در میان انبوه سریالهای جاسوسی جدید، از The Night Agent و Jack Ryan گرفته تا Slow Horses، کمتر اثری پیدا میشود که مثل Patriot اینقدر با قواعد ژانر بازی کند. این سریال دو فصلی در Prime Video پنهان مانده، اما اگر دنبال تجربهای متفاوت هستید، ارزش دارد آن را از زیر خاکستر پیشنهادهای الگوریتمی بیرون بکشید.

Patriot در ظاهر درباره مأموریتهای اطلاعاتی، پوشش مخفی و پروندههای حساس سیاسی است؛ اما جذابیت اصلیاش در همین ظاهر آشنا خلاصه نمیشود. سریال همزمان غمگین، خندهدار، عجیب و انسانی است؛ انگار یک فیلم جاسوسی کلاسیک را بردارید و قهرمانش را به آدمی تبدیل کنید که از شدت فرسودگی، جهان را با ترانههای فولک و سکوتهای طولانی تحمل میکند.

یک سریال جاسوسی با قهرمانی کاملاً نامعمول
داستان حول جان تاونر با بازی Michael Dorman میچرخد؛ مأموری که برای دولت آمریکا کار میکند، اما از خشونتی که ناچار است در مسیر کارش انجام دهد فاصله عاطفی گرفته است. او درد و آشفتگی ذهنیاش را نه با شعار و گفتوگوهای قهرمانانه، بلکه با ترانههایی بسیار مشخص و گاهی مضحک درباره مأموریتهایش بیرون میریزد.
رابط اصلی جان در دستگاه اطلاعاتی، تام با بازی Terry O’Quinn است؛ مقام ارشد CIA که همزمان پدر او هم هست. مأموریت تازه جان این است که با گرفتن شغلی در یک شرکت لولهکشی صنعتی، پوششی برای رفتوآمد به لوکزامبورگ و انتقال پول فراهم کند؛ پولی که قرار است در ماجرایی مرتبط با انتخابات ایران و برنامه هستهای نقش داشته باشد.
با وجود این پسزمینه سیاسی، تمرکز سریال روی هیجانهای معمول جاسوسی نیست. آنچه Patriot را ماندگار میکند، حالوهوای عجیب و آدمهایی است که دور جان جمع میشوند؛ مجموعهای از شخصیتهای شکسته و ناسازگار که کمکم برای او شبیه خانواده دوم میشوند، چون نمیتواند حقیقت کارش را به همسرش آلیس بگوید.

کمدی است یا درام؟ پاسخ سادهای وجود ندارد
یکی از نکتههای مهم درباره Patriot این است که نمیشود آن را تمیز و مرتب داخل برچسبهایی مثل «درام جاسوسی» یا «کمدی» گذاشت. سریال از همان مصالح آشنای ژانر جاسوسی استفاده میکند، اما مدام مسیر را کج میکند؛ آن هم نه برای شوخیهای سطحی، بلکه برای ساختن نوعی طنز تلخ که از شکست، خستگی و بیمعنایی موقعیتها بیرون میآید.
در یک صحنه، جان و یک کارآگاه با بازی Aliette Opheim چندین بار پشت سر هم سنگ، کاغذ، قیچی بازی میکنند و هر بار همان انتخاب قبلی را تکرار میکنند؛ صحنهای طولانی و بیبرش که هم مضحک است و هم ناراحتکننده. در جای دیگری، اطلاعات حساس در موقعیتهایی ردوبدل میشود که اصلاً با کلیشههای شیک و جدی فیلمهای جاسوسی همخوانی ندارد.
جان حتی برای رسیدن به یک موقعیت شغلی پوششی، وقتی مصاحبهاش خراب میشود، رقیب موفقترش را از مسیر بیرون میکند و بعد بخش قابلتوجهی از داستان صرف پیامدهای همین تصمیم میشود. اینها موقعیتهایی هستند که روی کاغذ شاید اغراقآمیز به نظر برسند، اما سریال با لحن خشک و حسابشدهاش آنها را به تجربهای عجیب و باورپذیر تبدیل میکند.
تقریباً هر چیزی که در مأموریتهای جان میتواند خراب شود، خراب میشود. او بارها آسیب میبیند، تحقیر میشود، خیانت میبیند و از نظر روحی فرسودهتر میشود؛ با این حال زیر این ظاهر بیجان، هنوز میل شدیدی به ارتباط و آرامش دارد. همین تضاد باعث میشود ترانههایش فقط یک شوخی تکرارشونده نباشند، بلکه پنجرهای به روح خسته شخصیت اصلی باشند.

چرا «پتریوت» فرصت دیدهشدن پیدا نکرد؟
Patriot فقط دو فصل دوام آورد. پایان سریال تا حدی حس جمعبندی میدهد، اما کاملاً مشخص است که جهان و شخصیتهایش ظرفیت ادامه داشتند. مشکل اصلی این بود که سریال از همان ابتدا در زمانبندی و معرفی عمومی شانس زیادی پیدا نکرد.
قسمت آزمایشی در نوامبر ۲۰۱۵ منتشر شد، اما باقی قسمتهای فصل اول بیش از یک سال بعد، در فوریه ۲۰۱۷، در دسترس قرار گرفتند. فاصله طولانی تا فصل دوم هم ضربه دیگری به روند دیدهشدن سریال زد. برای اثری با چنین لحن خاصی، حفظ توجه مخاطب اهمیت زیادی داشت و این وقفهها عملاً momentum یا همان شتاب اولیه را از بین بردند.
از طرف دیگر، فضای رقابتی آن دوره هم ساده نبود. سریالهایی مثل The Walking Dead، Scandal، How to Get Away with Murder، The Big Bang Theory و Game of Thrones بخش زیادی از توجه مخاطبان را گرفته بودند. در چنین بازاری، فروختن سریالی تا این حد نامتعارف کار آسانی نبود.
جالب اینجاست که در میانه دهه ۲۰۱۰، Prime Video بیشتر با آثار خاص و ریسکپذیر تجربه میکرد؛ از Mozart in the Jungle و Red Oaks تا Transparent و The Man in the High Castle. امروز اما این سرویس بیشتر روی سریالهای بزرگ و پرمخاطب مثل Reacher و The Lord of the Rings: The Rings of Power تمرکز دارد. به همین دلیل بعید است اثری مثل Patriot امروز در همان پلتفرم فرصت مشابهی بگیرد.

اگر از سریالهای جاسوسی متفاوت خسته نمیشوید
سازنده Patriot، یعنی Steven Conrad، بعداً سراغ پروژههایی رفت که باز هم توصیف سادهای ندارند. همین نشان میدهد جذابیت سریال تصادفی نیست؛ پشت آن نگاه مشخصی به کمدی، تنهایی، خشونت و آدمهایی وجود دارد که در سیستمهای بزرگ گیر افتادهاند.
اگر از سریالهای جاسوسی فقط تعقیبوگریز، عملیات بینقص و قهرمانهای همیشه آماده میخواهید، شاید Patriot در ابتدا غافلگیرتان کند. اما اگر با اثری کنار میآیید که شکست را بخشی از روایت میداند و از دل موقعیتهای تلخ طنز میسازد، این سریال میتواند یکی از کشفهای ارزشمند شما در Prime Video باشد.
منبع: این مطلب یک بومیسازی و بازنویسی تحریریهای بر پایه مقالهای از MakeUseOf است: مشاهده مقاله اصلی.