ساموئل ال. جکسون در طول دوران حرفهای طولانیاش تقریباً هر نوع شخصیتی را بازی کرده است. اما سریال «آخرین روزهای بطلمی گری» محصول ۲۰۲۲، نقشی را به او سپرد که تماشاگران بهندرت او را در آن میبینند. جکسون در این مجموعه ششقسمتی اپل تیوی پلاس، نقش شخصیت اصلی داستان، بطلمی گری، را بازی میکند؛ پیرمردی ۹۱ساله که زوال عقل، یادآوری زندگیاش را برای او دشوار کرده است. وقتی رجی، برادرزادهاش با بازی عمر بنسون میلر، کشته میشود، بطلمی تنها کسی را از دست میدهد که از او مراقبت میکرد.
خوشبختانه شرایط بطلمی زمانی دگرگون میشود که دکتر روبین، با بازی والتون گاگینز، درمانی آزمایشی به او پیشنهاد میکند که میتواند حافظهاش را بازگرداند. دارو ذهن او را دوباره روشن میکند، اما در عین حال فرصت اندکی برایش باقی میگذارد تا پیش از وخیمتر شدن وضعیتش، قاتل رجی را پیدا کند. حاصل کار سریالی است که بهسختی میتوان آن را در یک جمله توصیف کرد؛ شاید همین هم دلیل آن باشد که بهاندازه شایستگیاش درباره آن سخن گفته نمیشود.
چرخش علمیتخیلی، معمای قتل را دگرگون میکند
این یک معمای جنایی معمولی نیست

در بیشتر معماهای قتل، کسی که کارآگاهی میکند از امتیازی برخوردار است که به او در کشف حقیقت کمک میکند. اما بطلمی ناگهان مهارت تازهای به دست نمیآورد که او را در تحقیق درباره مرگ رجی توانمندتر کند. در عوض، به اطلاعاتی دسترسی پیدا میکند که از پیش در ذهن خودش نهفته بودهاند. همین موضوع شیوه پیشبرد تحقیقات را برای بطلمی تغییر میدهد.
او سالهاست که تکههای تاریخ شخصی خود را یکییکی از دست میدهد؛ بنابراین حل معمای قتل رجی مستلزم آن است که دریابد کدام بخشهای گذشتهاش واقعاً اهمیت دارند. وقتی خاطراتش بازمیگردند، بهجای آنکه صرفاً از آنها برای شناسایی قاتلی مشخص بهره بگیرد، باید تصمیم بگیرد با این همه اطلاعات تازه چه کند. سریال همچنین گذشته بطلمی را به بخشی از معمایی بزرگتر بدل میکند.
رابطهاش با عموی خود، زندگی زناشوییاش و تکتک تجربههایی که از سر گذرانده، پس از آنکه دوباره به آنها دسترسی مییابد اهمیت پیدا میکنند. از همین رو، تحقیقات او پیوسته میان قتلی که میخواهد حل کند و زندگیای که میکوشد بفهمد در رفتوآمد است. این وضعیت فوریتی متفاوت به داستان میبخشد، زیرا بطلمی میداند حافظه بازیافتهاش موقتی است و نمیتواند ماهها در پی تکتک سرنخها برود.
این درمان به سریال امکان میدهد بپرسد بطلمی با فرصت باقیماندهاش چه باید بکند. یافتن قاتل رجی مهم است، اما اکنون که خاطراتش بازگشتهاند، او میتواند از نزدیکانش نیز محافظت کند. همین نکته عنصر علمیتخیلی داستان را کارآمد میکند؛ زیرا بدون آن، «آخرین روزهای بطلمی گری» همچنان قتلی برای بررسی داشت، اما مخاطرات شخصی داستان از میان میرفت.
ساموئل ال. جکسون، بطلمی را در دورههای گوناگون زندگیاش به تصویر میکشد
جکسون در نقشی کاملاً متفاوت ظاهر میشود

«آخرین روزهای بطلمی گری» همچنین فرصتی در اختیار جکسون گذاشت تا گستره توانایی بازیگریاش را به نمایش بگذارد. در آغاز سریال، بطلمی از آن شخصیتهای بااعتمادبهنفس و مقتدری نیست که تماشاگران معمولاً از جکسون انتظار دارند. زوال عقل توانایی او را برای درک رویدادهای پیرامونش مختل کرده و باعث شده است حتی برای ابتداییترین کارها نیز به دیگران وابسته باشد.
بااینحال، جکسون باید بطلمی را مردی نشان دهد که زیر لایههای سردرگمی هنوز شخصیتی نیرومند دارد، حتی اگر همیشه نتواند به آن دسترسی پیدا کند. با آغاز تأثیر درمان، بطلمی بخشهای بیشتری از زندگیاش را به یاد میآورد، اما سریال با خودِ جوانتر او همچون شخصیتی کاملاً متفاوت رفتار نمیکند. در عوض، جکسون نشان میدهد که یک انسان واحد چگونه در گذر دههها دگرگون شده است.
نقد مؤسسه فیلم بریتانیا (BFI) یکی از نقدهای بسیاری بود که به مهارت درخشان جکسون در متمایز کردن دورههای مختلف زندگی بطلمی پرداخت؛ از پیرمردی آسیبپذیر گرفته تا چهرههای بااعتمادبهنفستر و آرمانگراتری که همراه با خاطراتش پدیدار میشوند. نکته غافلگیرکننده این است که بطلمی پس از بازیابی حافظه نیز بیعیبونقص نیست، زیرا خاطرات او تجربههای خوش، رویدادهای دردناک و تصمیمهایی را در بر میگیرند که شاید حتی از آنها پشیمان باشد.
این بازی بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفاً پیامدهای زوال عقل را نشان دهد یا شخصیتی سالخورده را به تصویر بکشد که روحیهای جوانتر پیدا میکند. جکسون باید نسخههای گوناگون بطلمی را به هم پیوسته جلوه دهد، حتی زمانی که رفتارشان تفاوت چشمگیری دارد. این یکی از مهمترین دلایلی است که سریال را به ویترینی درخشان برای هنر جکسون بدل کرده و چنین ستایش گستردهای را برای بازی او به همراه آورده است.
داستان اصلی درباره بطلمی و رابین است
معما تنها دلیل ادامه تماشای سریال نیست

رابین (دومینیک فیشبک) پس از کشتهشدن رجی وارد داستان میشود و سرانجام مراقبت از بطلمی را بر عهده میگیرد. او بسیار جوانتر از بطلمی است و گرفتاریهای خودش را دارد؛ از همین رو، رابطهشان در آغاز به همکاری ساده میان کارآگاهی باتجربه و دستیاری جوان نمیماند. رابین جایی برای ماندن میخواهد و بطلمی نیز به کسی نیاز دارد که بتواند به او اعتماد کند.
بطلمی نیز راهنمایی و آرامشی را به رابین میبخشد که در زندگیاش از آن بیبهره بوده است. رابین هم در عوض چیزی به او میدهد که خاطرات بازیافتهاش از پس آن برنمیآیند: کسی که بطلمیِ امروز را میشناسد. سرانجام، تصمیمهایی که بطلمی برای رابین میگیرد با پرسش اصلی این تحقیق گره میخورند: او در فرصت اندکی که برایش باقی مانده، چه کارهایی میتواند انجام دهد؟
همین پویایی میان این دو شخصیت تا اندازهای روشن میکند که چرا این مجموعه نادیده مانده است. شنیدن نام ساموئل ال. جکسون در یک داستان معمایی در نگاه نخست ساده و سرراست به نظر میرسد؛ تا آنکه درمییابیم کارآگاه قصه پیرمردی مبتلا به زوال عقل است، سرنخها در ژرفای خاطرات خودش پنهان شدهاند و کسی که برای گشودن راز پرونده یاریاش میکند، نوجوانی است که بهاندازه خود قتل در داستان اهمیت مییابد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Charlene Badasie است. مشاهده مقاله اصلی