چتجیپیتی در حالت پیشفرض مانند اتاق پژواکی است که تقریباً با همه ایدههایتان موافقت میکند؛ حتی ایدههای بد. چنین رفتاری کمکی به شما نمیکند، اما با تغییری کوچک میتوانید از چتجیپیتی بخواهید ایدههایتان را نقادانهتر بررسی کند و بازخوردی بدهد که واقعاً نتیجه کارتان را بهتر کند، نه اینکه فقط حس خوبی به شما بدهد.
همین که این تنظیم را تغییر دادم، چتجیپیتی بهمراتب سودمندتر شد.
چتجیپیتی برای موافقتکردن ساخته شده است
بهسادگی موافقت میکند تا حس خوبی به شما بدهد

چرا چتجیپیتی و، راستش را بخواهید، دیگر عاملهای هوش مصنوعی طوری طراحی شدهاند که تا این اندازه با کاربر موافق باشند؟ چرا چتجیپیتی در حالت پیشفرض شما را بینظیر میپندارد و پاسخهایی شبیه اتاق پژواک میدهد تا خوشحال شوید و خودتان را صاحب ایدههایی شگفتانگیز بدانید؟
پاسخ ساده است: چتجیپیتی طوری طراحی شده که میزان درگیری شما را افزایش دهد و ترغیبتان کند بیشتر از آن استفاده کنید؛ البته این پروندهها را در آن بارگذاری نکنید، اما نگاهی به قابلیتهایی بیندازید که شاید از قلم انداخته باشید.
اگر چتجیپیتی در برابرتان بایستد، ایدههایتان را زیر سؤال ببرد و نقد سازنده ارائه کند، بیشتر از آن استفاده میکنید یا وقتی که شما را نابغه جلوه میدهد و به ایدههایتان شاخوبرگ میدهد؟ احتمالاً حالت دوم. شاید گفتوگو با مشاور یا هوش مصنوعیای که بیشتر اوقات با شما همنظر است لذتبخشتر باشد، اما کمک چندانی نمیکند و حتی ممکن است عادتهای بدتان را تقویت کند یا باعث شود رفتارهای بیفایده را تکرار کنید.
بهترین راهنماهای زندگیام در برابرم میایستند، پیشفرضهایم را زیر سؤال میبرند و وادارم میکنند بهتر شوم و رشد کنم.
تنها با یک تغییر کوچک میتوانید چتجیپیتی را به چنین راهنمای سودمندی تبدیل کنید و در نهایت به ایدههای بهتری برسید.
چگونه چتجیپیتی را صادقتر و سودمندتر کنیم
فقط یک تغییر کوچک

چتجیپیتی به شما اجازه میدهد دستورهای سفارشیای ثبت کنید که از آن پس بر همه پاسخهایش اثر میگذارند. من این تغییر را انجام دادم و نتیجه بهطرز چشمگیری بهتر شد. برای استفاده از این قابلیت باید حساب ثبتشده چتجیپیتی داشته باشید که میتواند رایگان باشد؛ هرچند من برای دسترسی به قابلیتهای بیشتر و امکان استفاده گستردهتر، ماهانه ۲۰ دلار بابت چتجیپیتی پلاس میپردازم.
بهطور مشخص، وارد چتجیپیتی شدم و از مسیر «نمایه > تنظیمات > شخصیسازی > دستورهای سفارشی»، دستور سفارشی زیر را به آن دادم که شما هم میتوانید کپی و جایگذاری کنید. همچنین میتوانید برای شخصیسازی جیپیتی خود مستقیماً به این نشانی اینترنتی بروید.
دستور من این است: «راهنمای بیملاحظه من باش. اگر ایدههایم بیارزشاند، دلیلش را بگو. همهچیز را سختگیرانه بیازمای.»
نتیجهها
پاسخها اکنون بسیار سودمندترند
| درخواست | پاسخ پیشفرض | پاسخ با دستورهای سفارشی |
|---|---|---|
| دارم به راهاندازی خبرنامهای پولی درباره نکتههای عمومی بهرهوری فکر میکنم. اکنون هیچ مخاطبی ندارم، اما بازار بهرهوری بسیار بزرگ است و احتمالاً برای یک خبرنامه دیگر هم جا دارد. به نظرت ایده خوبی است؟ پاسخ را در حداکثر ۳ جمله بنویس. | ممکن است موفق شود، اما موضوع «نکتههای عمومی بهرهوری» احتمالاً بیش از حد گسترده و اشباعشده است و بدون داشتن مخاطب اولیه، جذابکردن یک خبرنامه پولی دشوار خواهد بود. بهتر است ابتدا مخاطب و مسئلهای کاملاً مشخص برگزینید؛ برای نمونه، بهرهوری ویژه مدیران زیر فشار، روشهای مناسب افراد دارای اختلال کمتوجهی و بیشفعالی، یا بهرهوری برای بنیانگذاران؛ سپس پیش از درخواست پول، مخاطبانی برای محتوای رایگان خود بسازید. فرصت اصلی این نیست که «بازار بهرهوری بسیار بزرگ است»، بلکه این است که «من میتوانم برای گروهی مشخص ارزشی کمنظیر بیافرینم». | این ایده با توصیف کنونیاش ضعیف است: «نکتههای عمومی بهرهوری» موضوعی اشباعشده و کلی است و شما نیز هیچ برتری آمادهای برای دسترسی به مخاطبان ندارید. بزرگی بازار به معنای آسانبودن فرصت نیست؛ معمولاً باید حوزهای بسیار دقیقتر، دیدگاهی متمایز یا مخاطبانی مشخص داشته باشید که حاضر باشند پول بپردازند. تا زمانی که نتوانید در یک جمله توضیح دهید چرا کسی باید بهجای خواندن هزاران گزینه رایگان برای خبرنامه شما پول بدهد، آن را راهاندازی نکنید. |
| رئیسم پیشنهاد کرده است مسئولیت بیشتری در محل کار بپذیرم، اما فعلاً قرار نیست حقوقم افزایش یابد یا ترفیع بگیرم. فکر میکنم بهتر است بپذیرم، چون شاید ارزشم را ثابت کند و بعدها به فرصتهای بهتری بینجامد. آیا این تصمیم هوشمندانهای است؟ پاسخ را در حداکثر ۳ جمله بنویس. | بله؛ اگر مسئولیت تازه برایتان فرصت دیدهشدن، کسب مهارت یا اهرم مؤثری برای ارتقای شغلی فراهم کند، پذیرفتنش میتواند حرکتی راهبردی و هوشمندانه باشد. اما بدون روشنکردن انتظارات و پرسیدن اینکه دقیقاً چه نتایجی شما را در مسیر افزایش حقوق یا ارتقا قرار میدهد، زیر بار افزایش نامحدود کار نروید. بهتر است این زمانبندی و معیارها را مکتوب کنید تا «بعداً» به وعدهای بیپایان تبدیل نشود. | نه، لزوماً. پذیرفتن مسئولیت بیشتر، بدون تعیین دستمزد، دامنهٔ وظایف یا مسیری روشن برای پیشرفت، ممکن است فقط ثابت کند که حاضرید با همان حقوق کار بیشتری انجام دهید. پیش از موافقت، روشن کنید که موفقیت دقیقاً چه پاداشی برایتان دارد و تصمیمگیری دربارهٔ آن چه زمانی انجام میشود. |
| در فکر نوشتن مقالهای با عنوان «۷ دلیل که گوشیهای هوشمند از گذشته بهتر شدهاند» هستم. قرار است در آن به مواردی مانند دوربینهای بهتر، پردازندههای سریعتر، عمر باتری بیشتر و نمایشگرهای روشنتر بپردازم. به نظرتان ایدهٔ خوبی برای یک مقاله است؟ پاسخ را در حداکثر ۳ جمله بنویسید. | بله؛ ایدهای خوب و همهفهم است که بر پیشرفتهای روشن و ملموسی تکیه دارد و خوانندگان بیدرنگ با آنها ارتباط برقرار میکنند. برای جذابترشدن مقاله، این هفت دلیل را بر پایهٔ فوایدشان در زندگی واقعی شرح دهید، نه اینکه فقط فهرستی از مشخصات ارتقایافته ارائه کنید. | ایده در شکل کنونی بیش از حد کلی است. اینکه «گوشیها دوربینهای بهتر، تراشههای سریعتر و نمایشگرهای روشنتری پیدا کردهاند» بدیهی است و ممکن است مقاله را به بازگویی یک برگهٔ مشخصات تبدیل کند، بیآنکه نکتهٔ تازهای به خواننده بدهد. رویکرد بهتر این است که نشان دهید گوشیهای امروزی دقیقاً چگونه دردسرهای گوشیهای هوشمند قدیمی را بیسروصدا از میان بردهاند و از این پیشرفتها بهعنوان شاهد استفاده کنید. |
سعی کردم چند ایدهٔ واقعاً بد و ناپخته به ChatGPT بدهم؛ دقیقتر بگویم، سه ایده.
پاسخهای بالا را ثبت کردم: یک بار بدون هیچ دستور سفارشی (پاسخ پیشفرض) و بار دوم با دستورهای سفارشی خودم. همانطور که پیشتر گفتم، از GPT خواستم «مربی بیرحمم باشد» و «هر ایده را سختگیرانه محک بزند». نتیجهها بسیار جالباند.
ایدهٔ نخست، راهاندازی یک خبرنامهٔ پولی بدون داشتن حتی یک مخاطب بود؛ GPT پیشفرض گفت انجامش بدهم، اما GPT سفارشی پیشنهاد کرد ابتدا راهی برای متمایزکردن خبرنامهام پیدا کنم.
ایدهٔ دوم، پذیرفتن مسئولیت بیشتر در محل کار بدون افزایش حقوق یا ارتقای شغلی بود؛ GPT پیشفرض گفت آن را بپذیرم، اما برای افزایش حقوق زمانبندی مشخصی بخواهم. در مقابل، GPT سفارشی تشویقم کرد دقیقتر روشن کنم که موفقیت چه معنایی دارد و در ازای آن چه چیزی نصیبم خواهد شد.
در پایان، دربارهٔ نوشتن مقالهای کلی پرسیدم. GPT پیشفرض ایده را «قوی» خواند و با پیشنهادهایی اندک برای بهبود، تشویقم کرد؛ اما GPT سفارشی، بهدرستی، گفت ایدهٔ مقالهام بیش از حد کلی است و پیشنهاد کرد موضوع را دقیقتر و متمرکزتر کنم.
در هر دو حالت، پاسخهایی که بر پایهٔ دستورهای سفارشی ارائه شدند، بسیار بیشتر احتمال داشت مرا به نتیجهای موفق برسانند؛ نه اینکه فقط به من احساس خوبی بدهند، نفسم را نوازش کنند و بگویند دستبهکار شوم. پاسخهای پیشفرض نیز تا حدی جانب احتیاط را نگه میدارند، اما دستورهای سفارشی داوری را بهمراتب صریحتر و دقیقتر میکنند.
ChatGPT میتواند بسیار سودمندتر باشد
با دستورهای سفارشی، پاسخهای تعارفآمیز را کنار بزنید

نمیدانم شما چطور، اما من در انتخاب کسی که از او مشورت میگیرم محتاطم. بهترین تصمیمهای زندگیام زمانی شکل گرفتهاند که برای رسیدن به راهحلی بهطور عینی کارآمد، مسئله را از زوایای گوناگون دیدهام؛ حتی زاویههای ناخوشایند یا دردسرساز. خطر ChatGPT و دیگر هوشهای مصنوعی، مانند نمونههای تعبیهشده در گوشیها، این است که اگر خلافش را صریحاً از آنها نخواهید، پاسخهایی میدهند که لزوماً همهٔ جوانب را در نظر نمیگیرند و در عوض صرفاً حالتان را خوب میکنند؛ چیزی که چندان سودمند نیست. از وقتی این تغییر را اعمال کردهام و به ChatGPT دستورهای سفارشی دادهام، توصیههایی که دریافت میکنم بهشکلی چشمگیر سودمندتر شدهاند.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Brandon Miniman است. مشاهده مقاله اصلی