وقتی میشنوم دولتی از کنارگذاشتن مایکروسافت و رفتن بهسوی لینوکس سخن میگوید، معمولا خودم را برای روالی آشنا آماده میکنم: یک نشست خبری برگزار میشود، چند سال میگذرد و سپس، بیآنکه کسی چندان به ماجرا بپردازد، همهچیز بهشکلی وارونه میشود. پروژه LiMux در مونیخ نیز همین سرنوشت را داشت.
طبیعتا وقتی شلسویگ-هولشتاین در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد که نیروی کاری حدودا ۳۰,۰۰۰ نفری خود را از ویندوز دور خواهد کرد، دقیقا انتظار داشتم همین داستان تکرار شود. اما اینبار ماجرا متفاوت بود؛ زیرا این ایالت سالها پیش از آغاز استقرار لینوکس، حذف وابستگی به مایکروسافت را از نرمافزارها و خدمات پیرامون محیط دسکتاپ آغاز کرده بود. رهایی از اشتراکی که زندگی بدون آن دشوار به نظر میرسد، باید چنین شکلی داشته باشد.
ویندوز آخرین چیزی است که کنار میرود
نوبت دسکتاپ سرانجام فرا رسید

پیش از آنکه شلسویگ-هولشتاین استقرار لینوکس را آغاز کند، بخش بزرگی از نرمافزارها و زیرساختهای مایکروسافت در پیرامون محیط دسکتاپ، روند حذفشدن را از سر گذرانده بودند.
دولت ایالتی LibreOffice را بهعنوان مجموعه استاندارد نرمافزارهای اداری خود پذیرفت. سامانه ایمیل نیز از Microsoft Exchange و Outlook فاصله گرفت و Nextcloud بهتدریج برای ذخیرهسازی پروندهها و همکاری گروهی به کار گرفته شد. سپس در چارچوب این گذار گستردهتر، سرویس فهرست راهنمای ایالت نیز حرکت بهسوی جایگزینی متنباز را آغاز کرد.
بیشتر مردم بهدلیل تیتر مربوط به ۳۰,۰۰۰ رایانه از این ماجرا باخبر شدند، اما شاید جابهجایی سامانه ایمیل حتی پیامدهای مهمتری داشته باشد. شلسویگ-هولشتاین طی شش ماه، بیش از ۴۰,۰۰۰ صندوق پستی را به Open-Xchange و Thunderbird منتقل کرد. این فرایند در ۲ اکتبر ۲۰۲۵ به پایان رسید و بیش از ۱۰۰ میلیون ایمیل و ورودی تقویم را در بر میگرفت.
هزینهها یکی از عوامل اصلی این تصمیم بودهاند. شلسویگ-هولشتاین میگوید تاکنون بیش از €۱۵ میلیون از هزینههای مجوز نرمافزار کاسته است. در مقابل، این ایالت در بودجه سال ۲۰۲۶ مبلغ €۹ میلیون سرمایهگذاری یکباره برای مهاجرت و توسعه بیشتر راهکارهای متنباز در نظر گرفته است.
بااینحال، بهگمان من ترتیب این رویدادها حتی جالبتر است. پیش از آنکه خود سیستمعامل کنار گذاشته شود، نخستین چیزهایی که حذف شدند نرمافزارها و خدماتی بودند که آن را به زیستبوم گستردهتر مایکروسافت گره میزدند. اکنون نوبت ویندوز است و مقصد، لینوکس.
نرمافزارهای دردسرساز هنوز در کمیناند
نرمافزارهایی که کسی ساختنشان را به یاد ندارد





بخش دشوارتر، ابزارهایی است که کارکنان برای انجام وظایف مشخص دولتی به کار میبرند. ایالت شلسویگ-هولشتاین این سامانهها را «Fachverfahren» مینامد. چنین سامانههایی اغلب بر فناوریهای انحصاری یا قدیمی، پایگاههای داده سفارشی و گردشکارهایی بنا شدهاند که سالها سابقه و داده در آنها انباشته شده است.
Microsoft Access یکی از نمونههاست که اکنون A12، سکوی توسعه کمکد شرکت نرمافزاری آلمانی mgm technology partners، جای آن را میگیرد. اندیشه پشت این تغییر کاملا عملگرایانه است: لازم نیست برنامهنویسان سنتی نرمافزارهای جایگزین را از صفر بسازند، زیرا کارکنان آموزشدیده میتوانند خودشان برنامههای تحت وب ایجاد کنند. انتظار میرود این رویکرد به جایگزینی بیش از ۱۰۰ فرایند اداری مبتنی بر Access کمک کند.
ازآنجاکه mgm بخشهای محوری سکوی A12 را با مجوز عمومی اروپایی ۱.۲ و از راه openCode و GitHub منتشر کرده است، دیگران نیز میتوانند آن را بررسی یا بازاستفاده کنند.
حدود ۲۰% از محیطهای کاری دولت ایالتی هنوز در برخی زمینهها به Microsoft Office وابستهاند. این موارد بهدلیل وابستگیهای فنی موجود در فرایندهای تخصصی، استثناهایی موقت به شمار میروند و مسیرهای مهاجرت آنها همچنان در دست تدوین است. اداره امور مالیاتی یکی از موارد پیچیدهتر است، زیرا رسیدگی به سامانههای تخصصی آن در قالب فرایندی جداگانه و سراسری میان ایالتهای آلمان انجام میشود. هرچه این کوچ ژرفتر میشود، کمتر میتوان آن را تنها پروژهای برای تعویض سیستمعامل دانست.
هشدار بهجامانده از مونیخ
لینوکس همه مشکل نبود

شلسویگ-هولشتاین نخستین دولت آلمان نیست که به پیچیدگی چنین مهاجرتی پی میبرد. تا سال ۲۰۱۳، پروژه LiMux مونیخ به نمونهای عملی از استقرار گسترده لینوکس در بخش دولتی تبدیل شده بود و حدود ۱۵,۰۰۰ رایانه اداری را به این سیستمعامل منتقل کرده بود.
اما بعدها جهتگیری سیاسی تغییر کرد و مونیخ در سال ۲۰۱۷ تصمیم گرفت LiMux را کنار بگذارد. روایت ساده و دمدستی این بود که «لینوکس شکست خورد»، ولی واقعیت به این سادگی نبود.
مشکلات سازمانی، بسیار بیش از ایرادهای فنیِ مهم در نرمافزارهای دسکتاپ، راه را بند آورده بودند؛ چنانکه بررسی همان زمانِ FSFE نیز از نامشخص بودن ساختارها و مسئولیتها حکایت داشت.
نکتهٔ دیگری هم در میان است: Microsoft در سال ۲۰۱۶ دفتر مرکزی خود در آلمان را به مونیخ منتقل کرد و دیتر رایتر، شهردار وقت شهر، در عملی شدن این جابهجایی نقش داشت. همزمانی این رویدادها چشمگیر است، اما ثابت نمیکند که مونیخ به همین دلیل LiMux را کنار گذاشت.
بااینحال، درسی که میتوان گرفت کمتر جای چونوچرا دارد: حتی اگر مهاجرت از نظر فنی شدنی باشد، ممکن است فضای سیاسی و شیوهٔ مدیریت با چنین تغییری سازگار نباشد.
به نظر میرسد شلسویگ-هولشتاین راه متفاوتی در پیش گرفته است. رایانامه و Office از نخستین بخشهایی بودند که کنار گذاشته شدند و در همین حال، ابزارهای همکاری، سامانههای هویت و برنامههای تخصصی بر پایهٔ سامانهٔ جدید از نو ساخته میشوند. تلفن نیز از قلم نیفتاده است. Viakom در اوت ۲۰۲۶ قرارداد سکوی ارتباطی متنباز OSKAR را به دست آورد و اکنون استقرار آن آغاز شده است.
چنین به نظر میرسد که دسکتاپ عمداً و به دلیلی مشخص در آخر کار از راه میرسد.
۳۰,۰۰۰ رایانه، کماهمیتترین بخش ماجرا
اگر تیتر «۳۰,۰۰۰ رایانه» را مبنا قرار دهیم، تصور پیامد این اتفاق برای Microsoft آسانتر است؛ اما دگرگونی اصلی چندان به چشم نمیآید.
مهاجرت شلسویگ-هولشتاین نشان میدهد که لازم نیست همهٔ اجزای پیرامون دسکتاپ را نیز یک شرکت فراهم کند. این اجزا در حال جایگزین شدناند: Office با LibreOffice، سرویسهای Exchange و Outlook با Open-Xchange و Thunderbird، و ابزارهای همکاری شبیه SharePoint با Nextcloud. اکنون Linux در حال تبدیل شدن به آخرین قطعهٔ بزرگ این گذار است.
این محیط تازه رایگان نیست. نرمافزار، نگهداری سرورها، آموزش کارکنان و پشتیبانی همگی هزینه دارند. بااینهمه، شلسویگ-هولشتاین همچنان این جابهجایی را سودمند میداند. پولی که این ایالت خرج میکند و تلاشی که برای تغییر زیرساخت خود به کار میبندد، بهایی است که برای در اختیار گرفتن کنترل بیشتر بر آینده میپردازد. پس از این، تغییر تأمینکنندهای که گران، نامناسب یا از نظر سیاسی دردسرساز باشد، دیگر چنین پیامد ویرانگری نخواهد داشت.
شلسویگ-هولشتاین آرامآرام امکانِ اجتنابناپذیر بودن Microsoft را از میان میبرد؛ مهاجرت واقعی همین است.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Afam Onyimadu است. مشاهده مقاله اصلی