شارژ بیسیم مزایای خودش را دارد. کافی است گوشی را، البته در صورتی که دقیقاً در مرکز قرار بگیرد، روی صفحهٔ شارژ بگذارید تا بدون نیاز به کابل شارژ شود. من یکی از این شارژرها را به یکی از بستگانم قرض دادم که درگاه آیفونش خراب شده بود و دیگر با سیم شارژ نمیشد. این فناوری برای رهایی از خطای دردسرساز تشخیص رطوبت در گوشیهای اندرویدی هم راهکاری کارآمد است.
بااینحال، اگر از این آسودگیهای کوچک بگذریم، شارژر بیسیم Samsung خودم را وسیلهٔ چندان مناسبی برای شارژ اصلی نمیدانم. سرعتش پایین و بازدهیاش بسیار کم است و گرمایی که پس از ماهها استفاده ایجاد میکند، شاید باعث بادکردن باتری Note ۲۰ Ultra من شده باشد. شارژر کنونیام را نگه میدارم، اما بعید است به این زودیها نمونهٔ تازهای بخرم.
شارژرهای بیسیم بازدهی بسیار پایینی دارند
اتلاف انرژی آنها بسیار بیشتر از یک کابل ساده است





در شارژ سیمی، برق مستقیماً از پریز و از راه کابل به گوشی میرسد. حتی با یک شارژر GaN خوب نیز حدود ۳۵٪ انرژی در این مسیر هدر میرود، اما همچنان مستقیمترین روش موجود است.
در شارژ بیسیم، این اتصال مستقیم بهکلی کنار گذاشته میشود. در عوض، صفحهٔ شارژ سیمپیچی دارد که میدان مغناطیسی متناوب ایجاد میکند و گوشی نیز به سیمپیچ متناظری مجهز است که این میدان را دریافت و دوباره به جریان برق تبدیل میکند. فرایند ایجاد میدان برای القای جریان در جایی دیگر، ذاتاً با اتلاف انرژی همراه است. بخشی از انرژی هنگام همین تبدیل از دست میرود و اگر دو سیمپیچ همراستا نباشند یا از یکدیگر فاصله داشته باشند، اوضاع بدتر هم میشود.
اعداد و ارقام اجازه نمیدهند این اختلاف را نادیده بگیریم. بنا بر آزمایشهای iFixit، حتی در بهترین حالت و با استفاده از MagSafe اپل یا استاندارد Qi2، که آهنرباهایشان سیمپیچها را کاملاً همراستا نگه میدارند، شارژ بیسیم باز هم ۳۶٪ بیشتر از شارژ سیمی انرژی مصرف میکند. در بدترین آزمایش آنها، گوشیای که کمی خارج از مرکز روی صفحهای معمولی از AmazonBasics قرار گرفته بود، ۱۰۴٪ انرژی بیشتری مصرف کرد و شارژشدنش دو برابر زمان برد. شارژر بیسیم داخل خودروی Tesla نیز به همان اندازه ضعیف عمل کرد، زیرا سیمپیچهای متعدد آن تقریباً هیچگاه با گوشی قرار گرفته روی شارژر بهدرستی همراستا نمیشوند.
این ناکارآمدی، ایراد ساخت یک محصول خاص نیست؛ بلکه از سازوکار خود شارژ القایی سرچشمه میگیرد. ایجاد و دریافت میدان مغناطیسی برای جابهجایی انرژی، بهسادگی اتلاف بیشتری از انتقال برق درون سیم دارد.
شارژرهای بیسیم میتوانند باتری را بپزند
انرژی هدررفته درست کنار باتری به گرما تبدیل میشود

از آنجا که بخشی از انرژی منتقلشده به شارژ واقعی تبدیل نمیشود، باید به شکل دیگری آزاد شود و این انرژی یکراست به گرما بدل میشود. گرما در سیمپیچی انباشته میشود که مستقیماً کنار باتری قرار دارد؛ همان قطعهای از گوشی که بیش از همه به گرما حساس است.
آزمایشهای iFixit نشان دادند که در شارژ سیمی، دمای باتری در تمام مدت کمتر از ۲۹ درجهٔ سانتیگراد باقی میماند. دمای باتری در همهٔ آرایشهای شارژ بیسیم آزمایششده از مرز ۳۰ درجهٔ سانتیگراد گذشت؛ آستانهای که فرسودگی باتری از آن پس شتاب میگیرد. حتی شارژرهای MagSafe و Qi2 با همترازی مغناطیسی، دمای باتری را به ۳۵ درجهٔ سانتیگراد رساندند. قرار دادن گوشی کمی خارج از مرکز یک صفحهٔ شارژ معمولی نیز دما را به بیش از ۴۰ درجهٔ سانتیگراد رساند و برای مدتی طولانی در همان محدوده نگه داشت.
وقتی باتریهای لیتیومیونی مرتب در معرض چنین گرمایی قرار میگیرند، الکترولیت درون آنها رو به تجزیه میگذارد. گاز درون سلول جمع میشود و باتری از نظر فیزیکی باد میکند. این تورم از داخل به بدنهٔ گوشی فشار میآورد و قاب پشتی، که معمولاً ضعیفترین بخش است، زودتر از همه از جا درمیآید. برای Note ۲۰ Ultra من نیز دقیقاً همین اتفاق افتاد. پس از ماهها ماندن روی شارژر بیسیم در طول شب، شیشهٔ پشت گوشی از جایش بیرون زد. گوشیهای Samsung با پشت شیشهای در برابر این مشکل آسیبپذیری ویژهای دارند، زیرا گرم و سرد شدن پیاپی، چسب نگهدارندهٔ قاب را بیشازپیش ضعیف میکند.
اگر هنگام شارژ با گوشی بازی میکنید یا کار سنگین دیگری انجام میدهید، استفاده از قابلیت شارژ گذرگاهی در گوشی اندرویدی بسیار بهتر است؛ زیرا هنگام استفادهٔ سنگین، برق را مستقیماً از پریز به گوشی میرساند و باتری را بهکلی از مدار کنار میگذارد.
شارژ تنها با جایگذاری درست انجام میشود
اندکی ناهمراستایی میتواند زمان شارژ را دو برابر کند

بازدهی شارژ بیسیم تقریباً بهطور کامل به همراستا بودن سیمپیچ صفحهٔ شارژ و سیمپیچ گوشی بستگی دارد. هرگونه ناهمراستایی، حتی در حد چند میلیمتر، اتلاف انرژی و تولید گرما را افزایش میدهد.
MagSafe و Qi2 این مشکل را با آهنرباهای داخلی حل میکنند؛ آهنرباهایی که هر بار گوشی را دقیقاً در جای درست مینشانند. بااینحال، حتی با چنین همترازی تقریباً بینقصی نیز در مقایسه با شارژ سیمی ۳۶% انرژی بیشتری هدر میرود و دما به ۳۵°C میرسد. بدون این آهنرباها، یعنی روی یک پد تخت که گوشی را صرفاً روی آن میگذارید، اندازهگیریهای iFixit نشان داد اگر گوشی کمی خارج از مرکز قرار گیرد، مصرف انرژی ۱۰۴% افزایش مییابد و زمان شارژ دو برابر میشود.
پایه شارژ Tesla نمونهای هشداردهنده است. در این محصول، بهجای یک جفت سیمپیچ همتراز، چندین سیمپیچ فرستنده در سراسر پد پخش شدهاند؛ بنابراین گوشی را هرجا بگذارید، دقیقاً در مرکز هیچیک از سیمپیچها قرار نمیگیرد. نتیجه شبیه بدترین حالت ممکن است: زمان شارژ طولانیتر، مصرف انرژی بیشتر و ماندگاری دما در محدودهٔ بالای ۳۰ تا بیش از ۴۰°C. کابل یا درست وصل میشود یا اصلاً وصل نمیشود؛ حالتی وجود ندارد که آن را اندکی نادرست متصل کنید و شارژر ناگهان نصف کارایی خود را از دست بدهد.
هزینه این قابلیت را توجیه نمیکند
پول بیشتر برای کارایی کمتر

شارژرهای بیسیم با توان یکسان یا کمتر، بهطرز محسوسی گرانتر از نمونههای سیمی هستند. پد شارژ بیسیم 15W خودِ Samsung، بسته به مدل، حدود $۳۵ تا $۶۰ قیمت دارد؛ آن هم برای پدی که تنها یک دستگاه را شارژ میکند. Wireless Charger Duo که دو دستگاه را با توان 15W شارژ میکند، در وبسایت Samsung با قیمت $۸۹.۹۹ فروخته میشود. در مقابل، شارژر دیواری سیمی 25W سامسونگ که کابل USB-C نیز همراهش عرضه میشود، معمولاً $۱۰ تا $۲۵ قیمت دارد. در واقع برای شارژری که سرعت کمتری دارد و انرژی بیشتری هدر میدهد، دو تا شش برابر بیشتر پول میپردازید.
گزینههای شرکتهای دیگر ممکن است کمی ارزانتر باشند، اما این اختلاف قیمت همچنان پابرجاست. یک شارژر بیسیم مغناطیسی 15W دارای گواهی Qi2 از برندهایی مانند INIU یا Anker حدود $۱۰ تا $۳۳ قیمت دارد. شارژر سیمی USB-C با توان مشابه 25W از همین برندها بین $۸ تا $۱۵ فروخته میشود. گزینهٔ بیسیم همچنان گرانتر و کندتر است و افزون بر آن، باید گرما و افت بازدهی را نیز تحمل کنید. پس واقعاً بابت چه چیزی پول بیشتری میدهید؟ فقط برای اینکه زحمت وصلکردن کابل را به خود ندهید. تمام مزیت این محصول همین است، اما بهایی نامتناسب و بسیار بیشتر دارد.
البته هزینه پنهانی هم در کار است. انرژی تلفشده هنگام شارژ بیسیم به گرما تبدیل میشود و بهتدریج باتری را فرسوده میکند. این هزینه هنگام خرید به چشم نمیآید، اما بعدها خود را بهشکل کاهش ظرفیت یا نیاز زودهنگام به تعویض باتری نشان میدهد. اگر میخواهید این فرسودگی را زیر نظر بگیرید، گوشی Samsung شما منوی عیبیابی پنهانی دارد که وضعیت واقعی سلامت باتری را فراتر از برچسب کلی «عادی» نشان میدهد. اکنون که USB-C تقریباً در همهجا به استاندارد تبدیل شده، سروکار داشتن با کابل عملاً فقط به معنای وصلکردن آن است؛ کاری که چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد.
شارژر بیسیم جای شارژر اصلی را نمیگیرد
اگر به سرعت شارژ بالا نیاز ندارید یا فقط گاهی از آن استفاده میکنید، شارژ بیسیم همچنان کاربرد خودش را دارد. در خودرو نیز سودمند است، زیرا کابل فضای اطراف را شلوغ میکند و مدیریت آن دردسرساز است. همچنین اگر درگاه USB گوشی سرانجام از کار بیفتد، میتواند راهکاری جایگزین باشد؛ اتفاقی که بهندرت رخ میدهد، اما در گوشیهای قدیمیتر شما را از پرداخت هزینه سنگین تعمیر نجات میدهد.
اما من دیگر از آن بهعنوان شارژر اصلی استفاده نمیکنم. مشکل داغشدن بهتنهایی کافی است تا از استفاده طولانیمدت از آن منصرف شوم. وقتی حالت ذخیرهٔ باتری فعال میشود و هشدار کمبود شارژ روی صفحه ظاهر میشود، از شارژر انتظار دارم باتری را سریع جان ببخشد، نه اینکه در این میان انرژی را هدر دهد. یک کابل USB-C باکیفیت و شارژری مناسب، همین کار را سریعتر، خنکتر و ارزانتر انجام میدهند. من با رضایت این انتخاب را میپذیرم.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Tashreef Shareef است. مشاهده مقاله اصلی