قبلاً فکر میکردم برای گرفتن نتیجه بهتر از کلود، باید درخواستهای بهتری بنویسم: اطلاعات زمینهای بیشتری بدهم، محدودیتهای بیشتری تعیین کنم و دقیقاً توضیح دهم چه میخواهم تا پاسخ بهتری بگیرم. این تصور درست است؛ اما پاسخ بهتر همیشه پاسخ جالبتری نیست. دریافتهام کلود زمانی بسیار جذابتر میشود که پرسشهایی پیش رویم میگذارد تا دربارهشان فکر کنم. پاسخدادن به آنها، مخالفتکردن و حتی به چالش کشیدنشان میتواند مسیرهای دور از انتظاری را باز کند. گاهی بهترین ایده چندین رفتوبرگشت پس از درخواست آغازین پدیدار میشود.
از کلود پاسخ بینقص نخواهید
چیزی برای واکنش نشاندادن بسازید

دوست دارم با درخواستهای گوناگون بازی کنم و در پی ایدههایی برای کار جانبی و کسبوکارهای کوچک بگردم. درخواستهای معمولی همان فهرستهای تکراری و قابلپیشبینی را تحویلم میدهند. بنابراین، از کلود نمیخواهم بهترین کسبوکار ممکن را پیشنهاد کند؛ بلکه آگاهانه چالشی گسترده و خلاقانه پیش رویش میگذارم و طیفی از گزینهها را میخواهم، حتی گزینههایی که عجیب یا غیرعملی به نظر میرسند. اینجا حتی خیالبافیهای هوش مصنوعی هم پذیرفتنیاند.
برای نمونه، ممکن است بپرسم:
در جستوجوی فرصتهای تجاری نامتعارفی هستم که به لذتهای کوچک روزمره مربوط باشند. ۱۰ ایده پیشنهاد بده؛ از جمله ایدههایی که در نگاه نخست غیرعملی، ملالآور، عجیب یا از نظر تجاری پرسشبرانگیز به نظر میرسند.
انتظار ندارم همان پاسخ نخست، ایدهای میلیوندلاری در خود داشته باشد. دنبال چیزی هستم که وادارم کند مکث کنم و به فکر فرو بروم؛ هرچه عجیبتر، بهتر. این حس اغلب از پاسخی که بیدرنگ کاربردی باشد ارزشمندتر است. کلود در پاسخ به پرسشم، کسبوکاری را پیشنهاد کرد که فقط مدادها و خودکارهایی استثنایی برای کسانی میسازد که فهرست کارهایشان را با دست مینویسند.
کلود حتی درباره اندیشههای متوسط هم ممکن است بگوید: «ایده فوقالعادهای است.» کلود بر پایه اصول «هوش مصنوعی قانونمدار» (Constitutional AI) آموزش دیده است تا مؤدب و یاریرسان باشد. واکنش پیشفرض هر گفتوگوگر هوش مصنوعی این است که بهجای مخالفت، با ایدههایتان همراهی کند. برای رسیدن به پاسخهای غافلگیرکننده، باید آشکارا به کلود اجازه دهید از شخصیت مشتاقِ خشنودکردن دیگران بیرون بیاید.
ایدهای را برای جدال برگزینید
مقاومت میتواند سوخت خلاقیت باشد





نخستین واکنش من شاید این باشد که ایده افتضاحی است. همین حالا هم گونههای فراوانی از مداد و خودکار در بازار وجود دارد و جامعه یادداشتنگاری تصویری گزینههای بسیاری پیش رو دارد.
بهجای آنکه از کلود بخواهم ایده را بهتر کند، در برابرش میایستم. مثلاً میگویم: «به نظرم این کسبوکار وحشتناک است. نوشتافزار همین حالا هم تنوع زیادی دارد و هزاران نوع خودکار و مداد در دسترس است. با من مخالفت کن، اما سراغ استدلالهای همیشگی درباره راحتی، پایداری یا منحصربهفردبودن نرو.»
حالا کلود ناچار است ایده را واکاوی کند و گاهی برای پشتیبانی از استدلالهایش شواهدی هم ارائه میدهد. در این نمونه، چیزی بسیار سودمندتر از فهرستی از مزایای کلیشهای کسبوکار نصیبم میشود: با نام تجاری واقعیای آشنا میشوم که در همین حوزه به موفقیت رسیده است. افزون بر این، استدلالی در دست دارم که میتوانم گفتوگو را با آن ادامه دهم.
کلود برچسبهای XML را میفهمد. میتوانید مرزهای خلاقانه را درون برچسبهایی مانند «wildcard_ideas» یا «unconventional_angles» بگذارید تا درخواستهای آزمایشی از درخواستهای معمول جدا بمانند.
Make Claude defend its assumptions
بپرسید چه چیزی از چشمتان دور مانده است

جذابترین چرخش ممکن است زمانی رخ دهد که پیشفرض زیربنایی یک ایده را به چالش بکشید. بهجای آنکه از کلود بخواهم ایده را به من بفروشد، میتوانم بپرسم:
اگر مشتری در واقع اصلاً به خودکارها اهمیتی ندهد چه؟ ممکن است واقعاً در پی چه چیز دیگری باشد؟
ایفای نقش مخالفخوان در برابر یک هوش مصنوعی میتواند گفتوگو را به جایی پیشبینینشده بکشاند. شاید در این نمونه، خودکارها فقط بهانه باشند. محصول واقعی میتواند یک عادت، تماشای پیشرفت ملموس یا تجربهکردن لذتی کوچک باشد.
کلود میتواند بینشهای غافلگیرکنندهای ارائه دهد که کنجکاویتان را برانگیزند. آمیزهای از ایدههای بد، عجیب و خوب به دست خواهید آورد. سپس باید بهجای پذیرفتن راهحل آسان، نقش یک ویراستار را بر عهده بگیرید. من راهی متفاوت برای اندیشیدن به شیئی معمولی و روزمره و نگریستن به یک محصول فیزیکی از زاویهای تازه پیدا کردم.
مسیر پیشبینینشده را دنبال کنید
پاسخ پرسش نخستین هرگز هدف نهایی نیست

تا اینجا، گفتوگوی اولیه باید بهاندازهٔ کافی شاخهوشاخ پیدا کرده باشد. میتوانید هر شاخهای را که میخواهید دنبال کنید و بپرسید چه محصولات دیگری میتوانند حس انتظار، پیشرفت ملموس یا لحظههای کوچک غافلگیری پدید آورند.
اکنون دنبالکردن هر شاخه بیشتر به بارش فکری با همصحبتی پرحرف میماند. همانطور که میدانیم، میتوان کلود را طوری هدایت کرد که پیدرپی پرسش مطرح کند و هر پاسخ شما نیز زمینهساز پرسشهای تازه شود. گاهی تشخیص اینکه گفتوگو را کجا باید پایان داد آسان نیست. پیشنهاد من این است که وقتی ایدهای شکل مشخصی پیدا کرد، گفتوگو را تمام کنید.
همچنین لازم نیست هرچه کلود میگوید بپذیرید؛ اتفاقاً کمی بدبینی سنجیده در اینجا سودمند است. اگر پاسخی کلیشهای به نظر میرسد، آن را به چالش بکشید. اگر نادرست به نظر میآید، دلیلش را بپرسید. شاید تنها یک جمله توجهتان را جلب کند؛ در این صورت، باقی پاسخ را کنار بگذارید و همان جمله را عمیقتر بکاوید.
گفتوگو را جرقهای برای خلاقیت بدانید
شاید ایدهٔ نهایی چند نوبت بعد پدیدار شود

روند متداول کار با هوش مصنوعی چنین است: درخواست و پاسخ. اما روند خلاقانه بهتر است اینگونه پیش برود: درخواست، پاسخ، واکنش، مخالفت، پاسخی غیرمنتظره، پرسشی تازه و سرانجام ایدهای که هنگام نوشتن درخواست اولیه برای کلود، هرگز به ذهنم نمیرسید.
این روش تا اندازهای به درخواستنویسی چندنمونهای شباهت دارد. تفاوتش این است که کلود مجبور نیست ایدهٔ نهایی را برایم بسازد؛ وظیفهاش این است که پیوسته خوراکی فراهم کند تا ذهن خودم به آن واکنش نشان دهد. تجربهها، سلیقهها، تردیدها و کنجکاوی من نیز در تکتک درخواستهای بعدیای که برای کلود میفرستم، نقش خواهند داشت.
بنابراین، وقتی خلاقانه از کلود استفاده میکنید، پاسخ را فقط بر پایهٔ درستی یا سودمندی آن نسنجید؛ حتی کمی خیالبافی و اطلاعات ساختگی هم لزوماً این تمرین را بیارزش نمیکند. اگر در پاسخ نکتهای پیدا کنید که بتوان با آن مخالفت کرد، تمرین جذابتر میشود. بیرونکشیدن اندکی غرابت از پاسخ ممکن است بسیار بیش از انتظارتان غافلگیرتان کند. تمرین من نیز باعث شد کاربردهای خاص و گوناگون خودکار و مداد را کشف کنم.
با کلود وارد بحث شوید
دفعهٔ بعد که میخواهید کلود در ایدهپردازی کمکتان کند، بهترین پاسخ را از او نخواهید. بخواهید چند امکان مختلف پیشنهاد دهد، گزینهای را که کمتر از همه میپسندید انتخاب کنید و پنج نوبت دربارهٔ آن با کلود بحث کنید. شاید در پایان به چیزی برسید که با یک درخواست تکمرحلهای هرگز پیدایش نمیکردید.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Saikat Basu است. مشاهده مقاله اصلی