خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

توزیعات قدیمی لینوکس که دیگر به یادشان نمی‌آورید

در سال 1991، دانشجوی فنلاندی لینوس توروالدس هسته لینوکس را به عنوان یک سرگرمی برای بهبود سیستم‌عامل مینی‌اکس ایجاد کرد. با ترکیب هسته‌اش با ابزارهای نرم‌افزاری رایگان پروژه GNU، یک سیستم‌عامل کامل متولد شد. در سال 1992، این هسته به مجوز GPL منتقل شد و همکاری جهانی متن باز را تقویت کرد. امروزه، لینوکس تقریباً تمام ابررایانه‌ها، بیشتر سرورهای وب، انواع سرورهای خانگی را قدرت می‌دهد و پایه‌ای برای اندروید محسوب می‌شود و آن را به سیستم‌عامل غالب جهان تبدیل کرده است. در اینجا یک سفر کوتاه به گذشته برای هم‌عشقان لینوکس‌ام آورده شده است:

در سال ۱۹۹۱، دانشجوی فنلاندی لینوس توروالدز هسته لینوکس را به‌عنوان یک تفریح برای بهبود سیستم‌عامل مینی‌کس ساخت. با ترکیب هسته‌اش با ابزارهای نرم‌افزاری آزاد پروژه GNU، یک سیستم‌عامل کامل به وجود آمد. در سال ۱۹۹۲، به مجوز GPL منتقل شد و همکاری جهانی منبع‌باز را تقویت کرد. امروزه لینوکس تقریباً تمام ابرکامپیوترها، بیشتر سرورهای وب، تنوعی از سرورهای خانگی را نیرو می‌دهد و پایه اندروید را تشکیل می‌دهد، به طوری که آن را به رایانه‌سیستم غالب جهان تبدیل کرده است. این یک سفر کوتاه در خاطرات برای هم‌نشینان مشتاق لینوکس من است:

Caldera OpenLinux (1997)

توزیعی که به جای ارتباط، به دعواهای حقوقی روی آورد و سپس شگفت‌زده شد

برای مدت کوتاهی در اواخر دههٔ ۱۹۹۰، Caldera OpenLinux به نظر می‌رسید که پیشرفت بزرگ شرکتی لینوکس خواهد بود. این نسخه‌ای از لینوکس بود که برای آرامش مدیران بسته‌بندی شده بود، همراه با راهنماهای چاپی و زبان بازاریابی که پیش‌بینی‌پذیری را به‌جای شور و اشتیاق وعده می‌داد. Caldera سعی در جذب هکرها نداشت. هدف آن این بود که لینوکس رفتار پیش‌بینی‌پذیری داشته باشد، به‌صورت پاک نصب شود و در دفترهایی که آزمایش را به‌عنوان ریسکی می‌دیدند، مزاحم نشود.

از نظر فنی، OpenLinux تحویل داد. پایدار، محافظه‌کار و عمداً کم‌جذاب بود، دقیقاً همان چیزی که مخاطبان هدفش می‌خواستند. مشکل نرم‌افزار نبود. مشکل این بود که Caldera بعداً چه تصمیمی گرفت.

مطلب مرتبط:   23 سیستم عاملی که روی Raspberry Pi شما کار می کنند

پس از به‌دست آوردن دارایی‌های یونیکس از SCO، Caldera نام خود را به The SCO Group تغییر داد و تمرکز خود را از توسعه لینوکس به دعوا علیه آن منتقل کرد.

دادخواست‌ها ناکام ماند، اما در آن زمان اعتبار Caldera غیرقابل تعمیر شد. OpenLinux به‌خاطر بد بودن آن نگذشت. بلکه به‌دلیل این که خالق آن اعتماد را سریع‌تر از این که بتواند به‌روزرسانی‌ها را عرضه کند، سوزاند، توزیعی که روزی نویدآفرین بود به‌یک مطالعهٔ موردی از خودتخریبی شرکتی تبدیل شد.

Corel Linux (1999)

لحظه‌ای نادر از عقلانیت دسکتاپ که کسل‌داری شرکتی آن را نابود کرد

Corel Linux یکی از عجیب‌ترین یادداشت‌های فرعی در تاریخ لینوکس باقی مانده است، عمدتاً به این دلیل که از شرکتی می‌آمد که واقعاً نرم‌افزارهای دسکتاپ را می‌فهمید. بر پایه دبیان و متمرکز بر KDE ساخته شد و دقیقاً برای افرادی هدف‌گذاری شد که می‌خواستند لینوکس همانند یک سیستم‌عامل عادی کار کند نه یک تمرین ساخت شخصیت.

نصب‌کننده دوستانه بود، دسکتاپ منطقی بود و تلاشی مشهود برای کاهش اصطکاک بدون از دست دادن کنترل وجود داشت. این لینوکس بود که بین کاربران نیمه‌راه قرار می‌گرفت به‌جای اینکه پیش از دسترسی به عملکردهای پایه، مراسم شروع دشوار را طلب کند.

و سپس Corel علاقه‌اش را از دست داد.

Corel Linux به‌دلیل کمبود کیفیت یا چشم‌انداز شکست نخورده بود. بلکه به‌دلیل اتمام تعهد شکست خورد. در یک خط زمانی دیگر، ممکن بود پیش از ورود اوبونتو، دسکتاپ لینوکس را شکل دهد. بلکه این یادآور شد که ایده‌های خوب همچنان به حامیان سرسخت نیاز دارند تا زنده بمانند.

Yellow Dog Linux (1999)

توزیعی که سرنوشت آن به Apple و PlayStation سونی وابسته بود

برچسب دیسک CD Yellow Dog Linux 1.2

Yellow Dog Linux دقیقاً می‌دانست که چیست. برای مفید کردن سخت‌افزار PowerPC، به‌ویژه دستگاه‌های G4 و G5 اپل، وجود داشت و این کار را به‌طرز فوق‌العاده‌ای اجرا می‌کرد. دانشگاه‌ها از آن استفاده می‌کردند، آزمایشگاه‌های تحقیقاتی به آن اتکا داشتند و مالکین مک که می‌خواستند لینوکس بدون هیچ‌گونه مصالحه‌ای داشته باشند، آن را به‌عنوان گزینهٔ واضح می‌پذیرفتند. همچنان کاملاً امکان‌پذیر است که لینوکس را بر روی یک مک نصب کرد.

مطلب مرتبط:   چرا باید Ubuntu LTS را به نسخه های معمولی ترجیح دهید؟

همچنین این توزیع غیررسمی لینوکس دوران PlayStation 3 بود، به‌دلیل پشتیبانی کوتاه مدت اما واقعی سونی از OtherOS. وقتی PS3 پردازندهٔ Cell مبتنی بر PowerPC خود را برای لینوکس باز کرد، Yellow Dog Linux به‌طور منحصربه‌فرد آماده بود، زیرا مدت طولانی به سخت‌افزار PowerPC متمرکز بوده و برای سیستم‌های غیر‑x86 بهینه‌سازی شده بود.

این یک تمرکز به‌عنوان فلسفه بود. Yellow Dog بهینه‌سازی‌شده، پایدار و بدون عذرخواهی به معماری خاصی وابسته بود. از دنبال کردن روندها خودداری کرد و تظاهر نداشت که می‌تواند برای همه همه چیز باشد، و این وضوح وفاداری را برایش به‌دست آورد.

سپس اپل به اینتل روی آورد و این زمینه ناپدید شد. به‌سادگی دورهٔ سخت‌افزاری که برای آن ساخته شده بود را پشت سر گذاشت، که تقریباً شایسته‌ترین پایان ممکن برای یک توزیع لینوکس است.

CrunchBang (2008)

مینیمالیسم قبل از این که به محتوا تبدیل شود

کرانچ‌بنگ ۱۱

CrunchBang سعی در اطمینان دادن به کاربران نداشت. فرض می‌کرد که شما سرعت، وضوح و کنترل می‌خواهید و آمادگی دارید که در میانهٔ راه ملاقات کنید. بر پایه Openbox با پیش‌فرض‌های ساده‌سازی‌شده ساخته شد، از افراط‌های بصری صرف‌نظر کرد و به‌جای آن به واکنش‌پذیری و گردش‌های کاری مبتنی بر صفحه‌کلید که نیت را پاداش می‌دادند، تمایل داشت.

این مینیمالیسم به‌عنوان یک انضباط، نه یک زیبایی‌شناسی بود. CrunchBang به کاربران آموخت که سیستم‌های خود را درک کنند، به ساختار به‌جای تزئینات اعتماد کنند و انتظار نداشته باشند که دسکتاپشان سرگرمی باشد. مدت‌ها قبل از اینکه تنظیمات مینیمال لینوکس به ارز رسانه‌های اجتماعی تبدیل شوند، CrunchBang به‌صورت آرامشی شکل‌دهندهٔ طرز فکر مردم دربارهٔ کارایی بود.

پایان آن همان چیزی بود که میراثش را تثبیت کرد. سازنده آن را به‌صورت عمدی و تمیز خاتمه داد، از اجازه دادن به فرسایش آن به‌عنوان یک تعهد یا به‌راستی ادامه دادن به دلیل حس گناه جامعه امتناع کرد. همان‌طور که همیشه است، فورک‌ها ظاهر شدند، اما خود CrunchBang کامل باقی ماند.

مطلب مرتبط:   5 دلیل برای نصب لینوکس در کامپیوتر قدیمی

به‌دلیل شکست نازار نماند. به این دلیل پایان یافت که پیش از این نکتهٔ خود را بیان کرده بود، که سطحی از محدودیت است که اکثر نرم‌افزارها هرگز به آن نمی‌رسند.

Mandrake Linux (1998)

توزیعی که باعث شد لینوکس حس خوشامدگویی بدهد و مردم را جذب کند

رسانه نصب Mandrake Linux


برای مقالات عمیق درباره توزیع‌های فراموش‌شده لینوکس، مشترک شوید

تشخیص سخت‌افزار بیشتر از این که خراب شود کار می‌کرد، پیش‌فرض‌ها منطقی بودند و سیستم به‌جای تنبیه، تشویق به کاوش می‌کرد. برای بسیاری از کاربران، از جمله من، Mandrake اولین توزیعی بود که باعث شد لینوکس حس چیزی باشد که ارزش تعهد دارد، نه فقط یک نمونه‌برداری.

چند لپ‌تاپ کنار هم با توزیع‌های مختلف لینوکس

فقط در صورتی نصب کنید که از خود متنفر باشید.

لینوکس فراموش نمی‌کند؛ تنها به‌صورت آرام بازیافت می‌شود

توزیعات قدیمی لینوکس به ندرت بدون به‌جا گذاشتن ردپا ناپدید می‌شوند. نام‌هایشان محو می‌شود و وب‌سایت‌هایشان پوسیده می‌سوزند، اما ایده‌هایشان در پروژه‌های جدیدتر که با اعتماد به نفس می‌گویند نوآور هستند اما به‌طور گسترده از گذشته اقتباس می‌کنند، دوباره ظاهر می‌شوند. تاریخ لینوکس گورستان نیست. یک کارخانه بازیافت است که توسط خستگی، تغییرات مالی و دوره‌های کوتاه توجه شرکتی رانده می‌شود. به یاد آوردن این توزیعات حس نوستالژی نیست، بلکه شناخت ایده‌های بزرگ است.

هر بار که توزیع مدرن ادعا می‌کند که برای بار اول استفاده‌پذیری، مینیمالیسم یا تمرکز را حل کرده است، احتمالاً کسی دهه‌ها پیش همین کار را انجام داده، دربارهٔ آن در فهرست ایمیل‌ها بحث کرده و سپس با تغییر اولویت‌ها آن را ناپدید دیده است. لینوکس با فراموش کردن نام‌ها، نه ایده‌ها، تکامل می‌یابد.

چرا Slackware در فهرست ظاهر نشد؟ چون Slackware همچنان بسیار فعال و زنده است، البته.