خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

این رمان هراس‌انگیز و ماندگار سرانجام آماده‌ی درخشش بر پرده‌ی سینماست

رمان ماندگار وحشت در آستانهٔ راه‌یابی به پردهٔ سینما
زمان آن رسیده است که «خانه‌ی برگ‌ها» جان بگیرد.

می‌گویند: «کتاب از فیلم بهتر است.» اما بعضی کتاب‌ها چنان یگانه‌اند که حتی تلاش برای برگرداندنشان به اثری سینمایی، کاری عبث به نظر می‌رسد. انگار بهتر است دست‌نخورده رهایشان کرد.

بااین‌همه، نگاه‌ها می‌توانند به‌مرور زمان تغییر کنند. برای نمونه، رمان «خانه‌ی برگ‌ها» نوشته‌ی مارک زد. دانیلفسکی را در نظر بگیرید که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. حتی اگر تاکنون نامش را نشنیده باشید، این کتاب تأثیر چشمگیری بر آثار هراس مدرن گذاشته، اما خودش هرگز اقتباس نشده است. برخی دلیلش را یگانگی، نامتعارف‌بودن و ساختارشکنی بیش‌ازحد کتاب می‌دانند. اگر زمانی چنین برداشتی درست بود، دیگر نیست.

«خانه‌ی برگ‌ها» درباره‌ی چیست؟

و چرا اقتباس از آن چنین دشوار است؟

جلد رمان ترسناک House of Leaves

«خانه‌ی برگ‌ها» از چندین دیدگاه روایت می‌شود. یکی از راویان زامپانو است؛ پژوهشگری درگذشته که دست‌نوشته‌ای ناتمام درباره‌ی مستندی به نام «پرونده‌ی نویدسن» نوشته است؛ مستندی که شاید اصلاً وجود خارجی داشته باشد و شاید هم نه. جانی ترونت، هنرمند خال‌کوب، دست‌نوشته‌ی زامپانو را پیدا می‌کند و به امید انتشارش پس از مرگ نویسنده، آن را ویرایش می‌کند. پانویس‌ها، راستی‌آزمایی‌ها و دیگر تأملات او در سراسر کتاب پراکنده‌اند.

خود «پرونده‌ی نویدسن» داستان خانواده‌ی نویدسن را بازمی‌گوید؛ خانواده‌ای که به خانه‌ای در حومه‌ی شهر نقل مکان می‌کنند و به نکته‌ای عجیب پی می‌برند: فضای داخل خانه، به‌نحوی ناممکن، اندکی از نمای بیرونی آن بزرگ‌تر است. سپس راهرویی مرموز در جایی پدیدار می‌شود که پیش‌تر هیچ راهرویی آنجا نبود. این راهرو به مجموعه‌ای هزارتووار و به‌طرزی محال عظیم می‌رسد که خانواده‌ی نویدسن برای نقشه‌برداری از آن، کاوشگری حرفه‌ای استخدام می‌کنند. گفتن بیش از این داستان را لو می‌دهد؛ همین بس که به سود همه بود اگر تا فرصت داشتند، خانه را ترک می‌کردند.

مطلب مرتبط:   فصل پنجم و نهایی این برنامه به‌نظر می‌رسد بسیار هیجان‌انگیزتر از استرنج‌تینگز باشد.

پس از یک سو «پرونده‌ی نویدسن» را داریم که زامپانو آن را تماشا می‌کند و درباره‌اش می‌نویسد؛ اما چون او مرده است، هیچ راهی برای اطمینان از درستی روایتش نداریم. از سوی دیگر، یادداشت‌های جانی ترونت بر دست‌نوشته‌ی زامپانو پیش روی ماست. جانی نیز رهسپار سفری شخصی می‌شود و سرانجام در چنگ جنون و بدگمانی فرو می‌رود.

گذشته از روایت چندلایه، «خانه‌ی برگ‌ها» از قالب رمان نیز بهره‌ای خلاقانه می‌برد. برخی واژه‌ها رنگی‌اند و بسته به اینکه روایت چه کسی را می‌خوانیم، قلم‌های گوناگونی به کار رفته است. گاهی صفحه‌ها تنها چند واژه دارند؛ گاهی واژه‌ها نقش‌هایی دیداری می‌سازند و گاهی چیدمانشان چنان است که خواننده ناچار می‌شود برای خواندن صفحه، کتاب را بچرخاند. برگرداندن چنین اثری به پرده‌ی سینما دشوار خواهد بود، اما به‌هیچ‌وجه ناممکن نیست.

اقتباس از اثری اقتباس‌ناپذیر

پیش‌تر هم از این کارها کرده‌اند

پیش از هر چیز، این تصور نادرست است که نوآوری سبکی یک کتاب، اقتباس سینمایی از آن را ناممکن می‌کند. تنها چیزی که لازم است، کارگردانی صاحب‌نگاه است. زمانی «پرتقال کوکی» نوشته‌ی آنتونی برجس را اقتباس‌ناپذیر می‌دانستند، اما استنلی کوبریک در ۱۹۷۱ از آن اثری کلاسیک ساخت. رمان «اولیس» نوشته‌ی جیمز جویس در سال ۱۹۲۲، قواعد روایت در سده‌ی ۱۹ را به‌کلی درهم شکست، بااین‌حال در ۱۹۶۷ به فیلم درآمد. «ناهار عریان» نوشته‌ی ویلیام باروز نیز کتابی بسیار دشوار است؛ باروز صفحه‌های چاپ‌شده را تکه‌تکه می‌کرد و به‌تصادف کنار هم می‌چید، روشی تقریباً به همان اندازه جسورانه که مارک زد. دانیلفسکی در «خانه‌ی برگ‌ها» به کار می‌گیرد. بااین‌همه، دیوید کراننبرگ در ۱۹۹۱ آن را به فیلم برگرداند.

مطلب مرتبط:   ۳ برنامه نتفلیکس که باید این آخر هفته تماشا کنید (۳۰ ژانویه تا ۱ فوریه)

اگر آمادگی داشته باشید به‌اندازه‌ی کافی نامتعارف عمل کنید، هیچ اثری واقعاً «اقتباس‌ناپذیر» نیست. شاید فیلم «خانه‌ی برگ‌ها» بتواند زمان خود را میان دو روایت تقسیم کند: فیلمی هراس‌انگیز به شیوه‌ی تصاویر پیداشده که رویدادهای «پرونده‌ی نویدسن» را نشان می‌دهد، و فیلمی با ساختار سنتی‌تر که جانی ترونت را هنگام کندوکاو در این ماجرا و فروپاشی تدریجی روانش دنبال می‌کند. خلاقیت‌های ظاهری و صفحه‌آرایی کتاب را نیز می‌توان با انواع شگردهای فراواقع‌گرایانه بازآفرید.

در واقع، اواخر دهه‌ی ۲۰۱۰ کار اقتباس از «خانه‌ی برگ‌ها» به جریان افتاده بود و دانیلفسکی حتی فیلم‌نامه‌هایی نوشت که بعدتر آن‌ها را در اینترنت منتشر کرد. نسخه‌ی او قرار بود هم داستان اصلی را اقتباس کند و هم آن را گسترش دهد.

آن طرح اقتباسی، به هر دلیلی، از هم پاشید؛ اما اکنون بهترین زمان برای تلاشی دوباره است.

هالیوود سال‌هاست برای اقتباس از «خانه‌ی برگ‌ها» آماده می‌شود

حتی اگر کسی متوجهش نبوده باشد

«خانه‌ی برگ‌ها» از زمان انتشار تاکنون بر آثار هنری گوناگونی در رسانه‌های مختلف تأثیر گذاشته است. ردپای آن را می‌توان در بازی‌هایی چون «آلن ویک» و «کنترل» دید. فیلم «باید می‌رفتی» محصول ۲۰۲۰ آشکارا از آن الهام گرفته و داستان‌های ترسناک اینترنتی مانند «اسلندر من» و «بک‌رومز» نیز از تأثیرش بی‌نصیب نمانده‌اند.

مورد آخر ویژگی خاصی دارد، زیرا کین پارسونز، کارگردان ۲۰ساله، همین امسال مجموعهٔ اینترنتی «اتاق‌های پشتی» خود را به فیلمی بسیار موفق تبدیل کرد. داستان فیلم دربارهٔ مردی است که در زیرزمین فروشگاه مبلمانش گذرگاهی به شبکه‌ای هزارتومانند از اتاق‌ها پیدا می‌کند؛ خط داستانی‌ای که نمی‌توان آن را شنید و به یاد «خانهٔ برگ‌ها» نیفتاد.

مطلب مرتبط:   این آخر هفته این نمایش ها و فیلم های دیزنی+ را از دست ندهید [22-24 اوت]

به لطف فیلم‌هایی مانند «اتاق‌های پشتی»، داستان‌های ترسناکی که از اینترنت سر برآورده‌اند، از این پس به جریان پررنگ‌تری تبدیل خواهند شد؛ جهانی که «خانهٔ برگ‌ها» نیز تأثیر فراوانی بر آن گذاشته است. کارگردانان همواره توانایی اقتباس از این کتاب را داشته‌اند و کین پارسونز انتخابی بدیهی برای این کار است. آنچه تغییر کرده، علاقهٔ روزافزون هالیوود به اقتباس از چنین رمان‌هایی است.

زنده‌باد وحشت

ژانر وحشت در مجموع دوران درخشانی را پشت سر می‌گذارد و فیلم‌هایی مانند «سلاح‌ها»، «گناهکاران» و «وسواس» در همین اواخر با استقبالی چشمگیر روبه‌رو شده‌اند. مخاطبان تشنهٔ گونه‌های تازه‌ای از داستان‌های ترسناک‌اند؛ پس سرانجام زمان درخشش «خانهٔ برگ‌ها» فرا رسیده است. حتی اگر چنین نشود، کتاب همچنان باقی خواهد ماند تا خوانندگان را به هراس بیندازد و وادارشان کند شب‌ها با یک چشم باز بخوابند.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Dan Selcke است. مشاهده مقاله اصلی