سالها روند ویرایش عکسهایم با یک عادت تغییرناپذیر آغاز میشد: همهچیز باید از ادوبی لایتروم میگذشت. محیطش را میشناختم و پیشتنظیمهایم را همانجا نگه میداشتم؛ هیچوقت هم از خودم نپرسیده بودم که آیا برای هر ویرایش کوچکی واقعاً به آن نیاز دارم یا نه. تا اینکه بالاخره پای ادوبی اکسپرس نشستم؛ همان برنامه رایگانی که در ذهنم صرفاً «رقیب کانوا» میدانستمش. آنجا بود که فهمیدم این برنامه بیسروصدا بیشتر کارهایی را انجام میدهد که معمولاً برایشان لایتروم را باز میکنم. نه کارهای سنگینی مثل غربالکردن فایلهای RAW و مدیریت فهرست عکسها، بلکه ویرایشهای روزمرهای که شاید ۸۰ درصد کارم را تشکیل میدهند.
پنل تنظیمات واقعاً چیزی کم ندارد
برای فیلترها آمدم، اما همان لغزندههای همیشگی را یافتم

وقتی سراغ ادوبی اکسپرس رفتم، انتظار همان امکانات ویرایشی سبک و همیشگی را داشتم: چند فیلتر، ابزار تنظیم روشنایی و کنتراست و نهچندان بیشتر. اما پنل تنظیمات بیشتر لغزندههایی را دارد که هنگام یک ویرایش سریع در لایتروم به کار میبرم؛ از جمله روشنایی بخشهای پرنور، سایهها، اشباع رنگ، گرمای رنگ و وضوح.
همین ابزارها بخش خجالتآور بزرگی از ویرایشهای معمولم را پوشش میدهند. اگر عکسی که با گوشی گرفتهام کمی بیروح به نظر برسد، معمولاً سایهها را تیرهتر میکنم، کمی کنتراست میافزایم، رنگها را اندکی گرمتر میکنم و شاید از شدت بخشهای پرنور هم بکاهم. همه این کارها را میتوانم در اکسپرس انجام دهم، بیآنکه احساس کنم مدام در حال کنارآمدن با محدودیتهای یک ویرایشگر سادهام.
بیش از همه از این شگفتزده شدم که تقریباً لازم نبود شیوه ویرایشم را تغییر دهم. ابزارها آنقدر آشنا هستند که میتوانم عکسی را باز کنم و بیدرنگ سراغ جابهجاکردن لغزندهها بروم. نیازی نیست در منوها بگردم تا بفهمم ادوبی چه نام تازهای روی نوردهی گذاشته یا ابزارهای رنگ را کجا پنهان کرده است.
البته لایتروم همچنان امکانات بسیار پیشرفتهتری دارد. برای ماسکگذاری دقیق، درجهبندی رنگ، اصلاح خطاهای لنز یا هر کاری که به کنترل موشکافانه فایل RAW نیاز داشته باشد، سراغ اکسپرس نمیروم. بااینحال، بسیاری از عکسهایم هرگز به چنین کارهایی نیاز پیدا نمیکنند. گاهی فقط میخواهم پیش از همرسانی، یک فایل JPEG کمی بیرمق را سرحال بیاورم؛ حالا بازکردن لایتروم برای چنین کاری بیجهت سنگین و دستوپاگیر به نظر میرسد.
برش و تغییر اندازه بسیار کمدردسرتر است
برای یک برش ساده ۱۶:۹ نیازی به راهانداختن لایتروم ندارم

برشدادن احتمالاً یکی از کمهیجانترین کارهایی است که میتوان روی عکس انجام داد، اما در عین حال کاری است که مدام به آن نیاز دارم. تصاویر باید با وبسایتهای گوناگون، نوشتههای شبکههای اجتماعی، تصاویر بندانگشتی و نمایشگرهای مختلف سازگار شوند. لایتروم هم همیشه بخشی از این فرایند بود، بیشتر به این دلیل که بقیه ویرایشهایم را نیز همانجا انجام میدادم.
اکسپرس به من نشان داد وقتی تنها کار موردنیاز برشدادن است، این روند تا چه اندازه میتواند بیهوده باشد. کافی است تصویر را وارد کنم، نسبت تصویر دلخواهم را برگزینم، اصلاح کوچکی انجام دهم و خروجی بگیرم؛ بیآنکه این کار ساده را به یک نشست کامل ویرایش تبدیل کنم.
تغییر اندازه نیز به همین سادگی است. اگر ظاهر عکس را از پیش میپسندم و فقط ابعاد دیگری میخواهم، میتوانم همانجا کار را یکسره کنم؛ بهجای آنکه عکس را وارد لایتروم کنم، دوباره خروجی بگیرم و شاید پس از آن ناچار شوم ابزار دیگری را هم باز کنم. این شاید امتیاز کوچکی به نظر برسد، اما دقیقاً همین گامهای ریز و اضافیاند که روند کار را کندتر از آنچه باید باشد جلوه میدهند.
احتمالاً بزرگترین تغییری که اکسپرس در نگرشم به ویرایش ایجاد کرده همین است: دیگر با هر عکس مانند یک پروژه جداگانه برخورد نمیکنم. بعضی تصاویر به کار بیشتری نیاز دارند، اما بسیاری دیگر تنها با یک برش، اصلاحی جزئی در نوردهی یا تغییر اندازه آماده میشوند.
حذف پسزمینه بسیار کاربردیتر از انتظارم بود
برای چنین ویرایشی معمولاً بههرحال از لایتروم بیرون میآمدم

وقتی از تنظیمات معمول عکس فراتر رفتم، تازه اکسپرس بیش از پیش برایم معنا پیدا کرد. لایتروم برای پردازش و پرداخت عکسها عالی است، اما برای بسیاری از کارهای ساده معمولاً باید بههرحال سراغ فتوشاپ یا برنامهای دیگر بروم. حذف پسزمینه نمونه خوبی از همین کارهاست.
اکسپرس میتواند سوژه را بهطور خودکار از تصویر جدا کند؛ قابلیتی که برخلاف انتظارم برای آمادهکردن سریع عکس محصولات و تصاویری که میخواهم روی پسزمینهای دیگر قرار دهم بسیار سودمند بوده است. هر روز به آن نیاز ندارم، اما هر وقت لازم باشد، انجام همه کارها در همان زبانه مرورگری که باقی ویرایشها را در آن انجام دادهام، بسیار آسانتر از رفتوآمد میان چند برنامه است.
ابزارهای حذف اشیا نیز به دلایلی مشابه برایم کاربردی بودهاند. اگر فردی ناخواسته در دوردست دیده شود، شیئی حواسپرتکن نزدیک لبه کادر باشد یا بههمریختگیای در تصویر مانده باشد که هنگام عکاسی متوجهش نشدهام، میتوانم قلممو را روی آن بکشم و ببینم آیا اکسپرس از پس پاککردنش برمیآید یا نه.
البته همیشه همهچیز را بینقص انجام نمیدهد، بهویژه وقتی پسزمینه شلوغ و پیچیده باشد؛ برای همین هنوز نتیجه را با دقت بررسی میکنم. اما برای حذف عناصر مزاحم کوچک، اغلب آنقدر خوب عمل میکند که دیگر نیازی نمیبینم تصویر را در ویرایشگری سنگینتر باز کنم.
لایتروم هنوز جایگاه مشخصی در روند کارم دارد
فقط دیگر برای کارهایی که به لایتروم نیاز ندارند، سراغش نمیروم

ادوبی اکسپرس بهطور کامل جای لایتروم را نگرفته است و بعید میدانم بتواند در کارهایی که از تواناییهای اصلی لایتروم بهره میبرم، جایگزین آن شود. اگر صدها عکس گرفته باشم، با فایلهای RAW کار کنم یا به ویرایشهای موضعی و دقیق نیاز داشته باشم، لایتروم همچنان نخستین ابزاری است که باز میکنم. فهرستنویسی، ابزارهای ماسکگذاری، پیشتنظیمها و روند ویرایش گروهی آن در سطحی کاملاً متفاوت قرار دارند. گذشته از این، به کار با آن عادت کردهام.
چیزی که اکسپرس جایگزینش کرده، عادت همیشگی من به استفاده از ابزارهای پیچیده و پیشرفته برای تکتک کارهاست. پیشتر حتی وقتی میدانستم ویرایش عکس فقط دو دقیقه زمان میبرد، باز هم لایتروم را باز میکردم؛ صرفاً چون روال همیشگیام همین بود. حالا معمولاً ابتدا از خودم میپرسم واقعاً چه چیزی را باید تغییر دهم. اگر کار فقط برش تصویر، کمی تنظیم نوردهی، افزودن اندکی گرما، بهکارگیری سریع یک فیلتر یا حذف عنصری مزاحم از کادر باشد، بهاحتمال زیاد همان اکسپرس را به کار میگیرم و پیش از آنکه لایتروم بهطور کامل باز شود، کار را تمام میکنم.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Robin John است. مشاهده مقاله اصلی