در مارس ۲۰۲۶، آمازون امجیام استودیوز فیلم «پروژه هیل مری» را روانه پرده سینما کرد؛ اقتباسی از رمان علمیتخیلی اندی ویر در سال ۲۰۲۱ درباره فضانوردی که برای نجات زمین از نابودی، راهی مأموریتی بهسوی ستارهای دوردست میشود. او در آنجا با موجودی بیگانه روبهرو میشود و نامش را راکی میگذارد؛ موجودی که خود نیز میکوشد سیاره زادگاهش را از سرنوشتی مشابه نجات دهد. این دو، با آنکه بهمعنای واقعی کلمه از دو دنیای متفاوت آمدهاند، راهی برای گفتوگو پیدا میکنند و با یکدیگر دوست میشوند.
«پروژه هیل مری» داستانی علمیتخیلی و بهطرزی کمنظیر دلگرمکننده است. اگر فیلم را دیدهاید و هنوز دلتان داستانهایی با همین حالوهوا میخواهد، کتابهای فراوانی هستند که میتوانند این اشتیاق را فروبنشانند.
سهگانه «خورشید رنگباخته»؛ نوشته سی. جی. چری
شبیه پایان «پروژه هیل مری»، اما جنگیتر

بهترین بخش «پروژه هیل مری»، پیوندی است که میان رایلند گریس، فضانورد انسان، و راکی، موجود بیگانه، شکل میگیرد. سهگانه «خورشید رنگباخته» نیز دست به کاری مشابه میزند و استن دانکن، سرباز انسان، را در میان بیگانگان مِری جای میدهد؛ قومی که به نیابت از نژاد بیگانه دیگری به نام رِگول، بهتازگی جنگی چنددههای با بشریت را به پایان رساندهاند. مِریها مردمانی مزدورند که برای انجام مأموریتی اجیر شدهاند. دانکن در آغاز آنان را دشمنانی خطرناک میبیند، اما وقتی رِگولها به مِریها خیانت میکنند و در پی نابودی کاملشان برمیآیند، با آنان همدلی میکند.
«پروژه هیل مری» با این پایان مییابد که رایلند گریس در سیاره راکی خانهای تازه برای خود میسازد، هرچند داستان تلویحاً نشان میدهد که شاید روزی بتواند به زمین بازگردد. در سهگانه «خورشید رنگباخته»، استن دانکن چنان با جامعه بومی درمیآمیزد که رسماً به یکی از مِریها بدل میشود و آیینها و شیوه زندگی آنان را میآموزد. دیدن کسی که میتواند میان فرهنگهایی تا این اندازه متفاوت پل بزند، عمیقاً تأثیرگذار است.
بااینهمه، یکی از جذابیتهای سهگانه «خورشید رنگباخته» این است که داستان بیشتر از دید شخصیتهای مِری روایت میشود؛ بنابراین شخصیت انسان نقشی کموبیش فرعی دارد.
«راهی طولانی به سیارهای کوچک و خشمگین»؛ نوشته بکی چمبرز، ۲۰۱۴
حماسهای فضایی، کوچک و صمیمی

«راهی طولانی به سیارهای کوچک و خشمگین» رمانی علمیتخیلی و آرام است که بیش از ماجراهای پرهیجان، به پرورش شخصیتها اهمیت میدهد. رزماری هارپر، زنی انسان و زاده مریخ، با پیوستن به خدمه سفینه ویفِرر زندگی گذشتهاش را پشت سر میگذارد؛ سفینهای که برای آسانتر کردن سفرهای میانستارهای، کرمچاله میسازد. به همین سبب، او همراه گروهی گوناگون از انسانها و بیگانگان به سراسر کیهان سفر میکند و ما نیز بهتدریج با همه آنان آشنا میشویم؛ از سیسیکس، خلبان خزندهمانند، و اوهان، مسیریاب بسیار شهودی، گرفته تا دکتر شف، بیگانهای از نژاد گورم که هم پزشک سفینه است و هم آشپز آن.
«راهی طولانی به سیارهای کوچک و خشمگین» با حوصله تکتک اعضای گروه را به ما میشناساند؛ شخصیتهایی که هنگام کنار آمدن با پیچیدگیهای معاشرت میان گونههای مختلف، پیوندهایی عمیق با یکدیگر میسازند. اگر خدمه رایلند و راکی در مسیر رسیدن به ستاره سالم جان نمیباختند، شاید «پروژه هیل مری» نیز اندکی بیشتر به چنین داستانی شباهت پیدا میکرد.
مجموعه «بابیورس»؛ نوشته دنیس ای. تیلور
با سپاس از جان فون نویمان

کتابهای «بابیورس» که در سال ۲۰۱۶ با «ما لژیون هستیم» آغاز شدند، داستان باب یوهانسون را روایت میکنند؛ مهندس نرمافزاری در سده بیستویکم که ناگهان میمیرد و بیش از ۱۰۰ سال بعد چشم میگشاید، فقط برای آنکه دریابد به هوش مصنوعی هدایتکننده کاوشگری خودتکثیرشونده تبدیل شده است؛ کاوشگری که باید به فضا برود و سیارههای دیگری را بیابد که بتوانند میزبان بازماندگان بشر باشند.
یوهانسون نسخههای فراوانی از خودش میسازد، اما با گذشت زمان و در پی تجربههای متفاوت، شخصیت و اولویتهای این نسخهها از یکدیگر فاصله میگیرد. بابها در سفرهایشان با گونههای بیگانه بسیاری روبهرو میشوند، هرچند بیشترین شباهت کتابهای «بابیورس» به «پروژه هیل مری» در لحن آنهاست. این کتابها طنزآمیز و سرشار از شوخیهای کلامیاند و راهحلهای هوشمندانه فراوانی را بر پایه علم واقعی پیش میکشند؛ ویژگیهایی که بیگمان دوستداران آثار اندی ویر را خشنود خواهد کرد.
دنیس ای. تیلور تاکنون پنج کتاب از مجموعه «بابیورس» نوشته است و کتابهای بیشتری نیز در راهاند.
«خاطرات ربات آدمکش»؛ نوشته مارتا ولز
همانطور که در اپل تیوی دیدهاید

مجموعه «خاطرات ربات آدمکش» از این جهت بیهمتاست که همه کتابها از زبان شخصیت اصلیِ غیرانسانی روایت میشوند؛ رباتی امنیتی که سامانههای خودش را هک کرده و به اراده آزاد دست یافته است. این ربات که خود را «ربات آدمکش» مینامد، بدبین و بداخلاق است و ترجیح میدهد به حال خودش رهایش کنند تا تمام روز سریالهای آبکی تماشا کند، اما ناچار میشود با کارفرمایان انسانیاش سروکله بزند. بااینهمه، برخلاف میل خود بهتدریج با شماری از همکاران انسانیاش پیوندی عاطفی برقرار میکند؛ هرچند هرگز حاضر نیست به آن اعتراف کند.
«خاطرات ربات آدمکش» نیز مانند مجموعه «بابیورس» هنوز ادامه دارد. مارتا ولز تاکنون هشت کتاب از این مجموعه نوشته و دستکم یک جلد دیگر هم در برنامه دارد. افزون بر این، از میان همه مجموعههای این فهرست، «خاطرات ربات آدمکش» تنها اثری است که تا امروز اقتباسی شایسته برای نمایشگر داشته است. سریال «ربات آدمکش» در Apple TV اثری درخشان است و فصل دوم آن نیز در راه است.
«سخنگوی مردگان» (۱۹۸۶)، نوشته اورسن اسکات کارد
آنسوی پایان «بازی اندر»

مشهورترین کتاب اورسن اسکات کارد، «بازی اندر» محصول ۱۹۸۵ است؛ داستان جوانی که به مدرسهای نظامی و بیرحم میرود و همراه دیگر دانشآموزان برای نبرد با تهدیدی جدی از سوی بیگانگان آموزش میبیند، اما در پایان درمییابد که همهچیز بیش از آنچه تصور میکرد واقعی بوده است. دنباله این رمان، «سخنگوی مردگان»، شهرت کمتری دارد، ولی شاید حتی اثر بهتری باشد.
در این کتاب، اندر که حالا به بزرگسالی رسیده است، به سیارهای مستعمره و دوردست فراخوانده میشود تا درباره مرگِ بیگانهشناسی تحقیق کند که مشغول مطالعه بیگانگان بومی، یعنی پِکِنینوها، بوده است. نهادهای حاکم بر بشریت خواهان نابودی پِکِنینوها هستند، اما هرچه اندر بیشتر در این معما فرو میرود، روشنتر میشود که آنان گونهای هوشمند و سزاوار احتراماند و راز مرگ آن بیگانهشناس بسیار پیچیدهتر از چیزی است که در نگاه نخست به چشم میآید.
«سخنگوی مردگان» سراسر درباره همدلی با کسانی است که با ما تفاوت دارند و نشان میدهد بدون دوستداشتن دیگری، شناخت کامل او ناممکن است. دوستداران رابطه رایلند و راکی در «پروژه هیل مری» احتمالاً در این کتاب نیز نکات دلنشین فراوانی خواهند یافت، هرچند لحن آن کمتر طنزآمیز و بیشتر دراماتیک است.
«خاشاکی در چشم خدا» (۱۹۷۴)، نوشته لری نیون و جری پورنل
بیگانگان چاره دیگری ندارند

«خاشاکی در چشم خدا» بیشتر به همان الگوی آشنایی شباهت دارد که از داستانی درباره انسانها و بیگانگان انتظار میرود، زیرا دو گونه با یکدیگر در کشمکشاند؛ بااینحال، ظرافتهایی در داستان هست که خواندنش را برای دوستداران «پروژه هیل مری» همچنان ارزشمند میکند.
در آیندهای دور، بشریت برای نخستین بار با گونهای بیگانه روبهرو میشود که بعدها «موتیها» نام میگیرند. آنها جذاب و باهوشاند و چنین به نظر میرسد که میخواهند برای سود هر دو گونه با انسانها همکاری کنند؛ اما رازی هولناک درباره زیستشناسی خود پنهان کردهاند که نهتنها انسانها، بلکه شاید سراسر تمدن کهکشان، از جمله تمدن خود موتیها، را تهدید میکند.
مسئله این نیست که موتیها شرورند؛ بلکه ضرورتی زیستی دارند که چه بخواهند و چه نخواهند، آنها را به تهدید بدل میکند. در دنباله کتاب، «دست چنگانداز»، اطلاعات بیشتری درباره موتیها به دست میآوریم و درمییابیم که جامعه آنان نیز درست مانند ما زمینیها جناحهای گوناگونی دارد. همانگونه که در «سخنگوی مردگان» میبینیم، هرچه شناخت ما از بیگانگان بیشتر میشود، دشوارتر است که آنها را صرفاً تهدیدی بیچهره بدانیم و بس.
هیچچیز مانند نخستین رویارویی نیست
اندیشه نخستین رویارویی با بیگانگان، نسلهای پیاپی نویسندگان علمیتخیلی را شیفته خود کرده است. آنان گاهی این رویارویی را خشونتبار و هراسانگیز به تصویر میکشند، اما یافتن کتابی مانند «پروژه هیل مری» که با خوشبینی بیشتری به این موضوع مینگرد، طراوتبخش است.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dan Selcke است. مشاهده مقاله اصلی