وقتی استیماواس در سال ۲۰۱۳ عرضه شد، هنوز پختگی چندانی نداشت. بر پایهٔ دبیان ساخته شده بود و بهروزرسانیهایش بسیار کندتر میرسیدند. تازه پروتون هم آن زمان وجود نداشت؛ بنابراین در مقایسه با ویندوز، بهعنوان یک سیستمعامل متمرکز بر بازی جذابیت بسیار کمتری داشت.
حالا به سال ۲۰۲۶ برسیم: بسیاری چیزها دگرگون شدهاند و استیماواس اکنون بر پایهٔ آرچ ساخته میشود؛ یعنی هم بهروزرسانیهای سریعتر دارد و هم، مهمتر از همه، پروتون را در اختیار میگذارد. پروتون بینقص نیست، اما کارش را بسیار خوب انجام میدهد و به کاربران لینوکس اجازه میدهد بیشتر بازیهای ویندوز را با کمترین دردسر راهاندازی کنند. استیماواس یک سیستمعامل دسکتاپ کاملاً توانمند هم هست، هرچند عجیبوغریبهای خودش را دارد.
برخی از همین عجیبوغریبها آنقدر کلافهام کردند که به یک سیستمعامل دسکتاپ سنتیتر بر پایهٔ لینوکس کوچ کردم تا کنترل بهتری بر سختافزارم داشته باشم. در ادامه چهار جایگزین برتر را میبینید.
بازایت
پشتیبانی از کارتهای انویدیا و انبوهی قابلیت کاربردی دیگر

بازایت شاید یکی از محبوبتر، اما قدیمیترِ جایگزینهای «شبیه استیماواس» باشد که در دوران اوج این دسته از توزیعها، زمانی که انتخابهای چندانی وجود نداشت، عرضه شد. البته امروز اوضاع کاملاً تغییر کرده و بازایت دیگر تنها گزینه نیست.
با این همه، بازایت همچنان بسیار خوب است و قابلیتهایی ارائه میکند که در نسخهٔ خام استیماواس پیدا نمیشوند. با نگاهی به وبسایت بازایت، با انبوهی از انتخابها روبهرو میشوید. بازایت افزون بر دسکتاپ پیشفرض کیدیای، امکان انتخاب دسکتاپ گنوم را نیز فراهم میکند؛ گزینهای که برای دستگاههای لمسی مانند کنسولهای دستی منطقیتر به نظر میرسد.
با این حال، برخلاف استیماواس، بازایت پشتیبانی آزمایشی از پردازندههای گرافیکی انویدیا را در خود دارد. پردازندههای گرافیکی مدرن RTX انویدیا بهترین عملکرد را دارند، اما انتظار مقداری دردسر را داشته باشید؛ انویدیا در لینوکس همیشه خوشرفتار نیست.
مجموعهای کامل از بستهها و اسکریپتهای اضافی نیز وجود دارد که میتوان آنها را با فرمان «ujust» اجرا کرد. این موارد شامل راهحلهای رایج برای پیکربندیهای خاصتر، از جمله HDMI-CEC و استریم محلی بازی، هستند؛ قابلیتهایی که در هر حال داشتنشان غنیمت است.
از نظر ماژولار بودن، بیتردید از استیماواس پیشی میگیرد و آنقدر قابلیت اضافی دارد که نمیتوان شمردشان. جالب اینکه بازایت، برخلاف استیماواس که بر آرچ لینوکس تکیه دارد، بر پایهٔ فدورا ساخته شده است. با وجود این، از نظر کارکرد تقریباً یکساناند و حتی نصب تغییرناپذیر مشترکی دارند؛ ویژگیای که بسته به نوع استفادهٔ شما میتواند مزیت یا عیب باشد.
کَچیاواس هندهلد
کچیاواس، بهینهشده برای دستگاههای بازی دستی





کچیاواس هندهلد یکی از گونههایی است که نصبکنندهٔ رسمی ارائه میکند. باید نصبکنندهای جداگانه دانلود کنید که ویژهٔ دستگاههای دستی طراحی شده است. این نسخه در اصل میکوشد رابطی شبیه استیماواس، از جمله امکان جابهجایی میان آن و دسکتاپ کیدیای، را همراه با همهٔ مزایای کچیاواس بازآفرینی کند.
این ترکیب بهطرزی غافلگیرکننده خوب از کار درمیآید و با توجه به عملکرد بالای کچیاواس و همهٔ فناوریهای لبهتیزش، ممکن است اینجا و آنجا افزایش کارایی چشمگیری ببینید. از آنجا که به مخزن AUR نیز دسترسی نامحدود دارید، در تئوری میتوانید هر نرمافزار سازگاری را با کمک ابزاری مانند Paru برای کار با AUR نصب کنید.
این نسخه نصب تغییرناپذیر هم نیست؛ یعنی به همهٔ پارتیشنهای آن دسترسی کامل دارید. میتوانید نصب را هرقدر که میخواهید دستکاری، خراب یا تعمیر کنید. همین ویژگی آن را برای علاقهمندان به وررفتن با سیستم و کاربران سرگرمیدوست ایدئال میکند.
با این همه، کچیاواس همچنان تمامعیار آرچ لینوکس است؛ باید نگهداری از سیستم را یاد بگیرید و ویکیهای آرچ و کچیاواس بهترین مرجع شما خواهند بود. مسیر یادگیریاش کمی شیبدار است، هرچند لذتبخش، و شاید برای تازهکارها مناسب نباشد.
همچنین توصیه نمیکنم تصویر ISO هندهلد را روی چیزی جز یک رایانهٔ بازی دستی واقعی با معماری x86 به کار ببرید. هنگام نصب آن روی رایانه یا لپتاپ معمولی، چیزهای زیادی از کار میافتند. اگر همچنان رابط کاربری حالت بازی استیماواس را میخواهید، میتوانید بهجای آن از بستهٔ cachyos-handheld یا اسکریپت arch-deckify استفاده کنید.
نوبارا لینوکس
برای کسانی که نسخهای از فدورا بدون نصب تغییرناپذیر میخواهند

نوبارا لینوکس نیز مانند بازایت از فدورا بهعنوان پایه استفاده میکند. اما برخلاف بازایت، نوبارا اصلاً تغییرناپذیر نیست و در عوض ساختاری سنتیتر برای دسکتاپ ارائه میدهد. آن را کچیاواس تصور کنید، اما بر پایهٔ فدورا.
نوبارا مجموعهای از بهینهسازیها و ابزارهای افزوده را نیز در بر میگیرد؛ از جمله انشعاب سفارشی Proton ساختهٔ پدیدآورندهاش، GloriousEggroll، که Proton-GE نام دارد. Proton-GE نسبت به لایهٔ سازگاری استاندارد Proton Experimental، چند بهینهسازی و ارتقای دیگر ارائه میکند و همین آن را به گزینهای بهتر بدل میسازد.
با این حال، برخلاف کَچیاواس، نوبارا از همان ابتدا برنامههای بسیار بیشتری را نصبشده در اختیار میگذارد تا کار برای کاربران نسبتاً تازهکار لینوکس آسانتر شود. این مجموعه ابزارهای بازی مانند استیم و راهاندازهای ضروری پردازندههای گرافیکی AMD و Nvidia را هم شامل میشود؛ بنابراین فرایند راهاندازی دردسر بسیار کمتری دارد.
نوبارا همچنین نسخههای Steam-HTPC و Steam-Handheld را دارد که تجربهٔ کامل SteamOS را بازآفرینی میکنند. این سیستم بسیار سریع است و اغلب هم بیدردسر کار میکند.
آرچ لینوکس با نصبکنندهای سفارشی برای رابط کاربری استیماواس
راهاندازیاش دردسر دارد، اما کنترل بیرقیبش ارزشش را دارد

این، در حال حاضر، محبوبترین شیوهٔ من برای راه انداختن یک سامانهٔ بازی است. این روش بر پایهٔ نصب ساده و دستنخوردهٔ آرچ لینوکس، از اسکریپت arch-deckify بهره میبرد تا همان کاری را انجام دهد که SteamOS انجام میدهد؛ با این مزیت که، خب، آرچ است.
هرچند SteamOS را دوست دارم، بینقص نیست. پشتیبانی سختافزاری آن محدود است و پردازندههای گرافیکی Nvidia فعلاً بهکلی پشتیبانی نمیشوند. افزون بر این، این سیستم تغییرناپذیر است؛ یعنی نمیتوانم بعضی برنامهها یا راهاندازهای اضافی را نصب کنم، بیآنکه نگران پاک شدنشان در بهروزرسانی بعدی باشم.
برای من، SteamOS حس بستن دوبارهٔ چرخهای کمکی به دوچرخه را داشت و ماهیت محدودکنندهاش آن را برای کاربری من نامطلوب میکند. آرچ لینوکس ساده و دستنخورده، سیستمعاملی است که با آن آشنایی بیشتری دارم و دوست دارم کنترل سیستمعامل خودم را در دست داشته باشم.
با اسکریپت نصبکننده و فعال بودن SDDM، جابهجایی میان یک محیط رومیزی و رابط حالت بازی SteamOS آسان است و تقریباً بیوقفه انجام میشود. این راهکار همچنین تجربهٔ «کامل» SteamOS را فراهم میکند و از امکانات خوشایند دیگری مانند Decky Loader نیز پشتیبانی دارد. شاید راهحلی ساده نباشد و راهاندازیاش آزاردهنده باشد، اما هیچ گزینهٔ دیگری چنین سطحی از کنترل جزئی و دقیق را عرضه نمیکند.
برای انتخاب سیستمعامل، فقط نباید به شمار فریم بر ثانیه توجه کنید
از نظر اعداد خام کارایی و آزمونهای سنجش، شاید SteamOS بهترین نباشد. گزینههایی مانند کَچیاواس واقعاً جلو میزنند، اما این تفاوت اغلب ناچیز است و صادقانه بگویم، ارزش این همه وسواس را ندارد.
بیشتر توزیعهای لینوکسیِ متمرکز بر «بازی» تقریباً عملکرد یکسانی دارند و عموماً برای سختافزارهای جدیدتر بهینه شدهاند. همین موضوع، انتخاب یک توزیع لینوکس را هم آسان و هم دشوار میکند.
پیشنهاد میکنم همه را امتحان کنید و آن گزینهای را برگزینید که با آن راحتترید. شاید مدیریت بیدردسر SteamOS شما را جذب کند، یا کنترل دقیق کَچیاواس؛ اما زیبایی لینوکس همین است: برای هر کسی چیزی دارد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dipan Saha است. مشاهده مقاله اصلی