از وقتی به یاد دارم، با ویندوز بازی کردهام و ویندوز XP نخستین سیستمعامل درستوحسابی بود که فرصت کار با آن را پیدا کردم. تنها در سالهای نسبتاً اخیر بود که به لینوکس کوچ کردم و در این میان حتی قید راهاندازی دوگانه را هم زدم.
راستش را بخواهید، این مسیر چندان هموار نبوده و کم دردسر نکشیدهام. بااینهمه، دستکم در آینده قابل پیشبینی، بههیچوجه برای بازی به ویندوز بازنمیگردم. لینوکس تمام نیازهایم را برآورده میکند و بازیهایی که برایم اهمیت دارند نیز بیدردسر اجرا میشوند.
دو سال استفاده روزمره از آرچ لینوکس
خداحافظ ویندوز ۱۱؛ دلتنگت نمیشوم





من هم مانند بیشتر شما، بازیکردن را با ویندوز و بهطور مشخص ویندوز XP آغاز کردم. آن زمان یک رایانه خانگی Compaq داشتم که به پردازنده Intel Pentium D، مقدار ۵۱۲ MB حافظه DDR2 و پردازنده گرافیکی یکپارچه با مادربرد از ATi مجهز بود.
آن روزها لینوکس چیزی کهنه و منسوخ به نظر میرسید و بدون ابزارهایی مانند Proton، واقعاً انگیزهای برای مهاجرت به آن نداشتم. اما ورق بهمرور برگشت.
همهچیز از ویندوز ۱۰ آغاز شد. مایکروسافت با گردآوری اجباری دادههای کاربری و پیامهای آزاردهنده تبلیغاتی، یکی پس از دیگری مرتکب اشتباه شد و من هم برای آنکه لپتاپ نسبتاً ضعیفم دوباره تا اندازهای قابل استفاده شود، ناچار به لینوکس کوچ کردم. کاملاً انتظار داشتم همهچیز بههم بریزد، اما در کمال شگفتی بیشتر امکانات، از جمله بازیها، بیدردسر کار کردند.
از آن زمان اوضاع فقط بهتر شده است. Proton و Wine نجاتبخش بودهاند، هرچند استفاده از آنها بیپیامد هم نبوده است. مدتی کوتاه راهاندازی دوگانه را نیز آزمودم، اما خیلی زود از آن بیزار شدم.
به دلیلی نامعلوم، ویندوز پس از هر بهروزرسانی، راهانداز لینوکس را بازنویسی میکرد؛ در نتیجه، بالا آوردن دوباره لینوکس به عیبیابی خستهکنندهای نیاز داشت. این چرخه پایانناپذیر، در کنار تصمیم عجیب مایکروسافت برای خرابتر کردن ویندوز ۱۱ با هر بهروزرسانی، سرانجام مرا واداشت برای همیشه به لینوکس کوچ کنم.
اکنون ۲ سال کامل از این مهاجرت میگذرد و نمیتوانستم از تصمیمم خوشحالتر باشم.
بازی روی لینوکس هیچگاه تا این اندازه آسان نبوده است
پشتیبانی رسمی بازیهای بیشتری از لینوکس

تجربه بازی روی لینوکس از همیشه بهتر شده است. این تجربه از برخی جنبهها بهطور عینی از ویندوز ۱۱ برتر است: نه مزاحمتها و وقفههای آن را دارد و نه، برخلاف انتظار، در اجرای بازیهای قدیمی و بهجامانده از نسلهای پیشین کم میآورد.
بله، لینوکس میتواند آن نسخه انتقالیافته و بسیار قدیمی GTA را بدون مشکل جدی اجرا کند؛ درحالیکه همان بازی ممکن است حتی روی ویندوز ۱۱ باز نشود. این دگرگونی واقعاً شگفتانگیز است و سرچشمههای آن نیز با وضعیت امروز تفاوت فراوانی داشت.
بازیکردن روی لینوکس همیشه به کمی زحمت نیاز داشت و Wine نیز هرگز به پختگی امروز نبود. تلاش گسترده Valve برای رونق بازی روی لینوکس، با عرضه Steam Deck فوقالعاده محبوب، کمک کرد این گذار سرانجام شتاب بگیرد.
میتوان گفت Proton دروازهها را گشود. دیگر لازم نبود توسعهدهندگان یک نسخه بومی جداگانه برای لینوکس بسازند؛ آنها میتوانستند تمرکزشان را بر نسخه ویندوزی بازی بگذارند که با لایه سازگاری Proton و بدون هیچ ترفند جانبی دیگری اجرا میشد.
به بیان ساده، بازی روی لینوکس دیگر به تجربهای آماده و بیدردسر تبدیل شده بود. برطرفکردن ایرادهای ویژه Proton با چند وصله، بسیار آسانتر از آن بود که منابع جداگانهای صرف ساخت و البته نگهداری نسخه مخصوص لینوکس شود.
البته هنوز موانعی وجود دارد. سامانههای ضدتقلب در سطح هسته همچنان برای لینوکس مشکلسازند، اما بازیهای فراوانی نیز از ضدتقلب استفاده میکنند و کاملاً بیدردسر اجرا میشوند. شمار بازیهای پشتیبانیشده پیوسته افزایش مییابد و پشتههای راهانداز Mesa و GPU نیز مرتب بهروز میشوند.
بااینحال، Steam تنها گزینه برای بازی نیست. با اجراگرهایی مانند Bottles میتوان هر بازی دلخواهی را، چه از Steam و چه از منابع دیگر، راهاندازی کرد. فروشگاههای جایگزینی مانند GoG و Ubisoft Connect نیز این روزها بدون مشکل کار میکنند.
بازیهایی که روی لینوکس اجرا نمیشوند، واقعاً برایم مهم نیستند
کمی دورتر از مسیر همیشگی، گوهرهایی پنهان انتظار میکشند

متأسفانه بعضی بازیها بهسادگی روی لینوکس اجرا نمیشوند. این گروه بیشتر شامل بازیهایی است که از سامانه ضدتقلب در سطح هسته بهره میبرند؛ از جمله تازهترین و مطرحترین عناوین خدماتمحور.
غولهایی مانند Call of Duty و Battlefield ۶ سرسختانه از اجرا روی لینوکس سر باز میزنند؛ چراکه سازندگانشان عامدانه جلوی اجرای بازی را گرفتهاند. حتی برخی بازیهای رایگان، مانند Fortnite، نیز به اجرا نشدن شهرت دارند؛ هرچند شاید راههایی برای دور زدن این محدودیتها وجود داشته باشد.
بااینهمه، بهازای هر بازی ناسازگار، دستکم دوازده بازی دیگر بیدردسر اجرا میشوند. این روزها Marvel Rivals و بیشتر بازیهای گاچای انیمهای از همان ابتدا بهخوبی کار میکنند و بهگمان من، محتوا و ارزش خرید بسیار بیشتری دارند.
از سوی دیگر، شمار بازیهای تکنفره تقریباً بیپایان است. این بازیها با Proton Hotfix بهسادگی اجرا میشوند و اگر هم مشکلی پیش بیاید، وصلههای فوری Valve به داد بسیاری از آنها میرسند. در میانشان میتوان گوهرهای واقعی پیدا کرد و این روزها بازیهای مستقل بیش از همه میدرخشند.
خیزشی که حتی مایکروسافت هم پیشبینی نمیکرد
با افزایش رقیبان Steam Machine بهلطف سیستمعاملهایی مانند SteamOS، بازیکردن در لینوکس از همیشه آسانتر و دسترسپذیرتر شده است. لینوکس اکنون رقیبی جدی برای نسخهٔ رومیزی Windows بهشمار میرود و شاید Microsoft سرانجام متوجه این واقعیت شده باشد.
مایکروسافت برای تمام این آشفتگی کسی جز خودش را نمیتواند سرزنش کند. کاملاً روشن است که رویکرد سهلانگارانه و جابهجایی مداوم اولویتهای این شرکت، زمینهساز چنین وضعی شده و کار را به جایی رسانده است که شمار چشمگیری از کاربران برای همیشه به دنیای پنگوئن کوچ کنند.
من هم واقعاً میلی به بازگشت به Windows ندارم. لینوکس هر کاری را که از آن میخواهم انجام میدهد، بازیها را بهزیبایی اجرا میکند و ــ دستکم به معنای سنتی آن ــ از نرمافزارهای زائد خبری در آن نیست؛ درعینحال، اختیاری تقریباً نامحدود برای دستکاری ریزترین تنظیمات سیستم در اختیارم میگذارد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dipan Saha است. مشاهده مقاله اصلی