ارتقای رایانه کار عجیبی است و اگر حواستان نباشد، ممکن است ناگهان با انبوهی قطعهٔ اضافه روبهرو شوید. دقیقاً همین برای من پس از ساخت رایانهٔ تازهام با پلتفرم AM4 رخ داد: از قطعات باقیمانده عملاً یک رایانهٔ کامل دیگر داشتم، فقط بدون پردازنده.
این قطعات ــ متأسفانه ــ ارزش چندانی نداشتند، پس تصمیم گرفتم بهترین کار بعدی را انجام دهم: سرور خانگی خودم را بسازم. کل این فرایند بهطرزی غافلگیرکننده رضایتبخش بود و مصرف برقش هم ناچیز است. مهمتر از همه، از قطعات استاندارد رایانههای شخصی بر پایهٔ x86 استفاده میکند و همچنان برای ارتقاهای آسانِ بعدی جا دارد.
یک سامانهٔ AM4 بسیار کممصرف، بهعنوان پایه
فقط بهاندازهٔ نیازهای اصلی، با در نظر گرفتن دو ارتقا

برای این سرور خانگی، تصمیم گرفتم همین سامانهٔ AM4 موجودم را دوباره به کار بگیرم. پیشتر، سیستم را به یک مادربرد تازهتر، رم بیشتر و یک RX ۹۰۷۰ ارتقا داده بودم، بنابراین با قطعاتی مانده بودم که دیگر به کارم نمیآمدند. جمعبندیِ تقریبیشان اینها بود:
- مادربرد گیگابایت (GA-A320M-S2H)
- رم ۸ گیگابایتی DDR4 ۳۲۰۰ (تکماژول)
- درایو یگانهٔ بوت و داده: SSD NVMe ۵۱۲ گیگابایتی
- پردازندهٔ گرافیکی: انویدیا RTX A2000 (۶ گیگابایت)
این، رویهمرفته، چیدمان بدی نیست و حتی یک پاور نسبتاً سادهٔ گیگابایت هم برای تغذیهاش دارد. البته هنوز پردازنده نخریده بودم و فعلاً هم نمیخواستم از رایزن ۵ ۵۶۰۰جی خودم دل بکنم. در نهایت یک رایزن ۵ ۳۴۰۰جی را حدود ۱۱۰ دلار خریدم و بهعنوان پردازندهٔ موقت گذاشتم تا کار راه بیفتد. این تراشه بهمراتب ضعیفتر است و فقط ۴ هسته (و ۸ رشته) بر پایهٔ معماری زنپلاس دارد، اما برای یک سرور خانگی باید کاملاً کفایت کند. تازه، اگر بعداً لازم شد، همیشه میتوانم پردازنده را ارتقا بدهم. گرافیک مجتمع وگا ۱۱ آن هم برای بیشتر کارها بد نیست.
مادربرد هم از آن چیزهایی بود که باید عوض میشد. قدیمی است و از چیپست A320M استفاده میکند؛ یعنی نه جایی برای اورکلاک هست و نه برای برخی امکانات خوشایند دیگر، و همینها دقیقاً از چیزهایی بود که میخواستم امتحان کنم. تازه، تعداد درگاههایش هم کمتر است.
در نهایت سراغ یک اماِسآی پرو B550M-P رفتم و تا اینجا واقعاً از آن لذت بردهام. این مادربرد پر از درگاه توسعهٔ PCIe است و همین احتمالاً به من اجازه میدهد چیزهایی مثل اترنت ۲.۵ گیگابیتی و یک کارت وایفای جداگانه را اضافه کنم. دو اسلات NVMe، پشتیبانی از اورکلاک و امکانات بسیار بیشتر نسبت به مادربرد قدیمی و اقتصادی گیگابایت هم دارد.
در وضعیت فعلی، این یک سامانهٔ AM4 کاملاً ساده است. نه چیز خیلی پرزرقوبرقی در آن هست و نه سختافزار فوقالعاده نیرومندی، اما باید برای راه انداختن کار کافی باشد و برای آینده هم مسیر ارتقا را باز بگذارد.
انتخاب سیستمعامل
پروکسموکس، و شاید بعدتر بیاسدی





پس از نصب ویندوز برای چند بهروزرسانی اولیهٔ بایوس، بالاخره وقتش رسیده بود که یک سیستمعامل واقعی برای سرور دستسازم نصب کنم. پروکسموکس را انتخاب کردم، چون میخواستم چند کانتینر اجرا کنم و RTX A2000 را روی سیستمم بیازمایم.
حوزهٔ دیگری که برایم جذاب بود، راهاندازی یک آزمایشگاه خانگی بود و میخواستم یک ماشین مجازیِ مخصوص بازی را امتحان کنم؛ با این نیت که بعداً آن را به سیستمی نیرومندتر منتقل کنم. هنوز تازه دارم با این سیستمعامل آشنا میشوم، اما قصد دارم خیلی بعدتر، وقتی با این جور کارها بیشتر خو گرفتم، سراغ بیاسدی هم بروم.
با این همه، پروکسموکس برای کسانی که تازه پا به دنیای آزمایشگاه خانگی گذاشتهاند، انتخابی عالی است. این یک توزیع آزاد و متنباز لینوکس است که برای انجام کارها بهشدت بر ماشینهای مجازی تکیه دارد. عملاً میتوانید آن را هر طور که خواستید بچینید، از جمله به شکل یک ماشین مجازیِ بازی نسبتاً نیرومند. اما نگران نباشید: میتوان ماشینهای مجازی را با توجه به سختافزار و هدفتان تنظیم کرد، پس سختافزار شما دستوپایتان را نمیبندد.
پروکسموکس از طریق یک رابطِ مرورگری بهطور کامل در دسترس است و دیگر نیازی به صفحهکلید و ماوسِ اختصاصی نیست؛ هرچند من همچنان پیشنهاد میکنم یکی یدک نگه دارید، برای وقتهایی که لازم شد. این سیستمعامل سبک هم هست و پشتیبانی جامعه از آن فوقالعاده است، بهویژه بهخاطر استفاده از اسکریپتهای خودکار فراوان برای برخی گردشکارها. همینها آن را به انتخابی عالی برای یک سرور خانگیِ دستساز تبدیل میکند.
هنوز جای ارتقا هست
رم دوکاناله، کارتهای PCIe و ذخیرهسازی بیشتر

شاید بزرگترین محدودیت این چیدمان همان ۸ گیگابایت ناچیز رم باشد که در سال ۲۰۲۶ بههیچوجه کافی نیست. به تجربهٔ من، دستکم ۱۲ گیگابایت رمِ آزاد میخواهید، وگرنه ناچار میشوید مدام از فضای مبادله استفاده کنید. ۱۶ گیگابایت هنوز هم نقطهٔ مطلوب است (فعلاً)، و ارتقای بزرگ بعدی من اضافهکردن یک ماژول دیگر خواهد بود.
و برای بدترشدن اوضاع، این ۸ گیگابایت روی یک کانالِ تکیِ رم و با فرکانس ۲۶۶۶ مگاهرتز کار میکند؛ یعنی کارایی پردازندهٔ مرکزی (و گرافیک مجتمع) بهشدت افت میکند. افزودن یک ماژول ۸ گیگابایتی دیگر باید برای برابر کردن میدان کافی باشد، و حتی ورق را برگرداند.
گام بعدی افزایش فضای ذخیرهسازی است، که با توجه به سرسامآور شدن قیمتها، احتمالاً کار آسانی نخواهد بود. برنامه این است که یک درایو اِنویاِمئی ۲۵۶ گیگابایتی دیگر را در شیار دوم، بهعنوان درایو راهانداز، اضافه کنم. بقیهٔ فضا هم با هارددیسکهای سنتی با ظرفیتهای گوناگون پر خواهد شد.
در مورد درگاه گسترش، چند گزینه در ذهنم دارم. نخست، یک آداپتور وایفای ام.۲. این قطعه به شیار آزاد PCIe x1 وصل میشود و یکی از کارتهای وایفای ام.۲ لپتاپ (در اینجا اینتل AX210) را برای کار با رایانهٔ رومیزی سازگار میکند.
بعدی، یک کارت اترنت سادهٔ ۲.۵ گیگابیتی است تا یک درگاه اترنتِ دیگر و سریعتر داشته باشم. این دو ارتقا باید نیازهای شبکه را پوشش دهند؛ یکی از ستونهای اصلی یک سرور خانگی.
این پروژه نسبتاً تازه است و هنوز دادهٔ کافی ندارم تا به جمعبندی فنیتری برسم. با این حال، ساختن یک سرور خانگی شاید یکی از بهترین تصمیمهای فناورانهای بوده که امسال گرفتهام، و بیصبرانه منتظرم ببینم استقلال دیجیتال من از اینجا چگونه رشد میکند.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dipan Saha است. مشاهده مقاله اصلی