من همیشه برداشت گوگل از اندروید را پسندیدهام. گوشیهای پیکسل محیطی خلوت دارند، استفاده از آنها آسان است و بهمحض راهاندازی، کاربر را زیر انبوهی از منوها دفن نمیکنند. بااینحال، پس از سالها استفاده همزمان از گوشیهای سامسونگ و پیکسل، دیگر تصور نمیکنم خلوتتر بودن لزوماً به معنای بهتر بودن باشد.
هرچه بیشتر با هر دو کار میکنم، تفاوتشان آشکارتر میشود. گوگل بسیاری از تصمیمها را به جای من میگیرد، درحالیکه سامسونگ ابزار لازم را در اختیارم میگذارد تا خودم تصمیم بگیرم.
البته همین رویکرد باعث میشود One UI شلوغتر به نظر برسد؛ گاهی هم بیدلیل شلوغ است. اما وقتی یک گوشی Galaxy را مطابق میلم تنظیم میکنم، میبینم سامسونگ در مقایسه با گوگل و گوشیهای پیکسلش، اختیار بسیار بیشتری برای کنترل اندروید به من میدهد.
اندروید خلوت پیکسل آنقدرها هم بیطرف نیست
گوگل بسیاری از انتخابها را پیشاپیش به جای من انجام داده است

یکی از دلپذیرترین ویژگیهای راهاندازی پیکسل، کم بودن دردسرهای آن است. Samsung Internet کنار Chrome ننشسته، Galaxy Store در کنار Play Store جا خوش نکرده و Samsung Wallet نیز با Google Wallet رقابت نمیکند. همهچیز خلوتتر به نظر میرسد، زیرا گوگل برای بیشتر کارها یک گزینه روشن پیش رویم میگذارد.
این رویکرد راحت است، اما مدتی است از زاویه دیگری به آن نگاه میکنم. پیکسل در واقع نسخهای بیطرف از اندروید نیست؛ نسخه گوگل از اندروید است که گرداگرد برنامهها و خدمات خود این شرکت ساخته شده است.
برنامه Photos بهطور طبیعی مرا بهسوی Google Photos سوق میدهد. Chrome از همان ابتدا برای وبگردی آماده است و من هم بیش از یک دهه است که از آن استفاده میکنم. Google Wallet پرداختها را انجام میدهد، Google Home دستگاههای هوشمند را مدیریت میکند و Messages برنامه پیشفرض پیامک است. خود Gemini در سراسر اندروید در دسترس است، اما گوگل همچنان میتواند بر پایه هوش مصنوعی و خدمات خودش، قابلیتهایی ویژه پیکسل بسازد.
هیچیک از اینها تجربه کار با پیکسل را بد نمیکند؛ اتفاقاً من سرراست بودنش را دوست دارم. اما بخشی از این سادگی از آنجا میآید که گوگل گزینههای متعلق به خودش را پیش روی من محدود کرده است. سامسونگ آشفتهتر به نظر میرسد، چون خدمات رقیب بیشتری را روی گوشی میگذارد؛ پیکسل خلوتتر است، چون گوگل از پیش تصمیم گرفته که میخواهد من در کدام زیستبوم زندگی کنم.
وان یوآی شلوغ است، چون سامسونگ اختیار بیشتری به من میدهد
گود لاک تفاوت را آشکار میکند

بیشترین تغییر دیدگاه من درباره One UI دقیقاً به همین موضوع برمیگردد. نرمافزار سامسونگ بیتردید میتواند شلوغ به نظر برسد؛ منوها و تنظیمات بیشتری دارد و در مقایسه با پیکسل، جزئیات بسیار بیشتری را میتوان در آن دستکاری کرد. اما بخش بزرگی از این پیچیدگی به این دلیل است که سامسونگ واقعاً کنترل قسمتهایی از گوشی را به من میسپارد که گوگل اصلاً اجازه تغییرشان را نمیدهد. Good Lock این تفاوت را بهویژه آشکار میکند.
سامسونگ به من اجازه میدهد ظاهر صفحه برنامههای اخیر را تغییر دهم، بخشهایی از تنظیمات سریع را جابهجا کنم، صفحه قفل را مطابق میلم بسازم، رفتار حرکتهای لمسی را تغییر دهم، چینش صفحه اصلی را عوض کنم، نوار پیمایش را دستکاری کنم و بسیاری از جزئیات کوچکتر رابط کاربری را تنظیم کنم. من از همه این گزینهها استفاده نمیکنم و احتمالاً هیچوقت هم نخواهم کرد؛ اما اصل موضوع این نیست. مهم این است که سامسونگ تصمیمگیری را به خودم میسپارد.
پیکسل نقطه آغاز خلوتتری در اختیارم میگذارد، اما همین که بخواهم چیزی فراتر از محدوده مجاز گوگل را تغییر دهم، خیلی زود به بنبست میرسم. شاید راهاندازی One UI زمان بیشتری ببرد، اما میتوانم بخشهای بسیار بیشتری از گوشی را مطابق میلم تنظیم کنم. تازه Good Lock فقط بخشی از ماجراست. Modes and Routines امکان خودکارسازی بسیار عمیقتری فراهم میکند، Edge Panels میانبرهای کاربردی را دم دست میگذارد، Secure Folder برنامهها و پروندهها را جدا نگه میدارد و DeX در دستگاههای پشتیبانیشده Galaxy یک محیط کامل شبیه رایانه رومیزی ارائه میدهد. رویکرد سامسونگ به آن اندازه مرتب و جمعوجور نیست، اما ترجیح میدهم قابلیتهایی داشته باشم که بتوانم نادیدهشان بگیرم، نه اینکه به کنترلهای موردنیازم هیچ دسترسی نداشته باشم.
میتوانم گلکسی را به گوشی گوگلی تبدیل کنم
انجام عکس این کار با پیکسل بسیار دشوارتر است

سامسونگ بیتردید برنامهها و خدمات خودش را به کاربر پیشنهاد میکند. یک گوشی تازه Galaxy با اشتیاق مرا بهسوی Samsung Wallet، Samsung Health، SmartThings، Samsung Internet و Galaxy Store میکشاند. اما نکته مهم این است که در عمل مجبور نیستم از بیشتر آنها استفاده کنم.
میتوانم در یک گوشی Galaxy از Google Messages، Google Wallet، Google Photos، Chrome، Google Home، Drive، Keep، Calendar و Google Password Manager استفاده کنم، بیآنکه از قابلیتهایی بگذرم که One UI را سودمند میکنند. همچنان Good Lock، Modes and Routines، Edge Panels، Secure Folder، DeX و ابزارهای بهتر سامسونگ برای انجام همزمان چند کار را خواهم داشت. به این ترتیب میتوانم حالوهوای یک گوشی Galaxy را کاملاً گوگلی کنم و در عین حال، لایه افزوده قابلیتهای سامسونگ را در زیر آن نگه دارم.
رفتن در جهت مخالف بسیار دشوارتر است. روی یک پیکسل میتوانم لانچرها و برنامههای شخصیسازیِ شرکتهای دیگر را نصب کنم، اما نمیتوانم به همین سادگی Good Lock، DeX یا کنترلهای سیستمی سامسونگ را به آن بیفزایم. اگر گوگل تنظیمی را در دسترس نگذاشته یا قابلیت خاصی را در نرمافزار پیکسل نگنجانده باشد، معمولاً کلید مشابهی هم در گوشهای دیگر انتظارم را نمیکشد.
این همان تفاوتی است که ذهنم پیوسته به آن بازمیگردد. سامسونگ زیستبوم خودش را در اختیارم میگذارد، اما همچنان فضای فراوانی برای زیستبوم گوگل باقی میگذارد. پیکسل پیش از هر چیز زیستبوم گوگل را به من میدهد و برای بازآفرینی امکانات افزوده سامسونگ، فضای بسیار کمتری باقی میگذارد. میتوانم کاری کنم که یک گلکسی بهطرز شگفتآوری شبیه گوشیهای گوگل شود؛ اما نمیتوانم یک پیکسل را به گلکسی شبیه کنم.
پیکسل مدتهاست نسخه معیار اندروید نیست
بهگمانم بحث درباره پیکسل از همینجا رنگوبوی کهنگی میگیرد. هنوز هم عادت داریم نرمافزار گوگل را معیار اصلی بدانیم و One UI را گزینهای با شخصیسازیهای گسترده بشماریم؛ حال آنکه نرمافزار پیکسل نیز به همان اندازه دیدگاه و سلیقه گوگل را تحمیل میکند. گوگل فقط انتخابهایش را پاکیزهتر و سادهتر جلوه داده است.
سامسونگ آشکارا نشان میدهد چه چیزهایی به اندروید افزوده است، اما گوگل این کار را بسیار نامحسوستر انجام میدهد.
این موضوع پیکسل را بدتر نمیکند، اما نگاه مرا به این مقایسه تغییر میدهد. دیگر میان «اندروید خالص» و روایت سامسونگ از آن یکی را برنمیگزینم؛ بلکه با دو برداشت کاملاً متفاوت از اندروید روبهرو هستم: یکی بر پایه اولویتهای گوگل ساخته شده و دیگری اختیار بسیار بیشتری در دست خودم میگذارد. پیکسل دیگر گزینهای بیطرف نیست؛ فقط گزینه گوگل است.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Robin John است. مشاهده مقاله اصلی