خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

سیستم لینوکس من پس از حذف این سرویس‌های بی‌فایده، دو برابر سریع‌تر بوت شد.

لینوکس واقعاً به‌دلیل حجم زیاد شناخته نشده است و در اکثر موارد موفق می‌شود که کم‌حجم بماند. اما هنوز برخی شرایط بسیار خاص وجود دارد که سیستم شما می‌تواند زمان بوت شدنش را بسیار بیشتر از حد معمول طولانی کند.

لینوکس واقعاً به خاطر حجیم بودن شناخته نشده است و در بیشتر موارد موفق به حفظ سبک بودن می‌شود. اما هنوز برخی موقعیت‌های بسیار خاص وجود دارند که سیستم شما می‌تواند زمان بوت شدن را بسیار طولانی‌تر از حد معمول کند.

در حالی که برنامه‌های سبک شگفت‌انگیزی که می‌توانید بر روی لینوکس استفاده کنید وجود دارند، آنها هیچ کمکی به زمان‌های راه‌اندازی کند نمی‌کنند. در عوض، کاهش سرعت واقعی اغلب ناشی از چند فرآیند عجیب است که به‌صورت ساکت در پس‌زمینه اجرا می‌شوند و اگر می‌خواهید سیستم‌تان سریع‌تر حس شود، ارزش غیر فعال‌سازی آنها را دارد.

NetworkManager-wait-online.service

Your Wi-Fi can figure itself out after booting

NetworkManager-wait-online یک کار ساده دارد. تا وقتی دستگاه شما به‌طور کامل به شبکه متصل شود، صبر می‌کند تا بقیه سیستم بوت شدن را تکمیل کند. این برای سرورها یا تنظیماتی که به درایورهای شبکه یا اسکریپت‌هایی که باید تنها پس از آماده شدن شبکه اجرا شوند، مهم است. در یک لپ‌تاپ یا دسکتاپ معمولی، با این حال، هیچ سود واقعی‌ای از نگه داشتن تمام فرایند بوت وجود ندارد.

سیستم شما می‌تواند به‌صورت عادی شروع شود و اجازه دهد فرآیندهای شبکه در پس‌زمینه فعال شوند. کاهش سرعت به این دلیل است که این سرویس همه چیز را مسدود می‌کند تا زمانی که ارتباط وای‑فای یا اترنت شما به‌صورت آنلاین شناخته شود. این شامل ارتباط با روتر، انتظار برای اختصاص آدرس‌های IP توسط DHCP و تأیید اتصال است. اگر وای‑فای شما به‌تدریج متصل شود، یا اصلاً به شبکه نزدیک نباشید، به‌جای آن زمان‌سنجی انتظار می‌کشد.

بسته به موقعیتی که دارید، می‌تواند به سادگی ۴ تا ۸ ثانیه از زمان بوت شما کم کند. مواردی وجود دارد که باید این سرویس فعال بماند، مثل اگر به ورود بر پایه شبکه وابسته باشید. اما در اکثر شرایط نیازی به آن نیست. پیشنهاد می‌کنم آن را غیرفعال کنید و خودتان ببینید آیا بر کارکرد شما تأثیر می‌گذارد یا نه. می‌توانید سرویس را با وارد کردن این فرمان غیرفعال کنید:

مطلب مرتبط:   ۵ فرمان ترمینال که من در هر نصب تازه لینوکس اجرا می‌کنم

sudo systemctl mask NetworkManager-wait-online.service

این کار باعث می‌شود سرویس دیگر بوت شما را مسدود نکند. شبکه شما پس از چند ثانیه به‌صورت عادی فعال می‌شود، اما به دسکتاپ خود سریع‌تر خواهید رسید.

snapd.service

Flatpaks are better anyway

دیل ایکس‌پی‌اس ۱۳ در حال اجرای اوبونتو با یک مانیتور در پس‌زمینه

این فقط در صورتی که از توزیعی مانند اوبونتو استفاده می‌کنید صادق است، اما من به شما توصیه می‌کنم استفاده از اسنپ‌ها را کاملاً متوقف کنید. اسنپ‌ها قالب برنامه‌ی جامع اوبونتو هستند که تمام نیازهای یک برنامه را در یک بسته جمع می‌کنند و آن را در قالبی شبیه به کانتینر اجرا می‌نمایند. هدف اصلی این کار امنیت است، اما پیامد بزرگ‌تر این است که برنامه‌های اسنپ نسبت به همتایان فلت‌پک (یا هر قالب دیگری) کندتر هستند.

کاننیکال نیز در طول سال‌ها اسنپ‌ها را بیش از حد ترویج داده است و پشتیبانی که واقعاً آن‌ها را فعال می‌کند مالکیتی است که برای من قابل قبول نیست.

مشکل این است که سرویس snapd همیشه فعال است و برنامه‌ها را در پس‌زمینه مدیریت می‌کند. از آنجا که هر اسنپ در یک تصویر فشرده‌ی خاص خود زندگی می‌کند که باید سوار شود، این امر بار اضافه‌ای به زمان بوت اضافه می‌کند.

یازی در حال اجرا بر روی لینوکس

یادداشت بگیرید، مایکروسافت.

و این مشکل با نصب بسته‌های اسنپ بیشتر که نصب می‌کنید، بدتر خواهد شد. این در واقع یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی بود که با اوبونتو داشتم، قبل از این که در نهایت به فدورا سیلوربلو مهاجرت کنم، جایی که دیگر نیازی به مواجهه با اسنپ‌ها نداشتم.

دلایلی وجود دارد که ممکن است نخواهید snapd را به‌طور کامل غیرفعال کنید. در اوبونتو، برخی برنامه‌های هسته‌ای فقط به‌صورت اسنپ عرضه می‌شوند، مثل نسخه پیش‌فرض فایرفاکس. فروشگاه اسنپ نیز برای کار به snapd نیاز دارد و به‌روزرسانی‌های آینده برای هر برنامه‌ی اسنپی که نگه می‌دارید، واضح است که اگر این سرویس حذف شود، دیگر دریافت نخواهد شد.

مطلب مرتبط:   مسیر نسبی در مقابل مطلق در لینوکس: تفاوت چیست؟

اگر مطمئن هستید که می‌خواهید آن را حذف کنید، می‌توانید با استفاده از دستور زیر آن را غیرفعال و مسدود کنید:

sudo systemctl mask snapd.service snapd.socket snapd.seeded.service

اگر فقط به نرم‌افزارهای اسنپی وابسته هستید، یا نمی‌خواهید به دنبال جایگزین فلت‌پک یا دِب بگردید (یا هر گزینه‌ی دیگری که در توزیع خود دارید)، بهتر است سرویس را همان‌طور که هست رها کنید.

ModemManager.service

Important for the 5 people that still use LTE dongles

آسوس رُگ الای در حال اجرای SteamOS

ModemManager سرویسی است که دستگاه‌های پهن‌پهنای موبایل مانند دانگل‌های USB شبکه و مودم‌های LTE داخلی را مدیریت می‌کند. اگر لپ‌تاپ شما یکی از این موارد را داشته باشد، که امروزه نسبتاً نادر است، قطعاً به آن نیاز خواهید داشت، اما به‌ طور کلی می‌توانید آن را غیرفعال کنید و مشکلی نخواهد داشت.

تقریباً تمام توزیع‌های اصلی آن را به‌صورت پیش‌فرض نصب می‌کنند، حتی اگر سخت‌افزاری که مدیریت می‌کند بسیار خاص باشد. معمولاً پس از بررسی لاگ‌های systemd، کاهش سرعت را متوجه می‌شوید. ModemManager در انتظار پاسخ از سخت‌افزاری است که به‌طور ساده وجود ندارد و این باعث طولانی شدن فرآیند بوت بدون دلیل واقعی می‌شود.

جالب است که این سرویس به‌طور پیش‌فرض در این همه توزیع‌ها قرار دارد، حتی وقتی اکثر افراد هرگز از LTE داخلی در لینوکس استفاده نمی‌کنند.

چند وضعیت وجود دارد که غیرفعال‌سازی آن ممکن است ایدهٔ بدی باشد. اگر لپ‌تاپ شما واقعاً مودم سلولی دارد، یا گاهی یک دانگل USB ۴G یا ۵G وصل می‌کنید، باید آن را فعال بماند زیرا تمام موارد از تشخیص سیم کارت تا مدیریت اتصال را انجام می‌دهد. بدون آن، این دستگاه‌ها کار نخواهند کرد. برای همه دیگران، به‌ویژه در دسکتاپ‌ها، معمولاً می‌توانید آن را خاموش کنید.

مطلب مرتبط:   6 نکته و ترفند ترمینال لینوکس برای انجام سریع کارها

می‌توانید آن را با فرمان زیر غیرفعال و مسدود کنید:

sudo systemctl mask ModemManager.service

اتصالات شبکه شما به‌صورت معمولی کار خواهند کرد و دیگر وقتی برای انتظار سخت‌افزاری که ندارید هدر نخواهید داد.

Desktop environments can add more boot overhead than you think

GNOME is pretty, but not fast

فدورا سیلوربلو در حال اجرا بر روی کامپیوتری با Fastfetch باز در ترمینال

یک محیط دسکتاپ به معنای یک فرآیند در بالاترین سطح فنی نیست، اما تاثیر واقعی بر سرعتی که سیستم شما به صفحهٔ ورود می‌رسد دارد. این به‌ویژه در دستگاه‌های قدیمی یا وقتی که به‌دلیل هر دلیلی هنوز از HDD به‌عنوان درایو بوت در سال ۲۰۲۵ استفاده می‌کنید، صادق است.

محیط‌های سنگین‌تر مانند GNOME تعداد زیادی فرآیند و مؤلفهٔ پس‌زمینه اضافه می‌کنند که قطعاً زمان راه‌اندازی شما را کند می‌کند. اکثر افراد KDE را به‌عنوان گزینهٔ بعدی توصیه می‌کنند، اما اگر از ابتدا با زمان بوت مشکل دارید، پیشنهاد می‌کنم از گزینه‌ای حتی سبک‌تر مانند XFCE استفاده کنید که به‌طور خلاصه افزودنی‌ای به سیستم پایه ندارد.

اگرچه هیچ‌یک از اینها به‌صورت یک فرآیند منفرد که می‌توانید غیرفعال کنید، نشان داده نمی‌شوند، اما بستهٔ کلی به‌طور قابل‌توجهی به زمان بوت شما افزوده می‌شود.

مک‌بوک و یک لپ‌تاپ دل در حال اجرای ZorinOS در کنار هم

نه لینوکس، نه ویندوز. چیزی بهتر.

You can still go back if you break something

اگر پس از غیرفعال‌سازی هر‌یک از این سرویس‌ها با مشکلی مواجه شوید، فعال‌سازی مجدد آنها بسیار آسان است. کافی است همان دستوری که قبلاً استفاده کردید را به‌کار ببرید و به‌جای mask از unmask استفاده کنید.

اگر هنوز می‌خواهید سبک‌تر بروید، توزیع‌های سبک بسیار خوبی وجود دارند که می‌توانید روی دستگاه خود امتحان کنید و حتی روی سخت‌افزارهای چند دهه‌قدیمی نیز می‌توانید عملکرد شگفت‌انگیزی داشته باشید.