خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

بهترین تریلر علمی‌تخیلیِ کلون‌محور نتفلیکس عجیب آغاز می‌شود، کاملاً از کنترل درمی‌رود و به‌طرزی باورکردنی همچنان جواب می‌دهد

مهیج علمی‌تخیلیِ نتفلیکس دربارهٔ بدل‌ها؛ اثری که عجیب آغاز می‌شود، کاملاً از کنترل خارج می‌شود و با این همه همچنان جواب می‌دهد
یک کلاه‌بردار زندگی زنی مرده را از آنِ خود می‌کند و به شبکه‌ای درهم‌تنیده از کلون‌ها، اصلاح نژادیِ شرکتی و پیوندی خانوادگیِ سرسختانه می‌رسد.

مدام به «اورفن بلک» برمی‌گردم و هر بار که می‌کوشم توضیح دهم چرا، انگار دارم سه سریال متفاوت را توصیف می‌کنم که به هم منگنه شده‌اند. دقیقاً نکته همین است. این مجموعه بی‌بی‌سی آمریکا از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ پخش شد و اگر هرگز ندیده‌ایدش، یا آن‌قدر از تماشایش گذشته که جزئیاتش در ذهنتان محو شده، اکنون در نتفلیکس، درست کنار «آخرین خانه»ی دیوانه‌وار، نشسته است تا برنامه خوابتان را برای یک هفته به هم بریزد.

راستش، با معیارهای سال ۲۰۲۶، فرض اولیه داستان تقریباً ساده و آشنا به نظر می‌رسد. یک کلاه‌بردار زنی را می‌بیند که مو نمی‌زند با او و خودش را جلوی قطار می‌اندازد؛ بعد هم هویت زن مرده را می‌دزدد، چون به پول نیاز دارد. کم‌وبیش، این می‌شود قسمت اول. اما هنگام تماشای آن شروع سرد هنوز نمی‌دانید که چند فصل بعد به شست‌وشوی مغزی در فرقه‌ای مذهبی، برنامه اصلاح نژادیِ یک شرکت، پروژه نظامیِ دوقلوها و حدود دوازده زن می‌رسید که همگی را یک بازیگر بازی می‌کند؛ گاه در یک قاب، گاه در نقش یکدیگر، و گاه در حالی که وانمود می‌کنند شخص سومی هستند. هیچ‌کدام از این‌ها هشدار نیست؛ دلیل تماشای سریال است.

چرا باید «اورفن بلک» را در نتفلیکس تماشا کنید؟

یک کلاه‌بردار، یک بدلِ مو‌نزده و یک دهه پیامد

نخستین صحنهٔ اورفن بلک روی مک

مردم «اورفن بلک» را «سریال کلون‌ها» توصیف می‌کنند، اما این توصیف حق مطلب را ادا نمی‌کند. این مجموعه، مطالعه‌ای شخصیت‌محور است که جامه یک تریلر توطئه‌آمیز به تن کرده؛ و برخلاف بسیاری از سریال‌هایی که با چنین الگویی ساخته می‌شوند، خود توطئه واقعاً ارزش دنبال‌کردن دارد، نه اینکه صرفاً چیزی باشد که تحملش کنید تا دوباره به شخصیت‌هایی برسید که حقیقتاً برایتان مهم‌اند.

سارا منینگ دروازه ورود ما به این جهان است. او بی‌پول است، کودکی را بزرگ می‌کند که اصلاً آمادگی مادر بودن برایش ندارد، و از دوست‌پسر سابقش می‌گریزد که مواد دزدیده‌شده‌اش را پس می‌خواهد. وقتی هویت بدلِ مو‌نزده‌اش، بث چایلدز، را تصاحب می‌کند، فقط می‌خواهد حساب بانکی بث را خالی کند؛ هنوز خبر ندارد که در آستانه سقوط به دل یک توطئه کلون‌سازی است. انگیزه‌ای کوچک و خودخواهانه برای دروغ گفتن است، و سریال از این‌که نیازی به انگیزه‌ای بزرگ‌تر ندارد، بهتر می‌شود.

تاتیانا مازلانی، که این روزها در «مکسیمم پلژر» اپل تی‌وی دیده می‌شود، دلیل کارکردن همه این‌هاست. او تا پایان سریال چیزی در حدود دوازده کلون متمایز را بازی می‌کند؛ اگر حضورهای تک‌قسمتی را هم حساب کنید، حتی بیشتر. آلیسون سراسر سریال می‌کوشد هر متغیری را که در زندگی‌اش به آن دسترسی دارد کنترل کند، و بخشی از لذت کار تماشای این است که هر فصل این چنگِ کنترل اندکی بیشتر سست می‌شود. کوزیما دانشمندِ دانشجوی تحصیلات تکمیلی است که با زیست‌شناسی خودش مانند مسئله‌ای آزمایشگاهی رفتار می‌کند؛ تا وقتی که تشخیص بیماری‌اش ناممکن می‌کند همچنان بی‌طرف و علمی بماند، هرچند باز هم تلاشش را می‌کند.

مطلب مرتبط:   این نمایش ها را قبل از ترک نتفلیکس در این ماه [سپتامبر 2025] از دست ندهید

بعد نوبت هلنا می‌رسد. او در آغاز به‌صورت قاتلی آموزش‌دیده ظاهر می‌شود که در دل یک فرقه مذهبی پرورش یافته است؛ در نخستین حضورهایش واقعاً هراس‌انگیز است: وحشی، پیش‌بینی‌ناپذیر و کسی که قرار نیست به او اعتماد کنید. سریال دو فصل کامل زمان می‌گذارد تا او را به مرکز عاطفی تمام ماجرا تبدیل کند، و آن‌قدر تدریجی این کار را انجام می‌دهد که وقتی متوجه می‌شوید، کار از کار گذشته است. دو قسمت که گذشت، دیگر چهره مازلانی را نمی‌پاییدم. وقتی هلنا از راه رسید، دیگر یک بازیگر نبود که چهار نقش را بازی می‌کند؛ فقط چهار زن بودند.

«اورفن بلک» واقعاً چقدر عجیب می‌شود؟

یک فرقه رهبانی، برنامه‌ای برای اصلاح نژادی و مهمانی رقصی که انتظارش را ندارید

اورفن بلک روی مک‌بوک پرو

فصل اول نسبتاً سرراست پیش می‌رود. شرکتی پشت کلون‌ها قرار دارد، گرداننده‌ای مرموز هست و معمایی که باید حل شود. همه‌چیز پرتنش و خوش‌ساخت است، اما همچنان همان نوع تریلر نزدیک به آثار پرستیژی به نظر می‌رسد که شبکه‌های کابلی در اوایل دهه ۲۰۱۰ پشت سر هم تولید می‌کردند.

بعد سریال شروع می‌کند به افزودن اجزایی که هیچ‌کس درخواستشان نکرده بود. نخست، با یک فرقه رهبانی روبه‌رو می‌شویم که به دلایل مذهبی کلون‌ها را زیر نظر داشته است؛ وقتی داستان با کلاه‌برداری آغاز شد که حساب بانکی زنی مرده را خالی می‌کرد، هرگز انتظار نداشتم چنین جمله‌ای بنویسم. دایاد، شرکت زیست‌فناوری‌ای که نخ‌ها را می‌کشد، از آب درمی‌آید که به‌جای یک کسب‌وکار دارویی، چیزی شبیه پروژه‌ای چندده‌ساله برای اصلاح نژادی را اداره می‌کند؛ و تا فصل سوم، مجموعه‌ای موازی از کلون‌های مرد را هم اضافه می‌کنند که در دل برنامه نظامیِ عملیات سیاه پرورش یافته‌اند، چون ظاهراً صفحه شطرنج داستان هنوز به‌اندازه کافی شلوغ نبوده است. آدم‌ها می‌میرند. بعضی‌هایشان، به شکلی، بازمی‌گردند؛ نه آن‌که واقعاً زنده شوند، بلکه در قالبی تازه بازتعریف می‌شوند، و سریال هم چندان مکث نمی‌کند تا توضیحی بدهد. در مقطعی، چهار کلون سر از یک مهمانی رقص درمی‌آورند. این حتی عجیب‌ترین صحنه آن چند قسمت هم نیست؛ اصلاً نزدیکش هم نمی‌شود.

از پیرنگ دفاع نمی‌کنم، چون زیر ذره‌بین دوام نمی‌آورد. یکی از خط‌های داستانی فصل دوم بی‌هیچ توضیحی ناپدید می‌شود و یک سال بعد بازمی‌گردد؛ انگار تمام آن مدت در حالت تعلیق بوده است. اگر دقیق نگاه کنید، در اسطوره‌شناسی داستان حفره‌هایی پیدا می‌شود. فصل سوم جایی است که این ضعف اهمیت پیدا می‌کند؛ اگر علمی‌تخیلی را با پیرنگی به همان محکمیِ «بریکینگ بد» می‌خواهید، این سریال چنین چیزی به شما نمی‌دهد. بهتر است پیش از شروع این را بدانید، نه اینکه شش قسمت با آن دربیفتید.

چرا آشوب «اورفن بلک» هرگز مبتذل به نظر نمی‌رسد

کلون‌ها خانواده می‌مانند، حتی وقتی داستان از منطق فاصله می‌گیرد

اورفن بلک روی مک‌بوک پرو

پس چرا سریالی که این‌قدر بی‌پروا توطئه‌های تازه را یکی‌یکی به دیوار می‌کوبد، همچنان از ابتدا تا انتها ارزش تماشا کردن دارد؟ پاسخ به چیزی برمی‌گردد که نویسندگان، حتی وقتی همه‌چیز پیرامونش پیچیده‌تر و پرآرایه‌تر می‌شد، حاضر نشدند قربانی‌اش کنند.

مطلب مرتبط:   Pluribus در دنیای Breaking Bad قرار دارد — این جزئیات آن را آشکار می‌کند

سارا، آلیسون، کوزیما و هلنا در تمام این ماجراها خواهر می‌مانند؛ خانواده‌ای واقعی، حتی وقتی داستان دلیل‌های فراوانی پیش پایشان می‌گذارد تا هرکدام راه خود را بروند. تا فصل دوم، کوزیما بیمار است و زمان به زیان او می‌گذرد؛ اما این وضعیت فقط از آن رو اثر می‌گذارد که پیش‌تر ساعت‌ها او را دیده‌اید که پشت نقاب یک دانشمندِ خورهٔ علم، سرسخت و شوخ‌طبع و در ژرفای وجودش هراسان است. هلنا از این دو، دگرگونی بزرگ‌تری را از سر می‌گذراند. او سریال را با شکار سارا برای کسانی آغاز می‌کند که بزرگش کرده‌اند. رسیدن از آن نقطه به خانواده شدن، بخش عمدهٔ دو فصل را، صحنه به صحنه، در بر می‌گیرد و نمی‌توانم بگویم دقیقاً در کدام لحظه رخ داد. فقط یک روز متوجه شدم که رخ داده است.

نکتهٔ دیگری هم در جدیت تمام‌عیار سریال در برخورد با این ماجراها نهفته است. هیچ‌کس به دوربین چشمک نمی‌زند. هیچ‌کس برای آن‌که تماشاگر را از سنگینی مضحک بودن ایدهٔ فرقه‌ای صومعه‌نشین که کلون‌ها را ردیابی می‌کند بر کاغذ برهاند، شوخی نمی‌کند. سریال هر افشاگری را چنان اجرا می‌کند که گویی جدی‌ترین رخدادی است که در زندگی این آدم‌ها اتفاق افتاده؛ و این پایبندی بیش از آنچه تصور می‌کنید کارساز است. اندکی لحن سبک‌تر یا چشمکی آگاهانه کافی بود تا نیمی از این صحنه‌ها فروبپاشد. گرایش به اغراق نمایشی آسان بود؛ اما سریال به‌جای آن، تا پایان بی‌وقفه و با جدیتی کامل به ساختن ادامه داد.

بازی تاتیانا مسلنی به‌تنهایی دلیل کافی برای تماشای سریال است

چگونه یک بازیگر به ده‌ها زن متفاوت بدل شد

اورفن بلک روی مک‌بوک پرو

حتی اگر طرح‌ورزی‌های توطئه‌آمیز را به‌کلی کنار بگذارید، سریال فقط به خاطر بازیگری‌اش هم ارزش دیدن دارد. مسلنی برای هر کلون صرفاً صدایی متفاوت و مدل مویی کمی دیگر نساخته است؛ او برای تک‌تکشان شیوه‌ای کاملاً جداگانه برای ایستادن، نشستن و حضور داشتن در فضا خلق کرده است. صحنه‌ای هست که آلیسون و کوزیما در یک قاب با هم حرف می‌زنند و ناچار شدم به خودم یادآوری کنم که هر دو را یک بازیگر اجرا می‌کند. این صحنه شبیه ترفند نیست؛ شبیه دو آدم است که اتفاقاً یک چهره دارند.

سرانجام تحسین‌ها هم از راه رسید: جایزهٔ امیِ بهترین بازیگر زن نقش اول در مجموعهٔ درام. با این حال، راستش تا زمانی که او برنده شد، چند فصل بود که بهترین بازی عمرش را ارائه می‌داد و ظاهراً هیچ‌کس بیرون از هواداران سریال آن را ندیده بود. اگر به بازیگری به‌عنوان یک هنر توجه دارید، این سریال را ببینید: پنج فصل، ده‌ها شخصیت، و همه چنان کامل و جان‌دار که باورکردنی‌اند؛ آن هم با بودجه‌ای که در نهایت بودجهٔ یک شبکهٔ کابلی تلویزیونی بود.

«اورفن بلک» زیر پوست علمی‌تخیلی‌اش واقعاً دربارهٔ چیست؟

سریالی وسواس‌گرفته با این پرسش که چه کسی اختیار بدن شما را دارد

اورفن بلک روی مک‌بوک پرو

برای سریالی که تا این حد حال‌وهوای عامه‌پسند دارد، «اورفن بلک» بیش از آنچه معمولاً برایش اعتبار قائل می‌شوند، به مضمون‌پردازی می‌پردازد. هر کلون با شکلی از یک نبرد مشترک روبه‌روست: چه کسی حق دارد تعیین کند بر بدن او چه می‌گذرد؟ خط داستانی آلیسون دربارهٔ زنی است که تمام عمرش نقش آدمی عادی را بازی کرده، چون از این می‌ترسد که اگر کسی دقیق‌تر نگاهش کند، چه خواهد شد. مسیر کوزیما، سلول‌های بدن خودش را به موضوع پژوهشی بدل می‌کند که باید برای حفظ اختیارش بر آن‌ها بجنگد؛ حتی وقتی کسانی که هزینهٔ درمانش را می‌پردازند ادعا می‌کنند تنها قصد کمک دارند. ریچل دانکن که در دل شرکت و به‌نوعی به‌عنوان کلونِ ویترینی پرورش یافته، در مسیر داستانش درمی‌یابد خاص تلقی شدن با انسان تلقی شدن یکی نیست.

مطلب مرتبط:   بهترین داستان سایبرپانک در پخش آنلاین دیگر «آلترِد کاربن» نیست

با این همه، سریال هرگز حالت موعظه پیدا نمی‌کند. این مضمون را در دل صحنهٔ تعقیب‌وگریز، نفوذ به آزمایشگاه یا دعوای حضانت دریافت می‌کنید؛ و احتمالاً همین است که باعث می‌شود اکنون، یک دهه بعد، تماشای دوباره‌اش هم شعاری به نظر نرسد. سریال یک پرسش واقعی و آزاردهنده پیدا کرده است: چه کسی حق دارد دربارهٔ بدن خودتان تصمیم بگیرد؟ سپس به‌جای آن‌که یک‌بار پاسخش دهد و بگذرد، در هر پیچ‌وخم تازهٔ داستانی دوباره به آن بازمی‌گردد.

«اورفن بلک» را از کجا پخش کنیم و چگونه تا پایان همراهش بمانیم

هر پنج فصل تا ۳۱ اوت در نتفلیکس پخش می‌شود؛ بنابراین اگر یک هفتهٔ آزاد دارید، می‌توانید نسبتاً آسان سراغ تماشای فشردهٔ آن در نتفلیکس بروید. فصل‌ها ده قسمت دارند، هر قسمت حدود یک ساعت است و داستان آن‌قدر متراکم است که بهتر است با دقت تماشایش کنید، نه آن‌که صرفاً در پس‌زمینه پخش باشد.

توصیهٔ صادقانه‌ام این است: با این انتظار وارد شوید که نیمهٔ دوم سریال از شما همراهی زیادی می‌خواهد. وقتی سازمانی تازه یا شاخه‌ای دیگر از یک توطئه ناگهان از ناکجا پیدا می‌شود، با آن نجنگید. تمرکزتان را بر کلون‌ها و رابطه‌شان با یکدیگر نگه دارید؛ زیرا همین خط پیوسته‌ای است که حتی وقتی پیرنگ اطرافش سست می‌شود، هرگز نمی‌لرزد. اگر بتوانید چنین تغییری در نگاهتان ایجاد کنید، چیزی که از بیرون آشفته به نظر می‌رسد، به یکی از رضایت‌بخش‌ترین تریلرهای علمی‌تخیلی تبدیل می‌شود که نتفلیکس بی‌سروصدا به مجموعه‌اش افزوده است.

به‌ندرت می‌توان سریالی یافت که تا این اندازه مشتاق باشد از مرز خردمندی عبور کند و در عین حال پایانش را درست به مقصد برساند. «اورفن بلک» از پس این کار برمی‌آید، چون هرگز فراموش نمی‌کند چه چیزی در آغاز شما را دل‌بسته‌اش کرد: نه توطئه، بلکه کلون‌ها.

فقط آن را روی گوشی‌تان تماشا نکنید؛ در واقع هیچ سریالی را در نتفلیکس روی گوشی نبینید.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Bryan M. Wolfe است. مشاهده مقاله اصلی