تعطیلات سال گذشته، کیندل کالرسافت را زیر درخت دیدم و از خوشحالی به وجد آمدم. با خودم گفتم بالاخره میتوانم کمیکها و رمانهای گرافیکی را روی نمایشگری مخصوص خودشان بخوانم و دیگر لازم نیست برای این کار تبلت را بیرون بیاورم. اما اوضاع آنطور که تصور میکردم پیش نرفت. چند هفته بعد، دیگر حتی سراغش هم نمیرفتم. رنگهایی که وعدهشان را داده بودند بیروح به نظر میرسیدند، نوشتهها بیش از حد ریز بودند و چشمهایم تاوانش را میدادند. چند کیندل قدیمیتر هم دارم که در گوشهوکنار خانه از آنها استفاده میکنم، بنابراین خوب میدانم یک کتابخوان مناسب در استفاده روزمره باید چه حسوحالی داشته باشد. کالرسافت کتابخوان خوبی است؛ فقط آن جهشی نسبت به پیپروایت نیست که در ذهنم ساخته بودم.
تجربه خواندن کمیک خیلی زود از هم پاشید
نوشتههای ریز و بزرگنمایی پردردسر خستهام کرد





کمیکها تنها دلیلی بودند که نمایشگر رنگی میخواستم. مشکل از همان نمایشگر ۷ اینچی آغاز میشود. صفحه کامل برای جا شدن روی نمایشگر کوچک میشود و نوشتههای درون هر حباب گفتوگو آنقدر ریزند که نمیتوان با یک نگاه آنها را خواند. رنگها تنها با وضوح ۱۵۰ پیکسل در اینچ نمایش داده میشوند؛ یعنی نصف وضوح لایه متن. در نتیجه، نوشتههای ریز حتی پیش از آنکه کاری انجام دهم نیز نرم و محو به نظر میرسند.
راهحل موقتم این بود که بارها و بارها، قاببهقاب، تصویر را بزرگ کنم. دستگاه پس از هر حرکت نیشگون لحظهای مکث و تقلا میکرد و وقتی بالاخره واکنش نشان میداد، از نقطه موردنظرم رد میشد. جوهر الکترونیکی ذاتاً آهسته تازهسازی میشود و همین تأخیر، خواندن سریع یک صفحه را به کاری جانفرسا بدل میکند. پس از دو هفته چشم ریز کردن و بزرگنمایی دوباره، بیشتر شبها دچار خستگی چشم میشدم. همانجا بود که بیسروصدا قید خواندن کمیک و رمان گرافیکی با آن را زدم و دستگاه را روی پاتختی رها کردم.
رنگها کنار نمایشگرهای دیگرم بیفروغ بودند
همان کتاب روی گوشی همهچیز را روشن کرد





بنابراین آزمایشی انجام دادم. همان کمیک را نخست در برنامه کیندل روی آیفون ۱۶ پرو مکس و سپس روی آیپد پرو ۱۳ اینچی اولد باز کردم. تفاوت آنقدر چشمگیر بود که خشکم زد. قرمز واقعاً قرمز بود، سیاهی عمق داشت و تصاویر با تمام نیرو خودنمایی میکردند. اما وقتی به کالرسافت برگشتم، همه قابها رنگپریده به نظر میرسیدند؛ انگار از پشت پنجرهای نگاه میکردم که لایه نازکی از کره بادامزمینی روی آن مالیده باشند. در مجموعه تصاویر بالا، آیپد پرو ۱۰ سالهام سمت راست، آیپد پرو جدیدترم سمت چپ و کالرسافت در میانه قرار دارد.
در واقع چیزی از تصویر کم نشده، اما همهچیز خاموش و اندکی مهآلود به چشم میآید. حتی نسل نخست آیپد پرو من که یک دهه از عمرش میگذرد، رنگهایی زندهتر از این نمایشگر رنگی و جدیدترِ جوهر الکترونیکی نشان میدهد. همین مقایسه بود که سرانجام ریشه مشکل را برایم آشکار کرد.
مشکل از محدودیت نمایشگر است، نه خرابی دستگاه
جوهر الکترونیکی رنگی، سرزندگی را فدای ظاهر کاغذی میکند

برای درک ماجرا ناچار شدم درباره علت آن بیشتر بخوانم. کالرسافت از فناوری کالیدو ۳ شرکت ای اینک بهره میبرد؛ فیلتری رنگی که روی لایه معمول سیاهوسفید جوهر الکترونیکی قرار گرفته است. این فیلتر سراسر تصویر را تاریکتر و نرمتر میکند. وضوح رنگ به ۱۵۰ پیکسل در اینچ کاهش مییابد، در حالی که متن همچنان با وضوح ۳۰۰ پیکسل در اینچ نمایش داده میشود. بیرمقی رنگها نشانه خرابی دستگاه من نیست، بلکه نتیجه کارکرد طبیعی این فناوری است. آمازون نیز این موضوع را میداند و کسانی را که بیش از هر چیز تصویر سیاهوسفید شفاف میخواهند، بهسوی پیپروایت معمولی راهنمایی میکند.
کالرسافت با قیمت حدود $۲۸۰، نزدیک به $۱۲۰ از پیپروایت گرانتر است؛ بنابراین قابلیت نمایش رنگ باید این اختلاف قیمت را توجیه کند. البته برخی نمونههای نخستین با ایرادی جداگانه به بازار آمدند: نواری زرد و کمرنگ که هنگام روشن بودن نور جلو در امتداد لبه پایینی دیده میشد. آمازون اعلام کرد این ایراد برطرفشدنی است و دستگاههای معیوب را تعویض کرد. دستگاه من هرگز چنین مشکلی نداشته است. گلایه من به خود رنگها برمیگردد و واقعیت این است که فناوری این نوع نمایشگر در حال حاضر از این فراتر نمیرود.
برای خواندن متن ساده همچنان عالی است
رمانها دقیقاً به شفافیتی هستند که باید باشند

هیچیک از این ایرادها کالرسافت را به کیندل بدی تبدیل نمیکند. برای خواندن متن معمولی فوقالعاده است. این روزها غرق خواندن «پشم»، نخستین کتاب مجموعه «سیلو»، شدهام و مطالعه آن با کالرسافت لذتبخش است. متن با وضوح کامل ۳۰۰ پیکسل در اینچ نمایش داده میشود، بنابراین حروف در هر اندازهای که انتخاب کنم شفاف میمانند. نور جلو یکنواخت است، در ایوان سهفصل خانه خبری از بازتاب آزاردهنده نیست و حتی پس از یک ساعت مطالعه نیز چشمهایم کاملاً راحتاند؛ درست برخلاف بلایی که کمیکها سرشان میآوردند.
نمای کتابخانه حتی اندکی رنگ به جلد کتابها میبخشد و گشتوگذار میان آنها را به کشیدن انگشت روی قفسهای واقعی شبیهتر میکند. اگر کمیکها را کنار بگذارم، هیچ گلایهای ندارم.
کالرسافت واقعاً برای چه کسانی ساخته شده است؟
برای کسانی که بیشتر رمان میخوانند و نمایش رنگی را تنها مزیتی جانبی میدانند، Paperwhite خرید هوشمندانهتری است. هم ارزانتر است، هم نوشتهها و تصاویر سیاهوسفید را واضحتر نشان میدهد و هم نیازهای اصلی را به همان خوبی برآورده میکند. اما اگر هدفتان از خرید آن بیشتر خواندن کمیکهایی با رنگهای زنده و چشمگیر است، بهتر است دست نگه دارید. در حال حاضر، تبلتی با صفحهنمایش LCD یا OLED هنوز از پس این کار بهتر برمیآید. جوهر الکترونیکی رنگی در مسیر درستی پیش میرود و با عرضه هر نسل، اندکی از این فاصله میکاهد. فعلاً Colorsoft را با رمانهایم پر میکنم، کمیکها را روی iPad میخوانم و با از راه رسیدن نسل بعدی این نمایشگر، دوباره به آن فرصت خواهم داد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Jonathon Jachura است. مشاهده مقاله اصلی