خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

لینوکس ابتدا این ۵ فرمان را به من آموخت؛ حالا دیگر تقریباً از هیچ‌کدام استفاده نمی‌کنم

پنج فرمانی که Linux نخست به من آموخت و اکنون تقریباً هیچ‌کدام را به کار نمی‌برم
از دیدن اینکه کدام فرمان‌های لینوکس را کنار گذاشته‌ام، شگفت‌زده شدم.

وقتی کار با لینوکس را آغاز کردم، چند فرمان را از بر کردم و آن‌قدر به کارشان بردم که اجرای آن‌ها برایم به عادتی ناخودآگاه تبدیل شد. اما حالا که چند سال گذشته، دیگر مانند گذشته سراغ بیشترشان نمی‌روم. آن فرمان‌های قدیمی همچنان کار می‌کنند، ولی شیوهٔ استفاده‌ام از لینوکس دگرگون شده است. وقتی به نخستین فرمان‌هایی که آموختم نگاه می‌کنم، از اینکه این‌همه از آن‌ها از برنامهٔ روزانه‌ام ناپدید شده‌اند، شگفت‌زده می‌شوم. کنجکاوم بدانم آیا بیشتر کاربران لینوکس نیز مسیر مشابهی را پیموده‌اند یا نه.

فرمان ifconfig را پشت سر گذاشتم

فرمان شبکه‌ای لینوکس که سرانجام از آن فراتر رفتم

اجرای فرمان ip br link در پایانه

پس از آنکه بر ifconfig مسلط شدم، احساس کردم بالاخره در یادگیری لینوکس پیشرفت کرده‌ام. اجرای این فرمان، رابط‌های شبکه، نشانی‌های آن‌ها و آمارهایی مانند بسته‌های دریافتی و ارسالی را نشان می‌دهد.

فکر نمی‌کنم هیچ‌گاه آگاهانه تصمیم گرفته باشم استفاده از آن را کنار بگذارم. این فرمان به‌تدریج از عادت‌های روزمره‌ام حذف شد و فرمان ip جای آن را برای بررسی رابط‌ها، نشانی‌ها و مسیرها گرفت.

فرمان ifconfig بخشی از مجموعهٔ قدیمی‌تر net-tools بود و توزیع‌های امروزی لینوکس معمولاً به‌جای آن از ابزار ip در مجموعهٔ iproute2 استفاده می‌کنند. شاید در سامانه‌هایی که ابزارهای قدیمی روی آن‌ها نصب شده‌اند هنوز به ifconfig دسترسی داشته باشید، اما دیگر فرمانی نیست که لازم باشد آن را به خاطر بسپارم.

جالب اینکه این موضوع یکی از نخستین برداشت‌های نادرست من هنگام یادگیری لینوکس بود. گمان می‌کردم فرمان‌هایی که از بر کرده‌ام، برای همیشه بخشی از واژگانم خواهند ماند. اما بعضی از آن‌ها، مانند ifconfig، تنها پله‌هایی برای پیشرفت بودند.

فرمان netstat حتی زودتر ناپدید شد

هنوز به اطلاعاتش نیاز دارم، نه به خود فرمان

اجرای فرمان netstat tulpn در پایانه

فرمان netstat را برای حل مشکلی بسیار مشخص آموختم. این فرمان کمک می‌کرد بفهمم یکی از سرویس‌های در حال اجرا روی رایانه‌ام چه استفاده‌ای از شبکه می‌کند.

مطلب مرتبط:   نحوه مدیریت بسته ها در openSUSE با Zypper

اگر فرمانی مانند netstat -tulpn را اجرا کنم، سرویس‌های در حال شنود را همراه با درگاه‌هایی که به آن‌ها متصل‌اند می‌بینم. هرگاه می‌خواستم بفهمم چرا سرویس مشخصی در دسترس نیست، این نخستین فرمانی بود که به سراغش می‌رفتم.

اکنون به‌ندرت سراغش می‌روم و برخلاف ifconfig، برای این کار دلیل روشنی دارم. حتی راهنمای خود این فرمان نیز آن را تا حد زیادی منسوخ می‌داند و ss را به‌عنوان جایگزین معرفی می‌کند. حالا برای دیدن موارد در حال شنود، به‌احتمال زیاد ss -tulpn را اجرا می‌کنم. آنچه برای من تغییر کرد اطلاعات موردنیازم نبود، بلکه فرمان‌هایی بود که برای دستیابی به آن به کار می‌بردم. ss سوکت‌ها و اتصال‌ها را پوشش می‌دهد و ip route نیز مسیرها را مدیریت می‌کند.

آنچه می‌خواهم بدانم روش قدیمی ابزاری که اکنون به کار می‌برم
چه چیزی در حال شنود است؟ فرمان netstat فرمان ss
چه اتصال‌هایی برقرارند؟ فرمان netstat فرمان ss
مسیرها کدام‌اند؟ فرمان netstat -r فرمان ip route

هنوز هم گاهی با آموزش‌های قدیمی لینوکس روبه‌رو می‌شوم که استفاده از netstat را پیشنهاد می‌کنند. خود فرمان قدیمی شده است، اما مشکلاتی که برای حلشان به کار می‌رفت همچنان وجود دارند. بنابراین، به‌جای نادیده گرفتن آموزش، دستورالعمل‌هایش را با مجموعه‌ابزارهایی که واقعاً استفاده می‌کنم سازگار می‌کنم.

فرمان man به من آموخت دست از حدس‌زدن بردارم

بعد فهمیدم به‌ندرت به تمام راهنما نیاز دارم

نمایش خروجی فرمان man tar در Linux-1

لینوکس به من آموخت وقتی نمی‌دانم فرمانی چگونه کار می‌کند، به‌جای حدس‌زدن درباره‌اش جست‌وجو کنم. برای مدتی بسیار طولانی، این کار به معنای استفاده از man، صفحهٔ راهنمای مرجعِ داخلی سامانه، بود.

مطلب مرتبط:   نحوه استفاده از FSearch برای یافتن سریع فایل ها و پوشه ها در لینوکس

اغلب از پیش می‌دانم که می‌خواهم از کدام فرمان استفاده کنم، اما از ساختار دقیق یا گزینه‌هایش مطمئن نیستم. باز کردن یک صفحهٔ کامل راهنما برای چنین کاری زیاده‌روی است. اکنون بیشتر از tldr استفاده می‌کنم.

این پروژه آگاهانه بر نمونه‌های کاربردی تمرکز دارد. صفحه‌هایش کوتاه‌اند و هر وقت به جزئیات بیشتری نیاز داشته باشم، راهی به صفحهٔ کامل راهنمای man پیش پایم می‌گذارد. بیشتر وقت‌ها همان یک نمونهٔ کوتاه کارم را راه می‌اندازد.

بااین‌حال، درس عمیق‌تری که این تغییر به من آموخت آن بود که حفظ‌کردن تک‌تک فرمان‌ها لزوماً از شما یک متخصص نمی‌سازد. گاهی فقط باید بلد باشید همان تکه اطلاعاتی را که ندارید، پیدا کنید.

وقتی top دیگر کافی نبود

می‌خواستم ببینم رایانه‌ام واقعاً چه می‌کند

وقتی top را یاد گرفتم، یک دستگاه Linux در حال کار دیگر آن‌قدر مرموز به نظر نمی‌رسید. هر وقت رایانه‌ای کند می‌شود، آن را اجرا می‌کنم و می‌بینم فرایندها چگونه برای زمان پردازنده و حافظه با یکدیگر رقابت می‌کنند. top هنوز هم کار می‌کند، اما دیگر به‌اندازهٔ گذشته از کار با آن لذت نمی‌برم.

این روزها btop را ترجیح می‌دهم، چون فعالیت پردازنده، حافظه، دیسک، شبکه و فرایندها را به‌شکلی دیداری‌تر نشانم می‌دهد. همچنین می‌توانم فرایندها را پالایش و مرتب کنم و هرجا لازم باشد، در بخش‌های مختلف رابط جابه‌جا شوم.

btop چشم‌اندازی جادویی و کاملاً تازه از فعالیت‌های سامانه به من نمی‌دهد؛ بلکه بیشتر همان اطلاعات را طوری نمایش می‌دهد که مرور سریعشان آسان‌تر است. شاید نکتهٔ کوچکی به نظر برسد، اما هنگام عیب‌یابی تفاوت بزرگی ایجاد می‌کند. جهش‌های نامعمول مصرف پردازنده، فشار بر حافظه و فعالیت دیسک را تقریباً بی‌درنگ تشخیص می‌دهم.

مطلب مرتبط:   اوبونتو 22.04 "Jammy Jellyfish" با تغییرات بحث برانگیز فایرفاکس وارد شد

وقتی du فهم مشکلات دیسک را دشوارتر می‌کرد

ncdu اعداد مصرف دیسک را کاوش‌پذیر کرد

هنوز هم برای فرمان du احترام زیادی قائلم. این فرمان نشان می‌دهد فایل‌ها و پوشه‌ها چه مقدار از فضای دیسک را اشغال کرده‌اند؛ اما وقتی می‌خواهم بفهمم چرا یک درایو ناگهان پر شده است، بهترین ابزار نیست.

روال همیشگی‌ام این بود که du را روی یک پوشه اجرا کنم، خروجی آن را خواناتر سازم، عمق پویش را تغییر دهم، نتیجه را مرتب کنم و این فرایند را بارها تکرار کنم. در نهایت، فقط برای فهمیدن خروجی ناچار بودم کار زیادی انجام دهم.

ncdu یک تحلیلگر متنی و تعاملی‌تر برای بررسی میزان مصرف فضاست. هرچند ncdu نیز بر همان اطلاعات پایه‌ای مصرف دیسک در du تکیه دارد، به من اجازه می‌دهد در درخت پوشه‌ها حرکت کنم و ببینم فضا دقیقاً کجا مصرف شده است. در واقع همان du است، اما در قالبی بسیار تعاملی‌تر.

این قابلیت در کارساز خانگی‌ام تفاوت چشمگیری ایجاد می‌کند. دیگر فقط به فهرستی از اندازهٔ پوشه‌ها خیره نمی‌شوم، بلکه می‌توانم همهٔ آن‌ها را بکاوم تا سرانجام به چیزی برسم که فضای ذخیره‌سازی را بلعیده است.

هنوز هم هر وقت Linux بهانه‌ای بدهد، سراغشان می‌روم

فکر نمی‌کنم زمانی که صرف یادگیری فرمان‌هایی کردم که اکنون به‌ندرت به کار می‌برم، هدر رفته باشد. این فرایند کمک کرد Linux را بهتر بفهمم. خود Linux تغییر نکرد، اما گردش کارم و شیوهٔ کارکردنم با سیستم‌عامل دگرگون شد. بسیاری از این فرمان‌ها هنوز گوشهٔ ذهنم مانده‌اند و گاهی در موقعیتی خاص، همان ابزار قدیمی دقیقاً بهترین راه‌حل است.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Afam Onyimadu است. مشاهده مقاله اصلی