اچبیاو در حال ساخت سریال تلویزیونی تازهای بر پایه مجموعه کتابهای «هری پاتر» نوشته جی. کی. رولینگ است؛ داستان پسری که درمییابد در واقع جادوگر است و ناگهان سر از جهانی آکنده از جادو و شگفتی درمیآورد. فصل نخست این سریال کریسمس امسال پخش میشود و بیگمان موفقیتی عظیم خواهد بود. ساخت فصل دوم نیز از هماکنون آغاز شده است.
هرچند این سریال بیشک برای اچبیاو رکوردهای تماشا را جابهجا خواهد کرد، شبکه را از ریشههای جسور و مرزشکنش بسیار دور میکند؛ تغییری که ممکن است در درازمدت به زیانش تمام شود.
چرا سریال «هری پاتر» موفق خواهد شد؟
هیاهوی اینترنتی را نادیده بگیرید
با آنکه هنوز چند ماه تا پخش نخست سریال مانده، «هری پاتر» از همین حالا با موجی از انتقاد روبهرو شده است. برای نمونه، برخی میگویند ساخت سریالی تلویزیونی ضرورتی ندارد، زیرا از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ هشت فیلم «هری پاتر» اکران شد که کموبیش اقتباسهای وفادارانهای از کتابها بودند و هنوز هم تماشاییاند. واقعیت هم این است که بسیاری پیشتر این داستان را روی پرده دیدهاند؛ اما بعید است این موضوع مانع تماشای دوباره آن شود. هالیوود از آن رو اینهمه بازراهاندازی و بازسازی تولید میکند که مردم همچنان برای دیدنشان پول میپردازند؛ کافی است از سازندگان مجموعههای «جیمز باند»، «جنگ ستارگان» و «بتمن» بپرسید. کتابهای «هری پاتر» موفقترین رمانهای قرن بیستویکماند و مردم، چه فیلمها را دیده باشند و چه نه، فوجفوج به تماشای اقتباس تلویزیونی آنها خواهند نشست.
این سریال همچنین در کانون چندین جدال فرهنگی قرار گرفته است. جی. کی. رولینگ در سالهای اخیر بهسبب موضعگیری علیه حقوق افراد تراجنسیتی خبرساز شده و بسیاری نگراناند اقتباس تازه و موفقی از «هری پاتر» تریبون پررنگتری برای پیشبرد دیدگاههایش در اختیار او بگذارد. در همین حال، گروهی از بینندگان محافظهکار نیز از انتخاب پاپا اسیدو، بازیگری سیاهپوست، برای ایفای نقش پروفسور سوروس اسنیپ برآشفتهاند.
اما هنگام سنجش شمار بینندگان، چنین مجادلههایی عملاً اهمیتی نخواهند داشت. بهتازگی محافظهکاران از انتخاب لوپیتا نیونگو، بازیگر سیاهپوست، برای «اودیسه» برآشفتند؛ بااینحال، فروش گیشه این فیلم بهمراتب از یک میلیارد دلار فراتر رفت و چهبسا تا پایان اکرانش به یکی از ۱۰ فیلم پرفروش تاریخ بدل شود. از سوی دیگر، هواداران در سال ۲۰۲۳ بازی ویدئویی «هری پاتر: میراث هاگوارتز» را بهدلیل تراجنسیتهراسی رولینگ تحریم کردند، اما این اثر همچنان پرفروشترین بازی سال شد. گرچه این بحثها در اینترنت بسیار داغاند، عموم مردم توجه چندانی به آنها ندارند؛ و مخاطب اصلی سریال «هری پاتر» نیز همین عموم مردماند.
اچبیاو در حال دگرگونی است
بهتر میشود یا بدتر؟





دستکم در کوتاهمدت، «هری پاتر» موفقیتی خیرهکننده برای اچبیاو خواهد بود؛ اما در درازمدت، نشانهای از نوعی بحران هویتی و وجودی است.
از اواخر دهه ۱۹۹۰ و با پخش سریالهایی چون «آز»، «سوپرانوز» و «سکس و شهر»، اچبیاو به خانه تلویزیون فاخر شهرت یافت. شمار سریالهای ماندگار و مرزشکنی که طی چند دهه گذشته از این شبکه پخش شدهاند، بهطرز شگفتآوری زیاد است؛ از «شنود» و «زیاد ذوقزده نشو» گرفته تا «وراثت»، «ویپ»، «ددوود» و بسیاری آثار دیگر. همه این سریالها موفقیتهایی عظیم نبودند، اما اگر اثری از اچبیاو پخش میشد، میتوانستید مطمئن باشید که پرداختی استادانه و ایدهای اصیل دارد.
سریالهای اچبیاو هنوز خوشساختاند، اما این روزها هرچه بیشتر از اصالتشان کاسته میشود. احتمالاً ماجرا با «بازی تاجوتخت» آغاز شد؛ سریالی که آنقدر موفق بود که اچبیاو نتوانست در برابر ساخت نخستین مجموعه فرعی تاریخ خود، یعنی «خاندان اژدها»، مقاومت کند. اکنون دومین مجموعه فرعی «بازی تاجوتخت» نیز روی آنتن است: «شوالیهای از هفت پادشاهی». این شبکه با سریالهایی چون «پنگوئن» و اکنون «فانوسها» به جهان دیسی نیز پا گذاشته است. «سکس و شهر» را با «و درست مثل آن…» زنده کرد، با «تلماسه: پیشگویی» برای فیلمهای «تلماسه» شور و اشتیاق آفرید و با «آن: به دری خوش آمدید» از محبوبیت استیون کینگ بهره برد.
البته منظورم این نیست که هیچیک از این سریالها بد هستند؛ خود من شخصاً شیفته «شوالیهای از هفت پادشاهی» بودم. حرفم فقط این است که این آثار از تغییری اساسی خبر میدهند. اچبیاو همواره شبکهای بود که حاضر میشد برای ایدههای تازه و متفاوت خطر کند. اما اکنون وارد بازی بزرگ مالکیتهای فکری شده و «هری پاتر» بزرگترین قمارش در این میدان تا امروز است.
از «سوپرانوز» تا «هری پاتر»
آیا اچبیاو دارد شبیه دیزنی میشود؟
نگرانی این است که وقتی شبکهای اینگونه سراغ مالکیتهای فکری بزرگ میرود، در چرخهای معیوب گرفتار شود. تولید مجموعههایی بر پایه نامها و برندهای بزرگ، سرمایهگذاری هنگفتی میطلبد و توجیه چنین سرمایهای نیز به بازدهی بسیار بالا نیاز دارد. اما این بازدهی کلان تنها زمانی به دست میآید که آنقدر هزینه کنید تا مجموعهتان به نمایشی خیرهکننده و تماشایش واجب بدل شود؛ تا جایی که سرانجام، خودِ این جلوه و عظمت به هدف اصلی تبدیل میشود. کافی است به سرنوشت دیزنی نگاه کنید؛ شرکتی که دلبستگی افراطیاش به مالکیتهای فکری زبانزد است و برند «جنگ ستارگان» را چنان بیش از اندازه در معرض دید قرار داد که دیگر علاقه شمار زیادی از مردم را برنمیانگیخت.
البته زمان میبرد تا اچبیاو به چنین نقطهای برسد، اما این احتمال دور از ذهن نیست. شاید شبکه دیر یا زود فرصت ساخت درام صمیمی و هنجارشکن بعدی را کنار بگذارد و بهجایش اثری بسازد که نامی آشنا و شناختهشده دارد؛ و این واقعاً مایه تأسف خواهد بود.
اچبیاو تازه به این مسیر پا گذاشته است
یا شاید اچبیاو بتواند با موفقیت از این گذرگاه باریک عبور کند و محتوای باکیفیت و متکی بر مالکیت فکری را در کنار مجموعههای جسورانه و اصیل همیشگیاش بگنجاند. هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. در نهایت، شبکهها هم تغییر میکنند. پیش از آنکه اچبیاو به خانه تلویزیون فاخر بدل شود، هویت این برند بر پخش فیلمهای بدون سانسور، ورزش زنده و برنامههای ویژه کمدی استوار بود. شاید این تنها فصل بعدی آن باشد.
حتی اگر اچبیاو سرانجام به چیزی تبدیل شود که دیگر برایمان آشنا نیست، شبکههای دیگری هستند که جای خالیاش را پر کنند و به شمار زیادی از مجموعههای تازه، جسورانه و هیجانانگیز چراغ سبز نشان دهند. تلویزیون فاخر شاید از میان نرود؛ فقط به جای دیگری کوچ میکند.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dan Selcke است. مشاهده مقاله اصلی