خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

فیلم‌های ضروری مارول برای کسانی که حتی یکی از آن‌ها را ندیده‌اند

فیلم‌های ضروری مارول برای نخستین تماشا
این فیلم‌های کلیدی دنیای سینمایی مارول، قهرمانان، تبهکاران و خط‌های داستانی مهمی را که باید بشناسید معرفی می‌کنند.

اگر به هر دلیلی تا امروز حتی یک فیلم مارول هم ندیده‌اید، خبر خوب این است که برای فهمیدن دلیل این همه هیاهو لازم نیست در بیش از ۳۰ فیلم غرق شوید. دنیای سینمایی مارول بسیار گسترده است، اما برای آشنایی با مهم‌ترین قهرمانانش، تنها چند فیلم بار اصلی را به دوش می‌کشند.

البته می‌توانید همه فیلم‌ها را به ترتیب اکران تماشا کنید، اما اگر فقط می‌خواهید بدانید این همه سروصدا برای چیست، چنین کاری تعهد بزرگی می‌خواهد. در عوض، پیشنهاد می‌کنم از این فیلم‌ها شروع کنید؛ چون شخصیت‌هایی را معرفی می‌کنند که بعدها برای داستان بزرگ‌تر اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند و در عین حال، شما را از مسیرهای فرعی کم‌اهمیت‌تر بی‌نیاز می‌سازند.

مرد آهنی

آغاز دنیای سینمایی مارول

آشکارترین نقطه شروع، «مرد آهنی» است؛ زیرا تقریباً تمام دنیای سینمایی مارول از داستان تونی استارک ریشه می‌گیرد. رابرت داونی جونیور نقش میلیاردرِ سازنده سلاحی را بازی می‌کند که به دست تروریست‌ها اسیر می‌شود و ناچار است با واقعیت کارهایی که شرکتش انجام می‌داده روبه‌رو شود. این فیلم همچنین یکی از بهترین داستان‌های خاستگاه ابرقهرمانی است؛ چون دگرگونی تونی صرفاً به ساختن یک زره خلاصه نمی‌شود. وقتی پیامد کارهایش را درمی‌یابد، باید تصمیم بگیرد که می‌خواهد چه جور انسانی باشد.

فیلم همچنین نیک فیوری را معرفی می‌کند؛ کسی که نخستین پایه‌های دنیای بسیار بزرگ‌تری را می‌چیند که مارول در حال ساختنش است. بازی داونی یکی از دلایل مهم موفقیت چشمگیر فیلم نزد طرفداران کتاب‌های کمیک بود، زیرا تونی را بامزه و اندکی خودپسند نشان می‌دهد، بی‌آن‌که هرگز کاملاً نفرت‌انگیز شود. «مرد آهنی» از این جهت هم تماشایش ضروری است که بخش بزرگی از دنیای سینمایی مارول در نهایت به تونی و انتخاب‌های او بازمی‌گردد.

ثور

«هر که این چکش را در دست گیرد، اگر شایسته باشد، از قدرت ثور برخوردار خواهد شد»

«ثور» تماشاگر را با گوشه‌ای کاملاً متفاوت از دنیای سینمایی مارول آشنا می‌کند. کریس همسورث نقش خدای تندر، شخصیت اصلی فیلم، را بازی می‌کند؛ خدایی نیرومند اما مغرور که پس از آن‌که رفتارش خطر شعله‌ور شدن دوباره جنگی باستانی را پیش می‌آورد، پدرش اودین با بازی آنتونی هاپکینز او را به زمین تبعید می‌کند. این فیلم برای دنیای بزرگ‌تر مارول ضروری است، زیرا جادو، آسگارد و لوکی با بازی تام هیدلستون را وارد جهانی می‌کند که تا آن زمان تنها بر علم و فناوری تکیه داشت.

مطلب مرتبط:   6 توزیع عالی مرکز رسانه لینوکس برای HTPC شما

همسورث آن‌قدر به ثور جذابیت می‌بخشد که دگرگونی او از شاهزاده‌ای مغرور به قهرمانی ناخواسته باورپذیر شود؛ در حالی که هیدلستون از همان ابتدا لوکی را به یکی از به‌یادماندنی‌ترین تبهکاران کل دنیای سینمایی مارول بدل می‌کند. اگر «ثور» را کنار بگذارید، بخشی از زمینه لازم برای درک رابطه خدای تندر با برادرش را نیز از دست می‌دهید؛ رابطه‌ای که وقتی آن‌ها سرانجام با دیگر انتقام‌جویان روبه‌رو می‌شوند، اهمیت پیدا می‌کند.

کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام‌جو

قدرت فراانسانی به‌تنهایی قهرمان نمی‌سازد

پیش از آن‌که انتقام‌جویان واقعاً گرد هم بیایند، باید کمی پیشینه درباره استیو راجرز بدانید. کریس ایوانز نقش جوانی از نظر جسمی ضعیف اما مصمم را بازی می‌کند که سرانجام برای آزمایشی برگزیده می‌شود؛ آزمایشی که در جریان جنگ جهانی دوم او را به کاپیتان آمریکا تبدیل می‌کند. برخلاف تونی استارک و ثور، استیو هرگز ناچار نبود بر نقص بزرگی در شخصیتش غلبه کند. او از همان ابتدا انسانی درستکار بود که اتفاقاً به نیرویی خارق‌العاده دست پیدا می‌کند.

این فیلم همچنین تسراکت و جمجمه سرخ با بازی هوگو ویوینگ را معرفی می‌کند که هر دو برای داستان بزرگ‌تر اهمیت اساسی دارند. ایوانز به استیو صداقتی می‌بخشد که نمی‌گذارد شخصیتش صرفاً یکی دیگر از قهرمانان به نظر برسد؛ ویژگی‌ای که با بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شدن دنیای سینمایی مارول، اهمیتش بیشتر می‌شود. رابطه او با پگی کارتر با بازی هیلی اتول نیز به فیلم بُعدی عاطفی می‌دهد که برخی آثار این مجموعه از آن بی‌بهره‌اند.

انتقام‌جویان

انتقام‌جویان، گرد هم آیید

این همان فیلمی است که در آن مرد آهنی، ثور، کاپیتان آمریکا، هالک با بازی مارک رافلو، بیوه سیاه با بازی اسکارلت جوهانسون و هاکای با بازی جرمی رنر، وقتی لوکی با سپاهی به زمین می‌آید، هم‌تیمی می‌شوند. برای لذت‌بردن از آن لازم نیست همه جزئیات دنیای سینمایی مارول را بدانید، اما دیدن فیلم‌های پیشین پویایی میان اعضای گروه را بسیار جذاب‌تر می‌کند. ثور باید با برادرش کنار بیاید، در حالی که بروس بنر باید راهی برای حضور در جمعی پیدا کند که نسبت به او علاقه بسیار کمتری به حفظ آرامش دارند.

بازی‌ها باعث می‌شوند همه این شخصیت‌های متفاوت واقعاً متعلق به یک فیلم به نظر برسند؛ به‌ویژه داونی جونیور و ایوانز که برخوردهای شخصیتی فوری و کل‌کل‌های همیشگی‌شان به تیم، ورای صحنه‌های اکشن، هویتی مستقل می‌بخشد. این فیلم نخستین نتیجه واقعی تماشای آثار قبلی است؛ بنابراین کنار گذاشتنش خلائی آشکار در فهرست تماشای دنیای سینمایی مارول برای تازه‌کارها بر جا می‌گذارد.

مطلب مرتبط:   5 نشان می دهد که آهسته شروع می شوند اما فراموش نشدنی می شوند

انتقام‌جویان: عصر اولتران

ترک‌ها کم‌کم پدیدار می‌شوند

«انتقام‌جویان: عصر اولتران» جایی است که پیامدهای فیلم «انتقام‌جویان» محصول ۲۰۱۲، پیچیده‌تر می‌شوند. تونی استارک و بروس بنر هوش مصنوعی‌ای به نام اولتران (با صدای جیمز اسپیدر) می‌سازند، چون باور دارند می‌توان از آن برای محافظت از جهان بهره گرفت. این داستان همچنین واندا ماکسیموف (الیزابت اولسن) و پیترو ماکسیموف (آرون تیلور-جانسون) را معرفی می‌کند و در عین حال، مشکلات شخصی بیشتری پیش پای انتقام‌جویان می‌گذارد.

از نظر فنی می‌توان این فیلم را نادیده گرفت؛ اما پیام ظریفی در خود دارد: انتقام‌جویان هم بی‌نقص نیستند. آفرینش اولتران نیز همین نکته را بازتاب می‌دهد؛ او با نقل قول از توضیح تونی دربارهٔ «صلح در زمانهٔ ما» برای ساختن پنهانی این هوش مصنوعی، تردیدها و لغزش‌هایشان را به رخ می‌کشد.

کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی

پایان انتقام‌جویان

«کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» در اصل فیلمی از انتقام‌جویان است که در قالب داستان استیو راجرز پنهان شده. پس از ویرانی‌های نبردهای پیشین گروه، قهرمانان بر سر این‌که آیا دولت‌ها باید بر کارهایشان نظارت داشته باشند یا نه، دو دسته می‌شوند. استیو و تونی در دو سوی مخالف این بحث قرار می‌گیرند. اختلاف آن‌ها بقیهٔ گروه را نیز وادار به انتخاب جبهه می‌کند و سرانجام به درگیری بزرگی می‌انجامد که پیامدهایش دیگر راه بازگشتی برای هیچ‌کدامشان باقی نمی‌گذارد.

این فیلم همچنین مرد عنکبوتیِ تام هالند را به دنیای سینمایی مارول (MCU) معرفی می‌کند و پلنگ سیاهِ چدویک بوزمن را وارد داستان می‌سازد. بخش عمدهٔ بار عاطفی فیلم بر دوش ایوانز و داونی جونیور است، زیرا نبرد استیو و تونی شخصی به نظر می‌رسد، نه صرفاً یکی دیگر از دعواهای ابرقهرمانی. این اثر همچنین یکی از مهم‌ترین فیلم‌های فهرست برای درک انتقام‌جویان ازهم‌گسیخته‌ای است که سرانجام باید با تانوس روبه‌رو شوند.

انتقام‌جویان: پایان بازی

تانوس حریف خود را پیدا می‌کند

«انتقام‌جویان: پایان بازی» حاصل همه‌چیزهایی است که پیش از آن ساخته شده بود؛ به‌ویژه «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» محصول ۲۰۱۸ که در آن تانوس (جاش برولین) در نقشه‌اش برای نابودی نیمی از تمام زندگی در جهان موفق می‌شود. انتقام‌جویان بازمانده باید راهی برای برگرداندن آنچه رخ داده پیدا کنند. فیلمی عظیم با انبوهی از قهرمانان است، اما همین ویژگی آن را به پایانی رضایت‌بخش برای نخستین خط داستانی بزرگ دنیای سینمایی مارول تبدیل می‌کند.

مطلب مرتبط:   من سالهاست که از Spotify استفاده کرده ام - چرا هنوز این ویژگی های اساسی را از دست نمی دهد؟

هرچند به‌دلیل بار عاطفی «جنگ ابدیت»، رد شدن از آن شاید عجیب به نظر برسد، «پایان بازی» در آغاز به‌خوبی وضعیت کلی را توضیح می‌دهد، بی‌آن‌که در ملودرام گرفتار شود. این فیلم همچنین آخرین اثر از نخستین مجموعهٔ بزرگ فیلم‌های مارول است که در مجموع «حماسهٔ ابدیت» نام دارند.

چهار شگفت‌انگیز: گام‌های نخست

خانواده‌ای تازه برای دنیای سینمایی مارول

«چهار شگفت‌انگیز: گام‌های نخست» آخرین افزوده به دورهٔ فشردهٔ آشنایی شما با دنیای سینمایی مارول است. این فیلم، که هیچ ارتباط مستقیمی با دیگر آثار این فهرست ندارد اما به «انتقام‌جویان: روز رستاخیز» آینده پیوند خواهد خورد، نخستین خانوادهٔ مارول را به دنیای سینمایی مارول معرفی می‌کند و در نسخه‌ای رتروفیوچریستی از دههٔ ۱۹۶۰ جریان دارد.

داستان، رید ریچاردز (پدرو پاسکال)، سو استورم (ونسا کربی)، جانی استورم (جوزف کوئین) و بن گریم (ابن ماس-بکراک) را دنبال می‌کند که با گالاکتوس (رالف اینسن)، موجودی کیهانی که جهانشان را تهدید می‌کند، روبه‌رو می‌شوند. فیلم صحنه‌ای پس از تیتراژ پایانی دارد که زمینه را برای رویارویی چهار شگفت‌انگیز با دکتر دووم فراهم می‌کند.

این فقط یک نقطهٔ شروع پیشنهادی است

لازم نیست هرچه مارول ساخته تماشا کنید

این فهرست قرار نیست رتبه‌بندی نهایی بهترین فیلم‌های مارول باشد و بی‌تردید تنها راه ورود به دنیای سینمایی مارول هم نیست. بیشتر میان‌بری است برای کسی که می‌خواهد شخصیت‌ها و داستان بزرگ‌تر را بشناسد، بی‌آن‌که از همان ابتدا خود را متعهد به یک ماراتن بیش از ۳۰ فیلمی کند. البته چند حذف آشکار هم در این فهرست وجود دارد.

«نگهبانان کهکشان»، «پلنگ سیاه»، «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» و «دکتر استرنج» هر یک به‌تنهایی فیلم‌های مهمی هستند؛ اما می‌توان داستان اصلی را بدون تماشای قبلی آن‌ها، یا حتی بدون دیدنشان، فهمید. همین موضوع دربارهٔ بسیاری از فیلم‌های بعدی نیز صدق می‌کند؛ به‌ویژه از زمانی که دنیای سینمایی مارول به خط‌های داستانی جداگانه‌تری منشعب شد.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Charlene Badasie است. مشاهده مقاله اصلی