خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

پیش از پیروزی اندروید، سامسونگ سیستم‌عامل اختصاصی خود را داشت — و تقریباً موفق می‌شد

پیش از پیروزی اندروید، سامسونگ سیستم‌عامل گوشی اختصاصی خود را داشت — و تقریباً موفق می‌شد
پیش از One UI، سامسونگ یک سیستم‌عامل کامل داشت که می‌خواست از زیر سایه اندروید بیرون بیاید.

در فوریه ۲۰۱۰، سامسونگ گوشی Wave را رونمایی کرد؛ اولین گوشی با سیستم‌عامل بومی بادای خود. پنج هفته بعد، گلکسی S مبتنی بر اندروید را معرفی کرد. این دو گوشی با سخت‌افزار پرچمدار به‌طرز چشمگیری مشابه عرضه شدند، از جمله پردازنده یک‌سان ۱ گیگاهرتز Hummingbird، دوربین ۵ مگاپیکسلی و باتری ۱۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی. Wave حتی زودتر به فروشگاه‌های اروپایی رسید و فناوری نمایشگر Super AMOLED سامسونگ را برای نخستین بار معرفی کرد.

اندروید در نهایت بازار گوشی‌های هوشمند را در دست گرفت، در حالی که بادا در فراموشی فرو رفت. با این حال، پلتفرم اختصاصی سامسونگ از ابتدا یک شکست واضح نبود. برای مدتی کوتاه، میلیون‌ها گوشی فروخت، یک اکوسیستم واقعی اپلیکیشن ساخت و توانست به‌نظر برسد که می‌تواند جایگزینی پایدار برای اندروید و iOS باشد.

سامسونگ از نرم‌افزار گوشی‌های ساده‌اش یک سیستم‌عامل هوشمند ساخت

این نام به معنای اقیانوس بود و جاه‌طلبی هم هم‌سنگ آن بود

عکس گرفته‌شده با گوشی Samsung Wave 525 با سیستم‌عامل Bada

بادا، واژه کره‌ای به معنای «اقیانوس»، در نوامبر ۲۰۰۹ توسط سامسونگ اعلام و ماه بعد در لندن به توسعه‌دهندگان معرفی شد. این پلتفرم از نرم‌افزاری که سامسونگ در دهه ۲۰۰۰ برای گوشی‌های ساده‌اش توسعه داده بود، شکل گرفت؛ از جمله فناوری‌های Mocha و Samsung Handset Platform. سامسونگ به‌جای آغاز از روی یک رقیب موجود، بادا را پیرامون چارچوب مستقر خود ساخت که می‌توانست با کرنل‌ها، سطوح سخت‌افزاری و دسته‌های مختلف دستگاه‌ها سازگار شود.

زمان‌بندی غیرعادی پرالتهاب بود. نوکیا در تلاش بود سیمبیان را نوسازی کند، اپل در حال گسترش iOS بود؛ گوگل سرانجام اندروید را به قلمرو قابل اعتماد گوشی‌های هوشمند رسانده بود، و مایکروسافت آماده می‌شد ویندوز موبایل را کنار بگذارد و با ویندوز فون از نو آغاز کند. در سراسر صنعت، شرکت‌های سخت‌افزاری به یک نتیجه مشترک می‌رسیدند: مالکیت نرم‌افزار زیرین گوشی‌ها کنترل راهبردی بسیار بیشتری از وابستگی کامل به پلتفرم یک رقیب به دست می‌دهد. همان میل به استقلال دلیل آن است که چرا سامسونگ بارها اپ‌ها و سرویس‌های خود را به جای اتکای کامل به گوگل پیش برده است.

سامسونگ بادا را روی خانواده پریمیوم Wave با یک مدیر وظایف، مرورگر تب‌دار مبتنی بر WebKit، قابلیت‌های پیشرفته دوربین مانند تشخیص چهره و یک فروشگاه اختصاصی Samsung Apps عرضه کرد. نسخه‌های اولیه می‌توانستند بین کارکردهای سیستمی چندوظیفه‌ای را مدیریت کنند، اگرچه چندوظیفه‌ای کامل بین اپلیکیشن‌های شخص ثالث تا بادا ۲.۰ عرضه نشد. در همان زمان، بخش دیگری از شرکت در حال ساخت گوشی‌های گلکسی بود که به‌زودی سامسونگ را به بزرگترین سازنده اندرویدی جهان تبدیل کرد.

مطلب مرتبط:   استفاده از chatbot های هوش مصنوعی مانند موتورهای جستجو یک اشتباه بزرگ است: 4 دلیل

این یک راهبرد تهاجمی دو-پلتفرمی بود، اما غیرمنطقی نبود. برای مدتی کوتاه میان ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، پشتیبانی هم‌زمان از بادا و اندروید مانند یک پوشش راهبردی به‌طرز قابل‌توجهی مؤثر به‌نظر می‌رسید.

برای دو سال، بادا یک جدی واقعی بود

برای مدتی کوتاه، فروشش از پلتفرم‌های موبایل مایکروسافت بیشتر بود

سامسونگ سری Wave را به یکライン جامع گسترش داد که چندین نقطه قیمتی و شکل‌factor را پوشش می‌داد. این مجموعه شامل Wave II پریمیوم و Wave ۳ با بدنه آلومینیومی، Wave Y مقرون‌به‌صرفه و Wave ۵۳۳ که بادا را با یک کیبورد QWERTY افقیِ کشویی جفت می‌کرد، بود.

راهبرد این بود که سامسونگ می‌توانست بسیاری از گوشی‌های میان‌رده اندرویدی را زیر قیمت بزند و همچنان سخت‌افزار رقابتی ارائه دهد. این به‌اندازه کافی خوب کار کرد تا یک نتیجه شگفت‌انگیز تولید کند. درربع چهارم ۲۰۱۱، گارتنر ۳.۱ میلیون گوشی هوشمند بادا فروخته‌شده به کاربران نهایی ثبت کرد، در مقایسه با ۲.۷۵ میلیون گوشی هوشمند با سیستم‌عامل‌های موبایل مایکروسافت.

فردی در حال نگه‌داشتن گوشی Samsung Wave Y

اکوسیستم نرم‌افزاری بادا نیز پر‌وسعت‌تر از آن بود که شهرت بعدی‌اش نشان می‌دهد. تا اواخر ۲۰۱۱، Samsung Apps بیش از ۷۰٬۰۰۰ اپلیکیشن در سراسر پلتفرم‌های پشتیبانی‌شده سامسونگ فهرست کرده بود و از ۳۰۰ میلیون دانلود تجمعی عبور کرده بود. یک گزارش تحقیقاتی هم‌زمان سامسونگ [PDF] گفت که بیش از نیمی از اپلیکیشن‌ها و دانلودهای ثبت‌شده با بادا مرتبط بودند.

این پلتفرم به‌ویژه در روسیه خوب عمل کرد، جایی که آمار هم‌زمان سهم آن را ۱۰ درصد در نخستین سه‌ماهه ۲۰۱۱ ثبت کرد که تا سه‌ماهه سوم به ۱۵ درصد رسید. همچنین در بازارهای حساس به قیمت دیگر خریدار داشت؛ با کمک سخت‌افزار جذاب، روابط قوی با اپراتورها و قیمتی برای افرادی که گوشی‌های پرچمدار اندروید و آیفون همچنان برایشان قابل تهیه نبود.

بادا بنابراین هرگز یک آزمایش کوچک محدود به آزمایشگاه تحقیقاتی نبود. این یک پلتفرم تولید انبوه بود که در سراسر جهان فروخته شد و میلیون‌ها خریدار از آن استفاده کردند.

مطلب مرتبط:   YouTube Music Recognition آهنگ را اضافه کرد و من Shazam را کنار می‌گذارم

سقف همیشه فروشگاه اپ بود و همه آن را می‌دیدند

حتی نیمی از ۷۰ هزار هم کافی نبود

صفحه اصلی گوشی هوشمند با تمرکز بر آیکون Samsung Apps

مهم‌ترین مقایسه، فروش بادا نبود، بلکه اکوسیستم‌های اپلیکیشن رقیب بودند. اگرچه بیش از نیمی از ۷۰٬۰۰۰ مورد در کاتالوگ Samsung Apps به Bada اختصاص داشت، Android Market تا اواخر ۲۰۱۱ از مرز ۴۰۰٬۰۰۰ اپلیکیشن عبور کرده بود، و App Store اپل نیز از نیم میلیون عبور کرده بود.

سامسونگ یک پلتفرم پایدار و از نظر تجاری معتبر ساخته بود، اما توسعه‌دهندگان مستقل زمان و پول محدودی داشتند. اکثر آنها افزون بر این، روی Android و iOS تمرکز کردند، زیرا پایگاه دستگاه‌های بزرگ‌تر شانس بهتری برای بازگشت سرمایه فراهم می‌کرد.

Windows Phone از چند جهت پیش‌گام بود، اما در نهایت با همان مشکل شکاف اپلیکیشن مواجه شد: توسعه‌دهندگان به‌ندرت منابع کافی برای پشتیبانی از یک سومین پلتفرم موبایل داشتند.

محدودیت‌های فنی اولیه Bada این مشکل را وخیم‌تر کرد. نسخه‌های ۱.x در ابتدا سرویس‌های VoIP شخص ثالث را ممنوع کرده بودند، که این امر Skype، یکی از مهم‌ترین اپلیکیشن‌های ارتباطی آن دوره، را از روی Wave دور نگه داشت. سامسونگ در سال ۲۰۱۱ این محدودیت را کاهش کرد، اما فقدان اولیه نشان‌دهنده مشکلی بود که Bada با آن روبه‌رو بود. ویژگی‌هایی مانند APIهای تشخیص چهره و مرور زبانه‌ای چشمگیر به‌نظر می‌رسیدند، اما اهمیتشان کم می‌شد وقتی پلتفرم برنامه‌هایی را که بسیاری از خریداران انتظار داشتند با نام پیدا کنند، در اختیار نداشت.

Bada در سه‌ماهه سوم ۲۰۱۲ به اوج خود رسید، زمانی که حدود ۳ درصد از فروش جهانی گوشی‌های هوشمند را به خود اختصاص داد. این رقم برای پلتفرم دوم سامسونگ قابل احترام بود، اما برای بازگرداندن تمرکز کاربران و توسعه‌دهندگان بر روی Android و iOS کافی نبود. همچنین برای سامسونگ دشوارتر شد که نگه‌داشتن یک سیستم‌عامل جدا را توجیه کند، در حالی که گوشی‌های Galaxy سریعاً Android را به مسیر آشکار شرکت برای مقیاس جهانی تبدیل می‌کردند.

سامسونگ به Bada پایان داد، نه به جاه‌طلبی‌های پلتفرمی خود

جاه‌طلبی به سکوی بزرگ‌تری منتقل شد

تنظیمات دستگاه‌های متصل روی تلویزیون Samsung Frame TV

در اوایل ۲۰۱۲، سامسونگ آغاز به بحث درباره برنامه‌های ادغام Bada با Tizen کرد، یک پلتفرم لینوکس متن‌باز جدید که با Intel به‌عنوان جانشین MeeGo توسعه می‌داد. شرکت در ابتدا این تلاش را یک ادغام توصیف کرد، نه پایان فوری Bada، اما نتیجه در Mobile World Congress ۲۰۱۳ روشن شد، زمانی که سامسونگ تأیید کرد Bada در Tizen ادغام خواهد شد.

مطلب مرتبط:   خطای «تغییر شبکه شناسایی شد» را در کروم برطرف کنید

سامسونگ به‌سادگی Bada را در Tizen قرار نداد. چندین رابط برنامه‌نویسی اپلیکیشن آشنا را حفظ کرد و ابزارهای مهاجرت ارائه داد تا تلاش لازم برای انتقال نرم‌افزارهای موجود کاهش یابد، اگرچه توسعه‌دهندگان همچنان باید برنامه‌های خود را به پلتفرم جدید تطبیق می‌دادند. سرویس گزارش خطای Bada در آوریل ۲۰۱۴ تعطیل شد، اما Samsung Apps تا دسامبر ۲۰۱۶ به پشتیبانی از برنامه‌های Bada ادامه داد.

سامسونگ همچنان تلاش کرد Tizen را روی گوشی‌ها به کار بیندازد، که با Z1 در هند در سال ۲۰۱۵ آغاز شد، اما این پلتفرم موفقیت پایدارتری در جای دیگر پیدا کرد. سامسونگ به استفاده از Tizen در تلویزیون‌های هوشمند خود ادامه داد، و این پلتفرم همچنین چندین نسل از دستگاه‌های پوشیدنی، از جمله سری Gear و Galaxy Watch Active را تجهیز کرد. سامسونگ بعداً با Google همکاری کرد تا نقاط قوت Tizen را در Wear OS بازسازی‌شده ادغام کند، که برای اولین بار روی سخت‌افزار سامسونگ با Galaxy Watch4 عرضه شد.

دوقلوهایی که باخت، ضعیف‌تر نبودند

اگر Wave را در کنار Galaxy S اصلی قرار دهید، Bada شبیه دوقلوی ضعیف آشکار به‌نظر نمی‌رسد. Galaxy S نمایشگر بزرگ‌تر ۴ اینچی و گزینه‌های ذخیره‌سازی پر سخاوتی داشت، در حالی که Wave بدنه فلزی، فلاش دوربین، همان پردازنده Hummingbird و جدیدترین فناوری نمایشگر سامسونگ را ارائه می‌کرد.

تفاوت تعیین‌کننده سخت‌افزار خام نبود. Android یک پایگاه نصب در حال گسترش سریع و ارتشی از توسعه‌دهندگان ارائه می‌کرد که برای دستگاه‌های چندین سازنده برنامه می‌نوشتند. Bada ثابت کرد که سامسونگ می‌تواند نرم‌افزار گوشی هوشمند معتبر بسازد و آن را در تعداد قابل‌توجهی بفروشد. چیزی که به سرعت کافی نمی‌توانست بسازد، چرخه کاربران، توسعه‌دهندگان، برنامه‌ها و پشتیبانی سازنده بود که از قبل جایگزینی Android را دشوار می‌کرد.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Oluwademilade Afolabi است. مشاهده مقاله اصلی