من هزینه اشتراک هر دو سرویس کلود و جمینای را میپردازم و ماهها هر بار گفتوگو با آنها را به یک شیوه آغاز میکردم: با بندی درباره پیشینهام، کاری که مشغولش هستم و ساختاری که برای پاسخها میخواهم. مثل بسیاری از افراد، کارهایم را میان چند دستیار هوش مصنوعی تقسیم کردهام؛ یعنی باید دو نسخه جداگانه از اطلاعات مربوط به خودم را در ذهن نگه میداشتم. بنابراین، بهجای آن یک حافظه مشترک در اختیارشان گذاشتم. اکنون هر دو، اطلاعات را از یک پایگاه داده Postgres میخوانند و در آن مینویسند. یکی از آنها بهدرستی از این حافظه استفاده میکند و دیگری هر از گاهی به یادآوری نیاز دارد.
این پروژه را نمیتوان با اشتراک رایگان بهطور کامل اجرا کرد. فقط کلود اجازه میدهد این کار را رایگان انجام دهید و بخش مربوط به جمینای به طرح Google AI دارای Spark نیاز دارد. خود پایگاه داده رایگان است، اما دستیارها نه.
هر دستیار حافظهاش را جداگانه نگه میدارد
توضیح دوباره خیلی زود توان آدم را میگیرد

کلود و جمینای هر دو اطلاعاتی را درباره شما به خاطر میسپارند و هرکدام نیز با معیارهای خود عملکرد نسبتاً خوبی دارند؛ اما هیچیک به نسخه ذخیرهشده دیگری دسترسی ندارد. کلود آموختههایش را در دستههای نامگذاریشدهای مرتب میکند که میتوانید آنها را باز و ویرایش کنید، در حالی که جمینای بیشتر اطلاعات گردآوریشده را بهجای فهرستی خوانا، در تاریخچه گفتوگوهایتان نگه میدارد. این تفاوت بهمحض آنکه بیازمایید هر دستیار واقعاً چه چیزهایی درباره شما ذخیره میکند، آشکار میشود.
هیچیک از این دو شرکت انگیزه چندانی برای برطرفکردن این فاصله ندارد. حافظه یکی از عواملی است که شما را در یک برنامه نگه میدارد و مانع رفتنتان به برنامه دیگر میشود؛ بنابراین، منافع شرکتها درست در جهت مخالف است.
هزینه این وضعیت ذرهذره بر دوش شما میافتد. هر گفتوگوی تازه در جمینای با همان سه جمله درباره پیشینه مهندسیام، ابزارهایی که واقعاً استفاده میکنم و میزان جزئیاتی که از پاسخ انتظار دارم آغاز میشد. هر گفتوگوی تازه در کلود نیز نسخهای از همان توضیحات را میگرفت. هیچکدام دشوار نبود و مشکل دقیقاً همین بود: آنقدر کوتاه بود که به تکرارش ادامه بدهم و آنقدر آزاردهنده که هر بار متوجهش شوم.
اکنون یک پایگاه داده رایگان Postgres به هر دو سرویس اطلاعات میدهد
نئون همهچیز را رایگان میزبانی میکند

راهحل، پایگاه دادهای است که هر دو دستیار بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند. من از نئون استفاده کردم؛ سرویسی که Postgres را در فضای ابری میزبانی میکند و طرح رایگانش بدون نیاز به کارت اعتباری برای چنین کار کوچکی کافی است. ساخت این مخزن حدود پنج دقیقه زمان میبرد:
- در نئون نامنویسی کنید و پروژهای با هر نام دلخواه بسازید.
- ویرایشگر SQL را باز کنید و جدولی بسازید که ستونهایی برای دستهبندی، خود اطلاعات، منبع و برچسب زمانی داشته باشد.
- چند ردیف آغازین بیفزایید تا در نخستین آزمایش، دادهای برای خواندن وجود داشته باشد.
ستون منبع همان بخشی است که ارزش توضیحدادن دارد. در هر ردیف ثبت میشود که کدام دستیار آن را نوشته است؛ بنابراین، وقتی کلود اطلاعاتی را ذخیره میکند و جمینای آن را بازمیخواند، دقیقاً میبینید که از کجا آمده است. بدون این ستون، ناچارید چشمبسته به کل سامانه اعتماد کنید.
این اتصال با پروتکل زمینه مدل (MCP) برقرار میشود؛ استانداردی باز که به دستیار اجازه میدهد ابزارهای بیرونی را فراخوانی کند. بیشتر سرورهای MCP ویژه Postgres برای اجرا روی رایانه خودتان ساخته شدهاند و هیچیک از این دو برنامه نمیتواند به آنها دسترسی پیدا کند، زیرا درخواستها از سرورهای خودشان فرستاده میشود، نه از رایانه شما. نئون در عوض یک نقطه پایانی میزبانیشده ارائه میکند و همین قابلیت اجرای این روش را ممکن میسازد.
اتصالدهنده بهطور پیشفرض میتواند به همه پروژههای حساب نئون شما دسترسی داشته باشد. اگر اطلاعات دیگری نیز در آن حساب نگه میدارید، پیش از متصلکردن هر یک از دستیارها، دسترسی را به شناسه یک پروژه مشخص محدود کنید.
کلود بیآنکه از او بخواهید، سراغ حافظه میرود
تنها به یک دستور همیشگی نیاز داشت








راهاندازی کلود در نسخه وب حدود دو دقیقه زمان میبرد و پس از آن، اتصالدهنده در نسخه موبایل نیز در دسترس خواهد بود:
- «تنظیمات» را باز کنید، سپس به «رابطهای اتصال» بروید و روی «افزودن» کلیک کنید.
- نقطه پایانی میزبانیشده نئون، یعنی
https://mcp.neon.tech/mcp، را وارد کنید و پس از بازشدن پنجره مجوزدهی، فرایند ورود را کامل کنید. - در یک گفتوگوی تازه، از منوی «+» اتصالدهنده را روشن کنید.
خودِ اتصال بهتنهایی کار چندانی انجام نمیدهد. دستیاری که ابزاری در اختیار دارد، تنها زمانی از آن استفاده میکند که تشخیص دهد موقعیت اقتضا میکند؛ و اگر کلود را به حال خود میگذاشتم، اغلب سراغ این ابزار نمیرفت. آنچه شرایط را تغییر داد، افزودن یک خط به بخش ترجیحات شخصی بود: از کلود خواستم پیش از پاسخدادن جدول را بررسی کند و هر اطلاعات ماندگار تازه را در آن ذخیره کند. پس از آن دیگر لازم نبود چیزی از او بخواهم.
آزمایشی که مرا قانع کرد ساده بود. در خلال گفتوگو اشاره کردم که همه یادداشتهای پروژههایم را به آبسیدین منتقل کردهام؛ سپس پایگاه داده را باز کردم و دیدم ردیف تازهای ثبت شده است که منبعش کلود بود. اصلاً از آن نخواسته بودم چیزی را ذخیره کند.
تمام این سازوکار بر همین رفتار استوار است. خیلیها برای حل همین مسئله، همه کارها را به یک دستیار میسپارند؛ روشی که جواب میدهد، اما من ترجیح میدهم هر دو را نگه دارم و کاری کنم دانستههایشان را با هم در میان بگذارند.
جمینای اسپارک منتظر اشاره با @ میماند
اتصالدهندههای داخلی گوگل در اولویتاند








جمینای از همان نقطه پایانی استفاده میکند، اما یک پیشنیاز دارد:
- در تنظیمات جمینای، گزینه «نگهداشتن فعالیت» (Keep Activity) را روشن کنید، زیرا اسپارک بدون آن اتصالهای سفارشی را نمیپذیرد.
- به اسپارک (Spark) بروید و روی «برنامههای متصل» (Connected Apps) کلیک کنید؛ سپس به بخش «برنامههای سفارشی اسپارک» (Custom apps for Spark) بروید.
- روی «افزودن برنامه سفارشی» (Add a custom app) کلیک کنید، همان نقطه پایانی
https://mcp.neon.tech/mcpرا وارد کنید، مراحل بعدی را طی کنید و وارد حساب شوید.
وقتی از آن خواستم ردیفها را فهرست کند، اسپارک تکتک آنها را نمایش داد؛ پس روشن بود که زیرساخت ارتباطی هیچ مشکلی ندارد.
بعد گفتوگویی تازه باز کردم و پرسیدم درباره شیوه کار من چه میداند. اسپارک پاسخ را از گوگل درایو بیرون کشید. پاسخ دقیقاً اشتباه نبود، چون سندی یافته بود که بخشی از موضوع را پوشش میداد؛ اما اصلاً سراغ جدول حافظه نرفت.
دلیل نیز پیچیده نیست. اطلاعات ذخیرهشده جمینای بر شیوه گفتوگویش با شما اثر میگذارد، اما برخلاف ترجیحات کلود، انتخاب ابزار را هدایت نمیکند. افزون بر این، اتصالدهندههای اختصاصی گوگل دمدستتر از نمونههای شخص ثالثاند و وقتی «هوش شخصی» به برنامههای روزمرهتان متصل باشد، درایو و جیمیل همیشه کوتاهترین راه برای رسیدن به پاسخی پذیرفتنی خواهند بود.
کافی است @ را تایپ و برنامه را انتخاب کنید تا مشکل فوراً برطرف شود. همه ردیفها برمیگردند و پاسخ درست است؛ فقط باید یادتان بماند هر بار این کار را انجام دهید.


خطایی پیدا کردهاید؟ آن را به info@www.makeuseof.com بفرستید تا اصلاح شود.
گوگل برای همه این دردسرها راهحل سادهتری دارد و باید این امتیاز را به آن داد. میتوانید گفتوگوها و حافظهتان را بیواسطه و بدون نیاز به پایگاه داده، از کلود به جمینای منتقل کنید؛ برای انتقال یکباره نیز ابزار بهتری است. بااینحال، آنچه کپی میشود فقط تصویری ثابت از اطلاعات است و همین که به مقصد برسد، دیگر بهروز نخواهد شد.
تایپکردن یک @ همچنان از دوباره تایپکردن یک بند بهتر است. ترجیح میدادم جمینای خودش به سراغ حافظه برود، اما در هر صورت حافظه میان آنها مشترک است و هدف نیز همین بود.
گام بعدی برای گسترش این سازوکار
برای جدول مهم نیست چند ابزار آن را میخوانند
با دو دستیار، این طرح دیگر آزمایش نیست و به زیرساخت تبدیل میشود؛ دستیار سوم هم فقط بهاندازه خرید یک اشتراک فاصله دارد. برای هر چیزی که نمیخواهم بازنویسی شود، دسترسی اتصالدهنده را نیز تنها به خواندن محدود میکنم؛ کاری که فقط به یک پارامتر پرسوجو نیاز دارد. اما تغییری که واقعاً میخواهم باید از سوی گوگل انجام شود: برنامه سفارشی باید منبعی واقعی برای حافظه به شمار آید، نه گزینهای پشتیبان که درایو همیشه بر آن اولویت داشته باشد. تا آن زمان، همچنان @ را تایپ میکنم و از توضیح دوباره خودم بینیاز میمانم.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Yasir Mahmood است. مشاهده مقاله اصلی