیستم، پروندههای موقت و انبارههای قدیمی مرورگر بپردازیم. تنها زمانی فهمیدم در ویندوز ۱۱ به پاککنندهٔ ذخیرهسازی نیاز ندارم که درایو C: من ماهها نزدیک به ۶۰ گیگابایت فضا آزاد داشت.
دلیلش Storage Sense بود. این ویژگی با همکاری OneDrive پروندههایی را که مدتی باز نکرده بودم فقط بهصورت برخط در دسترس قرار میداد. پروندهها همچنان در File Explorer نمایش داده میشدند، اما بایتهای واقعی روی ذخیرهسازم محلی دیگر نبودند.
این ویژگی بهطور خودکار پروندههای موقت سیستم و برنامهها را پاکسازی میکند و دستههایی که ویندوز حذف آنها را بیخطر میداند هدف قرار میدهد. میتوانید تنظیم کنید زمان اجرای پاکسازی Recycle Bin و همچنین فعالسازی پاکسازی خودکار پروندهٔ Downloads را مشخص کنید. روی رایانهٔ من، تنظیم شده هرگاه فضای دیسکم کم شد اجرا شود. این ویژگی در هدف قرار دادن جایگاههای اصلی که زبالههای موقت در آنها انباشته میشوند کاملاً کارآمد است و اهمیت پاککنندههای اختصاصی دیسک را کم میکند.
تاریخچهٔ کلیپبورد
برابر دو کلید کاری را میکرد که پیشتر یک برنامهٔ کامل انجام میداد

میانبر Win + V کاری کرد که کاملاً دربارهٔ مدیران کلیپبورد شخص ثالث بیفکر شدم؛ برنامههایی که بسیاری از آنها روی نوار وظیفه سنجاق میشدند.
این میانبر تاریخچهٔ کلیپبورد ویندوز را آشکار میکند: هرچه کپی کردهاید. وقتی فهمیدم، دیگر چیز یکسانی را بارها کپی نمیکردم فقط به این دلیل که با چیز دیگری آن را جابجا کرده بودم. بیشتر آنچه کپی میکنید پس از راهاندازی دوباره از بین میرود، اما ویژگی سنجاقکردن باعث شد Ditto را پاک کنم. وقتی چیزی را سنجاق کنید، برای همیشه باقی میماند. این ویژگی در چند برنامهٔ کلیپبورد مانند ویژگی پولی در نظر گرفته میشود. من حتی چند تکه اطلاعات که مکرر استفاده میکنم سنجاق کردهام تا دائم به دنبال آنها نگردم.
ابزار ق планш
سالها از آن استفاده میکردم تا متوجه شدم دو کار دیگر هم میتواند انجام دهد

سالها ابزار قیپشات را فقط برنامهای میدانستم که اسکرینشات میگیرد و نهایتاً یک مستطیل قرمز دور چیزی میکشد—بیش از آن نه.
ابزار قیپشات ویندوز ۱۱ اسکرینشات میگیرد، ویدئو ضبط میکند و امکان حاشیهنویسی میدهد. با دو میانبر Win + Shift + S و Win + Shift + R تصویر و ویدئو ضبط میکنم. پس از انتخاب ناحیه، میتوانم پیش از ذخیره بلافاصله روی اسکرینشات حاشیهنویسی کنم. برای اسکرینشاتهایی که نمیخواهم روی دستگاهم ذخیره شوند، گزینهای برای کپیکردن بهجای ذخیره وجود دارد. این کار اسکرینشات را در کلیپبورد قرار میدهد و از مدیر کلیپبورد داخلی میتوانم به آن دسترسی پیدا کنم و در پروندهها یا هرجا واقعاً نیاز دارم جایگذاری کنم.
ویژگی استخراج متن آن را هم خیلی استفاده میکنم. ابزارهای مدرن اسکرینشات شاید بسیار بیشتر بتوانند، اما برای کارهای نوشتاری روزمره معمولاً بیش از آنچه ابزار قیپشات ارائه میدهد لازم ندارم.
دسکتاپهای مجازی
دسکتاپهای جداگانه جای پرتابومیندازی پنجرهها را گرفتند

دلیلی که گاهی به چند پنجره نیاز داریم این است که چند کار نامرتبط در یک مکان بهراحتی نامرتب میشوند.
دسکتاپهای مجازی ویندوز به من اجازه میدهند کارها را در واحدهای زمینهای دستهبندی کنم. با Win + Ctrl + چپ یا راست میتوانم فوراً میان پنجرهها جابجا شوم. همین جزئیات بود که دسکتاپ مجازی را به ویژگی تبدیل کرد که واقعاً استفاده میکنم. من یک دسکتاپ کاری دارم و یک دسکتاپ برای همهچیز دیگر. پیشتر برای رسیدن به این هدف باید VirtuaWin نصب میکردم.
دسکتاپهای مجازی ویندوز همهٔ آنچه VirtuaWin داشت ارائه نمیدهند، اما آنچه من واقعاً از VirtuaWin استفاده میکردم پوشش میدهند.
پیوند گوشی
پیامها و تماسهایم دیگر مرا به گوشیم برنمیگرداندند





به لطف Phone Link، وقتی کار میکنم، تلفنم میتواند رو به پایین روی میز بماند و نیازی نیست نگرانش باشم. پیامها و اعلانها روی رایانهام ظاهر میشوند و برای پاسخ دادن به تماسها دیگر لازم نیست گوشی را دست بگیرم.
Phone Link همچنین کارِ ایمیل کردن پروندهها به خودم را متوقف کرد. روی گوشیهای اندرویدی پشتیبانیشده، میتوانم فایلها را میان گوشی و رایانه جابهجا کنم بدون آنکه از ایمیل یا سرویس ابری دیگری عبورشان بدهم.
روی برخی گوشیهای اندرویدی، این ابزار یکپارچهسازی بیشتری هم فراهم میکند و به شما اجازه میدهد از داخل ویندوز با برنامههای اندرویدی تعامل کنید. برای من این یعنی دیگر نیازی به Pushbullet ندارم.
کویک اسیست
برنامهای که نزدیک بود برای مشکلی که سالی بار رخ میدهد نصبش کنم

هشت سال پیش برای نخستین بار از Quick Assist استفاده کردم و خیلی ابتدایی بود. نه قابلیت حاشیهنویسی روی صفحه داشت و نه گفتوگوی متنی داخلی برای ارتباط. مدیریت چندنمونهای هم بسیار ضعیف بود. بنابراین، به سراغ TeamViewer برگشتم که بهآن عادت داشتم.
اما چند هفته پیش باید از راه دور به پدرم کمک میکردم و نمیخواستم مسیر دانلود Team Viewer را طی کنم. غافلگیری شدم. اکنون هم حاشیهنویسی صفحه و نشانگر لیزری دارد، هم گفتوگوی متنی داخلی، مدیریت چندنمونهای بهتر، عملکرد بهبودیافته و تأخیر ورودی کاهشیافته.
با این حال، ابزار دسترسی از راه دور همیشگیام را جایگزین کرد، چون هیچیک از دو طرف نیازی به نصب کلاینت شخص ثالث ندارد و هنگام بوت بعدیِ رایانه هیچ فرآیند پسزمینهای اجرا نمیشود. برای کسی که از پیش میشناسم و به او اعتماد دارم، این ابزار انتخاب پیشفرض من است.
نسخههای داخلی به اندازه کافی خوب شدند
ابزارهای کاربردی که سالها از آنها استفاده میکردم و به آنها اعتماد داشتم، ناگهان بهتر نشدند؛ بلکه ویندوز بهتر شد. ابزارهای بومیای که اکنون به آنها تکیه میکنم همیشه بهتر نیستند، اما آنقدر کارآمدند که ویژگیهای دیگر را که از پیش هم استفاده نمیکردم، از یاد میبرم.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Afam Onyimadu است. مشاهده مقاله اصلی