حرف فروشندگان همیشه یکی است: ترموستات هوشمندی نصب کنید، بگذارید زمان رفتوآمدتان را یاد بگیرد و بعد شاهد کاهش دورقمی هزینه گرمایش و سرمایش باشید. من هم این وعده را تماموکمال باور کردم. در هر سه ناحیهٔ خانهٔ ویلایی یکطبقهام یک ترموستات هوشمند آمازون نصب کردم و منتظر ماندم صرفهجوییها خودبهخود از راه برسند. ماه نخست، مبلغ قبض تقریباً هیچ تغییری نکرد.
من ۱۲ سال بهعنوان مهندس در صنعت HVAC کار کردهام؛ بنابراین بهجای آنکه بیخیال ماجرا شوم، موضوع را موشکافانه بررسی کردم. معلوم شد اصل داستان، همان تنظیماتی است که بیسروصدا قبض مرا بالا میبردند. نکتهای که روی جعبه نمینویسند این است: ترموستات بهتنهایی تقریباً هیچ صرفهجوییای ایجاد نمیکند؛ صرفهجویی واقعی در شیوهٔ استفادهٔ شما از آن نهفته است.
عدد تبلیغاتی با رقم تأییدشده یکی نیست
وعدهٔ روی جعبه معمولاً در قبض واقعی رنگ میبازد





روی جعبهٔ تقریباً همهٔ ترموستاتها یک تیتر میبینید: «تا ۱۵٪»، «تا ۲۰٪». برخی آگهیها اکنون این رقم را حتی به ۲۳٪ رساندهاند؛ اعدادی که مستقیماً از سوی سازندگان اعلام میشوند، نه نهاد مستقلی که آنها را راستیآزمایی کرده باشد. عبارت «تا» در همهٔ این تبلیغات بار بسیار سنگینی را به دوش میکشد.
رقمی که مستقلانه تأیید شده، کمتر و بسیار کمهیجانتر است. یک ترموستات هوشمند برای دریافت نشان ENERGY STAR باید حدود ۸٪ صرفهجویی در گرمایش و سرمایش را نشان دهد؛ رقمی که برای یک خانهٔ معمولی تقریباً برابر با سالانه $۵۰ است. در سال ۲۰۱۶، مقالهای با همکاری یکی از مدیران برنامهٔ EPA و پژوهشگری از آزمایشگاه ملی لارنس برکلی، موضوع را بیپرده بیان کرد: فروشندگان تا ۲۰٪ صرفهجویی را تبلیغ میکنند، اما هیچ روش پذیرفتهشدهای برای تأیید این ادعاها وجود ندارد.
بعد نوبت به محاسبهای میرسد که کمتر کسی در راهروی فروشگاه انجام میدهد. این درصد فقط به بخش گرمایش و سرمایش قبض مربوط است، نه کل آن. کاهش ۱۰٪ تا ۱۵٪ مصرف انرژی HVAC اغلب در قبض نهایی تنها بهشکل کاهشی ۵٪ تا ۱۰٪ دیده میشود. برق مصرفی خود ترموستات نیز سالانه حدود یک دلار هزینه دارد؛ پس مشکل از آن هم نبوده است.
صرفهجویی از عادتهای شما میآید، نه هوش ترموستات
الگوریتم یادگیرنده نمیتواند برنامهای را که از پیش بهینه بوده، بهتر کند

یک نکته، تمام این وعده را از زاویهای تازه نشان میدهد. بیشترین کاهش هزینه نصیب صاحبخانههایی میشود که پیشتر ترموستات را شبانهروز روی یک دمای ثابت نگه میداشتند. اگر عادتهای قبلی شما چنین بوده، ترموستات هوشمند واقعاً اتلاف زیادی برای کاهش دادن پیدا میکند؛ وگرنه چیز چندانی برای بهبود باقی نمیماند.
بیآنکه بدانم، من در گروه دوم قرار داشتم. پیش از ارتقا نیز شبها دما را پایین میآوردم و هنگام خروج از خانه، آن را کمی کمتر میکردم. قابلیت «یادگیری» که تبلیغات از آن میگویند، در خانهٔ من تقریباً چیزی برای آموختن نداشت. به همین دلیل قبض ماه نخست تغییری نکرد. ترموستات خراب نبود؛ داشت وظیفهاش را در خانهای انجام میداد که دیگر اتلاف چندانی برای کاستن از آن باقی نمانده بود.
آن ۱۰٪ صرفهجویی که سرانجام به دست آوردم، هیچ ارتباطی با هوشمندتر شدن دستگاه نداشت. این نتیجه از یک روال Alexa به دست آمد که حسگرهای Echo مرا به ترموستاتها پیوند میداد؛ در نتیجه، سامانه بهجای تکیه بر تنها دماسنجِ نصبشده روی یک دیوار، براساس دمای واقعی اتاقها کار میکرد.
چه چیزی واقعاً قبض مرا کاهش داد؟
حسگرهای ارزان و چند خودکارسازی، کارِ منتسب به الگوریتم را انجام دادند

همین که دیگر انتظار نداشتم ترموستات بهتنهایی پولم را پسانداز کند، اهرمهای مؤثر بهسادگی نمایان شدند؛ بیشترشان هم ارزانتر از یک وعده شام بیرون بودند.
نخستین عامل، آگاهی از ناحیههای دمایی خانه بود. حسگر راهرو دمای مطبوع ۷۰°F را نشان میداد، درحالیکه اتاقخوابی رو به جنوب هر بعدازظهر پنج درجه گرمتر میشد. سامانه برای رفع مشکلی انرژی مصرف میکرد که حتی نمیتوانست آن را ببیند. با گذاشتن حسگر دوم در اتاقی که واقعاً نیازمند پایش بود، سامانه دیگر در پی رسیدن به عددی نبود که هیچگاه وضعیت واقعی خانه را بازتاب نمیداد.
جدیدترین مدلهای Echo Dot حسگرهای داخلی دما و رطوبت دارند. میتوانید آنها را به ترموستات هوشمند آمازون پیوند دهید تا دستگاه گرمایش و سرمایش خانه براساس میانگین دمای چند اتاق یا ناحیه کنترل شود.
گام بعدی، حالت گردش هوا بود. در این حالت، فن بهجای آنکه فقط هنگام نیاز به گرمایش یا سرمایش روشن شود، در فاصلههای زمانی معین به کار میافتد تا هوا را به گردش درآورد. بهاینترتیب دمای اتاقها به یکدیگر نزدیکتر میشود و سامانه کمتر ناچار است برای جبران ناهماهنگیهایی که بر اثر بیحرکت ماندن هوا ایجاد شدهاند، پیدرپی روشن و خاموش شود.
بیش از همه، ارزانترین راهحل غافلگیرم کرد. از قبل برای سامانهٔ هشدار، روی پنجرهها حسگرهای تماسی Ring داشتم. یکی از آنها را در قالب یک روال به دستگاه تهویهٔ مطبوع پیوند دادم؛ حالا اگر پنجرهای نیمهباز بماند، سامانه ۲۰ دقیقه بعد خاموش میشود و بهمحض بستن پنجره، سرمایش از سر گرفته میشود. دیگر پولی بابت خنککردن هوایی نمیدهم که یکراست به بیرون میرود.
هیچیک از این کارها نشانهٔ نبوغ ترموستات نیست؛ این منم که اطلاعات بهتر و دستورهای روشنتری در اختیارش گذاشتهام.
برای کنترل بخریدش، نه وعدهٔ روی جعبه
اگر به گذشته برگردم، باز هم ترموستاتهای هوشمندم را نصب میکنم، اما این بار بدون خیالپردازی. اینکه پیش از ترک محل کار با گوشی دما را پایین بیاورم، هر سه ناحیه را یکجا روی اکو هاب ببینم و از الکسا بخواهم پیش از بیدار شدن دیگران خانه را گرم کند، آسایشی واقعی است که هر روز به آن تکیه دارم. صرفهجویی هم واقعی است؛ فقط از آنچه در تبلیغات میگویند کمتر است و تنها زمانی خودش را نشان میدهد که دادههای درست و روالهای سنجیده در اختیار دستگاه بگذارید. اگر ترموستات هوشمند را بهجای دستگاه پولسازی که به دیوار پیچ میشود، مرکز کنترل سامانهٔ گرمایش، تهویه و سرمایش خانه بدانید، ارزش هزینهاش را خواهد داشت؛ اما اگر انتظار رقم درجشده روی جعبه را داشته باشید، ناامیدتان میکند.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Jonathon Jachura است. مشاهده مقاله اصلی