تقریباً هر کابل اچدیامآی که دارید، این قابلیت را در خود دارد. تلویزیون شما هم تقریباً مطمئناً از آن پشتیبانی نمیکند. با این حال، در برههای کوتاه در سال ۲۰۰۹، قرار بود شیوه آنلاین شدن همه دستگاههای اتاق نشیمن را دگرگون کند.
با اچایسی — کانال اترنتِ اچدیامآی — آشنا شوید؛ یکی از کاملترین ایدههای بیثمر در تاریخ لوازم الکترونیکی مصرفی. اما داستانش به سادگیِ «وایفای پیروز شد» نیست. دلیل واقعی شکست اچایسی از این هم ناامیدکنندهتر است.
اچدیامآی ۱.۴ پشتیبانی از اترنت را در سال ۲۰۰۹ افزود
کانال اترنتِ اچدیامآی میتوانست ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه را از دلِ یک کابل اچدیامآی عبور دهد

در اواخر دهه ۲۰۰۰، اچدیامآی دیگر به استاندارد غالب برای اتصال تلویزیونها و تجهیزات صوتیـتصویری بدل شده بود. تا پایان ۲۰۰۹ انتظار میرفت ۱۰۰ درصد تلویزیونهای دیجیتال دستکم با یک ورودی اچدیامآی روانه بازار شوند. صاحبان این استاندارد گوش صنعت را در دست داشتند و حالا میخواستند از آن بهره بگیرند.
در ۲۸ مه ۲۰۰۹، اچدیامآی لایسنسینگ، الالسی ویژگیهایی را که قرار بود در مشخصاتِ پیشِروی اچدیامآی ۱.۴ گنجانده شوند، اعلام کرد. این یک نسخه تاریخی بود. نخستین نسخهای بود که از وضوح 4K پشتیبانی میکرد، هرچند فقط تا ۳۰ هرتز؛ نخستین نسخهای بود که اچدیامآی اِیآرسی (کانال بازگشت صدا) را در بر میگرفت؛ و پشتیبانی از ویدئوی سهبعدی را هم درست بهموقع افزود تا بر موجی سوار شود که اواخر همان سال با آواتار به راه افتاد.
در کنار همه این قابلیتهای پرسروصدا، ایدهای خاموش اما جاهطلبانه هم پنهان شده بود: چه میشد اگر میتوانستید اترنت را از دلِ کابل اچدیامآی هم عبور دهید؟
کانال اترنتِ اچدیامآی برای جایگزینی کابلهای جداگانه اترنت طراحی شده بود
ایدهای درخشان بود

کانال اترنتِ اچدیامآی (اچایسی) برای پشتیبانی از اتصال اترنت، در کنار قابلیتهای موجود اچدیامآی در زمینه صدا و تصویر، طراحی شده بود. بهجای آنکه برای هر دستگاهِ خانهتان یک کابل اترنت جدا بکشید، یک کابل اچدیامآی میتوانست سیگنال اینترنت را همزمان با همه چیزهای دیگر حمل کند. دستگاههای متصلِ مجهز به اچایسی میتوانستند از راه اترنتِ ۱۰۰ مگابیتی داده بفرستند و بگیرند و بیدرنگ برای هر کاربردِ مبتنی بر آیپی آماده شوند.
نکته جالب درباره اچایسی این است که تا چه اندازه دقیق مهندسی شده بود. این فقط یک گزینه مبهم در سند مشخصات نبود. نامِ مشترکِ اچایسی و اِیآرسی از دو خط مشخص در کانکتور اچدیامآی بهره میبرد: پایه رزروشدهای که پیشتر استفاده نمیشد و پایه شناسایی اتصال داغ؛ با انتقال اچایسی بهصورت سیگنال تفاضلی بر روی این جفت، و سوار شدن اِیآرسی بهعنوان مؤلفه حالت مشترکِ همان سیمها.
دستگاهها از طریق یک پروتکل کامل کشف که از سامانه سیاِیسیِ اچدیامآی میگذشت، اتصال را با هم مذاکره میکردند؛ ترافیک با برچسبهای ویلن اولویتبندی میشد تا دادههای زمانحساس زودتر عبور کنند، تقریباً مانند کیفیت سرویس در روتر شما؛ و دو نوع کابل تازه هم دقیقاً برای پشتیبانی از آن ساخته شد. نویسندگان مشخصات همه چیز را مو به مو سنجیده بودند. با این حال، هیچیک از آنها هرگز در محصولی جریان اصلی عرضه نشد.
اچایسی از سیگنالدهی تفاضلی استفاده میکند — روشی که با فرستادن دو سیگنال ۱۰۰ مگاهرتزی در جهتهای مخالف، تداخل الکترومغناطیسی را کاهش میدهد. این روش در تقریباً همه کابلهای مدرن اچدیامآی حضور دارد، اما جالب اینجاست که اچایسی میتوانست به تهدیدی امنیتی هم بدل شود.
کانال اترنتِ اچدیامآی شکست خورد
اما همتای آن، اچدیامآی اِیآرسی، موفق شد
| امیر بهلولی / امیواو |
|---|
| نسخه اصلی اکسباکس وان از اچایسی پشتیبانی نمیکند. در واقع، حتی از اچدیامآی سیاِیسی هم پشتیبانی نمیکند. |
ایده پشت اچایسی این بود که تلویزیون به هاب مرکزی همه دستگاههای متصل بدل شود و برای دسترسی اینترنت در سراسر اتاق فقط به یک کابل اترنت نیاز باشد. تلویزیون به روتر وصل میشود. بقیه چیزها — کنسول، پخشکننده بلو-ری، گیرنده صوتیـتصویری — از راه اچدیامآی به تلویزیون وصل میشوند و اینترنت را هم با خود میآورند. فقط یک کابل اچدیامآی کافی است و اینترنت بدون کابل اترنت در اختیارتان قرار میگیرد.
توضیحی که بیش از همه برای شکست اچایسی میشنوید این است که وایفای آن را از میدان به در کرد. این حرف بیراه نیست، اما به مسئله بنیادیتر اشاره نمیکند.
تمام معماری اچایسی بر یک فرض استوار بود: اینکه تلویزیون هاب شبکه باشد. اما در ۲۰۰۹، بیشتر تلویزیونها اساساً اتصال اینترنتی نداشتند. «تلویزیون هوشمند» بهعنوان یک دسته معنادار، تازه داشت شکل میگرفت. در واقع، تلویزیونهای الایدی تازه داشتند به جریان اصلی راه پیدا میکردند! نتفلیکس تا ۲۰۱۰ پخش جریانی را آغاز نکرده بود. یوتیوب روی تلویزیون هنوز یک تازگی محسوب میشد. تلویزیون اینترنت نداشت، چون به آن نیازی نداشت — و دستگاهی که بهزحمت پایش به اینترنت میرسد، هیچ دلیلی ندارد که دروازه ورودِ همه چیزهای دیگرِ اتاق باشد.

اگر سازندگان تلویزیون دلیلی نمیدیدند که در دستگاههایشان یک اتصال اینترنتیِ بهدردبخور بگذارند، بدیهی بود که دیگر سراغ افزودن درگاههای سازگار با اچایسی هم نمیرفتند. و اگر تلویزیونها اچایسی نداشتند، سازندگان کنسول، تولیدکنندگان بلوری و شرکتهای گیرندهٔ صوتوتصویر هم هیچ دلیلی نداشتند که آن را از طرف خود پیاده کنند. اچایسی روی پلیاستیشن ۳ فقط سیمکشیِ بیجان است اگر تلویزیونی که به آن وصل شده، اینترنتی برای بهاشتراکگذاشتن نداشته باشد. کل این سامانه بر این فرض استوار بود که تلویزیون مرکز شبکه است. اما تلویزیون مرکز شبکه نبود. پس کل ماجرا به جایی نرسید.
هیچجا این واقعیت روشنتر از سرنوشت ویژگی دوقلوی اچایسی، یعنی اِیآرسی، نیست. اِیآرسی از همان مشخصات اچدیامآی ۱.۴ زاده شد، همان روز معرفی شد و از همان جفت پین عبور میکرد. یکی بهطور گسترده جا افتاد و دیگری پیش از آنکه کسی حتی بداند وجود دارد، منقرض شد.
دلیلش پیچیده نیست. اِیآرسی مشکلی را حل میکرد که در سال ۲۰۰۹ واقعاً وجود داشت. پیش از آن، هر کسی که ساندبار یا گیرندهٔ صوتوتصویری داشت، ناچار بود یک کابل صوتی جداگانه از تلویزیون به آن برگرداند، حتی اگر اچدیامآی از پیش این دو را به هم وصل کرده بود. اِیآرسی آن سیمِ اضافی را حذف کرد.
تلویزیونها صدا داشتند! از همان اول هم صدا داشتند. این خودش نیمی از دلیل وجودشان بود. پس وقتی قابلیتی رسید که مسیردهی صدا را هوشمندتر میکرد، سازندگان بیدرنگ سراغش رفتند.
اچایسی تلویزیون را به یک هاب شبکه نیاز داشت. اما تلویزیون هاب شبکه نبود؛ یک نمایشگر بود. اِیآرسی با نیاز واقعیِ اتاق نشیمن همانجا روبهرو شد که از قبل قرار داشت. اچایسی خواست آن را به جایی برساند که داشت به سویش میرفت — و اتاق نشیمن بهموقع به آنجا نرسید.
سایر چیزهایی که بههم ریخت
مشکل زمانبندیِ آن بهتنهایی شاید قابلتحمل بود. اما بقیهٔ شرایط اچایسی چنین نبود. چون در مشخصات اچدیامآی ۱.۴، اچایسی بهصورت اختیاری آمده بود، هیچ سازندهای مجبور نبود آن را پیاده کند — و همانطور که انتظار میرفت، از زمان انتشار آن مشخصات در سال ۲۰۰۹ تا امروز هیچ محصول مصرفیِ رایجی با پشتیبانی از اچایسی عرضه نشده است.
اچایسی همچنین به کابلهای تازهٔ اچدیامآی از ابتدا تا انتها نیاز داشت؛ یعنی همهٔ کابلهای موجود از روز اول برای آن بیفایده بودند. و بهجای اینکه یک نوع کابل تازه و روشن معرفی شود، اچدیامآی ۱.۴ با پنج گونهٔ متفاوت از رابطها از راه رسید و به چشماندازِ از پیش گیجکنندهٔ کابلها سردرگمی بیشتری افزود. تا وقتی عصر تلویزیونهای هوشمند بالاخره استدلالِ «هاب بودن» را موجه کرد، وایفای آنقدر سریع شده بود که مردم برای دستگاههایشان همان را بهکار میبردند.
اچایسی امروز واقعاً عالی بود
کاربردش بالاخره هست؛ فقط پانزده سال دیرتر

تلخترین تناقضِ این ماجرا این است که همان چیدمانی که بیشترین سود را از اچایسی میبرد، همین حالا در میلیونها اتاق نشیمن وجود دارد.
یک مجموعهٔ سرگرمیِ امروزی، تلویزیونی همیشهآنلاین دارد و به آن هم وصلاند: یک کنسول، یک جعبهٔ پخش آنلاین، یک پخشکنندهٔ بلوری. هر یک از این دستگاهها با اتصال سیمی بهتر کار میکند — پایدارتر، با تأخیر کمتر و بیقطعی در میانهٔ دانلود. راهحل معمول یا چهار کابل اترنت است که از دیوار بیرون زدهاند، یا یک سوئیچ شبکه که پشت دستگاه پنهان شده است. کار میکند، اما دقیقاً همان معضلِ ساماندهی کابلهاست که اچایسی برای رفع آن طراحی شده بود.
با اچایسی، فقط یک کابل تا تلویزیون میکشیدید. بقیه همه از راه اچدیامآی آن را بهاشتراک میگذاشتند. هر تلویزیون هوشمندِ امروزی یک پلتفرم کاملاً متصل است؛ با درگاه اترنتِ سیمی، پشتهٔ شبکه و اتصالی بیش از اندازه کافی برای ایفای نقشِ هاب. دقیقاً همان زیرساختی که اچایسی میخواست، حالا همهجا هست. فقط پانزده سال دیر رسیده است؛ آنقدر دیر که دیگر تفاوتی ایجاد نمیکند.
کابلهای اچدیامآی هنوز همهٔ سیمکشیِ لازم برای اترنت را دارند
تقریباً همهٔ کابلهای اچدیامآی از اچایسی پشتیبانی میکنند، با آنکه تقریباً هیچ دستگاهی چنین نیست

تفاوت هزینهٔ ساختِ یک کابل اچدیامآی «با اترنت» با نمونهٔ معمولی آنقدر ناچیز است که نادیده گرفتنش بیمنطق میبود — و به همین دلیل تقریباً همه آن را در محصولشان میگنجانند. سیمکشیاش هست. پینها هم برایش در نظر گرفته شدهاند. کابلها هر روز از خط تولید بیرون میآیند و با قابلیت اچایسی راهیِ اتاقهای نشیمن میشوند، جایی که هیچ دستگاهی هرگز از آن استفاده نخواهد کرد.
اینجا شباهت عجیبی با یواسبی-سی دیده میشود — با این تفاوت که الگوی شکست دقیقاً برعکس است. در یواسبی-سی، دستگاهها تقریباً همیشه توانمندند. لپتاپ، تلفن و نمایشگر شما احتمالاً از تاندربولت ۴، دیسپلیپورت یا شارژ PD پشتیبانی میکنند. گلوگاه، خودِ کابل است. یک کابل ارزانِ یواسبی-سی که درست شبیه مدلِ گرانتر به نظر میرسد، ممکن است بیسروصدا سرعت شارژ را پایین بیاورد یا اصلاً سیگنال تصویر را منتقل نکند. دستگاهها آمادهاند؛ کابل نه.
در مورد اچدیامآی و اچایسی، ماجرا برعکس است. کابل شما تقریباً مطمئناً همین حالا سیمکشیِ درست برای حمل اترنت را دارد. این دستگاهها هستند که هرگز برای آن ساخته نشدهاند. دو استانداردِ رابط، دو کابوسِ سردرگمی و دو الگوی شکست کاملاً متضاد. در یواسبی-سی هیچوقت مطمئن نیستید کابلتان بهاندازهٔ کافی خوب هست یا نه. در اچدیامآی میتوانید مطمئن باشید کابلتان مشکلی ندارد — و به همان اندازه مطمئن باشید که اصلاً مهم نیست.
ایده درست، در دههای نادرست
شاید اچایسی اگر اچدیامآی روزی مشخصهای تازه با پیادهسازی درستِ گیگابیتیِ اچایسی منتشر کند، بتواند دوباره جان بگیرد. اما بهنظر میرسد خود اچدیامآی هم بیصدا از اچایسی دست کشیده است.
اچدیامآی از نسخهٔ ۱.۴ به اینسو چندین بهروزرسانی بزرگِ مشخصه منتشر کرده است — ۲.۰، ۲.۱ و اکنون ۲.۲ — و هر بار پهنای باند را بهطور چشمگیری بالا برده و قابلیتهای تازهای افزوده است. با این همه، هیچکدام دست به اچایسی نزدهاند. سقف ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه که در ۲۰۰۹ تعیین شد، هرگز دوباره بررسی نشد، هیچگاه ارتقا نیافت و حتی بهعنوان محدودیتی که ارزش رسیدگی داشته باشد نیز به رسمیت شناخته نشد. یک کابل مدرن اچدیامآی ۲.۱ تا ۴۸ گیگابیت بر ثانیه پهنای باند حمل میکند. اختصاص دادن یک مسیر گیگابیتی برای اترنت — مسیری که اچایسی را واقعاً در رقابت با یک اتصال سیمیِ اختصاصی قرار میداد — در برابر چنین ظرفیتی تقریباً هیچ به حساب میآید. توان فیزیکیِ آن وجود دارد؛ ارادهاش، ظاهراً، نه.
کابلهایی که همین حالا در مجموعهٔ سرگرمی شما بهکار رفتهاند، تقریباً بهقطع قابلیت اچایسی را دارند. تلویزیونی که به آن وصل شدهاند نیز تقریباً همان مرکزِ متصلِی است که طراحان اچایسی در ذهن داشتند. اما هیچیک از آنها هرگز از راه اترنت با هم حرف نخواهند زد، چون پنجرهای که چنین گفتوگویی میتوانست در آن رخ دهد، در ۲۰۰۹ باز شد و بیصدا، پیش از آنکه کسی از آستانهاش بگذرد، بسته شد.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Amir Bohlooli است. مشاهده مقاله اصلی