وقتی تصمیم گرفتم Google Photos را ترک کنم، این به خاطر نگرانیهای حریمخصوصی و کنجکاوی دربارهٔ عملی بودن جایگزینی خدمات گوگل با گزینههای منبعباز بود. من قبلاً به روش کارهای گوگل عادت کرده بودم. مرتبسازی خودکار و یادآوریهای آن برخی خلأها را برای من پر میکرد. استفاده از Google Photos تا زمانی که راحت بود، مناسب بود، اما وقتی ناراحتکننده شد، دیگر قابل تحمل نبود. انگار اجازه میدادم یک ماشین خاطراتم را تفسیر کند، نه اینکه صرفاً آنها را ذخیره کنم. مجبور شدم از فیلترها و پیشبینیها عبور کنم تا بفهمم کتابخانهام چه شکلی دارد.
وقتی تصمیم گرفتم Google Photos را ترک کنم، این به دلیل نگرانیهای حریمخصوصی و کنجکاوی دربارهٔ عملی بودن جایگزینی خدمات Google با گزینههای منبع باز بود. من قبلاً خود را با روش Google عادت کرده بودم. مرتبسازی خودکار و یادآورهای آن برخی خلأها را برای من پر میکرد. استفاده از Google Photos راحت بود تا اینکه ناامیدکننده شد. انگار در حال اجازه به یک ماشین برای تفسیر خاطراتم بودم به جای فقط ذخیرهٔ آنها. نیاز داشتم از فیلترها و پیشبینیها عبور کنم تا بفهمم کتابخانهام چگونه به نظر میرسد.
بنابراین، به Piwigo تغییر دادم. این جایگزینی پر زرق و برق نبود، بلکه یک گزینهٔ مقاومتر و هدفمندتر بود. این برنامه عکسهای من را بهعنوان دادهٔ رفتاری نمیداند بلکه بهعنوان فایلها در نظر میگیرد.
نقطهٔ شکست حریمخصوصی: وقتی «مفید» بیش از حد استخراجگر شد
درک این که عکسهایم بیش از ذخیرهسازی ساده برای Google بودند

یک بار در Google Photos برای «sketchbook» جستجو کردم و آن پیشنویسهای کاری خصوصی که فراموش کرده بودم عکاسی کردهام را بیرون آورد. در همان لحظه به این فکر رسیدم که گوگل میتواند بیش از شناسایی افراد عمل کند؛ میتواند اشیائی که به عادات، روتینها و فرآیند خلاقانهام مرتبط هستند را نیز تحلیل کند. بلافاصله شروع به نگاه کردن به Google Photos به عنوان یک حسگر کردم نه یک صندوق ذخیرهسازی.
این یک کشف شگفتانگیز نیست. Google مستند کرده است که مدلهای خود را با استفاده از متادیتا بهبود میبخشد. اما تجربهٔ مستقیم این که آرشیو من چگونه به Google تغذیه میکند، کافی بود تا رابطهام با Google Photos را بازنگری کنم. زمان ترک کردن آن فرا رسید.
جذابیت Piwigo عملی بود. گالری تصویر آن اگر بهصورت صریح ثبت نکنم، عکسهای من را تحت دستهبندی خودکار یا یادگیری ماشین قرار نمیدهد. این نوع سکوت تازهکنندهای است که تفسیرهای الگوریتمی و استخراج مخفی شده به عنوان راحتی را حذف میکند — یک کتابخانهٔ سادهٔ عکس که همانگونه که یک کتابخانهٔ عکس رفتار میکند.

Piwigo یک نرمافزار منبع باز برای مدیریت عکس است که برای سازماندهی، مدیریت و به اشتراکگذاری عکسها و ویدیوهای دیجیتال در وب استفاده میشود.
ساخت کتابخانهای که با طرز فکر من سازگار باشد
سلسلهمراتب، آلبومهای مجازی و متادیتایی که میتوانم به آنها ارتباط برقرار کنم

Google Photos برای کاربران عادی عالی است، اما وقتی به حدود ۲۰٬۰۰۰ تصویر رسیدم، خط زمان مسطح شد، آلبومها ثانویه شدند و جستجوهای من شبیه حدس و گمان شد. تنها راه مؤثر برای مرور، تکیه بر هوش مصنوعی Google بود.
Piwigo بر پایه ساختار عمدی ساخته شده است. میتوانم از آلبومهای تو در تو برای بیان نحوهٔ دستهبندی واقعی یادآوریها و کارهایم استفاده کنم. بهجای استفاده از یک فید بزرگ معکوس‑زمانی مثل Google Photos، سیستم خودم را ساختیم. بهعنوان مثال: خانواده > دهههای ۲۰۲۰ > سفرها > ماراکش، یا کار > مشتریان > تحویلها. این ساختار بیشتر من را بازتاب میدهد تا یک خط زمان کلی.
اولین ویژگی که واقعاً توجه من را جلب کرد، آلبومهای مجازی بود. بدون هیچ رفتار همگامسازی عجیب، فضای ذخیرهسازی اضافی یا نسخههای تکراری، میتوانم به یک فایل از چند آلبوم دسترسی داشته باشم. چیزی مشابه این در Google Photos وجود ندارد.
همچنین، Piwigo برچسبهای EXIF و IPTC من را مستقیماً از Lightroom میخواند. این به من فیلتر سریع و دقیقی میدهد که به حدس الگوریتمی وابسته نیست.
سفارشیسازی که گالری را به یک فضای کاری تبدیل میکند
تمها، افزونهها و قابلیتهایی که با شما رشد میکنند

Google Photos بسیار یکسان است، به همه یک رابط کاربری و چیدمان مشابه میدهد که در نهایت منجر به کنترل محدود میشود. با این حال، حذف پیچیدگی نیز مالکیت را از بین میبرد. این در تضاد شدید با Piwigo است، جایی که میتوانم رابط را طوری تنظیم کنم که گویی واقعاً متعلق به من است.
تمها نحوهٔ احساس و جریان کتابخانه را تغییر میدهند. با تم تیرهتر، عکاسی من بلافاصله غنیتر و شبیه به طوری که میخواهم بهصورت حرفهای ارائه دهم، به نظر میرسد. من کنترل تصویرهای کوچک، حالتهای مرور، چگالی نمایش و منطق مرتبسازی را در دست دارم.
به این تعداد صدها افزونه که بسیاری توسط عکاسان سالها تجربهدار ساخته شدهاند، اضافه کنید و یک محیط عکاسی بسیار غنی به دست میآید. ابزارهای بسیاری که نمیدانستید به آنها نیاز دارید، مانند ابزارهای تغییر نام گروهی، ابزارهای جستجوی پیشرفته و موتورهای چیدمان جایگزین، در اختیار شما قرار میگیرد.
من افزونهٔ دانلود دیجیتال را اضافه کردم و آن زمان بود که Piwigo بهعنوان یک پلتفرم نه فقط یک گالری عمل کرد و به من یک فروشگاه پایهای یکباره ارائه داد. احساس میکنم گالری من فضایی برای رشد همراه من دارد نه این که من را محدود کند.
اشتراکگذاری به دلخواه شما
دسترسی دقیق، دانلودهای کنترلشده و مشاهدهٔ امن

Google Photos یک لینک خصوصی یا عمومی برای اشتراکگذاری فراهم میکند که بهصورت عمدی ساده است. با این حال، این روش برای اشتراکگذاری ساده بهترین است و میتواند در موقعیتهای واقعی تند باشد. بهتر است سطوح مختلفی از قابلیت مشاهده برای آرشیو خانوادگی، گالری مشتری و مجموعهٔ عمومی داشته باشید.
سطوح دسترسی Piwigo به من امکان میدهد بهروش متفاوتی به اشتراکگذاری بپردازم. من گروهها را ایجاد کرده و دسترسیهای خاص به آلبومها را تنظیم میکنم. به برخی افراد فقط مشاهده، به دیگران دانلود نسخههای اصلی با وضوح کامل، و به برخی دیگر فقط نسخههای با واترمارک اجازه میدهم.
مقیاسبندی بهطرز شگفتانگیزی کارآمد بود. میتوانستم یک آلبوم را بهطوری تنظیم کنم که پیشنمایشهای با وضوح پایین را به عموم نشان دهد در حالی که نسخههای آماده چاپ را به گروهی از پیش تعریفشده نشان دهد. نیازی به آلبومهای تکراری، روشهای دور زدن اشتراکگذاری یا URLهای پنهان نبود. این سطح از کنترل دلیل اصلی است که چندین نفر به ابزارهای منبع باز روی میآورند.
یک منحنی یادگیری با بازدهی بلندمدت
تلاش راهاندازی، استقلال پایدار، و دو مسیر میزبانی
مهم است که توجه داشته باشید که برخلاف Google Photos، Piwigo بهصورت آماده استفاده نیست. من چندین سرویس را که استفاده میکنم بهطور خود میزبانی میکنم و به آنطور که فکر میکنید ترسناک نیست. خود میزبانی Piwigo به این معنی است که باید یک پایگاه داده پیکربندی کنید، مجوزها را تنظیم کنید و نسخههای پشتیبان را برقرار کنید. پس از راهاندازی سرور و آماده شدن همه چیز، برنامه را روی دستگاههای موبایلم دانلود کردم و به سرور متصل شدم. نگهداری پس از راهاندازی حداقل است.
ابزار بلافاصله با پایداری و کنترل به شما پاداش میدهد. دیگر نیازی به مبارزه با آزمایشهای جدید رابط کاربری یا تغییرات ناگهانی سیاستها ندارم. با این حال، خود میزبانی الزامی نیست، زیرا Piwigo بستهٔ ابری پرداختی ارائه میدهد. این بسته بهصورت کامل مدیریت میشود و تمام ویژگیها بدون هیچ کار تنظیمی در دسترس است. من خود میزبانی را انتخاب کردم زیرا عدم قطعیت را کاهش میدهد و هزینهای جز سرور ندارد. من از یک رایانهٔ قدیمی بهعنوان سرور خانگی اختصاصی خود استفاده میکنم.
یک کتابخانهٔ عکس سرانجام احساس میکند مال من است
Google Photos سرویسی بسیار اندیشیدهشده است. اما استفاده از Piwigo نحوهٔ ارتباط من با کتابخانهٔ خودم را تغییر داده است. آرشیوم حالا چیزی است که میتوانم با نیت شکل دهم. اگرچه برخی راحتیها را رها کردهام، اما از وضوح بیشتر بهرهمند شدهام.
حریمخصوصی و کنترل برخی از دلایلی هستند که Piwigo ارزش تغییر به آن را دارد؛ شما به ابزاری روی میآورید که به زحمتی که پشت هر عکس است احترام میگذارد.