راهاندازی نخستین سرور خانگی میتواند کمی زمانبر و پردردسر باشد، اما کاری است که ــ دستکم امیدواریم ــ در بلندمدت نتیجهاش را نشان میدهد. از سوی دیگر، پروژهای سرگرمکننده هم به شمار میآید. پس از ساخت یک سرور خانگی اقتصادی مبتنی بر AM4، سرانجام وقت آن رسیده بود که سیستمعاملش را انتخاب کنم.
از آنجا که قرار بود این دستگاه بیشتر بهعنوان آزمایشگاه خانگی به کار رود، تصمیم گرفتم یکی از گزینههای پرطرفدار بازار، یعنی Proxmox، را امتحان کنم. Proxmox در مجازیسازی نیز توانایی چشمگیری دارد؛ قابلیتی که خودم هم مشتاق آزمودنش بودم.
حالا پس از گذشت یک هفته، با اطمینان میتوانم بگویم که Proxmox نگاه من به سرورهای خانگی را بهکلی دگرگون کرده است. راهاندازی و کار با آن برخلاف انتظار بسیار آسان است، مستندات خوبی دارد، از پشتیبانی عالی جامعه کاربران برخوردار است و تقریباً هر کاری را که نیاز دارم انجام میدهد.
نصب پروکسماکس روی آزمایشگاه خانگی AM4
نصب آسان، شخصیسازی پردردسر

نصب Proxmox نسبتاً بیدردسر بود. کافی بود فایل ISO نسخه v9.۲ را از وبسایت رسمی دریافت و روی حافظه Ventoy خود کپی کنم. رایانه بیدرنگ فایل ISO را در منوی راهاندازی Ventoy شناسایی کرد و من نیز نسخه گرافیکی نصبکننده را برگزیدم.
این فرایند چندان دشوار نبود، هرچند هنگام انتخاب نام کاربری مدتی سردرگم شدم. بااینحال، از این مرحله هم گذشتم و تکمیل کل فرایند بهزحمت یک دقیقه زمان برد.
پس از یک بار راهاندازی مجدد، صفحه ورود Proxmox مقابلم ظاهر شد. بعد از آنکه حدود یک دقیقه کاملاً سردرگم ماندم، سرانجام راه ورود به رابط وب را پیدا کردم و توانستم با حساب root وارد سامانه شوم.
تنها کار باقیمانده، بهروزرسانی سامانه بود. این فرایند بههیچوجه روشن و سرراست نبود؛ ناچار شدم میان تنظیمات بگردم، مخزنهای Enterprise را ــ که به دلیلی نامعلوم بهطور پیشفرض فعالاند ــ غیرفعال کنم و سپس مخزنهای معمولی را بیفزایم تا بالاخره به سرورهای جامعه کاربران دسترسی پیدا کنم و مخزنها همگام شوند.
بههرحال، پس از یک بار بهروزرسانی همهچیز برای شروع آماده بود. Proxmox بر پایه Debian Linux ساخته شده و از مدیر بسته apt بهره میبرد. بنابراین میتوانید بستهها را درست مانند Debian نصب کنید و سامانه نیز بههیچوجه تغییرناپذیر نیست. نصب برنامههایی مانند Fastfetch بسیار آسان بود، هرچند پردازندههای گرافیکی Nvidia ــ باز هم ــ ممکن است به کمی دستکاری بیشتر نیاز داشته باشند.
آزمودن پروکسماکس بهعنوان سرور جلیفین
پیچیده، اما ارزشمند





نخستین برنامهای که تصمیم گرفتم امتحان کنم Jellyfin بود؛ سامانهای رایگان و متنباز برای مدیریت رسانه که جایگزینی برای نمونههای دیگر به شمار میآید. به بیان ساده، این برنامه امکان میدهد فایلهای رسانهای خود را با رابط وبی روان و قابلفهم بهآسانی مدیریت کنید.
برخلاف آنچه در یک سرور رسانهای معمولی و مبتنی بر کانتینر میبینید، Proxmox یک ماشین مجازی میسازد تا Jellyfin را روی آن نصب کنید. این رویکرد شاید در آغاز نامعقول به نظر برسد ــ زیرا ماشینهای مجازی سربار بسیار بیشتری دارند ــ اما مزایایی هم دارد؛ مهمتر از همه اینکه میتوان چند سرویس، مانند اشتراکگذاری Samba، را در همان ماشین مجازی اجرا کرد.
نصب Jellyfin روی Proxmox بسیار آسان بود و فقط باید اسکریپت کمکی مناسب Proxmox VE را که جامعه کاربران توسعه داده است انتخاب میکردم.
این مجموعه، مخزن عظیمی از اسکریپتها و نصبکنندههای تکخطی است که تمام فرایند را بهصورت خودکار انجام میدهند و بیتردید بهترین بخش Proxmox به شمار میآیند. این اسکریپتها بسیار توانمندند و برای کاربران تازهکار کمک بزرگی محسوب میشوند؛ بهخوبی میتوان فهمید چرا افراد زیادی قدردان آنها هستند.
اجرای نصبکننده همچنین امکان انتخاب میان دسترسی Unprivileged و Privileged را در اختیارم گذاشت؛ اصطلاحاتی پرطمطراق برای اینکه مشخص کنید نصب Jellyfin از دیگر بخشهای سامانه جدا و ایزوله باشد یا نه. من نصبکننده Unprivileged را انتخاب کردم.
Jellyfin بهطور کامل از کارتهای Nvidia نیز پشتیبانی میکند. نصبکننده RTX A2000 مرا بهدرستی شناسایی کرد و برای استفاده از آن، پیشنهاد داد راهاندازهای لازم را دریافت و نصب کند؛ جالب اینکه این راهاندازها درون ماشین مجازی نصب میشوند، نه در سراسر سامانه. این پشتیبانی، شتابدهی سختافزاری کامل پردازنده گرافیکی و قابلیتهایی مانند NVENC را نیز در بر میگیرد.
RTX A2000 از vGPU هم پشتیبانی میکند؛ اصطلاحی دیگر برای تقسیم یک پردازنده گرافیکی به چند دستگاه مجازی. این قابلیت باید به من اجازه دهد چند نمونه را همزمان اجرا کنم یا بخشی از توان پردازنده گرافیکی را به Jellyfin اختصاص دهم و در همان هنگام برنامه دیگری را نیز به اجرا درآورم.
ادامه نصب نیز درست همانگونه که انتظار میرفت، بیهیچ مشکلی پیش رفت. میخواهم طی هفته آینده آن را بهطور جدیتر بیازمایم و ببینم در عمل چه نتیجهای به دست میآید.
نکتههایی برای آینده و فراتر از آن
Proxmox بهمعنای واقعی کلمه قواعد بازی را عوض کرده است. من شیفتهٔ همهٔ جنبههای مجازیسازی آن شدهام؛ چون به کمکش میتوانم بسیار فراتر از اجرای چند برنامه در کانتینرها پیش بروم. قصد دارم روی این سامانه چند ماشین مجازی، هم با Windows و هم با Linux، راهاندازی کنم.
با این همه، کنجکاوم بدانم قابلیتهای مجازیسازی Proxmox را تا کجا میتوان پیش برد، بهویژه اگر با یک رایانهٔ مناسب همراه شود. شاید این موضوع پروژهای برای روزی دیگر باشد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dipan Saha است. مشاهده مقاله اصلی