خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

نتفلیکس و اسپاتیفای تازه آغاز موج گرانی اشتراک‌ها در سال ۲۰۲۶ بودند

Netflix و Spotify، سرآغاز موج افزایش بهای اشتراک‌ها در سال 2026
انگار اشتراک‌هایم علیه کیف پولم متحد شده‌اند و من واقعاً دارم وحشت می‌کنم.

وقتی افزایش قیمت ژانویهٔ اسپاتیفای از راه رسید، حتی پلک هم نزدم. اشتراک انفرادی پریمیوم به $۱۲.۹۹ رسیده بود؟ باشد. بعد، در ماه مارس نوبت نتفلیکس شد که بهای طرح استانداردش را به $۱۹.۹۹ برساند و بار دیگر این پرسش را پیش بکشد که آیا هنوز پرداخت پول برای نتفلیکس می‌ارزد یا نه. باز هم شانه بالا انداختم.

اکنون که در سپتامبر به گذشته نگاه می‌کنیم، این گرانی‌ها کمتر به تعدیل‌های سالانه و پراکنده شباهت دارند و بیشتر نشانه‌های هشداردهندهٔ سالی هستند که در آن، اشتراک خدمات فناوری به‌طرز محسوسی گران‌تر شده است. تازه، همان زمانی که سرگرم غرزدن بابت پرداخت پول بیشتر برای تماشای «چیزهای عجیب» بودیم، برخی از تندترین افزایش قیمت‌ها سراغ ابزارها و خدمات کسل‌کننده‌ای می‌آمدند که احتمال لغو اشتراکشان بسیار کمتر است.

موج گرانی از برنامه‌های پخش آنلاین فراتر رفت

اشتراک‌هایی که ترکشان دشوارتر است، قدر خود را خوب می‌دانند

لغو اشتراک یک سرویس پخش آنلاین چندان دشوار نیست. شاید چند هفته از تماشای سریالی که همه درباره‌اش حرف می‌زنند عقب بمانید، اما زندگی ادامه دارد. در مقابل، دل‌کندن از نرم‌افزاری که گذرواژه‌ها، اسناد، آثار خلاقانه یا چندین سال دادهٔ شخصی شما را در خود نگه داشته، تصمیمی به‌مراتب دشوارتر است.

اورنوت نمونهٔ خوبی است. این شرکت امسال طرح‌های آشنای پرسونال و پروفشنال را کنار گذاشت و استارتر و ادونسد را جایگزینشان کرد. استارتر سالانه $۹۹ قیمت دارد و هر حساب را به ۱,۰۰۰ یادداشت محدود می‌کند؛ درحالی‌که ادونسد سالانه $۲۴۹.۹۹ هزینه دارد و این محدودیت‌های محتوایی را برمی‌دارد. اورنوت می‌گوید اگر اشتراکتان را لغو کنید، همچنان به محتوای پیشین خود دسترسی خواهید داشت؛ هرچند این موضوع برای کسی که سال‌ها صرف ساختن بایگانی‌ای با هزاران یادداشت کرده، چندان راهگشا نیست. در چنین شرایطی، تنزل به استارتر یعنی یا دیگر نتوانید یادداشت تازه‌ای بیفزایید، مگر آنکه حساب را با جدیت خلوت کنید؛ یا هزینهٔ ادونسد را بپردازید؛ یا همه‌چیز را جمع کنید و به جای دیگری ببرید.

مدیران گذرواژه نیز از قافله عقب نماندند. به گزارش ورج، وان‌پسورد پس از آنکه سال‌ها قیمتش را تقریباً دست‌نخورده نگه داشته بود، بهای سالانهٔ طرح انفرادی خود را برای تمدیدهایی که از اواخر مارس آغاز می‌شوند، از $۳۵.۸۸ به $۴۷.۸۸ افزایش داد. دوازده دلار بیشتر در سال شاید در حد انعامی کوچک به نظر برسد، اما مدیر گذرواژه دقیقاً از آن خدماتی است که ترک‌کردنش دشوار می‌شود. وقتی صدها اطلاعات ورود، یادداشت امن و اعتبارنامهٔ دیگر در تار و پود آن تنیده شده باشند، جابه‌جایی میان سرویس‌ها به کاری واقعی و وقت‌گیر تبدیل می‌شود.

مطلب مرتبط:   یک کامپیوتر کوچک تمام رایانه ای است که شما نیاز دارید - به همین دلیل

پلکس راه دیگری در پیش گرفت و گریز از پرداخت‌های تکرارشونده را بسیار گران‌تر کرد. در ماه ژوئیه، قیمت اشتراک مادام‌العمر پلکس از $۲۴۹.۹۹ به $۷۴۹.۹۹ جهش کرد. بهای طرح‌های ماهانه و سالانه تغییری نکرد؛ بنابراین با یک افزایش قیمت معمول اشتراک روبه‌رو نبودیم. اما اگر می‌خواستید یک بار پول بدهید و برای همیشه خیال خود را از پلکس راحت کنید، ناگهان باید سه برابر هزینه می‌پرداختید.

چرا این اتفاق اکنون رخ می‌دهد؟

شرکت‌های اشتراکی مرز تحمل مشتریان را یافته‌اند

صفحه اشتراک YouTube Music بالای اسکناس پنج‌دلاری آمریکا

وسوسه‌انگیز است که تقصیر همهٔ این‌ها را گردن تورم بیندازیم؛ این احتمالاً ساده‌ترین توضیح هم هست، اما فقط بخشی از ماجرا را روشن می‌کند. کسب‌وکارهای اشتراکی جاافتاده کم‌کم بازی متفاوتی را آغاز کرده‌اند.

شرکت‌هایی مانند اسپاتیفای و نتفلیکس سال‌ها تمام تمرکزشان را بر افزایش شمار مشترکان گذاشته بودند. اکنون که انبوهی از کاربران پولی دارند، گرفتن اندکی درآمد بیشتر از هر نفر می‌تواند به‌اندازهٔ تلاش برای جذب موج بعدی مشترکان وسوسه‌انگیز باشد. اسپاتیفای امسال به سرمایه‌گذاران گفت توانسته است قیمت‌ها را با کمترین میزان ریزش مشترک افزایش دهد؛ پس حساب‌وکتاب ماجرا کاملاً روشن است. وقتی سرویسی به بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامهٔ روزمرهٔ کسی تبدیل شود، افزودن یکی دو دلار دیگر به قیمت، اهرمی بیش از حد آسان و وسوسه‌کننده به نظر می‌رسد.

هوش مصنوعی نیز به توجیهی تازه و دم‌دستی برای بازچینی طرح‌ها و افزایش قیمت‌ها تبدیل شده است. رده‌های تازهٔ اورنوت مجموعه‌ای از قابلیت‌های هوش مصنوعی را در بر می‌گیرند و وان‌پسورد نیز هنگام توضیح افزایش قیمتش، به نام‌گذاری موارد ذخیره‌شده با کمک هوش مصنوعی اشاره کرد. من هرگز از برنامهٔ یادداشت‌هایم نخواسته‌ام فهرست خریدم را خلاصه کند و بعید می‌دانم تنها کسی باشم که می‌پرسد چرا باید هزینهٔ قابلیت هوش مصنوعی‌ای که شاید هیچ‌وقت به کارم نیاید، ناگهان به بهای نرم‌افزاری افزوده شود که از قبل داشتم.

مطلب مرتبط:   7 نکته ای که باید قبل از استفاده از تلویزیون به عنوان مانیتور در نظر بگیرید

همچنین شاهد «آب‌رفتن دیجیتال» هستیم؛ وضعیتی که در آن ممکن است قیمت روی برچسب ثابت بماند، اما اشتراک امکانات کمتری در اختیارتان بگذارد. مایکروسافت در اطلاعیهٔ تازهٔ سپتامبر خود نمونه‌ای جدید ارائه کرد. از ماه نوامبر، ایکس‌باکس گیم‌پس آلتیمیت به‌جای زمان نامحدود کنونی برای بازی ابری در هر ماه، تنها ۱۵ ساعت بازی ابری ارائه خواهد داد و برای ساعت‌های بیشتر باید جداگانه پول پرداخت کرد.

همان چیزی را می‌خواهید که قبلاً داشتید؟ ساعت بیشتری بخرید. این ماجرا در عصر اشتراک‌ها درست مانند باز کردن جعبهٔ غلات صبحانه و دیدن هوای بیشتر و غلات کمتر است.

اشتراک $۲۰ دلاری دارد به هنجاری خطرناک تبدیل می‌شود

قبض سنگین، حاصل تمدیدهای به‌ظاهر بی‌ضرر است

نمایش برنامه Peacock روی تبلت iPad

از نظر روان‌شناختی، گمان می‌کنم بیشتر ما در برآورد هزینه‌های انباشته چندان خوب عمل نمی‌کنیم، چون هر اشتراک را جداگانه می‌سنجیم. آیا طرح استاندارد نتفلیکس ماهی ۱۹.۹۹ دلار می‌ارزد؟ شاید. آیا پیکاک پریمیوم پلاس ارزش ۱۹.۹۹ دلار را دارد؟ اگر به‌اندازهٔ کافی از آن استفاده کنید، حتماً.

وقتی بهای همه خدمات آرام‌آرام به یک محدوده نزدیک می‌شود، حساب‌وکتاب ناخوشایندتر هم می‌شود. بهای پیکاک پریمیوم پلاس در ماه اوت از ۱۶.۹۹ به ۱۹.۹۹ دلار رسید و کمی بعد در همان ماه، اپل تی‌وی نیز قیمتش را از ۱۲.۹۹ به ۱۴.۹۹ دلار افزایش داد. هر افزایش قیمت، اگر جداگانه بررسی شود، ممکن است منطقی به نظر برسد؛ اما وقتی هزینهٔ پخش آنلاین، موسیقی، فضای ابری، بازی، مدیریت گذرواژه و نرم‌افزارهای بهره‌وری را روی هم بگذارید، بی‌آنکه خریدی آشکارا تجملی کرده باشید، ممکن است با صورتحساب ماهانهٔ سنگینی روبه‌رو شوید.

مشکل بزرگ‌تر چیزی است که من آن را «توجیه‌تراشی خزنده» می‌نامم. ارتقای فضای ذخیره‌سازی iCloud را توجیه می‌کنیم چون نمی‌خواهیم عکس‌هایمان را از دست بدهیم. Microsoft ۳۶۵ را توجیه می‌کنیم چون به Word نیاز داریم. Spotify را توجیه می‌کنیم چون آگهی‌هایش تحمل‌ناپذیرند. وقتی نوبت به گزینه‌های کاملاً غیرضروری می‌رسد، بودجه‌مان دیگر حسابی شلوغ شده است؛ بااین‌حال، باز هم دکمه «تمدید» برنده می‌شود، چون لغو اشتراک همچنان آن‌قدر دردسرساز به نظر می‌رسد که یک ماه دیگر عقبش بیندازیم.

مطلب مرتبط:   6 بهترین انجمن رمزنگاری آنلاین برای علاقه مندان به رمزگذاری

اگر امروز مشترک نمی‌شدید، شاید بهتر باشد دیگر تمدید نکنید

کارآمدترین تغییری که داده‌ام این بوده که دیگر هر اشتراک را تصمیمی جداگانه برای پرداخت ۱۵ یا ۲۰ دلار نبینم و در عوض، همه آن‌ها را یکجا بررسی کنم. اگر پخش آنلاین، فضای ابری، بازی و برنامه‌های بهره‌وری ماهانه ۲۰۰ دلار برایتان هزینه داشته باشند، این رقم خیلی زود به سالی ۲,۴۰۰ دلار می‌رسد؛ عددی که دیگر نمی‌توان به‌آسانی از کنارش گذشت.

به همین دلیل، سال ۲۰۲۶ برای من عملاً به سال پاک‌سازی بی‌رحمانه تبدیل شده است. فهمیدم برای مجموعه‌هایی پول می‌دهم که به‌ندرت سراغشان می‌روم و مشترک طرح‌های حرفه‌ای‌ای هستم که شاید فقط از دو قابلیتشان استفاده می‌کنم؛ قابلیت‌هایی که در طرح ارزان‌تر هم وجود دارند. این نگرش کمکم کرده است دیگر بابت اشتراک‌های بی‌فایده‌ای پول ندهم که بیشتر از هر چیز به این دلیل دوام آورده بودند که تمدید دوباره‌شان از تصمیم‌گیری دربارهٔ آن‌ها آسان‌تر بود.

همچنین هر بار که موعد تمدیدی فرا می‌رسد، یک پرسش را از خودم می‌پرسم: اگر پیش‌تر هرگز مشترک نشده بودم، آیا امروز هم حاضر بودم با قیمت کنونی ثبت‌نام کنم؟ وقتی پاسخ منفی است، آن خدمت معمولاً باید به فهرست کاهش سطح اشتراک، لغو موقت یا حذف کامل برود. اگر هزینهٔ دورهٔ کنونی را از پیش پرداخته‌اید، دانستن اینکه چه زمانی اشتراک را لغو کنید تا پولتان هدر نرود نیز سودمند است.

دوران اشتراک‌های دیجیتال ارزان و نامحدود به‌سرعت رو به پایان است و شرکت‌ها در گرفتن اندکی پول بیشتر از مشتریانی که دیگر به خدماتشان خو گرفته‌اند، بسیار ماهر شده‌اند. بنابراین ناچار شده‌ام برای اینکه کدام خدمات جایگاهی همیشگی در صورت‌حساب کارت اعتباری‌ام داشته باشند، بسیار سخت‌گیرتر باشم.

نتفلیکس و اسپاتیفای تنها نخستین زنگ‌های خطر بودند. پرسش دشوارتر این است که با از راه رسیدن افزایش قیمت بعدی، نگه‌داشتن کدام اشتراک‌ها همچنان ارزشمند به نظر خواهد رسید.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Oluwademilade Afolabi است. مشاهده مقاله اصلی