خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

این گوشی ۱۳۰۰ دلاری ایسوس به تبلت و سپس لپ‌تاپ تبدیل می‌شد، اما یک ایراد سرنوشتش را رقم زد

این گوشی ۱۳۰۰ دلاری ایسوس به تبلت و سپس لپ‌تاپ تبدیل می‌شد، اما یک نقص سرنوشتش را رقم زد
ایسوس پدفون ایده‌ای هوشمندانه بود، اما بسیار جلوتر از زمان خود ظاهر شد.

اگر گوشی در جیب‌تان آن‌قدر توانمند بود که نقش یک رایانه را هم ایفا کند، اصلاً چرا باید تبلتی جداگانه می‌خریدید؟ وقتی گوشی از توان پردازشی لازم برخوردار است تا دست‌کم در تئوری تبلت را نیز راه بیندازد، چرا برای دو طرح داده هزینه می‌کردید؟ آن هم در حالی که با افزودن صفحه‌کلید و ماوس، می‌توانست از گوشی به تبلت و سپس لپ‌تاپ بدل شود.

این ایده پشت مفهومی بود که ایسوس در کامپیوتکس ۲۰۱۱ معرفی کرد. طرح تازهٔ ایسوس بسیار آینده‌نگرانه به نظر می‌رسید و با وجود مهندسی هوشمندانه‌ای که در مجموع به وعده‌اش عمل می‌کرد، در نهایت این نرم‌افزار بود که نگذاشت ایسوس پدفون به محصولی واقعاً درخشان تبدیل شود. بخشی از مشکل به نسخهٔ ترکیبی تازه‌ای از اندروید بازمی‌گشت که برای سازگاری درست برنامه‌ها با این قالب جدید، کار بیشتری بر دوش توسعه‌دهندگان می‌گذاشت؛ کاری که در بیشتر موارد انجام نشد.

بیایید به این محصول بلندپروازانهٔ سال ۲۰۱۲ بازگردیم و ببینیم چگونه راه را برای شماری از محصولات و گرایش‌های موبایلی امروز هموار کرد.

ایدهٔ اصلی

تلاشی برای دستگاهی واقعاً همه‌کاره

ایسوس پدفون همراه با تبلت

ایدهٔ اصلی ساده بود: یک دستگاه، یک سیم‌کارت و یک طرح داده؛ آن هم پیش از روزگار اینترنت نامحدود، بی‌نیاز از همگام‌سازی میان گوشی و تبلت. پیش‌تر در سال ۲۰۱۱، موتورولا با اتریکس ۴جی سراغ مفهومی مشابه رفته بود؛ نسخه‌ای ساده‌تر از پدفون که بخش لپ‌تاپی‌اش سیستم‌عامل مجزای خود را داشت. آن محصول به‌دلیل عملکرد کند، قیمت بالا و سردرگمی مشتریان دربارهٔ اصل ایده شکست خورد.

بستهٔ کامل پدفون شامل خود گوشی —مدلی ۴٫۳ اینچی با نمایشگر qHD، پردازندهٔ دو‌هسته‌ای اسنپدراگون S4 Plus، ۱ گیگابایت رم و حداکثر ۶۴ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی—، تبلت —که در اصل تنها یک نمایشگر ۱۰٫۱ اینچی با وضوح ۱۲۸۰×۸۰۰ بود—، به‌همراه صفحه‌کلید و قلم، در سال ۲۰۱۲ قیمت سنگین ۱۳۰۰ دلار داشت؛ رقمی معادل حدود ۱۸۹۰ دلار امروز.

گوشی‌ای که به تبلت تبدیل می‌شد

اتصال ایسوس پدفون به داک

خود تبلت که ایسوس آن را پدفون استیشن می‌نامید، در عمل چیزی جز یک نمایشگر ۱۰٫۱ اینچی «ساده» به‌همراه باتری بزرگی نبود؛ دستگاهی که فقط با جا زدن پدفون در جایگاه اتصال پشت آن جان می‌گرفت. پس از روشن شدن، پردازنده و نرم‌افزار گوشی تمام توان پردازشی تبلت را فراهم می‌کردند و نقش تبلت به باتری اضافه و خود نمایشگر محدود می‌شد. یکی از مهم‌ترین دلایل مرجوع کردن پدفون از سوی خریداران، وزن آن بود: تبلت همراه با گوشیِ متصل‌شده تقریباً ۲ پوند وزن داشت و به‌دلیل باتری‌ها، توزیع وزنش نیز یکنواخت نبود؛ در حالی که آیپد اصلی فقط ۱٫۵ پوند وزن داشت.

مطلب مرتبط:   تفاوت بین Wi‑Fi 7 و Wi‑Fi 6 چیست (و چگونه می‌توان سرعت اضافی آن را باز کرد)

بستهٔ کامل پدفون در سال ۲۰۱۲، ۱۳۰۰ دلار قیمت داشت؛ رقمی معادل حدود ۱۸۹۰ دلار امروز.

و تبلتی که می‌توانست به نت‌بوک بدل شود

پدفون همراه با داک

برای برداشتن گام بعدی، پس از جا زدن گوشی درون تبلت، می‌توانستید خود تبلت را نیز به صفحه‌کلید ایسوس متصل کنید؛ ترکیبی که با صفحه‌کلید و ترک‌پد، تجربه‌ای شبیه نت‌بوک فراهم می‌کرد. در سال ۲۰۱۲، اندروید قطعاً برای تجربهٔ لپ‌تاپی بهینه نشده بود و کار با پدفون در این حالت، فرایندی دست‌وپاگیر بود: اجرای نسخه‌های بزرگ‌نمایی‌شدهٔ برنامه‌های گوشی، بدون پشتیبانی از چندپنجره‌ای که امروز در اختیار داریم.

اما بزرگ‌ترین مشکل، سخت‌افزار نبود.

نرم‌افزار بزرگ‌ترین مشکل بود

نه گوشی خوبی بود و نه تبلت خوبی

تبلت اندرویدی ایسوس پدفون

وقتی آیپد در سال ۲۰۱۰ عرضه شد و به موفقیتی خیره‌کننده دست یافت —و هنوز هم برای بیشتر مردم تبلت پیش‌فرض به شمار می‌آید— گوگل غافلگیر شد.

آن زمان گوگل دو سیستم‌عامل جداگانه را نگه‌داری می‌کرد: اندروید ۲٫۳ «جینجربرد» سیستم‌عامل گوشی‌هایش بود و اندروید ۳٫۰ «هانی‌کامب» سیستم‌عامل تبلتی شتاب‌زده و بدفرجامش. سپس اندروید ۴٫۰ «آیس کریم سندویچ» از راه رسید که قرار بود این دو را یکپارچه کند و پدفون یکی از نخستین دستگاه‌هایی بود که آیس کریم سندویچ را اجرا می‌کرد. اما این نسخه مشکل بزرگی داشت.

آیس کریم سندویچ قابلیتی به نام «تعویض پویای نمایشگر» داشت و ایسوس برای کارکرد پدفون به همین فناوری نرم‌افزاری تکیه کرده بود. وعده‌اش روی کاغذ واقعاً شگفت‌انگیز بود: فعالیتی را روی گوشی آغاز می‌کردید، مثلاً تماشای فیلم، سپس گوشی را در نمایشگر بزرگ‌تری مانند تبلت ایسوس پدفون جا می‌زدید و فیلم، دقیقاً از همان‌جا روی صفحه‌ای بزرگ‌تر ادامه پیدا می‌کرد؛ همه‌چیز هم با صدای کلیک ساده و رضایت‌بخش اتصال گوشی به تبلت. اما بیشتر وقت‌ها، چنین اتفاقی نمی‌افتاد.

مطلب مرتبط:   Friend.Tech چیست و آیا باید تبلیغات تبلیغاتی را باور کنید؟

در اندروید ۴٫۰، تغییر ابعاد صفحه‌نمایش باعث رخدادی به نام «نابودی اکتیویتی» می‌شد؛ رخدادی که برنامه را در حافظهٔ رم می‌بست و می‌کوشید آن را با پیکربندی تازهٔ نمایشگر دوباره اجرا کند. برای برطرف کردن این مشکل، توسعه‌دهندگان ناچار بودند برنامه‌هایشان را بازنویسی کنند تا مشخص شود هنگام نابودی اکتیویتی، وضعیت دقیق برنامه چگونه ذخیره شود و پس از پیکربندی دوباره، چگونه همان وضعیت بارگذاری گردد. تقریباً هیچ توسعه‌دهنده‌ای وقت لازم را برای به‌روزرسانی برنامه‌های خود و پشتیبانی از این جابه‌جایی پویای روان میان نمایشگرها صرف نکرد؛ قابلیتی که می‌توانست پدفون را به دستگاه همه‌کاره‌ای تبدیل کند که ایسوس در سر داشت. در نتیجه، فقط برنامه‌های خود ایسوس می‌توانستند بی‌دردسر میان حالت گوشی و تبلت جابه‌جا شوند. سایر برنامه‌ها هنگام رفتن از حالت گوشی به تبلت در پدفون، عملاً مجبور می‌شدند بسته و دوباره بارگذاری شوند؛ تجربه‌ای افتضاح و آزاردهنده که بار دیگر به نرخ بالای مرجوعی پدفون دامن زد.

پدفون هم گوشی متوسطی بود و هم تبلتی ناموفق. بیشتر بررسی‌کنندگان آن زمان با دیدن قیمت سرسام‌آور آن به این نتیجه رسیدند که با بهای درخواستی ۱۳۰۰ دلار، برای اغلب مردم خرید جداگانهٔ یک گوشی و یک تبلت بسیار منطقی‌تر از خرید دستگاهی واحد است که در هیچ‌یک از این دو نقش، چندان خوب عمل نمی‌کند.

اما ایسوس به همه‌چیز فکر کرده بود

قلم پدفون هنگام تماس

ایسوس برای قلم، بلندگو و میکروفون تعبیه کرد تا بتوانید از راه بلوتوث و با گرفتن قلم کنار سرتان، تماس‌ها را پاسخ دهید. این کار مضحک به نظر می‌رسید، اما راه‌حلی هوشمندانه برای مسئله‌ای تازه بود.

جانشینی هم از راه رسید

اما خیلی دیر بود

ای‌تی‌اندتی پدفون ایکس

در سال ۲۰۱۴، AT&T بار دیگر با پدفون ایکس جدیدتر شانس خود را آزمود و آن را با یارانه‌ای چشمگیر، به قیمت ۱۹۹ دلار همراه با قرارداد دوساله عرضه کرد. AT&T در پدفون ایکس فرصتی بزرگ می‌دید تا مشتریان را برای اتصال تبلت و گوشی‌شان در شبکهٔ خود نگه دارد؛ از همین رو حاضر بود یارانهٔ سنگینی برای محصول بپردازد. با این حال، پدفون ایکس موفق نشد؛ با وجود پردازندهٔ چهارهسته‌ای سریع‌تر و دو برابر رمِ پدفون اصلی.

مطلب مرتبط:   10 پلتفرم برتر ذخیره سازی مبتنی بر بلاک چین

مصرف‌کنندگان پدفون ایکس را بیش از اندازه بزرگ و زمخت می‌دانستند و مشکلات اندروید در تبلت‌ها همچنان پابرجا بود؛ آن هم در دورانی که آی‌پد واقعاً اوج می‌گرفت و تجربه‌ای تبلتیِ ممتاز، از پایه طراحی‌شده و همراه با نرم‌افزاری متناسب ارائه می‌داد. افزون بر این، پدفون ایکس باید در فروشگاه‌های AT&T به نمایش درمی‌آمد تا مشتریان مزیت آن را درک کنند؛ اصطکاکی که رساندن درست مزیت‌های چنین محصول منحصربه‌فردی را در فروشگاه دشوار می‌کرد.

تاشوها آرزوی پدفون را محقق کردند

در ۲۰۲۶ این مشکل را حل کرده‌ایم، اما تلاش ایسوس در ۱۴ سال پیش ستودنی است

سامسونگ گلکسی زد فولد ۸ در حالت باز با نمایشگر تقسیم‌شده

پاسخ این مسئلهٔ سال ۲۰۱۲، سال‌ها بعد از پیش رو رسید: گوشی‌های تاشو؛ مانند گلکسی زد فولد ۸ جدید که دوستش داریم. این دستگاه‌ها هر زمان به گوشی نیاز دارید مزیت‌های یک گوشی را در اختیارتان می‌گذارند و هرگاه بخواهید به تبلت تبدیل می‌شوند؛ آن هم در همان دستگاه و با همان طرح داده. این تقریباً همان چیزی است که ایسوس در پی ساختنش بود، اما خیلی زودتر از زمان مناسب به میدان آمد.

پدفون تلاشی جسورانه برای همگرایی بود، اما در نهایت بیش از حد از زمان خود جلوتر بود و محدودیت‌های سخت‌افزاری و به‌ویژه نرم‌افزاری، بیشترین مانع را پیش پایش گذاشتند.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Brandon Miniman است. مشاهده مقاله اصلی