هنگام خرید SSD، همیشه «نداشتن DRAM» را عیب تعیینکنندهای میدانستم. تصورم این بود که یک درایو ارزانِ بیآن تراشه فقط زمانی منطقی است که سرعت واقعاً اهمیتی نداشته باشد. اما بعد یک درایو ۵۰ دلاریِ بدون DRAM خریدم و آن را بهعنوان فضای ذخیرهسازی دوم نصب کردم؛ عملکردش در کارهای روزمرهام همتراز درایوهایی بود که بیش از دو برابر قیمت داشتند. همین مرا به بررسی بافر حافظهٔ میزبان کشاند و سپس درایو را در آزمونی رودررو با یک SSD مجهز به DRAM قرار دادم. نتیجه، معیارهایم برای خرید SSD را تغییر داد.
SSD من تراشهای را ندارد که قرار است هر درایو سریعی به آن نیاز داشته باشد
بهجایش چه چیزی قرض میگیرد و چرا نزدیک بود متوجه آن نشوم

فقط وقتی برگهٔ مشخصات SSD خود را دقیق بررسی کردم، متوجه شدم تراشهٔ DRAM ندارد. از آنجا که همیشه درایوهای بیDRAM را نشانهٔ ضعف در طراحی میدانستم، برایم عجیب بود که این درایو دوم با نمونههای گرانتری که پیشتر داشتم همسطح است. رفتارش شبیه درایوی نبود که فقط وقتی کارایی اولویت ندارد سراغش میروید.
درایوی که DRAM ندارد، الزاماً بیحافظه نیست. کنترلر همچنان مقداری SRAM اختصاصی دارد، اما این با داشتن DRAM اختصاصی روی SSD یکسان نیست. با این حال، جدول نگاشت اختصاصیای که محل قرارگیری دادهها روی NAND را پی میگیرد، در آن وجود ندارد. حافظهٔ فلش مانند بایگانیای با پوشههای برچسبخورده نیست. درایو برای هر خواندن و نوشتنی که انجام میدهد، باید پیوسته آن نقشه را بررسی کند.
بافر حافظهٔ میزبان یا HMB به کنترلر SSD اجازه میدهد به بخشی از رم سیستم میزبان دسترسی داشته باشد. رم قرضگرفتهشده برای فراداده و اطلاعات نگاشت به کار میرود و دفعات مراجعه به NAND را کاهش میدهد. درایو من حدود ۶۴ مگابایت رم قرض میگیرد، هرچند SSD این مقدار حافظه را بهطور دائمی مصرف نمیکند. بهجای نگهداشتن کل نقشه، فقط بخشهایی را حفظ میکند که کنترلر بیش از همه به آنها نیاز دارد. نمیتوان SSD را تنها بر پایهٔ نداشتن تراشهٔ فیزیکی DRAM ارزیابی کرد.
قرض گرفتن حافظه، آسانترین بخش ماجرا از آب درآمد
تفاوت میان DRAM اختصاصی و رم قرضی چیست؟

DRAM رویبرد و HMB دو فناوری متفاوتاند که با رویکردهایی جداگانه، یک مسئله را حل میکنند. اولی روی SSD لحیم شده و منحصراً به همان درایو اختصاص دارد. دومی از حافظهٔ سیستم استفاده میکند؛ حافظهای که سیستمعامل میتواند در اختیار آن بگذارد.
HMB صرفاً جایگزین نگهداری جدول نگاشت در رم اختصاصی نیست. کنترلر انتخاب میکند چه چیزهایی باید فوراً در دسترس باشند؛ اطلاعات باقیمانده روی NAND ذخیره میشوند و از راه حافظهٔ خود کنترلر در دسترس قرار میگیرند. HMB مانند یک کش کوچک عمل میکند و فقط دادههای پرکاربرد را نگه میدارد.
میان اندازهٔ بافر و ظرفیت درایو، رابطهٔ مستقیمی وجود ندارد. خود درایو و سیستمی که به آن متصل است تعیین میکنند کنترلر چه مقدار حافظه درخواست کند و چه مقدار دریافت کند.
| DRAM رویبرد | بافر حافظهٔ میزبان | |
|---|---|---|
| محل قرارگیری | روی SSD | قرضگرفتهشده از رم سیستم |
| مالکیت | اختصاصیِ همان درایو | اشتراکی، تخصیصیافته هنگام درخواست |
| کاربرد معمول | نگهداری دادههای نگاشت در حافظهٔ محلیِ سریع | فراداده و دادههای نگاشتِ گزینششده |
اما جذابیت ماجرا فقط به حافظهٔ قرضی محدود نمیشود. وقتی بهجای کارهای کوتاه و ناگهانی، بارهای کاری پیوسته را اجرا کنید، تفاوتها آشکارتر میشوند.
فاصلهای که انتظار داشتم همهجا ببینم، فقط یکبار ظاهر شد
آزمون من چه چیزی را آشکار کرد که برگهٔ مشخصات نمیتوانست





در انتقالهای ترتیبی، تفاوت معناداری پیدا نکردم. هنگام کپیکردن پوشهای از فایلهای بزرگ، هر دو درایو عملکردی مشابه داشتند. اگر تنها همین مبنای مقایسه بود، به نظر میرسید DRAM واقعاً اهمیت چندانی ندارد.
بااینحال، از نتایجی که در خواندنهای تصادفی با عمق صف پایین گرفتم، انتظار دیگری داشتم. این درخواستهای کوچک و پراکنده، تا حد زیادی با الگوی دسترسیای همخواناند که سیستم شما معمولاً ایجاد میکند. اختلاف آنقدر کم بود که انتظار ندارم در کارهای عادی دسکتاپ بهروشنی به چشم بیاید.
بااینحال، وقتی هر دو درایو از کش پرسرعت خود فراتر رفتند، در نوشتنهای پیوسته فاصله بیشتری میانشان دیده شد. درایو مجهز به HMB هنگام نوشتن ۳۷۷ گیگابایت داده، سرعتی نزدیک به ۴٫۸۵ گیگابایت بر ثانیه را بهطور پایدار حفظ کرد؛ اما پس از تمام شدن کش، این رقم به ۵۶۰ مگابایت بر ثانیه سقوط کرد. درایو دارای DRAM پیش از افت سرعت به حدود ۹۰۰ مگابایت بر ثانیه، نزدیک به ۴۶ ثانیه بیشتر سرعت پایدار ۶٫۴ گیگابایت بر ثانیه را حفظ کرد. درایو DRAM من بیشتر از درایو HMB دوام آورد و حتی پس از افت سرعت نیز همچنان سریعتر بود.
البته شاید همه این تفاوت صرفاً از نبود تراشهٔ DRAM ناشی نشود. عواملی مانند طراحی کنترلر، شمار کانالهای NAND، تنظیم کش، وضعیت حرارتی و DRAM، همگی وقتی درایو از مرز توان خود عبور میکند بر عملکرد اثر میگذارند.
در عمل، بازی کردن، وبگردی، باز کردن برنامهها و دیگر فعالیتهایی که به جهشهای کوتاه عملکرد نیاز دارند، در استفاده روزمره تقریباً مشابه خواهند بود. تفاوت زمانی آشکار میشود که بخواهید فایلهای بسیار بزرگی را جابهجا کنید.
دیگر برای انتخاب SSD دنبال تراشهٔ DRAM نمیگردم
این تجربه نگاه مرا کاملاً تغییر داد؛ حالا برگههای مشخصات را جور دیگری میخوانم. برای بازیها، فایلهای پروژه و ذخیرهسازی روزمره ــ همان کارهایی که به یک درایو ثانویه نیازم میکنند ــ با خیال راحت یک درایو HMB میخرم.
دیگر DRAM را مهمترین عامل در انتخاب یک SSD نمیدانم و اکنون به موارد دیگری مانند کنترلر، نوع NAND، اندازهٔ کش و شیوهٔ مدیریت گرمای درایو توجه میکنم.
HMB یک درایو بدون DRAM را همردهٔ مدل دارای DRAM نمیکند، اما راهحلی کاربردی است که تا حد زیادی فاصله میان آنها را کم میکند.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Afam Onyimadu است. مشاهده مقاله اصلی