وقتی خانهٔ روستاییمان را در شمال ایندیانا ساختیم، سیمکشی زیرزمین را خودم انجام دادم و تا هر نقطهای که دستم میرسید کابل Cat6 کشیدم. حتی برای آنکه هزینهٔ کابلهای آماده را نپردازم، کابلها را از یک قرقرهٔ ۱٬۰۰۰ فوتی بریدم و سرسوکتهایشان را خودم پرس کردم. شبکه بهخوبی کار میکند؛ همهٔ درگاهها به سرعت گیگابیتی میرسند، نقاط دسترسی سراسر خانه را پوشش میدهند و اگر فردا لازم باشد، دوباره چنین پروژهای را انجام میدهم. بااینحال، سیمکشی یک خانه نکتههایی به شما میآموزد که تنها پس از زندگیکردن با نتیجهٔ کار آشکار میشوند. هنوز چند تصمیمی که آن زمان گرفتم آزارم میدهد و اصلاح دو مورد از آنها پس از بستهشدن دیوارها، زمان زیادی از من گرفت. اگر قرار بود از نو آغاز کنم، این پنج مورد را بهشکل دیگری انجام میدادم.
اشتباه اول: جایی که باید دو کابل میکشیدم، به یکی بسنده کردم
یک کابل برای هر نقطه، جایی برای گسترش باقی نگذاشت





تا وقتی دیوارها باز هستند، کشیدن کابل دوم به هر نقطه تقریباً هیچ هزینهای ندارد؛ فقط کمی کابل بیشتر از قرقره مصرف میشود و هر مسیر نیز چند دقیقه بیشتر زمان میبرد. من به بیشتر نقاط تنها یک کابل کشیدم، چون گمان میکردم یک اتصال گیگابیتی برای همه کافی است. اما نیازها بهمرور تغییر کردند و یکی از نقاط دسترسی به خط اختصاصی خودش نیاز پیدا کرد.
دستگاهی که بعدها افزودم، درست کنار درگاه نخست به یک اتصال سیمیِ دیگر نیاز داشت. یکی از مسیرها نیز در آزمایش مردود شد و آرزو کردم کاش از پیش کابلی یدکی درون دیوار گذاشته بودم. پشت تلویزیون اتاق نشیمن بزرگ، آیندهنگری کردم و سه سوکت در دیوار قرار دادم؛ همان نقاطی که دیگر هرگز لازم نیست نگرانشان باشم. در عوض، هر جا تنها یک کابل کشیدهام، بعدها به کابل پشتیبان نیاز پیدا کردهام و اکنون ناچارم از سوئیچ اترنت استفاده کنم. دفعهٔ بعد، برای هر نقطه دستکم دو خط میکشم، حتی اگر یکی از آنها سالها بدون استفاده بماند.
اشتباه دوم: همهجا Cat6 کشیدم، نه Cat6A در مسیرهای مهم
Cat6 آن زمان انتخاب درستی بود، اما چند مسیر ظرفیت بیشتری میخواست

وقتی زیرزمین را سیمکشی کردم، Cat6 انتخاب درستی بود و هنوز هم بیدرنگ به بیشتر افراد پیشنهاد میکنم آن را به Cat5e ترجیح دهند. پیشتر نیز از این انتخاب دفاع کردهام. پشیمانی من تنها به چند مسیر خاص مربوط میشود: دفتر کارم، اتصال بالادستی رک و دیوار تلویزیون؛ مسیرهایی که امروز برایشان Cat6A برمیگزیدم.
Cat6 تنها در فاصلههای کوتاه از سرعت ۱۰ گیگابیت پشتیبانی میکند، درحالیکه Cat6A این سرعت را در مسیری با طول کامل نیز حفظ میکند. خدمات اینترنت چندگیگابیتی به محلههای بیشتری میرسد و تجهیزات PoE نیز هر سال توان بیشتری مصرف میکنند. کابل تنها بخش سامانه است که بدون بازکردن دیوار نمیتوان آن را ارتقا داد. بنابراین، دقیقاً همان مسیرهایی را پایینتر از نیاز آینده طراحی کردم که کمترین تمایل را دارم دوباره به آنها دست بزنم.
اشتباه سوم: فقط با پرس، قرقرهٔ کابل و بداههکاری سراغ پروژه رفتم
کمبود ابزار، هر مرحله را به راهحلی موقتی بدل کرد

تمام ابزار من به یک انبر پرس، قرقرهٔ کابل و دستگاه ارزانقیمت آزمایش پیوستگی محدود میشد. همینها برای آغاز کار کافی بودند، اما نه برای ادامهٔ درست آن. هر کاری که به ابزار تخصصی نیاز داشت، به نوعی بداههکاری تبدیل شد. روکش کابلها را با سیمچین جدا میکردم، پایهها را با تکیه بر حس دست جا میزدم و چون ابزار پانچ نداشتم، کیستونها را با پیچگوشتی پانچ میکردم. مجموعهابزاری که ایکاش از همان ابتدا خریده بودم، در یک بعدازظهر هزینهٔ خود را جبران میکرد. ابزار پانچ، لختکن متناسب با اندازهٔ کابل، یک بسته سرسوکت یدکی RJ45 و فنر سیمکشی، در برابر ساعتهایی که بدون آنها برای پیشبرد کار هدر میدهید تقریباً هیچ هزینهای ندارند. پیش از بریدن نخستین کابل، ابزارهای لازم را بخرید.
اشتباه چهارم: به آزمایشگر ارزان اعتماد کردم و همهٔ مسیرها را نیازمودم
یک کابل معیوب ممکن است ماهها پنهان بماند

آزمایشگر پیوستگی فقط نشان میدهد که سیمها به هم متصلاند؛ نه کیفیت اتصالها را مشخص میکند و نه نشان میدهد مسیر به سرعت نامی خود میرسد. من این نکته را با اتلاف وقت فراوان آموختم: بخشی از شبکهام بهشدت کند شده بود و هفتهها عوامل اشتباهی را بررسی کردم، تا سرانجام فهمیدم یک کابل سرعت تمام تجهیزات پس از خود را محدود میکند. آزمایشگر مناسب هر هشت رشته را جداگانه بررسی میکند و اطمینان میدهد که هریک به پایهٔ درست متصل شدهاند. بهتر از همه اینکه ایرادها زمانی آشکار میشوند که هنوز میتوان آنها را برطرف کرد؛ یعنی پیش از بستهشدن دیوار. هر مسیر را همان هنگام کابلکشی بیازمایید. آزمایش دوباره پس از نصب دیوار خشک، یعنی ناچار شوید آن را ببُرید و باز کنید.
اشتباه پنجم: برچسبزدن برخی کابلها را فراموش کردم
چند کابل بیبرچسب، یک بعدازظهر مرا پای رک معطل کردند

بیشتر کابلها را همان هنگام که از مسیر میگذراندم برچسب زدم. از چندتایی هم گذشتم و با خودم گفتم بعداً یادم میماند هرکدام به کجا میرود؛ اما نماند. چند ماه بعد، وقتی میخواستم تجهیز تازهای به رک اضافه کنم، به دستهای کابل آبیِ یکشکل خیره مانده بودم و نمیدانستم کدام به دفتر کار میرود و کدام به اتاقخواب انتهای خانه. برای پیدا کردنشان ناچار شدم کابلها را یکییکی با دستگاه ردیاب آزمایش کنم؛ کاری که یک بعدازظهر کامل وقت گرفت و میشد با یک حلقه برچسب ۱۰ دلاری و صرف ۳۰ ثانیه برای هر کابل از آن پیشگیری کرد. دو سر هر کابل را نشانهگذاری کنید، نام اتاق را بر هر دو سر بنویسید و این کار را پیش از بستهشدن دیوارها انجام دهید. ارزانترین ابزار این فهرست همان چیزی بود که در استفاده از آن تنبلی کردم.
کابلکشی بعدی آسان خواهد بود
هیچکدام از این کارها دشوار نیست و دقیقاً به همین دلیل ارزش یادداشتکردن دارند: کشیدن دو کابل بهجای یکی؛ استفاده از Cat6A در مسیرهای مهم؛ آمادهداشتن ابزار مناسب پیش از آغاز کار؛ آزمایش تکتک کابلها؛ و زدن برچسب به هر دو سرشان. همین پنج کار را انجام دهید تا خانه را فقط یکبار کابلکشی کنید. از آنها چشم بپوشید و ناچار میشوید دوباره سراغ داخل دیوارها بروید؛ جایی که هیچکس دوست ندارد در خانهای تکمیلشده به آن بازگردد. برای پروژه بعدیام از همین حالا لوله خرطومی آبی در زیرشیروانی آماده است. این بار با فهرست کامل کارها میروم.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Jonathon Jachura است. مشاهده مقاله اصلی