نتفلیکس میتواند جایی غیرقابلپیشبینی باشد. این سرویس استریمساز آنقدر محتوا تولید میکند که گاهی سخت است گزینهها را محدود کنید و چیزی برای تماشا پیدا کنید. و اگر نمایشی را دوست داشته باشید، همیشه این احتمال وجود دارد که نتفلیکس آن را لغو کند، چون در این کار شهرت دارد.
به همین دلیل مجموعههای محدود گزینهای مطمئن هستند. این سریالها آغاز، میانه و پایانی مشخص دارند. خطری آنها متوقف نمیشود چون تمام شدهاند، و بسیاری از آنها همین امروز هم بهاندازه روز انتشارشان رضایتبخشاند.
نام مستعار گریس
سریال پرمخاطب دیگر مارگارت اتوود

نام مستعار گریس بر پایه کتابی همنام از مارگارت اتوود ساخته شده است؛ نویسندهای که نامش زمانی برجستهتر شد که هولو کتابش «سرگذشت ندیمه» را برای تلویزیون اقتباس کرد. داستان «نام مستعار گریس» دربارهٔ گریس مارکس است؛ مهاجر ایرلندی و خدمتکار خانهای که در سال ۱۸۴۳ به جرم قتل کارفرمایش و خانمخانهاش محکوم شد. سریال چند سالی پس از زندانی شدن او آغاز میشود، همانجا که به گذشتهٔ زندگیاش نگاه میکند.
نکته اینجاست که گریس راوی نامعتبری است، و سخت میتوان مطمئن بود آنچه میگوید کاملاً راست است. اما همین ابهامها SHOW را جذابتر میکند، زیرا مری هرن، کارگردان «آمریکایی سایکو»، هدایتش را بهخوبی برعهده دارد. شاید به همهٔ پرسشهایمان پاسهای قاطع نگیریم، اما نکتههای فراوانی دربارهٔ رابطهٔ طبقاتی در کانادای قرن نوزدهم میآموزیم، و سارا گادون در نقش گریس چنان درخشان است که نگاه را از خود نمیکند.
خدمتکار
تهنخورد و بیسهم در ایالات متحدهٔ آمریکا

و حالا داستانی کاملاً متفاوت دربارهٔ خدمتکاران: در سریال «خدمتکار» مارگارت کualای نقش الکس را بازی میکند؛ مادر جوانی که همراه دختر خردسالش پس از نامزد الکلی و متجاوزش خانه را ترک میکند. او به نظافت خانههای دیگران میپردازد، در حالی که با بیخانمانی، سیستم رفاه از کار افتاده، و نبردهای حضانت دستوپنجه نرم میکند.
«خدمتکار» هیچ ترفند فریبندهای ندارد. صرفاً داستانی منعطف و بر زمیننشسته دربارهٔ زنی پرتلاش است که تلاش میکند به خانوادهاش وانشان دهد، و همین برایش کافی است. این سریال یکی از پرتماشاترین SHOWهای نتفلیکس در ۲۰۲۱ بود، و امروز هم تماشایی دلانگیز است.
ترس در تپههای هیل
یکی، دو، و تمام

از زمینیترین داستانی تاکنون دیدهاید به یکی از عجیبترین آنها میرسیم: «ترس در تپههای هیل» داستانی ترسناک است که بهطور آزاد بر پایهٔ کتابی همنام از شرلی جکسون در سال ۱۹۵۹ ساخته شده است. پنج خواهر و برادر در بزرگسالی دوباره به هم میپیوندند؛ همهٔ آنها از تجربهٔ زندگی در تپهٔ هیل رازآلود عذاب میکشند. داستان میان زمانهٔ کنونی و گذشته در نوسان است، و خیلی زود روشن میشود که چیزی دربارهٔ این مکان بهشدت اشتباه است.
«ترس در تپههای هیل» نام سازندهاش مایک فلناگان را نامی آشنا ساخت، و او از آن زمان به خلق پروژههای دلهرهآور دیگری چون «میدنایت ماس»، «سقوط خاندان آشر»، و فیلم پیشروی «کلیفیس» پرداختهاست. «ترس در تپههای هیل» همچنان یکی از بهترین آثار اوست؛ یک سریال معمایی همواره ترسناک با فضایی تاریک و پیچشها و غافلگیریهایی در هر گوشه. «ترس در عمارت بِلای» نتفلیکس بهنوعی دنبالهٔ غیررسمی است، اما نسخهٔ اصلی بهتر است.
خرگوش سیاه
جود لا، جیسون بیتمن، و جرم — بالاخره با هم

در «خرگوش سیاه»، جود لا نقش جیک فریدکن را بازی میکند؛ رستوراندار موفقی در نیویورک که برادر آشفتهٔ خود، وینس (جیسون بیتمن) را دوباره به زندگیاش راه میدهد. اما این اشتباهی بزرگ میشود، چون بدهیهای فزاینده و ارتباطات نامیمون وینس، دو برادر را در مارپیچی مجرمانه فرو میبرد.
«خرگوش سیاه» هشت قسمت دارد و هر دقیقهاش را بهخوبی بهکار بسته است. تنش لحظهبهلحظه افزونی مییابد چون جیک و وینس یکی پس از دیگری تصمیمهای بد میگیرند، تا آنجا که دیگر قابل مهار نیست. در این مسیر، لا و بیتمن با شیمی منفجرگرشان ما را به صفحه نمایش میخکوب میکنند.
بچه گوزن
باید دید تا باور کرد

«بچه گوزن» سریالی صمیمی و بهطرز عجیبی بیگانه است که بهطور غیرمنتظرهای به یکی از بزرگترین hits نتفلیکس در ۲۰۲۴ تبدیل شد. داستان دربارهٔ بارتندری به نام دانی (ریچارد گد) است که فنجان چای رایگانی را به زنی گریان به نام مارتا (جسیکا گانینگ) تعارف میکند. مارتا به او خوی شونده میشود؛ در اینترنت تعقیبش میکند، و در خانهاش و نمایشهای کمدیاش سر میرسد.
میشد نسخهای از این سریال را تصور کرد که صرفاً به تمسخر رفتار عجیب مارتا بپردازد، و بیبی ریندیر البته بخشهای خندهداری دارد. اما با پیشروی داستان، سریال به چیزی بسیار ژرفتر و پیچیدهتر بدل میشود، آنهم زمانی که اختلالات و تابوهای روانی خود دانی پردهبرداری میشوند. این مجموعه کمدی است، درام است، مطالعهی شخصیتمحور است… طبقهبندیاش دشوار است، اما تماشایش هیجانانگیز است.
ترنسآتلانتیک
درامهای جنگ جهانی دوم در نتفلیکس و جای دیگر انونه فراوانند. اما مردم همچنان تماشایشان میکنند، بهویژه وقتی راهی برای روایت متفاوت داستان پیدا کنند. ترنسآتلانتیک در این کار بخوبی عمل میکند.
در اوایل دههی ۱۹۴۰ روایت میشود و به کمیتهی واقعی نجات واکنش اختصاص دارد که هنرمندان و روشنفکران را به فرار از فرانسهی اشغالیِ نازیها کمک میکرد. شاید گمان کنید درامی متعلق به جنگ جهانی دوم لاجرم مرگبار و جدی باشد، و ترنسآتلانتیک بسیار تاریک میشود، اما لحظات سبکتر، کمدیهای عجیبوغریب و رمانتیک فراوانی هم دارد. این نوع لحن برای چنین داستانی متفاوت است، اما جواب میدهد. همچنین تصویربرداری سرشار ازطراوت و چشمنواز است.
مانستر
سه مینیسریال به بهای یک

از نظر فنی مانستر سریال مستمر است، اما هر فصل داستان جنایی واقعی متفاوتی را روایت میکند که هیچ ارتباطی با بقیه ندارد؛ بنابراین حتی اگر سریال لغو شود، هر فصل مستقل و تکافتاده است.
گیلان تقریباً بهطور полногоتوافق نظر دارند که فصل اول، روایت قاتل زنجیرهای جفری دامر، بهترین است. ایوان پیترز نقش دامر را ترسناک بازی میکند، و سریال برخی از ناکامیهای سیستمی را واکاوی میکند که اجازه دادند کشتار آدمخوارانهاش تا آن حد طولانی ادامه یابد.
با این حال، خالق سریال رایان مورفی به فضاحتگری شهرت دارد، و قطعاً مایهای از سلیق hatchery در نحوهی تمجید این قاتلان مشهور دیده میشود، بهویژه در فصلهای دوم و سوم. با این وجود، اینها آثار صیقلی و شیکیاند که شاید میل شما به محتوای جنایی واقعی را ارضا کنند.
و اینها فقط آغاز کار است
بدیهی است که مینیسریالهای بیشتری برای کشف و لذت بردن در نتفلیکس وجود دارد. گمبیت ملکه بهعنوان درام دورهای ممتازی پرشکوه ستایش میشود. نوجوانی شاید چهار ساعت م习انیترین تماشای پیاپی در این سرویس باشد، یا هر جای دیگر.
و همیشه موارد بیشتری در راه است. مراقب چیزی که در فید ظاهر میشود باشید، زیرا ممکن است به شور و شوق تلویزیونی جدید شما تبدیل شود.
منبع: این مطلب ترجمه و بومیسازی مقالهای از MakeUseOf به قلم Dan Selcke است. مشاهده مقاله اصلی