خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

این فیلم‌های بد مفاهیم درخشانی داشتند — و شایستگی یک فرصت دیگر را دارند.

ما در عصر بازسازی‌ها، دنباله‌ها و فرنچایزها زندگی می‌کنیم. همین‌طور است و همین‌طور خواهد بود تا زمانی که دیگر برای استودیوها و تولیدکنندگان سودآور نباشد. اما وقتی صحبت از بازسازی‌ها می‌شود، چرا همهٔ فیلم‌های خوب این برخورد را می‌گیرند؟ بله، آن‌ها کالاهای اثبات‌شده‌ای هستند و بنابراین خطر کمتری دارند، اما حس می‌شود که این یک ضایعه بزرگ است. بازسازی‌های فیلم‌های پیش از این عالی به ندرت خوب می‌شوند و به‌ندرت واقعاً به سود می‌رسند.

ما در عصر بازسازی‌ها، دنباله‌ها و فرنچایزها زندگی می‌کنیم. این همان وضعیتی است که وجود دارد و تا زمانی که برای استودیوها و تولیدکنندگان دیگر درآمد مالی نداشته باشد، ادامه خواهد یافت. اما وقتی به بازسازی‌ها می‌رسیم، چرا همه فیلم‌های خوب تحت این روند قرار می‌گیرند؟ البته آن‌ها کالاهای ثابت‌شده‌ای هستند و بنابراین ریسک کمتری دارند، اما حس می‌شود که این یک هدررفت بزرگ است. بازسازی فیلم‌های قبلاً عالی به ندرت نتیجه خوبی می‌دهد و به‌ندرت هم سودآور می‌شود.

به همین دلیل است که من همیشه معتقد بوده‌ام هالیوود باید تمرکز خود را به فیلم‌های بد با ایده‌های کارآمد، که محصول نهایی آن‌ها هرگز به‌درستی اجرا نشده است، معطوف کند. نمی‌توانم بگویم چند بار فیلمی را تمام کرده‌ام که فقط از پتانسیل هدر رفته‌اش خسته شدم. وقت آن است که به برخی از این فیلم‌ها فرصت دیگری برای درخشش بدهیم.

In Time

Watch In Time on HBO Max

در واقع چندین بار فیلم In Time را تماشا کرده‌ام، چون همیشه از مفهوم فوق‌العاده‌اش شگفت‌زده می‌شوم. حتی بازیگری عمدتاً عالی است، با اجرایی لایه‌دار و شگفت‌انگیز از طرف جاستین تیمبرلک در نقش اصلی. اما به‌جای آنکه نمونه‌ای از یک علمی‑تخیلی دیستوپی قابل باور باشد، مفهومش را به کلیشه‌ها، دیالوگ‌های بد و زیرطرح رمانس ناامید‌کننده‌ای که فاقد هر گونه شیمی قابل باور است، هدر می‌دهد.

مطلب مرتبط:   شما کمتر از ۴۸ ساعت فرصت دارید تا برای پیش‌نمایش سری پنجم Stranger Things ثبت‌نام کنید.

اما مفهوم آن به‌طوری دیوانه‌وار خوب است. تصور کنید دنیایی که هر کسی ساعت‌کاری بر روی دست دارد که دقیقاً زمان مرگ او را نشان می‌دهد. آن‌ها می‌توانند زمان را خرید و فروش کنند یا حتی آن را ببازند. و افراد ثروتمند تمام زمان را انبار می‌کنند، به ضرر همه دیگران. این حس می‌شود یک پیش‌فرض متناسب با زمان‌های مدرن است. نکته‌ی ناخوشایند این است که In Time توسط اندرو نیکول نوشت و کارگردانی شد، کسی که The Truman Show را نوشت. باور دارم او می‌توانست کارهای بیشتری با این مفهوم انجام دهد.

Click

Watch Click on Hulu

یک کنترل ریموت که می‌تواند واقعیت را با یک لمس در دست انسانی که از زندگی‌اش متنفر است، کنترل کند. در نهایت، او خود را محکوم می‌کند که توسط دستگاهی که به‌طور اساسی زندگی‌اش را به‌سرعت جلو می‌برد، به‌سرعت نگاه می‌کند، همه این‌ها به‌دلیل دستکاری فرشته‌ی مرگ واقعی است. در دستان خلاقانه‌ی مناسب، این می‌توانست داستان زیبایی درباره‌ی ارزش زندگی انسانی و لذت بردن از هر لحظه باشد.

اما به‌جای آن، ما فقط یک فیلم بد آدم سندلر با طنز بیش از حد و شوخی‌های خنده‌دار و تغییرات لحن‌ای که به‌نظر می‌رسد برای پوشاندن فیلمنامه‌ای ضعیف طراحی شده‌اند، دریافت می‌کنیم. حتی لحظات واقعی عاطفه نیز اصلاً احساس دست یافتگی ندارند. گویی اگر It’s a Wonderful Life اصلی‌ترین شخصیت غیرقابل تحمل را داشته باشد و چند شوخی گاز معده‌ای هم به‌هم‌راهشان بیاید، چنین می‌شود. دوست دارم ببینم یک فیلمنامه‌ی عالی و یک سندلر درامیک چه کاری می‌توانند با چنین مفهومی انجام دهند.

Passengers

Watch Passengers on YouTube TV

من برای Passengers خیلی هیجان‌زده شدم وقتی اولین بار تریلر را دیدم، به‌قدری که در شب افتتاحیهٔ آن در سال ۲۰۱۶ رفتم. پس از اتمام فیلم کاملاً ناامید شدم. جنیفر لارنس و کریس پرات به‌صورت فوق‌العاده‌ای با هم بودند و شیمی آن‌ها تقریباً کافی است تا بسیاری از مشکلات فیلم را پوشش دهد، اما من نمی‌توانم از اینکه داستان در هر لحظه به آنها شکست می‌داد، عبور کنم.

مطلب مرتبط:   بهترین مستند فضایی که در حال حاضر به صورت استریم در دسترس است، در نتفلیکس یا دیزنی+ نیست.

چیزی که می‌توانست یک هیجان‌انگیز با جنبه‌ی «paranoia‑fueled thriller» باشد، به‌جای آن داستان رمانس نادرست‌ترین داستان جهان را انتخاب کرد. شخصیت پرات کاری بسیار خودخواهانه انجام می‌دهد و به‌جای اینکه به هر گونه تعارض معنادار منجر شود، زیر فرش می‌زند تا جایگزین یک داستان عاشقانه شود. این تصمیمی سرسختانه است و در دنیای دیگری، این می‌توانست به یک هیجان‌انگیز تنش‌زا یا حداقل یک بخش سوم باشد که آن‌چنان سطحی و خسته‌کننده به‌نظر نرسد. Passengers یکی از آن فیلم‌هاست که تمام استعدادها را در جلو و پشت دوربین داشت تا کار کند، اما از ابتدا محکوم به شکست بود، درست مانند دو عاشق متقابل که در اختیار بودند.

Maximum Overdrive

Watch Maximum Overdrive on Tubi

این فیلم عجیب و کوچک تنها فیلمی است که توسط نویسنده افسانه‌ای ترسناک، استفن کینگ، کارگردانی شده و واقعاً فوق‌العاده بد است. اشتباه نکنید، من آن را چندین بار تماشا کرده‌ام، چون به‌راحتی یکی از آن فیلم‌هایی است که آن‌قدر بد هستند که نمی‌توانید از آن بگذرید. اما در واقع یک پیش‌فرض بسیار عالی در Maximum Overdrive دفن شده است. بر پایهٔ داستان کوتاه او به نام «Trucks»، که بسیار بهتر و ترسناک‌تر است، Maximum Overdrive داستان کامیون‌ها و وسایل نقلیهٔ بزرگ را روایت می‌کند که زنده می‌شوند و شروع به کشتن انسان‌ها می‌کنند.

در هیچ لحظه‌ای از این واقعیت ترس نداشتم، چون کینگ نمی‌دانست چگونه صحنه‌ها را با تنش یا حس ترس تزریق کند. اما فکر می‌کنم ترکیبی از داستان کوتاه اصلی‌اش، به همراه فناوری امروز، می‌تواند به چیزی واقعاً مرتبط و ترسناک تبدیل شود. همچنین، بله، اقتباسی از «Trucks» برای تلویزیون در اواخر دههٔ ۹۰ منتشر شد، اما آن نیز تماشی مناسب نبود.

مطلب مرتبط:   این نمایش آیندهٔ «بازی تاج و تخت» تا کنون دقیق‌ترین نسبت به کتاب خواهد بود.

It’s time to steer the remake obsession in the right direction

اگر استودیوها مایل به پذیرش کمی ریسک و بازسازی برخی فیلم‌های بد با پتانسیل عظمت باشند، فکر می‌کنم برخی مخاطبان بیشتر به این مفهوم جذب شوند نسبت به آنچه تاکنون بوده است. و برخی از این فیلم‌ها در واقع از نظر مالی موفق بوده‌اند، بنابراین ریسک آن به‌این اندازه زیاد نیست. من فقط فکر می‌کنم زمان آن رسیده است که وضعیت فعلی بازسازی را به سمت خلاقیت بیشتری تغییر دهیم.

اگر به دنبال بازسازی‌های بد بیشتری هستید، این «تطبیق‌های فیلم به تلویزیونی که به‌طوری فاجعه‌آمیز شکست خوردند» را بررسی کنید.