راحتی گوگل درایو انکارناپذیر است، اما همین راحتی بهمحض عبور از مرز ۱۵ گیگابایت هزینهبردار میشود. مشکل بزرگتر این است که با افزایش حجم دادهها، این هزینه نیز بهمرور بیشتر میشود و شما هیچ اختیاری درباره طرحهایی ندارید که گوگل ممکن است سال آینده ارائه کند.
بنابراین، بهجای آنکه خودم را به قیمتگذاریهای گوگل یا هر ارائهدهنده دیگری بسپارم، فضای ابری شخصی خودم را راهاندازی کردم.
چرا میخواستم گوگل درایو را کنار بگذارم
مسئله فقط هزینه اشتراک نبود

بیایید از روشنترین دلیل شروع کنیم: هزینه دائمی اشتراک. من از طرح ۵ ترابایتی گوگل وان استفاده میکردم و هر ماه حدود ۲۰ دلار میپرداختم. بخش آزاردهنده ماجرا این بود که تنها ۲۰ درصد از کل این ۵ ترابایت را استفاده میکردم. طرح ارزانتر بعدی، ماهانه ۵ دلار برای ۴۰۰ گیگابایت است و میان این دو نیز هیچ گزینهای متناسب با نیاز واقعی من وجود ندارد.
همسرم نیز همین مشکل را داشت، اما از سوی دیگر. او از آیکلاد استفاده میکرد و حجم دادههایش به حدود ۲۵۰ گیگابایت رسیده بود؛ بااینحال، ردهبندی طرحهای اپل هم به کارش نمیآمد. طرح پس از ۲۰۰ گیگابایت، ۲ ترابایت با هزینه ماهانه نزدیک به ۱۰ دلار است. بنابراین، فقط به این دلیل که طرح مناسبی برایش وجود نداشت، ناچار بود بیش از سه برابر نیازش هزینه کند.
مشکل اشتراکهای ذخیرهسازی این است که با گذشت زمان هرگز ارزانتر نمیشوند؛ مگر اینکه حذف دادههای قدیمی برایتان اهمیتی نداشته باشد. من از طرح ۱۰۰ گیگابایتی گوگل آغاز کردم و تنها ظرف چند سال به طرح ۵ ترابایتی رسیدم. حالا که فرزندی یکساله دارم و میخواهم تکتک لحظههای مهم رشدش را ثبت کنم، بهخوبی میدانم این روند مرا به کجا خواهد رساند.
دلیل دیگر کمی پیچیدهتر است. قابلیتهای هوش مصنوعی گوگل درایو کاربردیاند، اما چندان خوشایندم نیست که هوش مصنوعی فایلهای شخصیام را در فضای ابری وارسی کند؛ حتی اگر اندکی زندگیام را آسانتر سازد. بههرحال، تقریباً همهچیز را آنجا نگه میداشتم؛ از عکسها و اسناد شخصی گرفته تا مدارک مالیاتی. میزبانی شخصی، راهحل روشنی برای همه این مشکلات به نظر میرسید.
نکستکلاد بهترین گزینهای بود که برای میزبانی شخصی پیدا کردم
برای انتخابش نیازی به دودلی نیست





وقتی تصمیم گرفتم ابر شخصی خودم را میزبانی کنم، عمیقاً در دنیای میزبانی شخصی فرو رفتم. نام نکستکلاد همهجا به چشمم میخورد و پس از یک هفته استفاده، فهمیدم چرا اینقدر محبوب است. نکستکلاد سکویی رایگان و متنباز برای ذخیرهسازی ابری است که میتوانید آن را روی سختافزار خودتان میزبانی کنید. این سکو برای ویندوز، مک، لینوکس، اندروید و آیاواس در دسترس است؛ بنابراین، تقریباً با هر دستگاهی میتوانید به آن دسترسی داشته باشید.
تجربه اصلی کار با آن درست همان چیزی است که در سرویسهایی مانند گوگل درایو یا آیکلاد میبینید: ساختار آشنای فایلها و پوشهها، بارگذاری با کشیدن و رهاکردن، همرسانی آسان فایلها و حتی امکان محافظت از فایلها و پوشههای مشخص با گذرواژه.
اما نکستکلاد صرفاً پوشهای در فضای ابری نیست که به آن دسترسی پیدا کنید؛ جایگزینی کامل برای زیستبوم گوگل است. افزون بر فضای ذخیرهسازی ابری، تقویم، مخاطبان، یادداشتها، مجموعه نرمافزارهای اداری و حتی برنامهای برای عکسها با قابلیت ساخت آلبوم و تشخیص چهره در اختیارتان قرار میدهد. در نتیجه، گوگل درایو را با یک فضای ابری ابتدایی جایگزین نمیکنید.
آنچه بیش از همه درباره نکستکلاد شگفتزدهام کرد، کیفیت بالای برنامههای همراه آن در اندروید و آیفون بود. همسرم آن را روی آیفون خود نصب کرد و لازم نبود چیزی به او آموزش بدهم. مهمتر از همه، نکستکلاد پروژهای گمنام و تفننی نیست؛ بیش از یک دهه از آغاز کارش میگذرد و شرکتها و دولتهایی که خواهان اختیار کامل بر دادههایشان هستند، واقعاً از آن استفاده میکنند. همین موضوع اطمینان لازم را به من داد تا هزاران فایل شخصی را در آن پشتیبانگیری کنم.
راهاندازیاش فوری و بیدردسر نیست، اما ارزشش را دارد
میزبانی فضای ابری شخصی در نگاه نخست برنامهای عالی به نظر میرسد، اما باید صادقانه از دردسرهایش هم بگویم. فرایند راهاندازی ممکن است ترسناک به نظر برسد، بهویژه اگر پیشتر هیچ سرویسی را شخصاً میزبانی نکرده باشید.
نخست به سختافزاری نیاز دارید که همواره روشن بماند و سرویس را اجرا کند؛ این سختافزار میتواند لپتاپی قدیمی، رزبری پای یا یک دستگاه ذخیرهساز تحت شبکه واقعی باشد. همچنین برای نگهداری دادهها به درایوهای ذخیرهسازی نیاز دارید. من از قبل یک حافظه اساسدی قدیمی داشتم، بنابراین این بخش برایم مشکلی نبود؛ اما اگر چنین حافظهای ندارید، خرید نمونهای تازه میتواند همان ابتدا هزینه سنگینی روی دستتان بگذارد، بهویژه اکنون که تجهیزات ذخیرهسازی بسیار گران شدهاند. در پایان نیز باید راهی برای دسترسی از راه دور پیدا کنید، مگر اینکه دسترسی به فایلها تنها از داخل خانه برایتان کافی باشد. البته پس از یکبار انجامدادن این مراحل، هیچکدام دشوار به نظر نمیرسند، اما در آغاز به صرف مقداری زمان و تلاش نیاز دارند.
البته این کار معایب دیگری هم دارد. بزرگترینشان این است که از این پس، روشن و در دسترس نگهداشتن سامانه بر عهده خودتان خواهد بود. اگر برق قطع شود یا چیزی از کار بیفتد، باید همهچیز را خودتان درست کنید. افزون بر این، فضای ذخیرهسازی فیزیکی شما سرانجام روزی خراب خواهد شد؛ بنابراین همچنان باید از قانون کلاسیک پشتیبانگیری ۳-۲-۱ پیروی کنید. صرفاً چون سختافزار متعلق به خودتان است، از پشتیبانگیری بینیاز نمیشوید.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Pankil Shah است. مشاهده مقاله اصلی