دنسو ویو از سال ۱۹۹۴ مالک حق اختراع کد کیوآر بوده است؛ همان کدی که امروز روزانه میلیاردها بار اسکن میشود، اما این شرکت حتی یک بار هم برای استفاده از آن از کسی پول نگرفته است.
پرسشی درباره کدهای کیوآر که کمتر کسی به آن فکر میکند
بارکد تنها حدود ۲۰ نویسه جا میداد و کارخانهها زیر بار آن درمانده بودند

در سال ۱۹۹۲، دنسو ــ سازنده قطعات خودرو از گروه تویوتا ــ با مشکلی روبهرو بود. بارکدهای معمولی حدود ۲۰ نویسهٔ الفباییـشماری را در خود جای میدادند، اما هر قطعهٔ خودرو برای رساندن شمار نویسههای لازم جهت شناساییاش، به ۵ تا ۱۰ بارکد جداگانه نیاز داشت. کارگران در نهایت روزی نزدیک به ۱٬۰۰۰ بارکد را اسکن میکردند؛ تا جایی که کارشان بیشتر خواندن بارکد شده بود تا ساختن خودرو. افزون بر این، بارکدها توان ثبت نویسههای کانجی یا کانا را نداشتند.
چالش اصلی، ساخت کدی دوبعدی بود که دادهای بیش از بارکد یکبعدی در خود نگه دارد و به همان سرعت بارکد خوانده شود. بارکدخوان باید هم تشخیص میداد که این الگو حامل داده است و هم جهت آن را مییافت، زیرا کد ممکن بود از هر زاویهای خوانده شود. ماساهیرو هارا و دیگر مهندسان برای حل این مسئله دستبهکار شدند و ایدهٔ نشانِ تشخیص گوشههای کد کیوآر تقریباً اتفاقی به ذهن او رسید.
بنا بر روایت خود هارا از این اختراع، او دستگاه سنجش امواج آلفای یکی از همکارانش را قرض گرفت تا بفهمد مغزش چه زمانی بهترین ایدهها را میسازد. نتیجه این بود: پس از حدود دو لیوان آبجو. طبق این روایت، روزی که مشغول نوشیدن بود، از پنجرهٔ قطار بیرون را نگاه میکرد و دید پنجرههای طبقات بالایی ساختمانی با پنجرههای طبقات پایینی آن چیدمانی متفاوت دارند؛ تفاوتی که در برابر آرایش معمولاً تکراری پنجرهها تضادی دیداری پدید آورده بود. همین صحنه به هارا ایده داد که در گوشههای کدش نوعی نشان متضاد بسازد.
پس از حل این مسئله، چالش این بود که شکل آن نشان بهطور اتفاقی در جای دیگری از یک صفحهٔ چاپی ظاهر نشود و بارکدخوان را به اشتباه نیندازد. هارا ماهها از روزنامهها، مجلهها و دیگر مواد چاپی عکس گرفت تا نسبت سیاهی و سفیدی را در همهٔ الگوهای موجود بررسی کند. سرانجام به نسبت ۱:۱:۳:۱:۱ رسید؛ نسبتی که هرگز بهطور طبیعی در چاپ پدید نمیآمد. امروزه نیز همین نسبت در سه مربع گوشهای هر کد کیوآر به کار میرود.
تصمیمی که از یک شرکتِ صاحب حق اختراع انتظارش نمیرفت
دنسو ویو میتوانست بابت هر اسکن پول بگیرد
کیوآر

این شرکت چندین حق اختراع برای فناوری کد کیوآر در اختیار داشت ــ و هنوز هم دارد. کد کیوآر پروژهای متنباز یا چیزی شبیه آن نیست. تفاوت در این بود که دنسو از همان زمان انتشار کد کیوآر در سال ۱۹۹۴، آشکارا تعهد داد که این حقوق اختراع را اجرا نکند. این تصمیم از همان آغاز گرفته شد؛ پیش از آنکه کد کیوآر به هر نوع استانداردی بدل شود.
هارا در گفتوگویی به مناسبت سیاُمین سالگرد کد کیوآر گفت: «هرقدر هم کد خوب باشد، تا زمانی که زیرساختهایی مانند دستگاههای جانبی فراهم نشده باشند، نمیتوان از آن آزادانه و با اطمینان استفاده کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم حق اختراع را آزاد بگذاریم و شرکتهای دیگر را تشویق کنیم زیرساختهای خودشان را توسعه دهند تا کد کیوآر هرچه سریعتر فراگیر شود.»
به بیان دیگر، اگر شمار کافی بارکدخوان و نرمافزار برای استفاده از این کد وجود نداشت، خود کد بیفایده بود. احتمالاً همین تصمیم دلیل پذیرش اولیهٔ آن شد.
آزاد گذاشتن حق اختراع در عمل چه ساخت
حق اختراع بارکد ۲۲ سال بیاستفاده ماند

سرگذشت بارکد اصلی نیز بسیار جالب است. نورمن جوزف وودلند و برنارد سیلور در سال ۱۹۵۲ بارکد را با عنوان «دستگاه و روش طبقهبندی» به ثبت رساندند. حق اختراع آن با ۱۵٬۰۰۰ دلار به شرکت فیلکو فروخته شد و در دههٔ ۱۹۶۰، بیآنکه به کار گرفته شود، منقضی شد. دلیلش این بود که فناوری لازم برای خواندن آن ــ اسکنرهای لیزری و رایانش ارزان ــ عملاً وجود نداشت. نخستین بار در سال ۱۹۷۴ بود که بارکدی در یک فروشگاه اسکن شد؛ روی بستهای آدامس ریگلی در ترویِ اوهایو. با این حال، این تأخیر از حرصوآز شرکتها ناشی نمیشد؛ بلکه فاصلهای میان اختراع و در دسترس شدن فناوری لازم بود، شکافی که کد کیوآر با آزاد گذاشتن فناوری از همان ابتدا، بسیار سریعتر پُر کرد.
اما اگر دنزو حقاختراعش را واگذار کرده، پس چگونه همچنان از این ابداع درآمد دارد؟ نخست اینکه QR Code نشان تجاری ثبتشدهٔ Denso Wave است و از خودِ حقاختراع جداست. هر کس، به شرط رعایت مشخصات فنی، میتواند بینیاز از پرداخت حق امتیاز از فناوری زیربنایی آن استفاده کند. نام و خودِ استاندارد همچنان در ادارهٔ ثبت اختراع ژاپن حفاظت میشوند. دوم اینکه دنزو سختافزارهای فیزیکیِ خواندن کدهای QR را میفروشد و کنترل تجاری گونههای اختصاصی مختلفی از QR را که بر پایهٔ استاندارد باز ساخته شدهاند در اختیار دارد؛ از جمله SQRC که تعیین میکند چه کسانی بتوانند بخشی از دادههای نهفته را بخوانند، و FrameQR، نسخهای سازگارتر با طراحی که در سال ۲۰۱۴ عرضه شد و اثر هنری را با خود کد درمیآمیزد. همین گشودگی اولیه نیز سبب شد این قالب به میلیونها نسخهٔ رقیب و پراکنده تقسیم نشود. کد QR در سال ۱۹۹۷ به استاندارد AIM، در ۱۹۹۹ به استاندارد JIS و در ۲۰۰۰ به استاندارد ISO بدل شد؛ بنابراین تولیدکنندگان سراسر جهان بهجای مجموعهای درهم از استانداردهای ناسازگار، مشخصات فنی یکسانی برای ساخت محصول داشتند.
کد QR در سال ۱۹۹۷ به استاندارد AIM، در ۱۹۹۹ به استاندارد JIS و در ۲۰۰۰ به استاندارد ISO بدل شد.
بهتر از آن، کدهای QR بر تصحیح خطای رید–سولومون تکیه دارند؛ ترفندی ریاضی که حتی اگر بخش قابلتوجهی از کد گم شده، لک افتاده یا پوشیده شده باشد، همچنان اسکنپذیر میماند (راهنمای میدانی علوم رایانه). در بالاترین سطح تصحیح خطا، حدود ۳۰ درصد کد میتواند آسیب ببیند و باز هم اسکن شود؛ دقیقاً به همین دلیل است که کدهای QR تبلیغاتی میتوانند لوگویی را وسط کد بچسبانند.
آنچه هارا از انجامش سر باز زد، از آنچه ساخت مهمتر بود
خودِ کد QR از نظر مهندسی بسیار درخشان است، اما در دههٔ ۱۹۹۰ کدهای دوبعدی هوشمند فراوانی وجود داشتند که امروز هیچکس از آنها استفاده نمیکند. آنچه این نمونهٔ خاص را همهگیر کرد، تصمیمی بود که هارا و شرکتش دربارهٔ مجوزدهی گرفتند؛ آن هم پیش از آنکه کسی حتی بداند این کد واقعاً کار خواهد کرد یا نه.
همین تصمیم همچنین توضیح میدهد که چرا کدهای QR درست در لحظهای که همهگیری کرونا منوها و ثبتورودهای بیتماس را یکشبه به ضرورتی بدل کرد، آماده بودند: نه مجوزی برای مذاکره وجود داشت و نه شرکتی که باید منتظرش میماندند؛ فقط قالبی رایگان که هر کس میتوانست فوراً به کار بگیرد.
احتمالاً همین موضوع نیز دلیل تبدیلشدن این کد به مسیر رایج فیشینگ، موسوم به «کویشینگ» ــ متأسفانه ــ است؛ زیرا هیچکس برای ساختن آنها لازم نیست از Denso Wave اجازه بگیرد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Rob LeFebvre است. مشاهده مقاله اصلی