سالها هر وقت به رایانهای کوچک و کممصرف نیاز داشتم، رزبری پای نخستین انتخابم بود. سرویسهای وب، ابزارهای شبکه و اسکریپتهای خودکارسازی را اجرا میکرد، بیآنکه میز کارم را به بخاری برقی تبدیل کند. تا اینکه چشمم به یک گوشی اندرویدی قدیمی افتاد که گوشهای خاک میخورد و فهمیدم از همان ابتدا تقریباً هرآنچه را پیوسته به رزبری پای اضافه میکردم، درون خود داشته است.
گوشی پردازندهای توانمند، حافظهٔ رم کافی، فضای ذخیرهسازی فلش، وایفای، بلوتوث، نمایشگر لمسی، دوربین و باتری پشتیبان خودش را داشت. رایانهای کامل بود که فقط بهدلیل ترکخوردگی نمایشگر، بیاستفاده مانده بود. بااینحال، برای سرویسهای سبکی که روی رزبری پای اجرا میکردم، نمایشگر اهمیتی نداشت؛ سختافزار بود که به کارم میآمد.
ترموکس، گوشی ازکارافتاده را به رایانهٔ لینوکسی بینمایشگر تبدیل میکند
درگاه ۸۰۲۲، معاف از بهینهسازی باتری و فعال پس از راهاندازی دوباره





اگر میخواهید گوشی اندرویدی قدیمی خود را بهعنوان سرور به کار بگیرید، نخست از همه به یک پایانه نیاز دارید. اندروید ۱۶ پایانهای داخلی دارد، اما هنوز بهخوبی گزینههای جانبی مانند ترموکس نیست. گذشته از این، ممکن است گوشی قدیمی شما اصلاً بهروزرسانی اندروید ۱۶ را دریافت نکند.
ترموکس در اندروید یک محیط پایانه و زیستبوم بستههای نرمافزاری فراهم میکند تا بدون روتکردن گوشی، ابزارهای آشنا را نصب کنم. من OpenSSH، Git، Python و چند ابزار خط فرمان را نصب و سپس اسکریپتهایم را منتقل کردم. ترموکس هم از OpenSSH و هم از Dropbear پشتیبانی میکند؛ سرور OpenSSH آن بهطور پیشفرض روی درگاه ۸۰۲۲ گوش میدهد، بنابراین میتوانم گوشی را درست مانند رزبری پای از طریق رایانهام مدیریت کنم.
پس از راهاندازی اولیه، با گوشی مانند دستگاهی بینمایشگر رفتار کردم. یک نشانی IP رزروشده به آن دادم، کلیدهای SSH را تنظیم کردم و ترموکس را از بهینهسازی باتری اندروید کنار گذاشتم. این گام آخر مهم است، زیرا وقتی دستگاه مدتی بیاستفاده میماند، اندروید ممکن است پردازشهای پسزمینه، دسترسی پردازنده و فعالیت شبکه را به تعویق بیندازد. اسکریپتهای ضروریام را نیز طوری تنظیم کردم که پس از راهاندازی دوباره اجرا شوند، چون نمیتوان به اندروید اعتماد کرد که همهچیز را برای مدتی نامحدود فعال نگه دارد.
البته این راهکار، جایگزینی بینقص و آماده برای یک سرور لینوکسی نیست. اندروید فضای کاربری، مجوزها و قواعد مدیریت توان ویژهٔ خود را دارد و نسخههای جدید آن ممکن است برای فرایندهای پسزمینه محدودیتهایی اعمال کنند. خود ترموکس نیز هشدار میدهد که اندروید ۱۲ و نسخههای جدیدتر ممکن است فرایندهای بیشازحد یا سنگین از نظر مصرف پردازنده را متوقف کنند. من یک مجموعهٔ پیچیدهٔ Docker را به گوشی منتقل نمیکنم و انتظار ندارم مانند Raspberry Pi OS بیدردسر پایدار بماند. بااینحال، برنامههای کوچک وب، اسکریپتهای زمانبندیشده، همگامسازی فایلها، داشبوردها، ابزارهای شبکه و SSH بهخوبی کار میکنند.
باتری گوشی بهتنهایی از نیمی از تجهیزاتی که به رزبری پای افزوده بودم کارآمدتر است
وایفای، بلوتوث و یوپیاس داخلی؛ پیش از اتصال هر وسیلهای

گوشی از چند جهت از بردی که جایگزینش شد، کاربردیتر بود. به فضای ذخیرهسازی، منبع تغذیه یا نمایشگر خارجی نیاز ندارد. باتری مانند یک یوپیاس کوچک عمل میکند و کمک میکند سرور از قطعی برق و دردسرهای شارژر جان سالم به در ببرد. وایفای و بلوتوث از ابتدا درون گوشی هستند، درحالیکه برای بهرهگیری از دوربینها و حسگرها در رزبری پای باید نمونههای واقعی آنها را جداگانه به برد وصل میکردم.
مدیریت فضای ذخیرهسازی نیز بسیار سادهتر است. چون حافظهٔ داخلی گوشی کافی بود، به کارت microSD دیگری نیاز نداشتم. حالت میزبان USB نیز به دستگاههای اندرویدی سازگار اجازه میدهد با تجهیزات جانبی مانند صفحهکلید، دوربین و دستهٔ بازی ارتباط برقرار کنند؛ هرچند پشتیبانی از آن به سختافزار بستگی دارد و استفادهٔ همزمان از حالت میزبان و شارژ، به یک داک USB-C نیازمند است.
البته باید چند نکتهٔ ایمنی را هم رعایت کرد. برای نمونه، گوشی دارای باتری بادکرده یا آسیبدیده را به برق متصل رها نمیکنم و گوشی خودم را در محلی با تهویهٔ مناسب میگذارم؛ همچنین هرجا نرمافزار سازنده اجازه دهد، گرمای بیهوده و فشار ناشی از شارژ را محدود میکنم. ترموکس را نیز مستقیماً در معرض اینترنت قرار نمیدهم. Tailscale در اینجا بینقص عمل میکند و اجازه میدهد وقتی از شبکهٔ محلیام دور هستم، بدون بازکردن رخنهای در دیوار آتش به سرور دسترسی داشته باشم.
پینهای GPIO تنها چیزیاند که اندروید نمیتواند جای آنها را بگیرد
حالت میزبان USB کمک میکند، اما جای بردبورد را نمیگیرد
رزبری پای، با همهٔ تواناییهایش، هنوز در یک زمینه بیرقیب است: اتصال مستقیم به سختافزار.





گوشی توانست بخش پردازشی رزبری پای را جایگزین کند، اما از عهدهٔ جایگزینی سربرگ ۴۰ پینی GPIO آن برنیامد. این پینها افزون بر رابطهای سختافزاری مانند I2C، SPI، UART و PWM، ورودی و خروجی دیجیتال مستقیم فراهم میکنند. همین قابلیت است که رزبری پای را از رایانهای کوچک به پلی کاربردی میان نرمافزار و سختافزار تبدیل میکند.
با رزبری پای میتوانم یک LED، رله، دکمه، حسگر دما، فن یا نمایشگر کوچک را به برد وصل کنم و با اسکریپتهای Python آنها را به کار بگیرم. گوشی من حسگرهای داخلی فراوانی دارد، اما Android مجموعهای از پایهها را در اختیارم نمیگذارد تا هر قطعهای را که میخواهم به آنها متصل کنم. USB کاربردی است، اما از نظر سادگی و سرعت کار به سیمهای جامپر و بردبورد نمیرسد.
میتوان گوشی را از راه USB، Bluetooth یا Wi-Fi با یک ESP32، Arduino یا ریزکنترلگری مشابه جفت کرد. Android از نسخهٔ Android ۳.۱ به بعد از حالت میزبان USB پشتیبانی میکند؛ بنابراین، اگر گوشی و مبدل سازگار باشند، برنامهها میتوانند با دستگاههای USB سازگار ارتباط برقرار کنند. ریزکنترلگر، کنترل بیدرنگ پایهها را بر عهده میگیرد و گوشی رابط کاربری، فضای ذخیرهسازی، شبکه و منطق سطح بالاتر را فراهم میکند. این راهکار جواب میدهد، اما یک برد دیگر، یک پروژهٔ ثابتافزار دیگر و یک نقطهٔ خرابی دیگر به سامانه میافزاید.
نه از رده خارج، بلکه نیازمند بازنگری
خرید رزبری پای بعدی دیگر انتخابی بدیهی نیست
گوشی قدیمیام رزبری پای را از رده خارج نکرده است، اما دفعهٔ بعد که قصد خرید یکی را داشته باشم، بهویژه با در نظر گرفتن قیمتهای سرسامآور Raspberry Pi در سال ۲۰۲۶، وادارم میکند دوباره فکر کنم. این تجربه نشانم داد که بسیاری از پروژههای Raspberry Pi در اصل چیزی جز پروژههای رایانهای کوچک و همیشهروشن نیستند. برای چنین کاربردهایی، یک گوشی بازنشستهٔ Android میتواند از خرید یک رایانهٔ تکبرد دیگر ارزانتر، جمعوجورتر و مستقلتر باشد.
هنوز هم هرگاه پروژهای به حسگر، رله، موتور، HAT یا کنترل مستقیم مدارهای الکتریکی نیاز داشته باشد، سراغ Raspberry Pi میروم. اما برای هر کاری که به شبکه یا سامانهٔ پروندهها ختم میشود، گوشی بهطرز چشمگیری از پس کار برمیآید. بیآنکه سختافزار تازهای بخرم، صاحب یک سرور شدم و دستگاهی کاربردی را از خاک خوردن در کشو نجات دادم. تنها چیزی که دلتنگش میشوم، همان ردیف پایههای GPIO است.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Yadullah Abidi است. مشاهده مقاله اصلی