تبار بسیاری از توزیعهای لینوکس که هنوز استفاده گسترده دارند را ردیابی کنید، و همین خطوط خانوادگی بارها ظاهر میشوند. اوبونتو بخش زیادی از زیربنای خود را از پروژهای قدیمیتر به ارث برد، در حالی که فدورا، CentOS Stream و Red Hat Enterprise Linux در نقاط مختلف شاخهای طولانیمدت دیگر قرار دارند. SUSE مسیری پرپیچوخمتر را طی کرد و با جذب ایدهها و فناوری از چند توزیع اولیه، به اکوسیستمی با هویت مستقل تبدیل شد.
این ارتباطات همیشه فورکهای مستقیم یا خطوط مشخص تبارشناسی نیستند. قالبهای بسته، مخازن، مدلهای انتشار و فلسفههای مدیریتی میتوانند حتی زمانی که بیشتر کد اصلی تغییر کرده، باقی بمانند. مدیر بسته حتی میتواند از توزیع لینوکسی که آن را ایجاد کرده طولانیتر عمر کند و گردش کارهای آشنا را به اکوسیستمهایی که بسیار بعدتر توسعه یافتهاند، منتقل کند.
این تأثیرات را به اندازه کافی به عقب دنبال کنید، و بخش بزرگی از لینوکس مدرن حول سه سنت اولیه همگرا میشود که پاسخهای متفاوتی برای یک مسئله پیدا کردند: چگونه یک کرنل و مجموعهای از نرمافزارها را به سیستمی transforms که مردم بتوانند آن را نصب، نگهداری و استفاده کنند.
دو شاخه از یک پروژه مشکلدار رشد کردند
SLS دو نفر را تا مرز شروع دوباره کلافه کرد

پیش از شکلگیری این شاخهها، Softlanding Linux System وجود داشت که توسط Peter MacDonald در سال ۱۹۹۲ گردآوری شد و یکی از نخستین تلاشها برای بستهبندی کرنل لینوکس با نرمافزارهای پشتیبان کافی بود تا به عنوان یک سی کامل قابل استفاده باشد. SLS مهم بود، اما به دلیل باگها و نگهداری ناهموار نیز شهرت یافت. Patrick Volkerding و Ian Murdock هر دو از آن ناراضی شدند، هرچند به شکلهای متفاوتی واکنش نشان دادند.
Volkerding تغییراتی در SLS داد، بخشهایی از سیستم نصب آن را بازنویسی کرد و Slackware را در ژوئیه ۱۹۹۳ منتشر کرد. این توزیع قدیمیترین توزیع لینوکس است که هنوز بهطور فعال نگهداری میشود. Murdock یک ماه بعد دبیان را معرفی کرد و آن را به نام خود و شریک وقتش Debra نامید. دبیان صرفاً یکی دیگر از نسخههای پاکسازیشده SLS نبود. Murdock آن را به عنوان توزیعی جدید معرفی کرد که بهطور آزاد توسعه یافته و بهطور جمعی نگهداری میشود. نتیجه دو پاسخ متفاوت به یک مسئله بود: Slackware روی سادگی و کنترل مدیر تأکید داشت، در حالی که دبیان مدیریت ساختاریافته بستهها و سازمان رسمی جامعه را توسعه داد.
تأثیر اسلکور فراتر از نوادگان مستقیم گسترش یافت
SUSE از اسلکور وام گرفت، سپس توزیع مستقل خود را ساخت

اسلکور هرگز خانواده مدرنی به بزرگی دبیان یا Red Hat تولید نکرد، و رابطه SUSE با آن پیچیدهتر از یک فورک مستقیم است. SUSE در سال ۱۹۹۲ در آلمان تأسیس شد، پیش از آنکه اسلکور وجود داشت. محصولات اولیه لینوکس آن، SLS و بعداً اسلکور را توزیع و بومیسازی میکردند. وقتی SUSE نسخه S.u.S.E. Linux ۴.۲ را در سال ۱۹۹۶ منتشر کرد، از Jurix به عنوان نقطه شروع برای نخستین توزیع اصلی خود استفاده کرد، به جای اینکه مستقیماً از محصولات قدیمیتر مبتنی بر Slackware خود ادامه دهد.
SUSE بعداً RPM را پذیرفت، اما استفاده از قالب بسته Red Hat، آن را فرزند Red Hat نکرد. قالب بسته و تبار کد یکی نیستند. openSUSE اکنون از RPM به عنوان مدیر بسته سطح پایین خود استفاده میکند، در حالی که Zypper و libzypp مدیریت مخازن، وابستگیها و بهروزرسانیها را روی آن انجام میدهند. بنابراین تاریخچه آن چندین پروژه اولیه را در بر میگیرد، به جای اینکه یک شاخه تمیز اسلکور را تشکیل دهد.
این تبار چندلایه همچنان مرکزی برای تاریخچه و هویت مدرن openSUSE است، به جای اینکه صرفاً زیر اسلکور یا Red Hat قرار گیرد.
دبیان به یکی از بزرگترین خانوادههای لینوکس تبدیل شد
یک انتشار اوبونتو در سال ۲۰۰۴ به دهها توزیع تکثیر شد





دبیان تا زمان انتشار اوبونتو در اکتبر ۲۰۰۴ بیش از یک دهه را صرف توسعه بستهها، ابزارها و جامعه خود کرده بود. Mark Shuttleworth و تیم اصلی اوبونتو از دبیان به عنوان زیربنای فنی توزیعی استفاده کردند که هدفش آسانتر کردن نصب و استفاده از لینوکس روی رایانههای معمولی بود. اوبونتو سیستم بستهبندی دبیان و بخش بزرگی از پایگاه نرمافزاری آن را به ارث برد، اما مدل حکمرانی آن را نه. این توزیع رهبری، زمانبندی انتشار، مخازن و جهتگیری محصول خود را معرفی کرد. این ترکیب دلیل موفقیت اوبونتو در زمانی است که بسیاری از توزیعهای دیگر که حول آسانتر کردن لینوکس ساخته شده بودند، در نهایت ناپدید شدند.
اوبونتو نهتنها بهعنوان یک توزیع دسکتاپ موفق بود، بلکه به پایهای برای پروژههای دیگر تبدیل شد. لینوکس مینت در سال ۲۰۰۶ بهعنوان توزیعی مبتنی بر اوبونتو پدیدار شد و بهتدریج مخازن، ابزارهای بهروزرسانی، برنامهها و انتخابهای دسکتاپ خود را افزود، در حالی که پایه بستهای زیرین اوبونتو را حفظ کرد. پاپاواس، زورین اواس، المنتری اواس و بسیاری از پروژههای کوچکتر نیز بهجای دبیان مستقیماً بر اوبونتو ساخته شدند. بنابراین بسیاری از نسلهای دبیانی که کاربران دسکتاپ با آنها روبهرو میشوند از طریق اوبونتو به دبیان میرسند. نصب لینوکس مینت همچنان از قالب بسته .deb و APT دبیان در زیرساخت استفاده میکند، هرچند مینت مخازن، ابزارها و تصمیمات طراحی خود را اضافه میکند.
ردهت به سمت جامعه، سازمانی و جایگزینهای سازگار شاخهبندی کرد
سنتاواس مسیر را تغییر داد و دو جایگزین خلأ را پر کردند





ردهت یک خط توسعه جداگانه ایجاد کرد. مارک ایوینگ نخستین نسخه از Red Hat Linux را در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد و سال بعد به باب یانگ پیوست تا شرکت Red Hat Software را تشکیل دهد. سیستم بستهبندی RPM آن در سال ۱۹۹۵ رسید و در نهایت به پایه یک اکوسیستم بزرگ تبدیل شد که مستقل از دبیان و اسلکور توسعه یافت.
توزیعهای اصلی در آن اکوسیستم اکنون نقشهای متفاوتی در یک فرایند توسعه واحد دارند. فدورا توزیع جامعهمحوری است که فناوریهای جدید و تغییرات بزرگ در آن معرفی و اصلاح میشوند. سنتاواس استریم میان فدورا و Red Hat Enterprise Linux قرار دارد و بهعنوان جریان توسعهای پیوسته برای کارهای پیشروی RDEL عمل میکند.
RHEL محصول پشتیبانیشده و متمرکز بر پایداری است که برای سازمانهایی ساخته شده که بهروزرسانیهای قابل پیشبینی و دورههای نگهداری طولانی را ارزشمند میدانند. جریان مدرن سادهشده فدورا، سپس سنتاواس استریم و سپس RHEL است، هرچند هر تغییر فدورا بهطور یکسان از هر سه مرحله عبور نمیکند. این نقشهای متفاوت خانوادهای گسترده از توزیعهای لینوکس مبتنی بر ردهت را پدید آوردهاند، نه مجموعهای از کپیهای قابل تعویض RHEL.
برای سالها، سنتاواس لینوکس بستههای منبع عمومی RHEL را به توزیع رایگان بازسازی میکرد بدون پشتیبانی تجاری ردهت. در دسامبر ۲۰۲۰، ردهت اعلام کرد سنتاواس لینوکس ۸ در دسامبر ۲۰۲۱ پایان مییابد و پروژه بر سنتاواس استریم متمرکز خواهد شد. سنتاواس لینوکس ۷ تا ژوئن ۲۰۲۴ ادامه داشت، اما این اعلامیه مدل سنتی بازسازی پاییندستی را در مسیر ناپدید شدن قرار داد.
راکی لینوکس و آلما لینوکس بهعنوان جایگزینهای سازگار با RHEL پدیدار شدند و هر دو نخستین نسخههای پایدار خود را در سال ۲۰۲۱ منتشر کردند. گرگوری کورتزر، یکی از بنیانگذاران سنتاواس، راکی را آغاز کرد، در حالی که آلما لینوکس با حمایت کلودلینوکس آغاز شد و سپس به بنیادی مستقل منتقل گردید. راکی به دنبال سازگاری دقیق باگبهباگ با RHEL است، در حالی که آلما لینوکس در سال ۲۰۲۳ از هدف بازسازی دقیق یکبهیک به حفظ سازگاری دودویی و ABI روی آورد.
برخی خانوادههای اصلی خارج از این اکوسیستمها رشد کردند
برخی توزیعها شجرهنامه خانوادگی خود را از صفر ساختند





چند توزیع مستقل اصلی لینوکس کاملاً خارج از اکوسیستمهای دبیان، ردهت و اسلکور قرار دارند. آرچ لینوکس، که توسط جاد وینت در سال ۲۰۰۲ آغاز شد، بهطور مستقل ساخته شد. CRUX روشنترین الهامبخش مستقیم آن بود، هرچند آرچ همچنین ایدههایی از اسلکور، BSD و PLD Linux وام گرفت. نسلهای آن، از جمله مانجارو و EndeavourOS، مدل انتشار غلتان و اکوسیستم بستههای آرچ را به ارث میبرند، نه اینکه چیزی را مستقیماً از دبیان، ردهت یا اسلکور به ارث ببرند.
گنتو نیز سیستم مبتنی بر منبع خود را توسعه داد، که با پروژه اِنوک دانیل رابینز در اواخر دهه ۱۹۹۰ آغاز شد. آلپاین لینوکس، نیکساواس و وید لینوکس نمونههای دیگری از خانوادههای مستقل هستند که بهسادگی در این سه تبار اصلی جای نمیگیرند.
شجرهنامه خانوادگی نامرتب است، اما الگوها پابرجا میمانند
این استثناها دلیل آن است که سه اکوسیستم بهتر است بهعنوان نقشهای مفید فهمیده شوند، نه طبقهبندی کاملی. دبیان و اوبونتو یک خانواده عظیم را لنگر میکنند، فدورا و RHEL خانوادهای دیگر را، در حالی که اسلکور و سوزه سنتهای قدیمیتری را حفظ میکنند که تأثیر آنها همیشه با یک خط تبار تمیز نشان داده نمیشود.
کرنل بیشترین توجه را به خود جلب میکند، اما لایه توزیع حافظه نهادی را همراه خود دارد. تصمیمات گرفتهشده توسط چند پروژه در دهه ۱۹۹۰ هنوز نحوه بستهبندی، نگهداری و بهروزرسانی لینوکس امروز را شکل میدهند.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Oluwademilade Afolabi است. مشاهده مقاله اصلی