هر سال یک کاتالوگ تازه در Lightroom میسازم و بیشترشان صدها عکس و طراحی دیجیتال را در بر میگیرند. همین مقیاس باعث میشد مهاجرت از اشتراک Adobe را مدام به تعویق بیندازم.
مدتها بود که Darktable، نرمافزار رایگان و متنباز پردازش عکسهای RAW، نظرم را جلب کرده بود. با این حال، نمیخواستم نخستین تجربهام از انتقال سالها ویرایش را با یک کاتالوگ عظیم Lightroom آغاز کنم.
کاتالوگ سال ۲۰۱۹ من، متعلق به دوران همهگیری، آزمونی کمخطرتر بود. قرنطینهها باعث شده بود حاصل عکاسیهایم تنها ۲۰ فایل DNG ناقابل باشد؛ بااینهمه، همین فایلها هم برشها، ماسکها، رتبهبندیها، برچسبهای رنگی و تنظیمات گوناگونی را در خود داشتند.
آن کاتالوگ را از Lightroom ابری به Darktable منتقل کردم. فایلهای اصلی و ساختار سازماندهی، در بیشتر موارد سالم ماندند؛ اما دستورهای ویرایش Lightroom سرنوشتی بسیار متفاوت داشتند.
کوچکترین کاتالوگ لایترومم هم چیزهای زیادی برای از دست دادن داشت
این مجموعه محدود تقریباً همه نوع ویرایشی را داشت که باید میآزمودم





کاتالوگ عکسهای چشمانداز من از دوران کووید، با فقط ۲۰ عکس، آنقدر کوچک بود که بتوانم تکتک تصاویر را پیش و پس از انتقال بررسی کنم. دقیقاً همین را میخواستم؛ چون در پی یافتن کوچکترین تغییرات بودم، نه اینکه صدها تصویر بندانگشتی را سرسری ببینم و انتقال را موفق اعلام کنم.
هر عکس یک فایل خام DNG بود، نه یک JPEG نهایی. بنابراین ظاهر آن بهشدت به پردازش Lightroom وابسته بود. Lightroom بهدلیل ویرایش غیرمخرب، تنظیماتم را برای همیشه روی پیکسلهای خام اعمال نمیکند. در عوض، دستورهای مربوط به مواردی مانند تراز سفیدی، منحنیهای تُن و تنظیم نوردهی را بهجای یک فایل جانبی XMP، در پایگاهدادهای پنهان در فضای ابری نگه میدارد.
کاتالوگ Lightroom من تنظیمات فراوانی داشت که نگران بودم بیدردسر به Darktable منتقل نشوند:
- کادربندیهای برشخورده.
- حذف لکهها، برای مقابله با چند پیکسل داغ روی دوربین Pentax من.
- گرادیانهای خطی و شعاعی.
- ماسکهای قلممو.
- انتخاب خودکار سوژه و آسمان.
- تنظیمات سراسری ویژه گردشکار Lightroom، مانند وضوح و مهزدایی.
- حذف انحراف رنگی و اصلاح لنز.
- دمای رنگ، اشباع و تهرنگ.
تنظیمات تنها نگرانی من نبودند. سازماندهی پیرامون کاتالوگ نیز اهمیت داشت. کلیدواژهها، رتبههای ستارهای، برچسبهای رنگی، پیشتنظیمها و پرچمهای انتخاب و رد را افزوده بودم. پس مجموعه کوچک بود، اما همه بخشهای گردشکار معمولم برای پردازش عکس را در بر میگرفت.
صرفِ باز کردن هر ۲۰ فایل DNG در Darktable چیز زیادی را ثابت نمیکرد. میخواستم بدانم آیا عکسها همچنان درست به نظر میرسند، آیا تاریخچه ویرایششان هنوز به کار میآید و آیا میتوانم بدون بازسازی دستی، همچنان آنها را پیدا و سازماندهی کنم.
لایتروم عکسهایم را صادر کرد، نه کاتالوگش را
گزینه «اصل + تنظیمات» دستورهای ادوبی را درون هر فایل دیاِنجی جای داد

از آنجا که Darktable نمیتواند یک کتابخانه ابری Lightroom را باز کند، یا حتی پایگاهداده .larcat را وارد کند، انتقال فایلها یک مهاجرت کلاسیک کاتالوگ نبود. در Lightroom همه ۲۰ عکس را انتخاب کردم و با گزینه Original + Settings خروجی گرفتم. Adobe برای هر عکس یک DNG تحویل داد، اما نه کاتالوگی قابلانتقال وجود داشت و نه فایل جانبی XMP جداگانهای؛ موضوعی که حسابی نگرانکننده بود.
خیلی زود فهمیدم که در واقع چیزی گم نشده است. فرمت خام DNG میتواند فراداده XMP را درون خود فایل تصویر ذخیره کند؛ بنابراین Lightroom تنظیمات غیرمخربش را کنار دادههای خام جاسازی کرده بود. پوشه خروجی را به Darktable معرفی کردم و همه فایلها را وارد کردم.
سپس Darktable چیزی ساخت که انتظار دیدنش را داشتم: کنار هر فایل عکس، فایل دومی با پسوند .dng.xmp ایجاد شد که فایل جانبی اختصاصی Darktable بود. تنظیمات بعدی Darktable در همین فایلها ذخیره میشوند و اینها بلیت رهایی من از Adobe Creative Cloud هستند.

هر ۲۰ تصویر بیدرنگ در لایتتیبل ظاهر شدند. عناصر سازماندهی مانند کلیدواژهها، امتیازهای ستارهای و برچسبهای رنگی نیز همراهشان آمدند، اما پرچمهای «برگزیده» و «ردشده» منتقل نشدند. با گشودن یک عکس ویرایششده، مشخص شد تنظیمات سازگار لایتروم بهصورت ورودیهای جداگانه در تاریخچهٔ ویرایش دارکتیبل ثبت شدهاند.
نتیجه امیدوارکننده بود، چون عکسهای خام و بخشی از کارهای انجامشده روی آنها را حفظ کرده بود؛ اما ساختار کاتالوگ خودِ ادوبی، شوربختانه، جا مانده بود.
پیش از لغو اشتراک ادوبی، از تمام نسخههای نهایی JPEG یا TIFFِ عکسهایی که میخواهید در کنار نسخه اصلیشان نگه دارید، خروجی بگیرید. اگر یک ویرایشگر تنظیمات را بهگونهای دیگر تفسیر کند، این نسخهها مرجع تصویری خوبی برای بازسازی ویرایشها خواهند بود.
لغزندههای یکسان، عکسهای یکسانی پدید نیاوردند
تنظیمات ادوبی به سه سرنوشت کاملاً متفاوت دچار شدند

لایتتیبل دارکتیبل در آغاز، مهاجرت را تقریباً بینقص نشان میداد. همهٔ بندانگشتیها حاضر بودند، امتیازها و برچسبها قابل تشخیص بودند و با گشودن دارکروم، عملیات واردشده در پشتهٔ تاریخچه دیده میشدند. اما مقایسهٔ عکسها داستان پیچیدهتری را آشکار کرد:
| نتیجهٔ مهاجرت | دادههای لایتروم |
|---|---|
| حفظشده | کلیدواژهها، امتیازهای ستارهای، برچسبهای رنگی و ورودیهای تاریخچه. |
| انتقال نادرست | تراز سفیدی، نوردهی، منحنی تُن، روشناییها و سایهها. |
| منتقلشده اما معیوب | حذف لکه و ترمیم. |
| مفقود | برش، پروفایلها، پیشتنظیمها، ماسکها، بافت، مهزدایی، تُندهی تفکیکی، اصلاح لنز و پرچمهای برگزیده و ردشده. |
تراز سفیدی در تکتک عکسها به رسیدگی نیاز داشت، زیرا مقادیر لایتروم بهدرستی با کنترلهای دارکتیبل تطبیق نمییافتند و عکسها بسیار گرمتر پردازش میشدند. منحنیهای تُن نیز فقط تنظیمات استاندارد نور را منتقل کردند، نه تمام شیوهٔ پردازش لایتروم را.
روشناییها و سایهها نیز در ماژولهای دارکتیبل تغییرکرده به نظر میرسیدند، اما عکسهای حاصل تخت بودند و کنتراست و گسترهٔ تُنی لایتروم را نداشتند. ناامیدکنندهترین فقدان، تنظیمات تُندهی تفکیکی لایتروم بود. ماژول تُندهی تفکیکی در دارکتیبل در واقع یکی از بهترین قابلیتهای آن است، اما افسوس که مقادیر آن در لایتروم همتای قابلتطبیقی ندارند.

یکی از چشمگیرترین شکستها به تنظیم نوردهی مربوط میشد. چون معمولاً در روند کارم به مقادیر نوردهی دست نمیزنم، این مشکل تنها بر یکی از عکسهایم اثر گذاشت. دارکتیبل تنظیم را وارد کرد، اما عکس را بهشدت بیشازحد نوردهیشده نمایش داد.
بخشهای دیگری از کار، مانند برش و ویرایش آگاه از محتوا، بهکلی ناپدید شدند؛ هرچند انتظارش را داشتم. این موارد شامل تمام گرادیانهای خطی و شعاعی، ماسکگذاری و انتخاب خودکار آسمان و سوژه، همراه با تنظیمات موضعی آنها بود. با آنکه ماژولهای «حذف مه» و پخش/شارپسازی در دارکتیبل وجود دارند، ظاهراً مقادیر مهزدایی، وضوح و بافت لایتروم هیچ همتای کاربردی نداشتند.
XMP میتواند تنظیمات ادوبی را توصیف کند، اما برای پردازش دقیق و یکسان در پلتفرمهای گوناگون، دستورالعملی همگانی نیست. دارکتیبل از ماژولها، بازههای عددی، پردازش رنگ و ترتیب پردازش متفاوتی بهره میبرد. حتی ممکن است دو کنترل نامهای مشابهی داشته باشند، بیآنکه ریاضیات یکسانی را بر پیکسلها اعمال کنند.
بنابراین، هرچند تاریخچهٔ ویرایش من منتقل شده بود، ظاهر اصلی ویرایششدهٔ عکسها منتقل نشده بود.
فایلهای خام را نگه داشتم، اما پذیرفتم که بخشی از ویرایشها به ادوبی تعلق دارند
مالکیت محلی، ارزش چندین اصلاح و روالی دشوارتر برای پشتیبانگیری را داشت

این مهاجرت به هیچ معنایی بینقص نبود. تراز سفیدی به تنظیم دوباره نیاز داشت، برشها و اصلاحات لنز باید از نو انجام میشدند و تنظیمات خلاقانه باید بازسازی میشدند. در میان هزاران تصویر، این کاری عظیم است که ممکن است هفتهها زمان ببرد. لایتروم همگامسازی را خودکار انجام میدهد، در حالی که در یک کتابخانهٔ محلی دارکتیبل، مدیریت فایلهای DNG، فایلهای جانبی، پایگاه داده و نسخههای پشتیبان، همگی بر عهدهٔ خودم است.
به هر کسی که به پردازشهای تاریخی کاملاً یکسان نیاز دارد، توصیه میکنم پیش از قطع همکاری با ادوبی، نسخههای نهایی TIFF یا JPEG را خروجی بگیرد.

دلیل اصلی من برای کوچ به دارکتیبل، مالکیت بود. نرمافزارهای بیشتری دارند به خدماتی بدل میشوند که باید ماهبهماه کرایهشان کرد؛ دسترسی پایدار به آنها نیز زیر سایهٔ حسابهای کاربری، اشتراکها و سیاستهایی است که مدام تغییر میکنند.
ادوبی همچنین میگوید ممکن است برای بهبود محصولاتش، محتوای ذخیرهشده روی سرورهایش را بررسی کند؛ هرچند میتوان از این کار انصراف داد. ادوبی صریحاً نیز اعلام میکند که هوش مصنوعیهایی مانند فایرفلای را با محتوای شخصی مشترکان آموزش نمیدهد. با این همه، ترجیح میدهم عکسهایم را یکسره بیرون از این بحثهای سیاستگذاری نگه دارم.
خبر خوب این است که این جابهجایی دقیقاً همین امکان را به من داد. هر ۲۰ فایل DNG همچنان قابل ویرایشاند و کلیدواژهها، امتیازها و برچسبها نیز همگی حفظ شدند. پیش از وارد کردن پوشه به دارکتیبل، با پاورشل برای هر فایل DNG یک اثرانگشت SHA-۲۵۶ محاسبه کردم و نتیجهها را ذخیره کردم:
Get-ChildItem *.dng | Get-FileHash -Algorithm SHA256 |
Select-Object Path, Hash |
Export-Csv .\dng-before.csv -NoTypeInformation
پس از وارد کردن، ویرایش و برونبری یک JPEG تازه، هشها را دوباره محاسبه کردم و با فهرست ذخیرهشده سنجیدم:
$before = Import-Csv .\dng-before.csv
$after = Get-ChildItem *.dng | Get-FileHash -Algorithm SHA256 |
Select-Object Path, Hash
if (Compare-Object $before $after -Property Path, Hash) { "FAIL: One or more DNG files changed" }
else { "PASS: Every original DNG hash is unchanged" }
اگر محتوای یک فایل تغییر کند، مقدار SHA-۲۵۶ آن نیز تغییر میکند؛ بنابراین یکسان بودن نتیجهها نشان داد که دارکتیبل همهٔ فایلهای DNG را سالم و دستنخورده باقی گذاشته است. تنظیمات آن اکنون فقط در فایلهای همراه تازهٔ .dng.xmp قرار دارند، نه درون فایلهای خام.

مقایسهٔ من چنین نتیجهای داد:
PASS: Every original DNG hash is unchanged
این نتیجه سرانجام پرسش بزرگتر را برایم روشن کرد. قرار نیست هزاران عکس را یکباره به دارکتیبل بریزم و به بهترین نتیجه امیدوار باشم. کاتالوگهای باقیماندهام را سالبهسال منتقل میکنم و از تصویرهایی که برایم اهمیت دارند، نسخههای مرجع برونبری میگیرم.
دارکتیبل بیتردید جایگزینی بیدردسر و مستقیم برای لایتروم نیست، اما از این پس مسیر گردشکار عکاسی من به سوی آن خواهد بود. این کوچ آهسته پیش میرود، اما هر کاتالوگِ کاملشده برایم فایلهای اصلیِ محلی و تحت مالکیت خودم، فایلهای همراهِ قابلانتقال و یک دلیل کمتر برای پرداخت پول به ادوبی بر جای میگذارد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Gregory Gibson است. مشاهده مقاله اصلی