امروزه اگر از ویندوز مدیا سنتر یاد کنید، احتمالاً با بیتفاوتی مواجه میشوید، البته اگر با ویندوز مدیا پلیر اشتباه گرفته نشود. با این حال، سیستمهای سرگرمی خانگی تکهتکهای که بسیاری از ما اکنون میسازیم، جایی که Plex، Jellyfin و Kodi همگی یک مشکل اساسی تلویزیون را به روشهای کمی متفاوت حل میکنند، شبیه به تجربه یکپارچهای است که مایکروسافت در سال ۲۰۰۲ سعی کرد پشت یک رابط کاربری قرار دهد.
ویندوز مدیا سنتر تمام ویژگیهایی را که ارائه میکرد، اختراع نکرده بود. دستاورد آن گرد هم آوردن تلویزیون زنده، ضبط DVR، دیویدیها، رسانههای شخصی، پخش در کل خانه و در نهایت خدمات ویدیویی آنلاین در یک رابط کاربری زیبا بود که از روی مبل قابل کنترل بود. بیش از دو دهه بعد، هنوز مطمئن نیستم که کسی این ترکیب را به این شیکی بازتولید کرده باشد.
رایانهای که بهترین صندلی اتاق نشیمن را میخواست
قبل از اینکه تلویزیونهای هوشمند حتی یک ایده هوشمندانه باشند

نسخه Windows XP Media Center در ۲ سپتامبر ۲۰۰۲ برای تولیدکنندگان منتشر شد و در اواخر اکتبر در آمریکای شمالی عرضه شد. برخلاف یک ارتقاء معمولی ویندوز، در ابتدا فقط روی سیستمهای ساختهشده برای این منظور مانند HP’s Media Center PC ظاهر شد. مایکروسافت این انتخاب را انجام داد زیرا این تجربه به شدت به سختافزار سازگار، از جمله تیونرهای تلویزیون، گیرندههای مادون قرمز، کنترل از راه دور، سختافزار گرافیکی و رمزگشاهای رسانهای تأیید شده بستگی داشت.
ویژگی مشخصه آن «رابط کاربری ۱۰ فوتی» بود، یک محیط تمام صفحه که برای خوانا ماندن از آن سوی اتاق نشیمن و ناوبری آسان با کنترل از راه دور طراحی شده بود. تلویزیون زنده در کنار یک راهنمای برنامه الکترونیکی تعاملی، ضبطهای برنامهریزیشده و کنترلهایی برای متوقف کردن یا به عقب بردن پخشها ظاهر میشد. همین رابط کاربری کتابخانههای موسیقی، عکسها، ویدیوهای خانگی و پخش دیویدی را گرد هم میآورد.
این صرفاً بزرگنمایی ویندوز مدیا پلیر برای تلویزیون نبود. مدیا سنتر سعی کرد کل رایانه شخصی را به یک دستگاه سرگرمی خانگی تبدیل کند. حتی راهنمای برنامه الکترونیکی آن نیز بدون هزینه ماهانه ارائه میشد و تا ۱۴ روز لیست برنامهها در ایالات متحده و کانادا در دسترس بود. این یک ترتیب فوقالعاده سخاوتمندانه بود در حالی که بسیاری از DVRهای اختصاصی به اشتراکهای خدماتی مداوم وابسته بودند.
سپس مدیا سنتر فراتر از رایانه شخصی رشد کرد
دیگر مانند یک دسکتاپ فکر نمیکرد

نسخه Windows XP Media Center ۲۰۰۵ در دسترس بودن پلتفرم را گسترش داد و Media Center Extenderهای اختصاصی را معرفی کرد. هنگامی که ایکسباکس ۳۶۰ در نوامبر ۲۰۰۵ عرضه شد، هر کنسول شامل فناوری Media Center Extender بود که به آن امکان دسترسی به تلویزیون ضبطشده، ویدیوها، عکسها و موسیقی ذخیرهشده در یک رایانه شخصی مدیا سنتر در جای دیگری از خانه را میداد. بنابراین یک کنسول بازی متصل به تلویزیون میتوانست به عنوان رابط کاربری برای رایانهای که در اتاق دیگری کار میکند، عمل کند. این رابطه اکنون برای هر کسی که یک رایانه شخصی قدیمی را به یک سرور رسانه مرکزی تبدیل کرده است، آشنا به نظر میرسد.
استریم رسانه در کل خانه اکنون امری عادی است، اما در سال ۲۰۰۵ یک پیشنهاد بسیار عجیبتر بود. شبکههای خانگی کندتر بودند، ذخیرهسازی شبکه کمتر در دسترس بود و اکثر تلویزیونها پلتفرم نرمافزاری معناداری از خود نداشتند. مایکروسافت قبلاً رابطه بین سرورهای رسانه، کلاینتهای شبکه و دستگاههای پخش اتاق نشیمن را که بعداً رایج شد، ترسیم کرده بود.
مدیا سنتر در نهایت به یک ویژگی یکپارچه در نسخههای اصلی منتخب ویندوز ویستا و ویندوز ۷ تبدیل شد. پشتیبانی تلویزیونی آن در چندین استاندارد پخش منطقهای گسترش یافت، در حالی که سیستمهای سازگار میتوانستند از چندین تیونر برای ضبط همزمان بیش از یک کانال استفاده کنند. مایکروسافت دیگر فقط یک رایانه شخصی تخصصی اتاق نشیمن نمیفروخت. بلکه یک پلتفرم کامل تلویزیون و DVR را در داخل نصبهای معمولی ویندوز قرار میداد.
کابل دیجیتال محدودیتهای این جاهطلبی را آشکار کرد. CableCARD، یک کارت مجوز قابل جابجایی که به تیونرهای شخص ثالث سازگار اجازه رمزگشایی کانالهای کابلی را میداد، در ابتدا به دلیل الزامات امنیتی CableLabs فقط در رایانههای شخصی ساخته شده در کارخانه پشتیبانی میشد. ویندوز ۷ بعداً به سیستمهای سفارشی واجد شرایط اجازه داد تا با گذراندن آزمون Digital Cable Advisor مایکروسافت، پشتیبانی را به دست آورند.
مایکروسافت همچنین شروع به کشاندن ویدیوی اینترنتی به همین رابط کاربری کرد. یک برنامه رسمی نتفلیکس در ماه می ۲۰۰۹ برای کاربران ایالات متحده وارد شد، در حالی که ویندوز ۷ بعداً بخش تلویزیون اینترنتی محدود به منطقه خود را اضافه کرد. محتوای استریم میتوانست در کنار تلویزیون پخش زنده، دیویدیها، ضبطها و فایلهای شخصی قرار گیرد، به جای اینکه به یک دستگاه یا برنامه کاملاً جداگانه تبعید شود.
چرا رایانه شخصی اتاق نشیمن خاص باقی ماند
عالی بود… البته وقتی که کار میکرد

زندگی با ویندوز مدیا سنتر به ندرت به آسانی رابط کاربری زیبای آن بود. راهاندازی اغلب با پیدا کردن یک تیونر سازگار و متقاعد کردن ویندوز برای شناسایی صحیح آن شروع میشد. مشترکین کابل دیجیتال ایالات متحده با لذت اضافی دریافت CableCARD از یک ارائهدهنده کابل، جفت کردن آن با تیونر و امید به اینکه نماینده پشتیبانی بفهمد از آنها چه چیزی برای فعالسازی خواسته میشود، مواجه بودند.
حفاظت از کپی مشکل ناخوشایندتری ایجاد کرد. ارائهدهندگان کابل میتوانستند کانالهای رمزگذاریشده را به عنوان «یک بار کپی» علامتگذاری کنند و ضبطهای آنها را به رایانهای که روی آن ایجاد شدهاند، گره بزنند. نصب مجدد ویندوز یا تعویض سختافزار مهم میتوانست مجوزهای PlayReady را بشکند و مجموعهای از برنامههای ذخیرهشده را برای همیشه غیرقابل پخش کند. ضبطها هنوز درایو را اشغال میکردند، اما سیستم دیگر نمیتوانست تأیید کند که کاربر حق پخش آنها را دارد.
مایکروسافت همچنین شواهدی داشت که نشان میداد مدیا سنتر یک محصول خاص باقی مانده است. تلهمتری انتخابی که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد نشان داد که تنها ۶ درصد از کاربران ویندوز ۷ در دوره اندازهگیری شده آن را راهاندازی کرده بودند. در ۵۹ درصد از آن جلسات، مایکروسافت تقریباً هیچ فعالیتی ثبت نکرد، در حالی که تنها یک چهارم از آن مخاطبان کوچک، جلساتی با میانگین بیش از ده دقیقه داشتند.
این ارقام به توضیح این کمک میکند که چرا مدیا سنتر هرگز قرار نبود به اولویت اصلی مایکروسافت تبدیل شود. آنها توضیح نمیدهند که چرا این شرکت به چنین پلتفرم پیچیدهای اجازه داد تا راکد بماند، به جای سادهسازی الزامات سختافزاری آن، مدرنسازی لایه استریم آن، یا جدا کردن ویژگیهای DVR علاقهمندان از یک رابط کاربری اتاق نشیمن در دسترستر.
مایکروسافت غفلت را به عقبنشینی تبدیل کرد
مرگ با هزاران ویژگی از دست رفته

مدیا سنتر بدون هزینه اضافی با نسخههای Windows ۷ Home Premium، Professional و Ultimate ارائه میشد. تحت ویندوز ۸، مایکروسافت آن را به بستههای ارتقاء پولی منتقل کرد. به گفته مایکروسافت، این رویکرد به این معنی بود که حق امتیاز مربوط به تلویزیون پخش زنده و کدکهای دیویدی عمدتاً بر دوش گروه کوچکتری از مشتریانی که از آنها استفاده میکنند، میافتد.
پس از پایان تبلیغات عرضه، کاربران Windows ۸ Pro برای بسته مدیا سنتر ۹.۹۹ دلار پرداخت کردند. افرادی که از نسخه استاندارد استفاده میکردند با ارتقاء بسیار بزرگتر ۹۹.۹۹ دلاری Pro Pack مواجه بودند که ویژگیهای Pro و مدیا سنتر را اضافه میکرد. قیمتگذاری ممکن است در یک صفحه گسترده مجوز منطقی به نظر برسد، اما قرار دادن یک محصول قدیمی در پشت یک خرید دیگر به سختی مخاطبان گستردهتری را برای کشف آن تشویق میکرد.
حذف خود آن کمتر از سالها غفلتی که قبل از آن بود، مرا آزار میدهد. ویندوز ۷ آخرین نسخهای بود که در آن مدیا سنتر توسعه قابل توجهی دریافت کرد. نسخه ویندوز ۸ عمدتاً همان برنامه قدیمی بود که اکنون از مجموعه ویژگیهای معمولی سیستم عامل جدا شده و در پشت یک دیوار پرداخت قرار گرفته است.
ویندوز ۱۰ هنگام عرضه در سال ۲۰۱۵، مدیا سنتر را به طور کامل حذف کرد. افرادی که از نسخههای واجد شرایط ویندوز ۷ یا ویندوز ۸.۱ ارتقا میدادند، برای مدت کوتاهی پخشکننده دیویدی پایه مایکروسافت را از طریق Windows Update دریافت کردند. بقیه مجبور بودند برای برنامهای که دیویدی پخش میکرد اما هیچ یک از قابلیتهای تیونر، DVR، راهنما یا کل خانه مدیا سنتر را ارائه نمیداد، ۱۴.۹۹ دلار بپردازند. کاربران ویندوز هنوز هم میتوانستند دیویدیها و بلوریها را از طریق نرمافزارهای شخص ثالث پخش کنند، اما پلتفرم گستردهتر اتاق نشیمن از بین رفته بود.
مایکروسافت برای مدت کوتاهی آماده به نظر میرسید تا برخی از جاهطلبیهای تلویزیونی مدیا سنتر را به ایکسباکس وان منتقل کند. این شرکت در آگوست ۲۰۱۵ پشتیبانی از DVR روی آنتن را برای این کنسول اعلام کرد، از جمله برنامهریزی از راه دور و استریم ضبطها به دستگاههای دیگر.

ادغامهای آنلاین باقیمانده مدیا سنتر نیز در حال محو شدن بودند. برنامه نتفلیکس آن در سپتامبر ۲۰۱۵ پس از اینکه نتفلیکس از فناوری Silverlight که آن را تغذیه میکرد، دور شد، ناپدید شد، یادآوری دیگری از اینکه این پلتفرم دیگر با خدماتی که زمانی گرد هم میآورد، همگام نبود. در ژوئن ۲۰۱۶، مایکروسافت ویژگی DVR ایکسباکس وان را به حالت تعلیق درآورد و توسعه را به سمت ویژگیهای بازی که بیشتر درخواست شده بود، هدایت کرد. عملکرد وعده داده شده هرگز بازنگشت.
آخرین سرویس اصلی که هنوز از مدیا سنتر پشتیبانی میکرد در ژانویه ۲۰۲۰ ناپدید شد، زمانی که مایکروسافت راهنمای برنامه الکترونیکی خود را بازنشسته کرد. تلویزیون زنده و ضبطهای با زمانبندی دستی هنوز میتوانستند کار کنند، اما برنامهریزی راحت مبتنی بر راهنما و ضبط سریال به ابزارهای اجتماعی مانند EPG123، که اغلب با یک ارائهدهنده لیستهای پولی مانند Schedules Direct جفت میشد، نیاز داشت.
تا آن زمان، مدیا سنتر با یک لغو قاطع نمرده بود. مایکروسافت به تدریج خدماتی را که آن را عملی میکرد، پس گرفته بود و کاربران باقیمانده آن را رها کرده بود تا یک برنامه رها شده را از طریق ابزارهای اجتماعی و راهحلهای جایگزین زنده نگه دارند.
همه چیز برگشت، فقط در جعبههای جداگانه
بیشتر ایدههای اصلی ویندوز مدیا سنتر زنده ماندند، اما دیگر در یک محصول زندگی نمیکردند





Plex و Jellyfin رسانههای شخصی را از طریق سرورهای متمرکز سازماندهی میکنند، در حالی که Kodi یک رابط کاربری مناسب تلویزیون برای فایلهای محلی، اشتراکهای شبکه و بکاندهای DVR سازگار فراهم میکند. Jellyfin و Channels DVR میتوانند تلویزیون زنده، راهنماهای برنامه و ضبطها را مدیریت کنند، در حالی که تیونرهای شبکه HDHomeRun میتوانند تلویزیون روی آنتن را در سراسر یک شبکه خانگی به دستگاههای پشتیبانی شده توزیع کنند. دسترسی از راه دور به یک مجموعه رسانه شخصی، که زمانی یک پروژه علاقهمندان به خودی خود بود، اکنون به طور گستردهای انتظار میرود.
جایگزینهای مدرن نیز بسیار فراتر از جایی که مدیا سنتر متوقف شد، پیشرفت کردهاند. بسته به سرور، کلاینت، سیستم عامل و سختافزار پخش، آنها میتوانند ترنسکدینگ شتابدهنده سختافزاری، پخش HEVC و AV1، برنامههای تلفن همراه، فراداده خودکار، دانلودها و استریم از راه دور را ارائه دهند.
آنچه به ندرت ارائه میدهند، همان انسجام است. بازسازی این تجربه اکنون ممکن است به یک NAS با پیکربندی مناسب به جای یک کامپیوتر با اشتراکگذاری فایل پایه، نرمافزار سرور بکاند، یک تیونر شبکه، دادههای راهنما و چندین برنامه کلاینت نیاز داشته باشد. خدمات استریم تجاری در اکوسیستمهای خود قفل شدهاند، بنابراین نتفلیکس، دیزنی پلاس، پرایم ویدیو و سایر اشتراکها هنوز خارج از حتی منظمترین کتابخانه رسانه شخصی قرار دارند.
مسیرهای بدون اشتراک وجود دارد. Jellyfin کاملاً رایگان است، در حالی که Kodi رایگان و منبع باز است. هزینه واقعی آنها اغلب در ساعتهایی که صرف پیکربندی سرورها، انتخاب کلاینتها، حل مشکلات ترنسکدینگ، ایمنسازی دسترسی از راه دور و توضیح به همه افراد دیگر در خانه میشود که چرا تلویزیون دیگر به کتابخانه متصل نمیشود، ظاهر میشود.
پلتفرمهای زیباتر میتوانند هزینههای مکرر را معرفی کنند. Channels DVR ماهانه ۸ دلار یا سالانه ۸۰ دلار هزینه دارد، در حالی که Plex Pass ماهانه ۶.۹۹ دلار هزینه دارد. Plex همچنین برای پخش ویدیوی از راه دور به Plex Pass یا Remote Watch Pass واجد شرایط نیاز دارد و قیمت یک Lifetime Plex Pass جدید را در جولای ۲۰۲۶ از ۲۴۹.۹۹ دلار به ۷۴۹.۹۹ دلار افزایش داد. این افزایش قیمت باعث شده است که همکار من به این نتیجه برسد که Plex دیگر ارزش توصیه را ندارد.

هر پلتفرم رسانهای مدرنی به طور چشمگیری گرانتر نمیشود، اما این تغییرات نشان میدهد که چگونه ویژگیهایی که زمانی بخشی از یک سیستم رسانه خانگی خودکفا به نظر میرسیدند، میتوانند به تدریج اشتراکها، الزامات حساب کاربری و هزینههای بلندمدت بیشتری را انباشته کنند.
مایکروسافت آینده را دید و از آن دور شد
من یک سرور رسانه مدرن را با یک نصب دستنخورده ویندوز ۷ معاوضه نمیکنم. نرمافزارهای جدیدتر از کدکهای بهتر، رزولوشنهای بالاتر، پخش موبایل، دسترسی از راه دور امن و سختافزاری که در زمان توسعه مدیا سنتر وجود نداشت، پشتیبانی میکنند. نوستالژی نباید راهاندازی ناجور نرمافزار، DRM شکننده و وابستگی به استانداردهای تلویزیونی و خدمات خارجی را که مایکروسافت دیگر مایل به پشتیبانی از آنها نبود، پنهان کند.
آنچه بیشتر از همه دلتنگ آن هستم، اعتماد به نفس پشت ایده اصلی است. مایکروسافت معتقد بود که یک رابط کاربری میتواند تلویزیون، ضبطها، دیسکها، ویدیوی اینترنتی و فایلهای شخصی را مانند بخشهایی از یک کتابخانه یکسان جلوه دهد. پلتفرمهای امروزی از نظر فنی توانمندتر هستند، اما تجربه کلی اغلب کمتر یکپارچه به نظر میرسد زیرا هر ارائهدهنده حساب کاربری، برنامه، اشتراک و صفحه توصیه خود را میخواهد.
منبع: این مطلب یک بومیسازی و بازنویسی تحریریهای بر اساس مقالهای از MakeUseOf نوشته Unknown است: مشاهده مقاله اصلی.