قدرتگرفتن لینوکس بهعنوان جایگزینی بسیار توانمند برای بازی، تا حد زیادی نتیجه لغزشهای اخیر مایکروسافت در ویندوز ۱۱ است. ویندوز ۱۱ حجیم و آکنده از تبلیغات است و چنان منابع سیستم را میبلعد که پیشنهاد آن برای دستگاههای ضعیفتر دشوار میشود.
هزینه عملکردی ویندوز کاملاً واقعی است و کنجکاو بودم ببینم تفاوت آن با لینوکس تا چه اندازه خواهد بود. ازاینرو، پنج سیستمعامل لینوکسی بازیمحور را برگزیدم تا روی یک رایانه گیمینگ ردهپایین، در برابر نسخهای دستنخورده از ویندوز ۱۱ آزمایش کنم و به چندوچون اعداد برسم.
نگاهی به سامانه آزمایش و سیستمعاملها
رایانهای نسبتاً ردهپایین





برای این مجموعه آزمونها، رایانهای را به کار گرفتم که با قطعات اضافه پراکندهای که در اختیار داشتم سرهم شده بود. هیچیک از این قطعات چندان هیجانانگیز یا قدرتمند نیستند، اما این دستگاه با سختافزار نسبتاً امروزی خود عملکرد کافی دارد و باید بتواند ما را به نتیجهای روشن برساند.
مشخصات دقیق دستگاه از این قرار است:
- پردازنده: AMD Ryzen 3400G
- حافظه رم: ۱۶ GB DDR4 با سرعت (۳۲۰۰ MHz)
- پردازنده گرافیکی: Nvidia RTX A2000 با حافظه ۶ GB
- فضای ذخیرهسازی: درایو راهانداز ۵۱۲ GB بههمراه درایو بازی ۱ TB، هر دو از نوع NVMe
چنانکه تنها از روی مشخصات هم بهروشنی پیداست، با رایانه چندان قدرتمندی روبهرو نیستیم و محدودیتهای فراوانی دارد. همین ویژگی آن را به گزینهای ایدئال برای آزمون فشار تبدیل میکند و کمینههای ۱ درصدی نیز باید تصویر خوبی از عملکرد مورد انتظار به دست دهند.
برای آزمون بازیها، عناوین زیر را با هدف ایجاد ترکیبی متعادل برگزیدم؛ البته بهجز یک بازی «مدرن».
- دوم (۲۰۱۶): پیشتنظیم گرافیکی فوقالعاده
- دوم: عصر تاریکی: پیشتنظیم گرافیکی پایین و DLSS در حالت متعادل
- بتمن: شوالیه آرکهام: پیشتنظیم گرافیکی فوقالعاده با بیشینهکردن همه گزینهها
- سایبرپانک ۲۰۷۷: پیشتنظیم گرافیکی فوقالعاده و DLSS در حالت متعادل، بدون رهگیری پرتو
همه آزمونها با وضوح 1080p انجام شدند و هرجا امکان داشت، وضوح بومی به کار رفت. بهجز چند عنوان، تنظیمات در محدوده معقول متوسط تا بالا نگه داشته شدند؛ زیرا حافظه تصویری ناچیز ۶ گیگابایتی عامل محدودکننده ما بود. همه تنظیمات نیز در تمام سیستمعاملها یکسان باقی ماندند.
با درنظرگرفتن این نکات، کار را با نصب دستنخورده ویندوز ۱۱ آغاز میکنیم. برای مقایسهای منصفانهتر، A2000 نیز روی نمایه «بیشینه عملکرد» قرار گرفت.
ویندوز ۱۱
نمونه شاهد آزمایش

این بخش بیتردید آزاردهندهترین مرحله فرایند سنجش عملکرد بود؛ نه بهسبب نتایج آزمونها، بلکه بیشتر چون کل تجربه راهاندازی ویندوز ۱۱ به مصیبتی تمامعیار میماند. نصب نسخه خانگی ویندوز ۱۱ بینهایت طول کشید و بهروزرسانیهای اجباری نیز اوضاع را بهتر نکردند. گذشته از این، هرگز شیفته شیوه بهروزرسانی راهاندازها در ویندوز نبودهام.
بااینحال، چون ابزارهایی مانند Mangohud و gamemode برای ویندوز وجود ندارند، ناچار شدم به گزینههای جایگزین تکیه کنم. برای نمایش شمارنده FPS از لایه رویی داخلی Steam بهره گرفتم و همه نرمافزارها نیز به تازهترین نسخه بهروزرسانی شدند.
A2000 در ویندوز بهجای راهاندازهای معمول «آماده برای بازی»، از راهاندازهای شاخه Production Branch/Studio استفاده میکند؛ زیرا از نظر فنی همچنان یک پردازنده گرافیکی Quadro به شمار میرود. شاخه دیگری با نام «ویژگیهای جدید» هم وجود دارد، اما در تجربه من هرگز آنقدر پایدار نبود که بتوان از آن استفاده کرد.
در نتایج آزمون، ابتدا میانگین نرخ FPS و سپس کمینه ۱ درصدی زیر را به دست آوردم:
- دوم (۲۰۱۶): ۱۶۴/۹۰
- دوم: عصر تاریکی: ۶۲/۵۵
- بتمن: شوالیه آرکهام: ۵۴/۲۱
- سایبرپانک ۲۰۷۷: ۲۹.۸۳/۲۱.۲۰
نمیتوانم بگویم عملکرد افتضاح بود؛ در واقع، کاملاً پذیرفتنی بود. بااینحال، در برخی زمینهها نیاز به بهبود بهشکلی آزاردهنده آشکار است؛ موضوعی که هنگام کمبود منابع سامانه اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند. در وضعیت کنونی، Windows ۱۱ برای بازی بهاندازه کافی خوب است، اما در دنیای Linux گزینههای بهتری در اختیار دارید.
بَزایت
معیار عملی بازی در لینوکس

نخستین توزیع Linux که برگزیدم، شاید محبوبترین گزینه در میان همه بود: Bazzite. این سیستمعامل تغییرناپذیر و مبتنی بر Fedora، تمرکز ویژهای بر بازی دارد. نصب Bazzite بسیار آسان بود و نصبکننده حتی برای کاربران تازهکار گزینههای راهاندازی دوگانه را نیز ارائه میکرد.
Bazzite نگارهای جداگانه برای Nvidia ارائه میکند؛ بنابراین، برای اینکه کارت گرافیک کار کند باید مطمئن میشدم آن را بهجای نصبکننده عمومی و استاندارد انتخاب کردهام. اگر به موضوع راهاندازها بازگردیم، نکته چندانی برای گفتن وجود ندارد و همین سادگی تا حد زیادی به سود این توزیع تمام میشود.
Nvidia مجموعهای از بستههای راهانداز فراگیر را برای پردازندههای گرافیکی جدید خود در Linux نگهداری میکند؛ بنابراین، خبری از راهاندازهای جداگانه برای ایستگاه کاری یا بازی نیست که ناچار به انتخاب میان آنها باشید. به بیان دیگر، عملکرد باید در تمام زمینهها یکدست و مطلوب باشد.
با بازگشت به آزمونهای سنجش عملکرد، اعداد از این قرارند:
- دوم (۲۰۱۶): ۱۴۰/۹۴
- دوم: دوران تاریکی: ۵۷/۴۲
- بتمن: شوالیه آرکام: ۵۷/۲۴
- سایبرپانک ۲۰۷۷: ۳۷.۰۲/۲۷.۷۵
در مجموع، افزایش عملکرد چشمگیر بود و مهاجرت را توجیه میکرد. بااینهمه، من چندان دلبسته سامانههای تغییرناپذیر نیستم؛ بگذارید چیزها را خراب کنم تا سازوکارشان را بفهمم! ازاینرو، بعید میدانم روزی Bazzite را بهعنوان گزینه همیشگی خود برگزینم. البته همچنان سیستمعاملی عالی برای رایانه سینمای خانگی (HTPC) است.
کَچیاواس
بهطرز شگفتانگیزی سریع، اما شکننده

گزینه بعدی در این فهرست CachyOS است؛ توزیعی که آشنایی بیشتری با آن دارم. این سیستمعامل بر پایه Arch Linux ساخته شده و چند مخزن سفارشی را در خود جای داده است که آن را بیشتر برای دستیابی به عملکرد بهتر بهینه میکنند. این تغییرات بیتردید مؤثرند، هرچند تأثیرشان بسیار اندک باشد.
گذشته از افزایش عملکرد، سامانه بسیار چابکتر و پاسخگوتر به نظر میرسید؛ موضوعی که احتمالاً به برخی بهینهسازیهای همراه CachyOS، مانند هسته سفارشی و زمانبندهای scx، مربوط میشود. پیروی CachyOS از الگوی انتشار غلتان نیز به لطف مجموعه راهاندازهای بهروز به این وضعیت کمک میکند.
با بازگشت به آزمونهای سنجش عملکرد، نتیجهها از این قرارند:
- دوم (۲۰۱۶): ۱۴۹/۱۰۱
- دوم: دوران تاریکی: ۶۱/۵۲
- بتمن: شوالیه آرکام: ۵۶/۱۹
- سایبرپانک ۲۰۷۷: ۴۶.۷۳/۳۵.۲۸
در مجموع، با سیستمعاملی ارزشمند روبهرو هستیم، بهشرط آنکه از پس نگهداریاش برآیید. CachyOS چشمگیرترین بهبودها را در این بررسی به نمایش گذاشت و Cyberpunk ۲۰۷۷ و Doom: The Dark Ages در آن افزایش درخور توجهی در نرخ فریم (FPS) داشتند.
نوبارا
کَچیاواس، اینبار بر پایه فدورا

Nobara Linux نیز توزیعی دیگر برای بازی است که بر عملکرد تمرکز دارد، با این تفاوت که بر پایه Fedora Linux ساخته شده است. Nobara تغییرناپذیر هم نیست؛ یعنی میتوانید مانند یک نصب استاندارد Linux رومیزی با آن رفتار کنید، بیآنکه با محدودیتهای آشنای Bazzite روبهرو شوید.
این توزیع از همان ابتدا انبوهی از برنامههای بازی را نیز در اختیارتان میگذارد و آغاز کار را برای تازهواردان آسانتر میکند. نصب بسیار ساده بود و پس از یک بهروزرسانی توانستم وارد سامانه شوم؛ یا دستکم چنین تصوری داشتم.
به دلیلی نامعلوم، راهاندازهای Nvidia همراه Nobara سرسختانه از کارکرد درست سر باز میزدند. نتوانستم بازیها را با پردازنده گرافیکی مجزا (dGPU)، که در اینجا محصول Nvidia بود، اجرا کنم و پردازش گرافیکی بهطور پیشفرض به گرافیک یکپارچه Vega ۱۱ سپرده میشد.
راهاندازهای Nvidia نیز کمی قدیمی به نظر میرسیدند و Doom: The Dark Ages هم بابت همین موضوع هشدار میداد. به همین دلیل، هیچ نتیجهای از آزمونهای سنجش عملکرد برای ارائه وجود ندارد.
بااینحال، پردازنده گرافیکی یکپارچه AMD بیهیچ مشکلی کار کرد و انتظار دارم پردازندههای گرافیکی AMD در Nobara عملکرد بسیار بهتری داشته باشند.
گارودا
جایگزینی برای کَچیاواس

گارودا یکی دیگر از توزیعهای لینوکسِ متمرکز بر کارایی است که بر پایهٔ Arch Linux ساخته شده و برخلاف انتظار، از CachyOS هم قدیمیتر است. بااینهمه، گارودا همچنان توزیعی توانمند برای بازی بهشمار میرود و امکانات سودمند فراوانی نیز دارد؛ از جمله مخزن Chaotic-AUR که نسخههای ازپیشکامپایلشدهٔ بستههای کمکاربردتر AUR را در خود جای داده است.
گارودا نیز مانند CachyOS از نصبکنندهٔ Calamares بهره میبرد و راهاندازی آن بسیار آسان بود. من گونهٔ «Dr460nized» (Dragonized) را بهدلیل ظاهر سفارشیاش برگزیدم، هرچند کمی منابع بیشتری مصرف میکند. پس از یکبار اجرای فرمان Pacman -Syu، آمادهٔ آزمایش بازیها بودم:
- دوم (۲۰۱۶): ۱۴۵/۱۰۰
- دوم: عصر تاریکی: ۶۰/۵۱
- بتمن: شوالیهٔ آرکام: ۵۸/۲۵
- سایبرپانک ۲۰۷۷: ۴۵/۳۳
کارایی گارودا تا حد زیادی با CachyOS یکسان بود و البته این نتیجه نباید شگفتآور باشد؛ زیرا هر دو توزیع بر پایهٔ Arch ساخته شدهاند. بنابراین اگر قصد مهاجرت به گارودا را دارید، نباید نگران کارایی باشید.
پیکااواس
توزیع بازی لینوکس بر پایهٔ دبیان

PikaOS در این فهرست کمی متفاوت است. این توزیع بهجای گزینههای محبوبتر Arch و Fedora، بر پایهٔ Debian Linux ساخته شده است. در نگاه نخست، بهویژه با بستههایی که ظاهراً قدیمی به نظر میرسند، چنین ترکیبی شاید زمینهساز دردسر باشد.
بااینحال، PikaOS هوشمندانه از بستههای دستچینشده در کنار یک هستهٔ سفارشی بهره میگیرد تا این فاصله را از میان بردارد. در نتیجه، بسیار بهروز است و در نهایت به رقیبی شایسته تبدیل میشود که ارزش بررسی دارد.
البته راهاندازی آن کمی پردردسر بود و تکمیل فرایند نیز مدتی طول کشید؛ شاید بهدلیل شمار زیاد بستههایی که PikaOS را تشکیل میدهند. پس از بهروزرسانی همهچیز و آمادهشدن سامانه، سرانجام توانستم نتایج آزمونهای کارایی را ثبت کنم:
- دوم (۲۰۱۶): ۱۷۰/۷۹
- دوم: عصر تاریکی: ۳۰/۲۵
- بتمن: شوالیهٔ آرکام: ۹۷/۶۳
- سایبرپانک ۲۰۷۷: ۳۲.۸۴/۲۳.۸۹
PikaOS با وجود آنکه بر پایهٔ Debian Linux ساخته شده، در بیشتر موارد کارایی چشمگیری دارد. در این میان، «دوم: عصر تاریکی» بیشترین افت را تجربه میکند و نرخ فریم آن بسیار پایینتر از Windows ۱۱ میآید. البته خود این بازی نیز موردی عجیب است، زیرا به دلیلی نامعلوم در همهٔ توزیعهای لینوکس رفتاری نامعمول دارد. در مقابل، «بتمن: شوالیهٔ آرکام» غافلگیرکننده بود و PikaOS با اختلافی چشمگیر پیش افتاد.
لینوکس فراتر از افزایش کارایی است

همانطور که احتمالاً از آزمونهای پیشین دریافتید، لینوکس کارایی شگفتانگیزی دارد و حتی در برخی موارد از Windows ۱۱ پیشی میگیرد. بازی روی لینوکس راهی طولانی را پیموده است، اما هدف اصلی لینوکس صرفاً همین نیست.
لینوکس سامانهعاملی بسیار خصوصیتر و شخصیسازیپذیرتر در اختیار کاربران میگذارد که بهطور پیشفرض خبری از گردآوری دادههای دورسنجی، آگهیها یا پیامهای مزاحم در آن نیست. این سامانهعامل طراوتی دارد که کار با رایانه را از حالت وظیفهای طاقتفرسا بیرون میآورد. حتی اگر سرانجام ناگزیر چیزی را در آن خراب کنید، تعمیرش تجربهای سرگرمکننده و اغلب آموزنده خواهد بود.
بااینهمه، دستکم در زمینهٔ پشتیبانی از پردازندههای گرافیکی Nvidia، اوضاع هنوز یکدست نیست. برخی بازیها بیدردسر اجرا میشوند و برخی دیگر نه. البته لینوکس پیوسته بهروزرسانی دریافت میکند؛ بنابراین بهمرور زمان این مشکلات نیز بیگمان از میان خواهند رفت.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dipan Saha است. مشاهده مقاله اصلی