من حدود ۱۰ سال از ویندوز استفاده کردم چون لینوکس همیشه برایم پیچیدهتر از آن چیزی به نظر میرسید که برای کامپیوتر روزمرهام میخواستم. من خط فرمان، مشکلات نصب و نیاز به جستجوی دستورالعمل برای انجام کارهای ابتدایی در ویندوز را تصور میکردم. بنابراین، حتی زمانی که درباره کنترل بیشتر کاربران میخواندم یا میشنیدم، هیچوقت دلیل کافی برای ترک سیستمی که برایم کار میکرد، احساس نکردم.
سپس Zorin را نصب کردم و از آن برای همان کارهایی که معمولا انجام میدهم استفاده کردم. نه به عنوان یک آزمایش فنی، بلکه دقیقا مانند کامپیوتر معمولیام. آنجا بود که نظرم شروع به تغییر کرد. من نمیگویم لینوکس از هر نظر بهتر از ویندوز است، اما چند کار روزمره در نهایت بسیار سادهتر از حد انتظارم بود. کنترل بیشتری داشتم، برخی کارها روانتر به نظر میرسیدند و دائما در تلاش برای فهمیدن اینکه چه کاری باید انجام دهم نبودم. اینها بخشهایی هستند که به آرامی باعث شدند به لینوکس علاقهمند شوم.
من از داشتن کنترل بر اینکه لینوکس چقدر ناآشنا به نظر میرسد لذت بردم
چند تغییر در طرحبندی باعث شد Zorin متعلق به خودم باشد





من فکر میکردم برای استفاده از لینوکس باید ابتدا کدنویسی بلد باشید. فکر میکردم فقط یک خط فرمان است و تنها راه برای انجام هر کاری این است که بدانید چگونه برای آن کد بنویسید. وقتی برای اولین بار Zorin را باز کردم، چیزی که بیش از همه مرا شگفتزده کرد این بود که احساس گمراهی نکردم. من میتوانستم بین چهار طرحبندی یکی را انتخاب کنم، اما چون تازه شروع کرده بودم، با گزینهای پیش رفتم که Zorin Menu را در پایین سمت چپ قرار میدهد. با این حال، وقتی کمی احساس راحتی بیشتری کردم، گزینهای را انتخاب کردم که آیکونهای برنامه را در وسط نمایشگر قرار میدهد.
چیزی که حتی بیشتر مرا شگفتزده کرد این بود که چقدر میتوانستم داخل Panel Settings تغییرات ایجاد کنم. میتوانستم پنل را به هر طرف صفحه منتقل کنم و آن را کوتاهتر یا ضخیمتر کنم و مکان قرارگیری آیکونهای برنامه، ساعت و منوی سیستم را تغییر دهم.
من همچنین گزینه پنهان کردن کامل آن را داشتم. حتی نیازی نبود هر گزینه را برای آزمایش آن کلیک کنم. وقتی ماوس را روی منوی کشویی نگه میداشتم و اسکرول میکردم، پنل بلافاصله بین گزینههای زیر تغییر میکرد:
- Centered
- Monitor Center
- Stacked at the Bottom
اگر یکی را دوست نداشتم، فقط به اسکرول کردن ادامه میدادم.
من حتی میتوانستم تنظیم کنم با کلیک روی آیکون برنامه چه اتفاقی بیفتد. با باز بودن GIMP در پنجرههای جداگانه، هر کلیک بین آنها جابجا میشد و با یک کلیک دیگر، همه چیز مینیمایز میشد. من میدانم که این تنها بخش کوچکی از قابلیت شخصیسازی لینوکس است، اما این نوع کنترل یکی از اولین چیزهایی بود که باعث شد فکر کنم لینوکس واقعا میتواند برای من مناسبتر باشد.
بالاخره احساس کردم که آپدیتها تصمیم خودم هستند
میتوانستم قبل از نصب هر چیزی لیست را بررسی کنم

من میدانستم که کاربران لینوکس همیشه در مورد داشتن کنترل بیشتر روی آپدیتها صحبت میکردند، اما هیچوقت توجه زیادی به آن نکردم. زمانی که Terminal را باز کردم، شروع به درک آن کردم. من آپدیتها را بررسی کردم و Zorin به من گفت ۱۴۶ پکیج در انتظار هستند. سپس لیست کامل را باز کردم و حتی یک شبیهسازی را اجرا کردم تا ببینم قبل از تغییر هر چیزی چه اتفاقی میافتد. انتظار نداشتم این بخش را تا این حد دوست داشته باشم. احساس خوبی بود که قبل از انجام کار، بدانم چه اتفاقی قرار است بیفتد.
وقتی بالاخره ارتقا را اجرا کردم، Zorin انواع اطلاعات از جمله تعداد آپدیتها، فضای مورد نیاز و اینکه هیچ چیزی حذف نخواهد شد را به من نشان داد. با این حال قبل از دانلود هر چیزی باید کلید Y را تایپ میکردم. من میدانم که احتمالا هر بار که سیستم را آپدیت میکنم تکتک پکیجها را بررسی نخواهم کرد، اما از اینکه حق انتخاب داشتم خوشم آمد. این احساس واقعا خوبی بود. پس از سالها کار با ویندوز، عادت نداشتم قبل از شروع آپدیت تا این حد اختیار داشته باشم. این یک مورد دیگر بود که باعث شد لینوکس در نظر من چند امتیاز کسب کند.
زمانی که به لینوکس نقل مکان کردم همه چیز سریعتر به نظر میرسید
GIMP گرفتن خروجیهای ساده را که بیدلیل سخت بودند متوقف کرد

من در حال مقایسه زمان راهاندازی یا اجرای هیچ نوع تستی نبودم. فقط متوجه شدم که استفاده از GIMP در Zorin آسانتر به نظر میرسد. من مدتی از همین برنامه در ویندوز ۱۱ استفاده کردهام و تجربه در آنجا میتوانست کمی غیرقابل پیشبینی باشد. برخی روزها به طور معمول کار میکرد. در مواقع دیگر، حتی نامگذاری یک فایل مدت زمان بسیار طولانی طول میکشید.
پنجره Export مشکل دیگری بود. بعد از اینکه روی Export کلیک میکردم، گاهی اوقات پنجره به صورت کاملا سفید باز میشد و تنها بخشی از آن قابل مشاهده بود. من باید روی قسمت بالایی کلیک میکردم و آن را جابجا میکردم تا در نهایت همه چیز ظاهر شود. سپس میتوانستم گرفتن خروجی از تصویر را تمام کنم. من میدانم که مشکلات بزرگتری وجود دارد که یک برنامه میتواند برای من ایجاد کند، اما دست و پنجه نرم کردن با آن هر بار که از GIMP استفاده میکردم آزاردهنده بود.
من در Zorin با چنین مشکلی مواجه نشدم. پنجره به خوبی باز میشود و میتوانم تمام گزینههای موجود را ببینم. به نظر میرسد من تنها کسی نیستم که متوجه این موضوع شدهام. در یکی از بحثهای اخیر r/GIMP، کاربر دیگری گفت GIMP در لینوکس بسیار پاسخگوتر به نظر میرسد، اگرچه برخی پاسخها اشاره کردند که تجربهها میتوانند به کامپیوتر بستگی داشته باشند. برای من، این یک کار روزمره دیگر بود که باعث شد علاقه من به لینوکس کمی بیشتر شود.
لینوکس در زمینههایی که اهمیت دارد، جای خود را در قلب من باز میکند
Zorin دیگر شبیه چیزی نیست که در حال آزمایش آن هستم. اکنون از آن برای کار معمولی استفاده میکنم و هر بار که چیزی آسانتر، سریعتر یا تحت کنترلتر به نظر میرسد، لینوکس کمی بیشتر اعتماد من را جلب میکند.
من هنوز ویندوز را نگه داشتهام، اما برای بازگشت به آن نیز عجلهای ندارم. برای هر کسی که در مورد لینوکس کنجکاو است، پیشنهاد میکنم ابتدا یک کار آشنا را در آن انجام دهد. این کار به من کمک کرد تا به جای شکل دادن به یک نظر بدون فرصت دادن واقعی به آن، بسیار راحتتر ببینم واقعا چه چیزی تغییر کرده است.
منبع: این مطلب یک بومیسازی و بازنویسی تحریریهای بر اساس مقالهای از MakeUseOf نوشته Judy Sanhz است: مشاهده مقاله اصلی.