کروم مرورگری عالی است. حتی اگر خودِ کروم را نخواهید، میتوانید یکی از مرورگرهای دیگرِ مبتنی بر کرومیوم را برگزینید که واقعاً ارزش مهاجرت دارند، مثل اج، و همچنان همه مزایا را نگه دارید، بیآنکه همهچیز را به گوگل بسپارید.
اما اگر اصلاً کرومیوم نمیخواهید، فایرفاکس گزینهای عالی است. قابلاعتماد، متنباز و متمرکز بر حریم خصوصی است، اما بهدلیل سرعت کمتر در افزودن قابلیتهای تازه، کمی یکنواخت به نظر میرسد. در مقابل، مرورگر زن از موتور گکوی فایرفاکس بهره میگیرد، اما از نظر ظاهر هیچ شباهتی به آن ندارد و همه امکاناتی را دارد که از یک مرورگر در ۲۰۲۶ انتظار دارید تا کار روزمره را راحتتر کند. بعد از دو یا سه هفته کار با این مرورگر، به نظرم کلاً با شیوهای دیگر از وبگردی روبهرو هستید؛ شیوهای بهتر.
نوار کناریِ ناپدیدشونده
زن همهچیز را به چپ میبرد و بعد پنهانش میکند





اولین چیزی که در مرورگر زن توجهتان را جلب میکند، این است که زبانهها در سمت چپاند. هرچند بسیاری از مرورگرها، از جمله مایکروسافت اج، زبانههای عمودی را هم ارائه میکنند، زن همچنین به شما اجازه میدهد انتخاب کنید که نوار کناری همیشه دیده شود یا فقط وقتی به آن نیاز دارید.
حالت فشرده را از گوشه فعال کنید تا کل نوار کناری از دید ناپدید شود. با نزدیککردن نشانگر به لبه چپ، دوباره برمیگردد و در بقیه زمانها فقط نمایی بیمزاحمت از صفحه وبی که میبینید پیش روی شماست. هرچند نوار بالا نوار نشانک را هم نشان میدهد، پنهانکردن همیشگی آن، برخلاف کروم، بسیار آسان است.
یک یا دو روز طول کشید تا عادت کنم. وقتی همه ابزارهای ناوبری مرورگر پنهان شده بود، از سر عادت پیوسته پنجره را کوچک میکردم و حتی یادم میرفت در یک مرورگر هستم. اگر این برایتان آزاردهنده است، در تنظیمات، گزینهای برای نوار کناری و نوار ابزار بالایی وجود دارد که نوار نشانی را دوباره به بالا برمیگرداند. اما وقتی به حس تمامصفحه عادت کنید، برگشتن به چیدمان سنتی مرورگر تنگ و فشرده به نظر میرسد.
زبانههای سنجاقشدهای که میمانند
اسنشیالز و اسپیسز، سایتهای روزمرهتان را فقط یک کلیک دورتر نگه میدارند

من از آن آدمهایی هستم که همزمان در چند مرورگر بیش از ۲۰ زبانه باز نگه میدارند و حدس میزنم دستکم بعضی از آنها تکراری باشند؛ چون زبانه اصلی را فراموش کردهام و جایی در میان ردیفها دفن شده است. زن این مشکل را با دو قابلیت حل میکند: اسنشیالز و اسپیسز.
اسنشیالز نواری ویژه در بالای نوار کناری است که سایتهای روزمرهتان برای همیشه در آن میمانند. آسانا، یوتیوب، اسلک، گیتهاب؛ کافی است یکبار زبانهای را به آن بکشید تا همانجا بماند. با بستن آن ناپدید نمیشود و میان سی زبانه دیگر هم گم نمیشود. اسپیسز زیر آن قرار دارد و مانند لایهای دوم عمل میکند: زبانههای سنجاقشدهای برای بعد، نه برای همیشه.
مرورگرهای دیگر هم اجازه میدهند زبانهها را گروهبندی یا سنجاق کنید، اما معمولاً کار به راستکلیک، یک زیرمنو و کمی کشیدن و رهاکردن میکشد. زن به چیزهای مهم جای اختصاصی و قابلمشاهده خودشان را میدهد و شما آنها را مستقیم به نوار کناری میکشید و رها میکنید. پایین نوار کناری هم یک پخشکنندهٔ رسانه سنجاقشده وجود دارد؛ پس همیشه میدانید کدام زبانه صدا پخش میکند، بیآنکه لازم باشد دنبالش بگردید.
گِلَنس و نمای تقسیمشده
پنجرهای شناور برای بررسی سریع و مرور کنارهم

قابلیت مفید دیگری که زن دارد، گِلَنس است؛ قابلیتی که اجازه میدهد پیوندهای بیرونی داخل ایمیل را سریع باز کنید و در پنجرهای کوچک که روی صفحهٔ فعلیتان قرار میگیرد، با آنها کار کنید. برای دیدن رهگیری بسته، فهمیدن اینکه آیا برای تحویل ارسال شده است یا نه، و بستن پنجره، بسیار کاربردی است.
نمای تقسیمشده، قابلیت بعدی است. پنجرهٔ گِلَنس سه دکمه در لبهٔ خود دارد: بستن، باز کردن در یک زبانهٔ کامل، و سومی که مرورگر را کاشیچین میکند. روی آن کلیک کنید تا پنجره به دو بخش تقسیم شود. میتوانید تا چهار زبانه را در یک پنجره کنار هم بچینید و جداکنندهها را برای تغییر اندازه بکشید. معمولاً باید یک زبانه را بیرون بکشید تا پنجرهای جدا بسازید و بعد آن را دستی جاگذاری کنید. اینجا همهچیز در همان جای خود میماند و مرورگر مانند یک مدیر پنجرهٔ کاشیچینِ توکار عمل میکند.
مودها برای بقیه کارها
تغییرات جامعهمحوری که آزارهای کوچک را برطرف میکنند

مودها در زن افزونهٔ مرورگر نیستند. آنها تغییرات جامعهساختهای در ظاهر و کارکرد خودِ مرورگرند و همهشان را میتوان در صفحهٔ مودهای خودِ زن مرور کرد.
بیشترِ این مودها فقط ظاهر را عوض میکنند، اما بعضی از آنها چند ایراد ریزِ مرورگر را هم برطرف میکنند. برای نمونه، بتر فایند بار نوار جستوجوی نامتناسباً پهنِ فایرفاکس را در میانه قرار میدهد و آن را با پوستهٔ شما هماهنگ میکند. سپس، یونلودد تب ایندیکیتور زبانههایی را که مرورگر برای صرفهجویی در حافظه به خواب برده است خاکستری میکند تا با یک نگاه بفهمید کدامها هنوز منابع را مصرف میکنند. در نهایت، سوپر پینز کنترل کامل نوار اِسِنشالز را به شما میدهد تا اندازه، فاصلهگذاری، همترازیِ متن و حتی قفلکردن آن در جای خود را تنظیم کنید؛ اینطوری در فهرست بلندِ زبانهها سر نمیخورد و ناپدید نمیشود.
علاوه بر این، اگر مود دلخواهتان را پیدا نکنید، میتوانید خودتان CSS بنویسید. اینجا مزیتِ واقعیِ متنباز بودن همین است و احتمالاً برای نوشتن یک مود با کمک هر یک از مدلهای پیشرفتهٔ هوش مصنوعی، لازم نیست مهندس نرمافزار باشید.
مشکل نتفلیکس
نبود پشتیبانی از دیآرام، یعنی پخش جریانی در ویندوز یا مکاواس ممکن نیست

من از مرورگرم برای پخش نتفلیکس، دیزنی+ یا آمازون پرایم ویدئو استفاده نمیکنم، اما اگر شما این کار را میکنید، یک نکته وجود دارد: زن نمیتواند محتوای حفاظتشده با دیآرام را پخش کند. نتفلیکس، اسپاتیفای و هر چیز دیگری که پشت مدیریتِ حقوقِ دیجیتال قفل شده باشد، پخش نمیشود؛ چون زن هنوز مجوز دیآرام وایدواین را ندارد.
این مجوزها عملاً از سه شرکت میآیند: مایکروسافت با پلیرِدی، اپل با فِیرپِلی و گوگل با وایدواین. تقریباً هر مرورگری که سافاری یا اج نباشد، وایدواین را دارد و زن، چون کوچک، تازهوارد و هنوز در بتاست، آن را ندارد. اگر روی ویندوز یا مکاواس باشید — که بیشتر مردم همینطورند — نمیتوانید نتفلیکس را در زن تماشا کنید.
برای مرورگری که بخواهید بهعنوان همراهِ همیشگیتان از آن استفاده کنید، نبودِ پشتیبانی از دیآرام برای خیلیها میتواند خط قرمز باشد و هیچ میزانِ نمای گِلَنس یا اِسِنشالز هم جبرانش نمیکند. راهحل این است که یک مرورگر دوم را برای پخش آنلاین نگه دارید؛ ایدهآل نیست، اما شدنی است.
یک مرورگر بتا که حسِ ابزارِ روزمره را میدهد
مرورگر زن نمیخواهد فقط فایرفاکس با پوستهای شیک باشد. بهگمان من، این همان چیزی است که فایرفاکس میتوانست به آن تبدیل شود، اگر موزیلا بیشتر روی قابلیتهایی تمرکز میکرد که واقعاً مردم میخواهند؛ چیزهایی مانند فضاهای کار، نمای تقسیمشده و نوار کناریای که مزاحم کارتان نمیشود. این پروژه به وعدهاش عمل کرده و در عین حال متنباز و جامعهمحور مانده است.
شکاف دیآرام واقعی است و من هنوز برای پخش آنلاین، کروم را نگه داشتهام. اما برای همهچیزِ دیگر، زن حالا مرورگر اصلی من است. اگر مدتهاست منتظر بهانهای برای کنار گذاشتن کروم بودهاید که فقط به حریم خصوصی ربط نداشته باشد، شاید همین باشد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Tashreef Shareef است. مشاهده مقاله اصلی