مانند خیلیها، نخستین گوشی هوشمند من هم اندرویدی بود! اما در میانه راه به آیفون سوییچ کردم و بیش از پنج سال گوشی روزمرهام آیفون ماند — تا آوریل ۲۰۲۵، که مجبور شدم دوباره به اندروید برگردم.
با این حال در این ۱۷ ماه گذشته، گوشی اندرویدیام را برای مدیریت همزمان حوزه شخصی و کاری به کار بردهام. اکنون به نقطهای رسیدهام که میتوانم به آیفون برگردم، اما فهمیدم در واقع نمیخواهم.
به برخی ویژگیهای اندروید آنقدر عادت کردهام که تجربه گوشی هوشمند بدون آنها را تصور نمیکنم. در ادامه چهار ویژگی چنین را معرفی میکنم که بازگشت به آیفون را حس تنزل میدهند.
برنامههای جانبی را без اجازه اپل نصب میکنم
بدون گواهی، بدون حساب توسعهدهنده، بدون دردسر





یکی از چیزهایی که بعد از استفاده از اندروید واقعاً ارزش آن را میدانم، این است که میتوانم برنامههای اندرویدی را بدون محدودیت عمده به صورت جانبی نصب کنم. کاری که در زمان استفاده از آیفون حتی به ذهم هم خطور نمیکرد. حس میکردم اپل کنترل بیشتری روی برنامههای نصبشده روی گوشیام دارد. نصب جانبی یعنی میتوانم برنامههای مورد نیازم را از منابعی جز Play Store — بازار رسمی اپلیکیشنهای اندروید — دانلود و نصب کنم.
نمیخواهم وانمود کنم که Google Play Store بهتر از App Store اپل است! با این حال از آنجا که برنامههای اندرویدی فوقالعادهای را از منابع معتبری چون F-Droid و Droidify پیدا میکنم. از کیبوردها值得关注کننده حریم خصوصی تا لانچرهای اندرویدی کۆمرکمحور و ابزارهای ساده تا مدیریتکنندگانی قدرتمند دستگاه، گزینههای فراوانی بیرون از فروشگاه رسمی وجود دارند و اندروید امکان کاوش آنها را ساده میکند.
البته گوگل هم همچنان هر برنامهای که با منافع ذاتیاش در تضاد باشد را مسدود میکند، اما تا زمانی که نصب جانبی کار میکند، خوشحالم با اندروید بمانم. با این حال بعد از عادت کردن به این راحتی، واقعاً نمیخواهم به وضعیتی برگردم که برای نصب برنامهای که به App Store نمیرسد، باید با حالت توسعهدهنده و جیلبریک دستوپنجه نرم کنم.
صفحه خانگیام شبیه صفحه خودم است، نه صفحه اپل
آیکونها، ویجتها و صفحههای قفل — همه برای شکستن






در اندروید میتوانم صفحه خانگیام را به شکلی بسازم که شبیه سلیقه خودم باشد، نه چیزی که با زیباییشناسی طراحی اپل همخوانی داشته باشد. تقریباً همه چیز درباره صفحه خانگی قابل تغییر است: بستههای آیکون، ابعاد ویجتها و انیمیشنها. حتی اگر بخواهم چیزی تازه را امتحان کنم میتوانم لانچر دیگری نصب کنم. کارهایی که با آیفون نمیتوانستم انجام دهم.
با اینکه iOS در نسخههای اخیر امکانهای بیشتری ارائه کرده است، این گزینهها با آنچه در گوشی اندرویدی میتوانم انجام دهم قابل مقایسه نیستند. مثلاً گوشی اندرویدیام به من اجازه میدهد به لانچری کاوشمحور سوییچ کنم که با تایپ نام برنامه آن را پیدا میکنم. این سطح شخصیسازی با ماندن روی آیفون امکانپذیر نیست. و این تنها بخشی از تصویر بزرگتر شخصیسازی است که به کیبوردها، مرورگرها و به طور کلیتر رفتار گوشی هوشمندم گسترش مییابد.
نمیخواهم بگویم iOS هیچ شخصیسازیای را اجازه نمیدهد. نسخههای اخیر اجازه میدهند، اما Liamکه صفحه خانگی iOS را از ده پایی فاصله تشخیص نخواهید داشت — همهشان بسیار شبیه هماند. در مقابل با اندروید امکانها بیپایاناند، بهویژه وقتی از آنچه رابط کاربری سازنده گوشی دیکته میکند فاصله میگیرید.
اعلانهای شخصیسازیپذیر و چندوظیفهگی اعتیادآورند
کانالهای جداگانه برای هر برنامه و صفحه تقسیمشده، نه فقط بنرها





اعتراف میکنم که система اعلانهای اندروید بینقص نیست، اما بسیار بهتر از چیزی است که در آیفون دریافت میکنید. در آیفون همیشه به بنرها و چند گزینه محدود محدود بودم و نتیجه همیشه انباشتهای از اعلانها میشد که با انگشت کنار میزدم. اما در اندروید از قدرت کانالهای اعلان بهره میبرم که کنترل دقیقی روی نمایش یا پنهان شدن هر اعلان میدهند. مثلاً اگر فقط اعلانهای مرتبط با حساب کاربری را از برنامهای میخواهم، میتوانم سایر کانالها را خاموش کنم.
چندوظیفهگی را نیز بعد از بازگشت به اندروید بهطور گستردهای کاووش کردهام، به لطف ویژگیهایی چون صفحه تقسیمشده و پنجره شناور. در iOS این گزینهها وجود ندارند. البته این ویژگیها روی گوشی با صفحه نمایش بزرگتر و ترجیحاً تاشو بهتر کار میکنند. مطمئنم iOS ممکن است در آینده حالت صفحه تقسیمشده را معرفی کند، بهخصوص هر time که اپل گوشی تاشو عرضه کند، اما باز هم در آن زمان تجربه بهتری با اندروید خواهید داشت.
پیرو بحث شخصیسازی که پیشتر به آن پرداختم، اندروید همچنین به این معناست که اجازه میدهد چه چیزهایی تغییر کند. مثلاً وقتی سیستم اعلانها درست کار نمیکند، همیشه میتوانم از اپلیکیشنی مثل BuzzKill برای سفارشیسازی رفتار اعلانها استفاده کنم. اما در iOS همهچیز قفل است و من هیچکاری نمیتوانم بکنم.
مرور سیستم پرونده گوشی، آن هم در خود گوشی
نه iTunes، نه دور زدن از طریق ابر؛ فقط بکش و رها کن





موضوع دیگری که بازگشت به آیفون را برایم متوقف میکند، میزان کنترلی است که روی سیستم پرونده گوشیم در اندروید دارم. در iOS همیشه سربسنجیای گیجکننده میان فضای ذخیره محلی، iCloud Drive و سایر بخشها وجود داشته است. دقیق نمیدانم چند دقیقه صرف پیدا کردن سندی برای ارسال ایمیل یا ضمیمهکردن کردهام. سیستم پرونده گاهی دسترسی به محتوا از طریق اپلیکیشنهای شخص ثالث را نیز دشوار میکند. و با اینکه میدانم AirDrop وجود دارد، میدانید انتقال محتوا از گوشی به مک یا کامپیوتر چقدر دشوار است.
خوشبختانه در اندروید، بیشتر از اینکه نگران انتقال داده باشم، مشغول انتقال آن هستم. کافی است کابل USB-C را به کامپیوتر وصل کنم تا پوشهها ظاهر شوند. نیازی نیست نگران سندباکس کردن اپلیکیشن فایل یا محدودیتهای اپلیکیشنهای شخص ثالث باشم. به لطف دسترسی مستقیم به سیستم پرونده، هرچه میخواهم را جابهجا میکنم. این آزادی همچنین به شرایطی انجامیده که اپلیکیشن پیشفرض مدیریت پرونده را با اپلیکیشنهایی چون Material Files جایگزین کردهام تا قابلیتهای بیشتری به دست آورم.
بازگشت به آن سیستم پر از محدودیت و سستِ iOS چیزٍ چیزی است که پیوسته میخواهم عقب بیندازم.
ادعا نمیکنم اندروید در همه چیز برنده است
هدف این نوشته اثبات برتری اندروید بر iOS نیست؛ نمیخواهم وارد این بحث شوم. با اینحال پس از استفاده از هر دو سامانهعامل برای مدتی، برخی قابلیتهای اندروید را چنان اعتیادآور یافتهام که برای داشتن تجربهای روان از گوشی، دلم برایشان تنگ میشود. این موضوع جلوی اقرار کردن به جایگاههایی که آیفون در آنها میدرخشد را نمیگیرد؛ چیزهایی مثل بهروزرسانیهای منظم سیستمعامل، ارزش فروش مجدد، و یکپارچگی بیشتر زیستسازه مانند AirDrop و Handoff. اما با توجه به انتخابی که اکنون دارم، همچنان بازدهیای را که اندروید پیشنهاد میکند به بهینهسازی آیفون ترجیح میدهم.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Abhijith N Arjunan است. مشاهده مقاله اصلی