خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

عملکرد پردازندهٔ گرافیکی را در ویندوز و لینوکس سنجیدم؛ «مالیات درایور» باورنکردنی بود

سنجش عملکرد پردازنده گرافیکی در ویندوز و لینوکس با سربار باورنکردنی درایورها
مشکل ویندوز فقط سربار بیشتر نیست.

لینوکس و ویندوز برای توزیع و به‌روزرسانی درایورها از روش‌های بسیار متفاوتی بهره می‌برند. در ویندوز معمولاً باید خودتان دست‌به‌کار شوید و بیشتر بسته‌ها را به‌صورت دستی دریافت و به‌روزرسانی کنید؛ موضوعی که به‌ویژه دربارهٔ درایورهای پردازندهٔ گرافیکی صدق می‌کند. در سوی دیگر، وقتی فرایند به‌روزرسانی را از راه مدیر بستهٔ لینوکس آغاز می‌کنید، درایورهای گرافیکی در سراسر سامانه به‌روز می‌شوند و کار بسیار روان‌تر پیش می‌رود.

ویندوز شاید برخی از این به‌روزرسانی‌ها را خودکار انجام دهد، اما اغلب میان نسخهٔ پیشنهادی ویندوز و تازه‌ترین نسخهٔ رسمی منتشرشده در وب‌سایت Nvidia فاصله‌ای وجود دارد. همین مسئله کار با ویندوز را روی برخی سخت‌افزارها واقعاً آزاردهنده می‌کند.

از سوی دیگر، ویندوز ۱۱ به داشتن سربار سنگین، در قالب نرم‌افزارهای زائد و پیام‌های تبلیغاتی مزاحم، بدنام است؛ عاملی که پیش‌تر نتایج آزمون‌ها را به سود لینوکس رقم زده بود. از سر کنجکاوی تصمیم گرفتم عملکرد گرافیکی را روی سامانه‌ای نسبتاً ضعیف با سکوی AM4 بیازمایم تا ببینم آیا «مالیات درایور» واقعاً به همان سنگینی است که گمان می‌کردم.

نگاهی به دستگاه آزمایش

سامانه‌ای نه‌چندان قدرتمند که محدودیت‌هایش شاید تصویر بزرگ‌تری را آشکار کند

استفاده از Ryzen 3400G به‌عنوان پردازنده مرکزی

سامانهٔ آزمایش، رایانه‌ای است که با قطعات باقی‌مانده سرهم شده و قرار است بیشتر نقش یک سرور خانگی دست‌ساز را ایفا کند. دستگاه چندان قدرتمندی نیست و مشخصات زیر را دارد:

  • پردازنده: AMD Ryzen ۵ 3400G
  • حافظهٔ رم: 16GB از نوع DDR4، اورکلاک‌شده تا ۳۲۰۰ MHz (دوکاناله)
  • فضای ذخیره‌سازی: یک درایو 512GB از نوع NVMe برای راه‌اندازی و نگهداری داده‌ها
  • پردازندهٔ گرافیکی: Nvidia RTX A2000 (نسخهٔ 6GB)

ستارهٔ این میدان RTX A2000 است؛ یک پردازندهٔ گرافیکی RTX Quadro کم‌مصرف و به‌طرز چشمگیری جمع‌وجور که برای کار کردن به رابط برق جداگانه‌ای نیاز ندارد. این کارت برای رایانه‌های سینمای خانگی (HTPC) گزینه‌ای فوق‌العاده است، اما محدودیت حافظهٔ 6GB آن به گلوگاهی جدی تبدیل خواهد شد.

مطلب مرتبط:   MIL-STD-810G چیست و چرا به آنچه فکر می‌کنید معنا ندارد

نسخه‌ای 12GB از همین کارت نیز وجود دارد، اما اکنون یکی از آن‌ها را در اختیار ندارم. پردازندهٔ مرکزی هم چندان تعریفی ندارد. Ryzen ۵ 3400G حتی هنگام عرضه نیز غول پردازشی نبود و گذر زمان هم با آن مهربان نبوده است. مجموع حافظهٔ نهان ناچیز 6MB آن می‌تواند عملکرد را به‌شدت زمین‌گیر کند.

در این سامانه 16GB حافظهٔ رم داریم که به‌صورت دوکاناله و با سرعت ۳۲۰۰ MHz کار می‌کند. خبری از امکانات آن‌چنانی نیست؛ این ارزان‌ترین رمی بود که در میانهٔ بحران کنونی رم در اختیار داشتم. حافظهٔ گرافیکی (VRAM) نیز در اینجا به گلوگاه دیگری تبدیل خواهد شد.

پوشیده نیست که ویندوز ۱۱ روی سخت‌افزارهای ضعیف یا نامتوازن به زحمت می‌افتد و اجرای آن برای دستگاه‌های رده‌پایین دشوارتر از لینوکس است. این نکته را هم باید در نظر بگیریم، زیرا با رایانه‌ای بسیار ساده و کم‌توان روبه‌رو هستیم؛ هرچند همان‌طور که به‌زودی خواهید دید، سرانجام نتایج خود گویای همه‌چیز خواهند بود…

ویندوز ۱۱ دست‌نخورده در برابر لینوکس بزایت

نگاهی به بازی‌های حاضر در آزمون

اجرای بازی «دوم: عصر تاریکی» روی RTX A2000

برای آزمایش، دو نصب تمیز و کاملاً جداگانه روی سامانه انجام شد. نخستین مورد، نصب استاندارد Windows ۱۱ Home بود که همراه با تازه‌ترین درایورهای Nvidia Studio برای RTX A2000، یعنی R595 U8/۵۹۷.۰۶، به آخرین نگارش به‌روزرسانی شد. باید یادآوری کنم که این نسخهٔ ویندوز ۱۱ کاملاً دست‌نخورده بود و هیچ‌یک از نرم‌افزارهای زائد آن حذف نشده بودند.

بی‌تردید این بخش از فرایند سنجش بدترین قسمت کار بود. راه‌اندازی دوبارهٔ ویندوز ۱۱ تجربه‌ای طاقت‌فرساست و دیگر حساب دفعاتی را که برای ورود به حساب کاربری یا استفاده از چیزی غیرضروری مزاحمم شد، از دست دادم.

مطلب مرتبط:   حمله کلاهبرداری MAC چیست و چگونه می توان از آن جلوگیری کرد؟

در مقابل، نصب بزایت به‌طرز دلپذیری ساده بود. نگارش KDE Plasma بزایت را برگزیدم که پشتیبانی از پردازنده‌های گرافیکی RTX را به‌صورت داخلی دارد. همان‌طور که انتظار می‌رفت، سخت‌افزار را شناسایی کرد و بی‌هیچ مشکلی وارد میزکار KDE Plasma شد. سپس سامانه و درایورهای پردازندهٔ گرافیکی Nvidia را نیز به تازه‌ترین نگارش ارتقا دادم و از جدیدترین نسخهٔ CachyOS Proton بهره گرفتم.

پس از آماده شدن هر دو نصب، درایوی را به سامانه متصل کردم که بازی‌های زیر روی آن قرار داشتند؛ به‌گمانم این عناوین نمونه‌های خوبی از بازی‌هایی‌اند که در عمل روی کارتی از این رده اجرا می‌شوند:

  • دوم (۲۰۱۶)
  • بتمن: شوالیهٔ آرکهام
  • سایبرپانک ۲۰۷۷
  • دوم: عصر تاریکی

«دوم: عصر تاریکی» در این میان کمی استثناست، چون سخت‌افزار بسیار قدرتمندتری می‌طلبد. این بازی دست‌کم 8GB حافظهٔ ویدئویی (VRAM) هم می‌خواهد، اما جالب اینکه RTX A2000 ظاهراً چندان به این محدودیت اعتنا نمی‌کرد. سه بازی دیگر همان عناوینی هستند که معمولاً انتظار می‌رود روی یک پردازندهٔ گرافیکی 6GB اجرا شوند.

برتری پایدار لینوکس بر ویندوز ۱۱

پشتهٔ درایور به‌روزتر راهگشاست

نتایج بنچمارک نشان می‌دهد لینوکس در تقریباً همهٔ سناریوها با اختلافی چشمگیر از ویندوز ۱۱ پیش می‌افتد. این برتری تنها به میانگین فریم‌برثانیه (FPS) محدود نیست و کمینهٔ فریم در ۱% ضعیف‌ترین لحظات را نیز در بر می‌گیرد؛ معیاری که برای تجربه‌ای روان و بدون مکث اهمیت بسیار بیشتری دارد.

برای نمونه، در «سایبرپانک ۲۰۷۷»، بزایت هم در میانگین و هم در کمینهٔ فریم‌برثانیه (FPS)، با اختلاف چشمگیر ۸ FPS از ویندوز ۱۱ پیش است. شاید ۸ FPS در نگاه نخست چندان زیاد به نظر نرسد، اما برای سامانه‌ای در این رده، حتی با فعال بودن DLSS، همین اختلاف مرز میان اجرای قابل‌بازی با ۳۷ FPS و اجرای نامناسب با ۲۹ FPS و افت‌هایی تا ۲۱ FPS است.

مطلب مرتبط:   تبیین گوشی های مقاوم در برابر آب و مقاوم [پادکست]

همین الگو در «دوم (۲۰۱۶)» و «بتمن: شوالیهٔ آرکهام» نیز ادامه دارد. بااین‌حال، «دوم: عصر تاریکی» همچنان یک استثناست. عملکرد ویندوز و بزایت تقریباً یکسان بود و واقعاً نتوانستم تفاوتی میان آن‌ها احساس کنم. احتمال دارد بازی با کمبود حافظهٔ ویدئویی (VRAM) روبه‌رو باشد، زیرا 6GB برای «عصر تاریکی» به‌هیچ‌وجه کافی نیست.

البته برتری لینوکس چندان هم شگفت‌آور نیست؛ ویندوز ۱۱ در دستگاه‌های رده‌پایین سربار زیادی دارد، حال آنکه لینوکس معمولاً منابع بسیار کمتری مصرف می‌کند. از سوی دیگر، توزیع‌هایی مانند بزایت بهینه‌سازی‌های افزوده‌ای همچون زمان‌بندهای scx، هستهٔ سفارشی و مهم‌تر از همه، پشتهٔ به‌روزتر درایورهای Nvidia دارند؛ موضوعی که می‌تواند اختلاف ناشی از سربار درایورها را توضیح دهد.

فرایند به‌روزرسانی درایورها در ویندوز باید سامان یابد

اگر یک چیز در ویندوز ۱۱ واقعاً مرا کلافه کند، فرایند به‌روزرسانی درایورهاست؛ به‌ویژه برای پردازنده‌های گرافیکی که ناچارید برای اجرای درست بازی‌ها، تازه‌ترین درایور را خودتان پیدا و نصب کنید.

در لینوکس دردسر بسیار کمتر است و پشتهٔ درایورها هنگام استفاده از مدیر بسته به‌روزرسانی می‌شود. کافی است مطمئن شوید تازه‌ترین درایور پردازندهٔ گرافیکی سازندهٔ موردنظرتان نصب شده است؛ پس از آن همه‌چیز باید به‌درستی کار کند. از ترفندها و پیچیدگی‌های مربوط به نسخه‌های OEM هم خبری نیست؛ مزیتی خوشایند، به‌ویژه برای کاربران لپ‌تاپ.

فرایند به‌روزرسانی نیز به‌طرز باورنکردنی ساده است، حتی اگر برای دسترسی به برخی اصلاحات اولیه ناچار شوید میان نسخه‌های git جابه‌جا شوید. ویندوز باید از این رویکرد درس بگیرد؛ فرایند به‌روزرسانی آن به بازنگری جدی نیاز دارد و به‌هیچ‌وجه شهودی نیست.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Dipan Saha است. مشاهده مقاله اصلی