وقتی پای پخش ویدیو در رایانه به میان میآید، بیشتر ما بیدرنگ سراغ VLC میرویم. نه لازم است پولی بپردازید و نه برای تماشای ویدیو، رگبار آگهیها را تحمل کنید. VLC رایگان است، تقریباً از همه دستگاهها پشتیبانی میکند و در کنار کاربری آسان، چندین قابلیت پنهان هم دارد. از نظر پشتیبانی از قالبهای گوناگون نیز حتی یک بار ناامیدم نکرده است. بااینحال، هر بار که آن را باز میکنم، ظاهرش حس کار با نرمافزاری باستانی را به من میدهد. بهتازگی آن را با Screenbox جایگزین کردم و تازه فهمیدم تمام این مدت چه چیزی را از دست داده بودم.
ویالسی هر فایلی را که به آن بدهید پخش میکند
اما رابطش در سال ۲۰۰۶ جا مانده است

دلیل اصلی محبوبیت VLC و حضورش در تقریباً همه رایانهها این است که هر قالبی را به آن بدهید، پخش میکند؛ از MKV و فایلهای خراب MP4 گرفته تا AVI، MP3 و هر چیز دیگری. کتابخانه کُدکهای آن بر پایه FFmpeg کار میکند؛ بنابراین دیگر مانند سال ۲۰۰۹ لازم نیست برای یافتن بستههای کُدک گمشده همهجا را زیرورو کنید.
با آنکه تقریباً همهچیز بینقص است، یک بخش سالهاست آزارم میدهد و مطمئنم بسیاری از شما نیز همین احساس را دارید. وقتی VLC را در رایانهای با Windows ۱۱ باز میکنید، انگار یک دهه به گذشته پرتاب شدهاید. رابط کاربری آن در کنار طراحی امروزی ویندوز، برنامههای جدید و نوارهای منوی مدرن، وصله ناجوری به نظر میرسد؛ گویی ظاهر نرمافزار در گذر زمان هیچ پیشرفتی نکرده است.
این نارضایتی تنها مختص شما نیست. هنوز هم کاربران بسیاری رابط قدیمی و کمکنتراست VLC را بزرگترین نقطهضعف آن میدانند.
اسکرینباکس همان بازطراحی ویالسی است که انتظارش را داشتم
همان موتور لیبویالسی، با چهرهای کاملاً تازه





Screenbox یک پخشکننده ویدیویی گمنام نیست که ابتدا مدتی رایگان در اختیارتان بگذارد و سپس وادارتان کند اشتراک بخرید؛ پروژهای رقیب در زمینه کُدکها هم نیست. این برنامه با LibVLCSharp ساخته شده است؛ همان موتور بنیادین VLC که مستقیماً از VideoLAN میآید. در نتیجه، Screenbox همان پایداری افسانهای VLC را بدون رابط کهنهاش ارائه میدهد. هر فایلی که در VLC اجرا شود، در Screenbox نیز پخش خواهد شد.
همان بار نخست که این پخشکننده را باز میکنید، واقعاً حس میکنید با برنامهای روبهرو هستید که مایکروسافت میتوانست آن را همراه ویندوز عرضه کند؛ زیرا طراحیاش بر پایه سامانه Fluent Design مایکروسافت شکل گرفته است. گوشههای گرد، جلوههای نیمهشفاف و پوستههای روشن و تیره دارد که واقعاً با دیگر بخشهای میزکار هماهنگاند. در مدتی که با Screenbox کار کردم، هرگز حس نکردم برنامهای ساخته شرکتی دیگر است که تنها وانمود میکند به ویندوز تعلق دارد.
افزون بر این، Screenbox صرفاً پوستهای تازه بر VLC نیست، بلکه شیوه کار با پخشکننده را از نو اندیشیده است. با حرکتهای کشیدنی میتوانید در ویدیو جلو و عقب بروید یا صدا را تنظیم کنید. چیدمان کلیدهای میانبر آن نیز به YouTube شباهت دارد: Spacebar برای پخش یا مکث، M برای بیصدا کردن، F برای نمایش تمامصفحه و کلیدهای جهت چپ و راست برای عقب و جلو رفتن. حتی با میانبرهای ردیف اعداد، یعنی ۱ تا ۴، میتوانید اندازه پنجره را بیدرنگ تغییر دهید. بهترین بخش ماجرا این است که هیچکدام به خواندن راهنما نیاز ندارند؛ همهچیز درست همانگونه کار میکند که از یک برنامه امروزی انتظار دارید.
Screenbox بینیاز از تنظیمات اضافه از Chromecast پشتیبانی میکند، حالت تصویر در تصویر را بهدرستی در اختیارتان میگذارد و اجازه میدهد هنگام پخش، هر نمای دلخواه از ویدیو را بهصورت تصویر ذخیره کنید. همچنین میتوانید پروندههای رسانهای موجود در شبکه محلی را مستقیماً مرور و پخش کنید. درست مانند VLC، امکان افزایش بلندی صدا تا ۲۰۰% نیز وجود دارد.
جایگزینی کامل برای ویالسی نیست
نمیخواهم Screenbox را جایگزینی تماموکمال برای VLC معرفی کنم، زیرا چند قابلیت مهم را ندارد. نخست اینکه برابرساز صدای داخلی در کار نیست؛ پس نمیتوانید صدا را با جزئیات دلخواه تنظیم کنید. افزون بر این، خبری از دامنه گسترده شخصیسازیهای VLC از راه پوستهها و فهرست تنظیمات نیست. اگر از آن دسته کاربرانی هستید که تکتک گزینههای پخش را دستکاری میکنند، Screenbox ناامیدتان خواهد کرد.
Screenbox در حال حاضر روی Windows ۱۰، Windows ۱۱ و کنسولهای Xbox اجرا میشود و نسخهای برای macOS یا Linux ندارد. بنابراین اگر پیوسته میان چند سیستمعامل جابهجا میشوید، روی دستگاههای دیگر همچنان ناچار به استفاده از VLC خواهید بود. اگر گزینهای سبکتر و سادهتر میخواهید، میتوانید MPC-HC را هم بررسی کنید؛ جایگزین دیگری برای VLC که بهطور ویژه برای ویندوز ساخته شده است. بااینهمه، هرچند VLC را برای پخش روزمره فایلهای رسانهای کنار نمیگذارم، این روزها بیشتر از Screenbox استفاده میکنم؛ چون هیچ قالبی نیست که از پس پخش آن برنیاید.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Sagar Naresh است. مشاهده مقاله اصلی