خبر و ترفند روز

خبر و ترفند های روز را اینجا بخوانید!

بهترین سریال پسارستاخیزی هولو، چندان کاری به کار آخرالزمان ندارد

بهترین مجموعه پساآخرالزمانی هولو که چندان به آخرالزمان اهمیت نمی‌دهد
بهترین سریال پسارستاخیزی هولو از آخرالزمان تنها به‌عنوان پس‌زمینه بهره می‌گیرد، اما در اصل اصلاً درباره آن نیست.

این روزها سریال‌های پساآخرالزمانی فراوان‌اند. از مجموعه‌های فرعی «مردگان متحرک» گرفته تا «آخرین بازمانده از ما»، «فال‌اوت»، «سیلو» و آثار دیگر، تصور پایان جهان و رویدادی عظیم که تمدنِ آشنای بشری را از میان ببرد، به مضمونی محبوب بدل شده است. هر سریال برداشت خود را از این گونه دارد: بعضی بر ویروس تکیه می‌کنند، بعضی دیگر بر زنده‌ماندن در پناهگاه‌های زیرزمینی تمرکز دارند و برخی نیز رنگ‌وبویی علمی‌تخیلی به آن می‌افزایند. یکی از جذاب‌ترین سریال‌های تازه این دست، مرزهای گونه‌ها را به شیوه‌ای درمی‌نوردد که دیگران نکرده‌اند؛ با این همه، چندان هم درباره خودِ آخرالزمان نیست.

«پارادایس» در حال حاضر یکی از دست‌کم‌گرفته‌شده‌ترین تریلرهای علمی‌تخیلی هولو است. این سریال را دن فوگلمن ساخته است که بیش از همه به‌عنوان آفریننده درام خانوادگی «این ما هستیم» شناخته می‌شود. استرلینگ کی. براون، بازیگر «این ما هستیم»، در این مجموعه پرکشش بار دیگر با فوگلمن همکاری می‌کند. با آن‌که سناریوی آخرالزمانی در فصل دوم در کانون توجه قرار می‌گیرد، «پارادایس» از مفهوم آخرالزمان فراتر می‌رود تا داستانی عمیق‌تر روایت کند.

فصل اول به‌ندرت سطح زمین را نشان می‌دهد

داستانی درباره سیاست و قتل

خاویر در میان جمعیتِ جامعه زیرزمینی در «پارادایس» راه می‌رود.

در بیشتر فصل نخست «پارادایس»، اگر متوجه افشای بزرگ پایان قسمت اول نشده باشید، به‌آسانی می‌توانید سریال را تماشا کنید، بی‌آن‌که حتی بدانید با مردمی ساکن در جامعه‌ای پساآخرالزمانی روبه‌رو هستید. بخش عمده این سریال برجسته در پناهگاهی زیرزمینی می‌گذرد که سامانتا ردموند، میلیاردر ملقب به «سیناترا» (جولیان نیکلسون)، ساخته است. او تا حدی برای کنارآمدن با اندوه از دست دادن پسرش دست به این کار زد، اما دلیل دیگرش هشدارهای دانشمندی بود که پیش‌بینی کرده بود چند سال بعد سونامی عظیمی زمین را درمی‌نوردد. بیشتر مردم ادعاهای ظاهراً مضحک او را نادیده گرفتند، اما سیناترا گوش داد. او توصیه طعنه‌آمیز دانشمند را نیز جدی گرفت؛ این‌که اگر می‌خواهد زنده بماند، پناهگاهی زیر زمین بسازد؛ و واقعاً همان کار را کرد. وقتی پولی بیش از آنچه در چندین عمر بتوان خرج کرد دارید، چرا که نه؟

از آنجا که داستان پس از ساختن این جامعه به‌دست سیناترا و نجات مردمی که او شخصاً شایسته نجات دانسته می‌گذرد، همه‌چیز در آغاز شبیه جامعه‌ای خوش‌منظره به نظر می‌رسد. هرگز حدس نمی‌زنید که بر فراز آن، آخرالزمانی رخ داده است. در واقع، بیشتر شخصیت‌ها نمی‌دانند که زمین هنوز، دست‌کم فعلاً، قابل سکونت است و بازماندگانی وجود دارند. برای زمینه‌چینی فصل دوم، نگاه‌های کوتاهی به سطح زمین می‌اندازیم؛ اما بیرون از آن لحظه‌ها، «پارادایس» به هر سریال دیگری که در شهری حومه‌ای می‌گذرد شباهت دارد.

مطلب مرتبط:   شوالیه هفت قلمرو یک نمایش سرگرم‌کننده از بازی تاج‌وتخت است که بیش از حد وفادار به خود است

آخرالزمان آن‌قدرها هم هولناک به نظر نمی‌رسد

آن حس فوریت همیشگی وجود ندارد

می‌پذیریم که «پارادایس» در فصل دوم بیش از فصل اول به آخرالزمان می‌پردازد، به‌ویژه در قسمت آغازین که آنی (شیلین وودلی)، زن جوانی را دنبال می‌کند که برخلاف همه احتمال‌ها زنده می‌ماند. داستان همچنین خاویر (براون) را دنبال می‌کند که برای یافتن عزیزی که اکنون باور دارد شاید هنوز زنده باشد، راهی سطح زمین می‌شود. با این حال، با وجود آن‌که سریال بر دنیای بسیار متفاوتِ سطح زمین، جایی با منابع اندک، تمرکز دارد، باز هم واقعاً حس‌وحال آخرالزمانی پیدا نمی‌کند. خاویر البته با آدم‌های ناخوشایندی روبه‌رو می‌شود و کودکانی را می‌بیند که به‌سختی و به‌تنهایی روزگار می‌گذرانند؛ اما با خانواده‌ای هم آشنا می‌شود که در مزرعه‌ای کاملاً روباز زندگی می‌کنند و ظاهراً اوضاعشان به همان خوبیِ گذشته است.

در حالی که سریال‌هایی مانند «مردگان متحرک» مغازه‌هایی با قفسه‌های خالی و گروه‌هایی را نشان می‌دهند که در مکان‌های متروکی چون زندان‌ها و کلیساهای رهاشده پناه گرفته‌اند، بسیاری از مکان‌های «پارادایس» هنوز منابع فراوانی دارند یا مردم توانسته‌اند آن‌ها را بازسازی کنند تا غذا بکارند و حتی سوخت تولید کنند. اگر نمی‌دانستید سال‌ها پیش آخرالزمانی رخ داده، گمان می‌کردید این فقط شهری است که گردبادی یا بلای طبیعی دیگری به آن آسیب زده و اکنون در میانه بازسازی است. نکته آشکار این است: با آن‌که آدم‌های بد در جهان وجود دارند، اوضاع همچنان بیشتر آرام به نظر می‌رسد تا خطرناک. آدم‌های بد هستند، اما نه زامبی‌هایی که در پی گوشت انسان پرسه بزنند و نه موجودات جهش‌یافته و سربازان زره‌پوشی مانند آنچه در «فال‌اوت» می‌بینیم.

مطلب مرتبط:   این سریال علمی‑تخیلی کم‌تقدیر شده در Prime Video شایستهٔ دنبال‌کنندگان پرطرفدار است

علمی‌تخیلی دست بالا را می‌گیرد

فصل سوم مسیر متفاوت‌تری می‌پیماید

خاویر به چیزی خیره شده و سیناترا پشت سر او در «پارادایس» دیده می‌شود.

با پیشرفت سریال و با توجه به پایان فصل دوم، «پارادایس» در فصل سومِ تأییدشده‌اش، که قرار است فصل پایانی این حماسه علمی‌تخیلیِ تماشایی باشد، گرایش علمی‌تخیلی پررنگ‌تری پیدا خواهد کرد. با ورود دستگاهی مبتنی بر هوش مصنوعی، طرح مفهوم سفر در زمان و پرسش‌هایی درباره هویت برخی مهره‌های کلیدی، این‌که چه اتفاقی در چه زمانی رخ داده و آیا می‌توان زمان را به عقب بازگرداند، سریال بیش از پیش از پیش‌فرض آغازینِ پساآخرالزمانی خود فاصله می‌گیرد.

البته همه‌چیز به همان رویداد آخرالزمانی آغازین گره می‌خورد. اما «پارادایس»، یکی از بهترین مجموعه‌های علمی‌تخیلی تازه‌ای که اکنون ارزش تماشا دارند، درون‌مایه‌ها و روایت‌های گوناگونی را می‌کاود و در نتیجه، رویدادی که وضعیت کنونی را پدید آورد، رفته‌رفته در برابر آنچه پس از آن رخ می‌دهد کم‌اهمیت‌تر می‌شود. این داستانی عمیقاً روان‌شناختی و علمی‌تخیلی است که با انتظار شما از یک درام سنتی پساآخرالزمانی تفاوت دارد. این ویژگی مثبتی است، زیرا «پارادایس» از بهترین مجموعه‌های تازه برای تماشا نیز به شمار می‌آید.

منبع: این مطلب ترجمه و بومی‌سازی مقاله‌ای از MakeUseOf به قلم Christine Persaud است. مشاهده مقاله اصلی