روکو استریمینگ استیک 4K من از همان روزی که آن را به تلویزیون OLED الجی وصل کردم، روی حالت «خودکار» مانده بود. هیچوقت هم به آن شک نکردم، چون «خودکار» شبیه تنظیمی است که شرکت پس از حل همهچیز به دست مهندسانش برایتان برمیگزیند. گذشته از این، با آنهمه محتوای رایگان روکو، چرا باید در انتخاب پیشفرض تردید میکردم؟
تا اینکه آن اتفاق افتاد.
هنگام تماشای فیلمی، وسط یک صحنه درگیری نیمی از گفتوگوها گم شد و ناچار شدم صحنه را دو بار به عقب برگردانم تا حرفهای ازدسترفته را بشنوم. چند شب بعد هم اوجگیری موسیقی متن فیلمی دیگر به صدایی شبیه خشخش بدل شد؛ آنقدر بلند که شریک زندگیام از آشپزخانه پرسید این دیگر چه صدایی است. تا آن زمان حتی ندیده بودم استریمینگ استیک 4K چه گزینههای صوتی ــ و البته گزینههای فراوان دیگری ــ دارد. معلوم شد شمارشان بیش از انتظار من است. سه بخش آشنا را برگزیدم: همان صحنه گفتوگو، بخشی که صدا در آن بریده و مخدوش میشد و صحنهای با بیس سنگین. سپس هر سه را با تکتک تنظیمات پخش کردم تا ببینم چه چیزی تغییر میکند.
تنظیم صوتی «خودکار» روکو واقعاً چگونه کار میکند؟
پیشفرضی که هرگز انتخابش را بازبینی نمیکند
«خودکار» در واقع یک تنظیم صوتی نیست؛ یک حدس است. استریمینگ استیک 4K از طریق HDMI بررسی میکند تلویزیون چه تواناییهایی را گزارش میدهد و سپس گزینهای را برمیگزیند که به گمانش بهترین سازگاری را دارد. اما «بهترین» در اینجا یعنی قالبی که تلویزیون ادعا میکند از آن پشتیبانی میکند، نه لزوماً قالبی که واقعاً از بلندگوهایش خوشصدا پخش میشود. در مورد من، صدا بسیار بیروحتر از انتظارم بود.
نخستین بار در صحنهای از یک درگیری متوجه مشکل شدم؛ حالت «خودکار»، «استریو» را انتخاب کرده بود، اما این تنظیم برای من مناسب نبود. چیزی خراب نشده بود، ولی «خودکار» همان ابتدا یک بار تصمیمش را گرفته بود و دیگر بازنگشته بود تا ببیند آن انتخاب هنوز هم درست است یا نه.
استریو
استریو، فارغ از اینکه منبع چه صدایی در خود دارد، همهچیز را به دو کانال فرو میکاهد. گفتوگوها در تمام بخشهایی که آزمودم واضح بودند؛ واضحتر از حالت «خودکار». همچنین استریو همواره خشکترین صدا را ارائه میداد. این روزها دوباره مشغول تماشای مجموعهای با گفتوگوهای همزمان فراوان هستم و برای همین مجموعه مشخص، بار دیگر استریو را به گزینه همیشگیام تبدیل کردهام؛ در پسزمینه خبری از تصمیمگیری برای فروکاست کانالها نیست و تنها یک سیگنال دوکاناله پاک پخش میشود. بااینحال، صحنه دارای بیس کاملاً کمجان و تُنُک شد؛ انگار از فرکانسهای پایین خواسته بودند اتاق را ترک کنند.
دالبی دیجیتال
این همان صدای فشرده ۵.۱ در قالب آشنای آن است؛ قالبی که دو دهه است روی دیسکها و گیرندههای تلویزیون کابلی عرضه میشود. دامنه پویای گسترده را پاکیزه و بدون بریدگی صدا در صحنه اکشن بازتولید کرد و جهش ناگهانی بلندی صدا هم نداشت که مرا وادار کند سراغ کنترل از راه دور بروم. وضوح گفتوگو اندکی از استریو کمتر بود، اما همچنان از نتیجهای که با تنظیم پیشفرض «خودکار» گرفتم بهتر بود.

دالبی دیجیتال پلاس و آتموس
نرخ بیت آن از دالبی دیجیتال معمولی بیشتر است و روی کاغذ، دالبی آتموس باید از هر نظر صدای بهتری داشته باشد. اما در عمل و روی تلویزیون من، صدای صحنه گفتوگو تقریباً با دالبی دیجیتال استاندارد یکسان بود؛ در آزمون بدون اطلاع از حالت انتخابشده نتوانستم این دو را از هم تشخیص دهم، حتی وقتی آزمایش را دو بار انجام دادم. تفاوت در جای دیگری آشکار شد.
با انتخاب این حالت، محتوای آتموس سرانجام فرصت پیدا کرد واقعاً مانند آتموس پخش شود. صداهای صحنه اکشن تفکیک بهتری از تمام حالتهای دیگری داشتند که آزمودم و جلوهها، بهجای جابهجایی ساده از چپ به راست، با تمایز بیشتری در فضا دنبال میشدند. گفتوگوها نیز وضوح خود را حفظ کردند. «خودکار» باید همین تنظیم را انتخاب میکرد، اما نکرد.
استریوی PCM
این گزینه فشردهنشده است و با توجه به ظاهر سادهاش در فهرست، انتظار داشتم تختترین صدا را داشته باشد؛ اما چنین نبود. گفتوگوها شفاف و گوشنواز بودند و شاید بتوان گفت از تمام حالتهایی که آزمودم، پاکیزهترین صدا را داشتند؛ هرچند در آزمایش بیس، در مقایسه با پخش آتموس اندکی از عمق صدا کاسته شد. اگر تلویزیونتان بهتنهایی قالبهای صدای فراگیر را بهخوبی پردازش نمیکند، پیش از آنکه تصور کنید چارهای جز صدای فشرده ندارید، ارزش دارد این گزینه را بهجای استریو امتحان کنید.
پس کدام تنظیم صوتی روکو را باید برگزینید؟
انتخاب نهایی من و دلیل ماندگاریاش

دستکم تا وقتی بررسی نکردهاید چه حالتی را برگزیده است، «خودکار» را انتخاب نکنید.
در استریمینگ استیک 4K به «تنظیمات > صدا» بروید و حالت را دستی انتخاب کنید؛ به این امید نباشید که «خودکار» همه تواناییهای تلویزیونتان را درست تشخیص داده است. محتوایی آشنا را پخش کنید که صحنهای با دامنه پویای گسترده داشته باشد، نه صرفاً گفتوگو، و با دقت گوش دهید تا ببینید واقعاً چیزی تغییر کرده است یا نه. اگر تغییری نشنیدید، به فهرست بازگردید و پیش از آنکه محتوا را مقصر بدانید، دالبی دیجیتال پلاس را بهتنهایی امتحان کنید.
اگر هنوز در حال کشف تواناییهای تلویزیونتان هستید، بد نیست پیش از دستکاری تنظیمات، مطلب توضیحی ما درباره Dolby Atmos را بخوانید. نیمی از آنچه پاسخ «درست» را تعیین میکند، اصلاً به منوی Roku ربطی ندارد؛ مسئله این است که بلندگوهای تلویزیون شما واقعاً چه صداهایی را میتوانند بازتولید کنند.
پنج دقیقه وقت، بدون مزاحمت دوباره در آشپزخانه
پس از نخستین آخر هفتهای که به آزمایش گذشت، بیشتر از سر کنجکاوی دوباره سراغ بقیه آرشیوم رفتم تا ببینم حدس حالت «خودکار» واقعاً چقدر بد بوده است. معلوم شد این حالت نه آنقدر که همیشه محتاطانه عمل میکند، همیشه اشتباه نمیکند؛ معمولاً قالبی را برمیگزیند که کمترین احتمال قطع کامل صدا را داشته باشد، نه قالبی که در چیدمان صوتی ویژه شما بهترین صدا را پخش کند. برای شرکتی که محصولش را برای میلیونها تلویزیون و سامانه صوتی گوناگون عرضه میکند، این پیشفرض منطقی است؛ اما برای کسی که پیشتر هزینه یک تلویزیون مناسب را داده و فقط میخواهد صدایی درخور آن بشنود، پیشفرض خوبی نیست.
دخترم که از دانشگاه به خانه آمده بود، از وقتی این تنظیم را عوض کردم دیگر نپرسیده است: «آن صدای عجیب چه بود؟» در واقع تنها آزمونی که اینجا اهمیت دارد همین است؛ نه جدول مشخصات، نه ادعای تبلیغاتی Roku درباره کاری که Dolby Digital Plus از نظر نظری باید انجام دهد، بلکه فقط اینکه صحنه بلند بعدی واقعاً شبیه صدا شنیده شود، نه خشخش و پارازیت.
اگر تاکنون این منو را باز نکردهاید، ارزش دارد پنج دقیقه برایش وقت بگذارید. شاید حالت «خودکار» از همین حالا تنظیم درست را برای شما انتخاب کرده باشد؛ برای من اینطور نبود.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Bryan M. Wolfe است. مشاهده مقاله اصلی