پس از سالها استفاده از آیفون، در سال 2024 به سامسونگ سوئیچ کردم و بسیار خوشحال بودم. اما این خوشحالی خیلی کوتاهمدت بود. در تنها دو سال، نظر من کاملاً تغییر کرد.
بعد از سالها کاربر آیفون بودن، من در سال ۲۰۲۴ به سامسونگ تغییر کردم و خیلی خوشحال بودم. اما این خوشحالی بهسرعت فروکش کرد. در عرض دو سال، نظرم کاملاً معکوس شد.
هرچه بیشتر از دستگاههای سامسونگ و کل اکوسیستم آن استفاده میکنم، همانقدر شکافها را بیشتر میبینم و فکر میکنم وقت آن رسیده که به تولیدکنندهٔ دیگری مهاجرت کنم.

آخرین Ultra سامسونگ انقلابی نیست، اما ممکن است کاملترین پرچمدار تا به حال باشد.
سامسونگ مشغول بازی بیش از حد ایمن است
دوباره و تکرار

من پیش از این درباره ناامیدیام از سری Galaxy S25 صحبت کرده بودم، و این احساس جدیدی نیست. اگر بهدور برگردید، تا Galaxy S22 Ultra، گوشیها تقریباً یکسان بودند. برای مثال، پس از چند نسل، ظرفیت باتری تغییر نکرده و حتی سرعت شارژ هم ثابت مانده است.
این رکودی در طراحی نیز مشهود است. سامسونگ قبلاً با هر عرضهای چیزهای تازهای ارائه میداد، اما حالا همه چیز به یک ظاهر یکسان تبدیل شده است. اگر یک گوشی سری A را کنار یک Galaxy S25 بگذارید، بهراحتی نمیتوان آنها را از نگاه اول تشخیص داد. تمام محصولات یک هویت بصری مشترک دارند و اگرچه این در دسته پرچمدارها منطقی به نظر میرسد، اما وقتی در تمام محصولات اعمال شود، حس تنبلی ایجاد میکند.
اینطور نیست که سامسونگ همیشه همینطور باشد. سری Galaxy S21 هنوز یکی از زیباترین گوشیهای ساخته شده در نظر من است. حتی اگر تمام نکات منفی سامسونگ را ببخشیم، هنوز برخی موارد واضح وجود دارند که در سال 2025 بیمعنیاند. اینها ویژگیهای اساسی هستند که سایر تولیدکنندگان قبلاً اتخاذ کردهاند.
پشتیبانی بومی از Qi2 هنوز وجود ندارد. اگر بهدقت مغناطیسی صحیح نیاز داشته باشید، سامسونگ شما را به خرید کیس هدایت میکند به جای اینکه این ویژگی را در خود گوشی بگنجاند. در یک پرچمدار گرانقیمت این توجیه سخت است. همینطور برای باتریها هم وضعیت عوضی نیست؛ سامسونگ هنوز از فناوری باتری سیلیکونی کاربید استفاده نکرده، در حالی که ظرفیت باتری و سرعت شارژ سال به سال ثابت ماندهاند.
با این حال، نباید از این غفلت عبور کرد که سامسونگ در زمینهٔ گوشیهای تاقابلتاقابلی (foldable) عملکرد فوقالعادهای دارد و خوشحالم که این بخش استیج نشده است.
سامسونگ همچنان اپل را مسخره میکند و سپس همان کار را انجام میدهد
بدترین بخشهای اپل، حالا در سامسونگ
من قرار نیست اینجا بنشینم و از اینکه سامسونگ اپل را بهخاطر حذف پورت هدفون مسخره کرد، سپس همان کار را انجام داد، شکایت کنم. این داستانی است قدیمی که در دنیای تکنولوژی شنیدهایم. نکتهٔ تغییرپذیر در چند سال اخیر این است که سامسونگ تقریباً متوقف شده است که بهصورت متفاوت فکر کند (طنز بهخوبی منظور شده).
Galaxy Watch Ultra یک تضاد بزرگ دارد: بهنظر میرسد بهطور شدید از Apple Watch Ultra الهام گرفته است. کنار گذاشتن اسم Ultra، غیرعادی است که اولین ساعت پرچمدار سختکار سامسونگ، بند ساعتی و دایالی چرخان با تزیین نارنجی تقریباً شبیه به Apple باشد. مخاطبی که میخواهند جذب کنند واضح است.
این الگو خندهدار است و تقریباً نیازی به توضیح ندارد. فقط به Galaxy Buds 2 سمت چپ و Galaxy Buds 3 سمت راست نگاه کنید. سامسونگ واضحاً یک طراحی داخلی عالی داشته است، اما آن را در مقابل صدها کپی ارزان AirPods که آنلاین پیدا میکنید، جایگزین کرده. چرا؟
و در حین صحبت، نوار چرخان کجا رفت؟ این ویژگی یکی از متمایزترین ویژگیهای سامسونگ بود، بهویژه در ساعتهایی که برای استفادهٔ سخت و ورزشکاران جدی طراحی شدهاند. چرا سامسونگ مجبور است همان کاری را که اپل کرد انجام دهد و ویژگیهای منحصربهفرد خود را حذف کند؟
جدیدترین چیز، حذف بلوتوث از S Pen است. تنها کاری که من از آن استفاده میکردم، دکمهٔ شاتر بود و حالا دیگر وجود ندارد. و نه، من نمیخواهم برای بازیابی این عملکرد ساعت سامسونگ بخریم.
ویژگیهای دیگری مانند دیافراگ متغیر، اسلات microSD، اسکنر عنبیه و موارد دیگر که سالها بهصورت آرام توسط سامسونگ حذف شدهاند، نیز وجود دارد.
OneUI دارای انحرافات جزئی بیش از حد است
بازگشت به روزهای TouchWiz

اولین تجربهٔ من با نرمافزار سامسونگ به سال ۲۰۱۲ برمیگردد، وقتی Galaxy Note 2 با TouchWiz بود. آن زمان حتی بهسطح Nexus یا گوشیهای HTC نبود. اما با گذشت زمان سامسونگ بهطور واقعی پیشرفت کرد و One UI این فاصله را پر کرد.
من با OneUI 6.1 روی S24 Ultra شروع کردم و بسیار خوب بود، خیلی بهتر از iOS 18 شلوغ. سپس OneUI 7 آمد و همه چیز را بدتر کرد.
بهعنوان مثال، سامسونگ میخواست رقیب Dynamic Island خودش را داشته باشد، پس Now Bar را معرفی کرد. برای چند برنامهای که از آن پشتیبانی میکنند خوب است، اما چرا سامسونگ فکر کرد که قراردادن پخشکنندهٔ رسانهٔ صفحهٔ قفل در یک بخش کوچک در پایین صفحه ایدهٔ خوبی است؟ دکمهها بسیار آسان از دست میروند مگر اینکه روی آنها کلیک کنم و تصویر پسزمینه را با آلبوم موسیقی تعویض کنم.

همین اتفاق در تنظیمات سریع هم میافتد. گزینههایی مانند Smart View و Home settings دائماً آنجا میمانند، در حالی که من هیچوقت از آنها استفاده نمیکنم. نمیتوانم آنها را حذف کنم، بنابراین این فضا هدر رفته است. بهطوری که iOS، که همهٔ پلتفرمها را پشت سر میگذارد، حالا به من کنترل بیشتری میدهد و این چیزی نیست که فکر میکردم بگویم.
گزارش MUO: مشترک شوید و هرگز چیزهای مهم را از دست ندهید
من میتوانستم این مزاحمتهای کوچک را بیپایان لیست کنم، اما OneUI 8.0 نقطهٔ شکست من بود. قرار بود یک بهروزرسانی جزئی باشد، اما گوشی من را بهطور فوقالعادهای دردسرساز کرد. پرداخت با لمس الآن یک شوخی است. حتی نمیدانم سامسونگ چه چیزی را خراب کرده، اما Samsung Wallet بهاحتمال زیاد دیگر کار نمیکند.
من میایستم و گوشیام را یکبار یا چندبار (یا حتی با خشونت) روی کارتخوان میکوبم بهمانند یک احمق، امیدوارم این بار قبول شود. گاهی میشود، گاهی نمیشود. این برای امری اساسی غیرقابل قبول است. این مشکل بهتنهایی باعث شده که بخواهم بهسرعت برند را عوض کنم، چون روزانه از این ویژگی استفاده میکنم.

از زمانی که بینقص بود، اپل حالا احساس میکند… نامنظم. چه اتفاقی افتاد؟
وقت آن رسیده که تولیدکننده را تعویض کنیم
شاید فکر کنید این یعنی میخواهم دوباره به iOS برگردم، اما اینطور نیست. من رابطهام را با آیفونها برای همیشه قطع کردهام. و علاقهای به پیکسلها ندارم، پس گزینههایم محدود هستند.
تعداد زیادی از تولیدکنندگان چینی مثل Vivo و Xiaomi اخیراً فوقالعاده عمل میکنند، بهویژه در سختافزار. آخرین گوشی چینیای که استفاده کردم OnePlus 7 بود و تجربهٔ خیلی خوبی داشتم. شاید همین حالا زمانش باشد که دوباره به این سمت فرصت بدهم.